Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
پانوراما – بخش دوم

«فضای روشن‌فکری در دوران پهلوی دوم»

2012 June 22

پیمان عابدی / رادیو کوچه

آن‌گونه که در بخش پیشین اشاره شد، پاره‌ای روشن‌فکران که از اندیشه‌های مارکسیستی- سوسیالیستی پیروی می‌کردند در ابتدای دهه‌ی 1320خورشیدی «حزب توده» را بنیان گذاشتند. گرایش دیگر شامل روشن‌فکران مشروطه خواه و تجددطلب ملی‌گرا بود که خود را وارث میراث روشن‌فکری مشروطیت می‌دانست و سومین گرایش روشن‌فکری که به تقریب نوپا و نوظهور بود و در حاشیه‌ی این طیف قرار می‌گرفت، روشن‌فکرانی را شامل می‌شد که علاوه بر تجددخواهی و ملی‌گرایی بر جنبه‌های مذهبی با تفسیرهای نوگرایانه نیز تکیه داشتند، و در سال 1321 خورشیدی، در دانشگاه تهران برای نخستین بار، انجمن‌های اسلامی را که محلی بود برای نشر افکارشان، پایه گذاری کردند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در مجموع، فضای روشن‌فکری ایران در این دوره متاثر از دو نحله‌ی فکری-سیاسی سوسیالیستی و ناسیونالیستی بود. در این دوره که فضای به نسبت باز سیاسی برقرار بود، روشن‌فکران فرصت یافتند که بیش‌تر به مباحث حقوق شهروندی و مدنی بپردازند و بر فعالیت‌های سیاسی خویش افزودند. اما به رغم این همه تلاش سیاسی، باز هم نتایج مورد نظر به دست نیامد. شاید به این علت که هنوز ساختارهای اقتصادی و مناسبات اجتماعی و نهادهای سیاسی، به شدت تحت تاثیر فرهنگ سنتی کهن ایران بودند و حتا بیش از هفتاد درصد جمعیت ایران در روستاهای پراکنده و منزوی سکونت داشتند و کم‌ترین نقش را در روند تجدد ایرانی نداشتند. به طوری که به تقریب می‌توان گفت جنبش‌های سیاسی معاصر ایران از قیام تنباکو گرفته تا نهضت ملی شدن نفت، که در این دوره اتفاق افتاد، همگی جنبش شهری بودند و بر حسب جمعیت شهرنشین ایران در این دوره که قریب 20 درصد جمعیت کشور را شامل می‌شد، اکثریت عظیم جمعیت روستایی در فرایند نوسازی و تحول‌خواهی که برخاسته از تجددطلبی و ایده‌ی ترقی‌خواهی و مدرنیسم بود، نقشی نداشتند و از پیامدهای مدرن سازی ایران به دور ماندند.

 افول حزب توده در سال‌های پایانی دهه 1320خورشیدی(1940میلادی)، فرصتی را برای پیدایش یک جنبش ناسیونالیستی در اوایل دهه 1950 میلادی فراهم کرد. این جنبش را «محمد مصدق» رهبری می‌کرد. شخصیت کاریزماتیکی که از انقلاب مشروطه به این سو در سیاست ملی ایران حضور داشت. در طول این سال‌ها و پیش از بازنشستگی اجباری به فرمان «رضاشاه»، مصدق در مقام‌های گوناگون نظیر نماینده مجلس، حکم‌رانی ایالات و وزیر کابینه خدمت کرده بود. شهرت وی در اساس ناشی از مبارزه برای دو هدف اصلی بود: مشروطه خواهی صریح در داخل و سیاست سرسختانه موازنه منفی در خارج با هدف تضمین استقلال از سلطه بی‌گانه.

مصدق که هم‌زمان با بریتانیا و هم‌چنین شاه مبارزه می‌کرد، «جبهه ملی» را تشکیل داد و در آن طیف گسترده‌ای از احزاب و انجمن‌های مرتبط با طبقه متوسط را بسیج کرد. مهم‌ترین احزاب جبهه، متشکل از حزب «ایران»، حزب «زحمت‌کشان»، حزب «ملیون» و انجمن تجار و اصناف بازار تهران بود. حزب «ایران» که در ابتدا فعالیت خود را به صورت یک انجمن مهندسان آغاز کرده بود، به تدریج به شکل یک سازمان ملی با برنامه‌ای هم ملی و هم سوسیالیستی توسعه پیدا کرد. این حزب که در ابتدا متحد حزب توده بود، پس از سال 1325 خورشیدی به سوی مصدق جذب و سپس به تکیه‌گاه اصلی وی تبدیل شد. حزب «زحمت‌کشان» شامل چند روشن‌فکر برجسته بود که از حزب توده جدا شده بودند. مهم‌ترین چهره‌های این حزب «جلال آل احمد» و «خلیل ملکی» بودند. حزب «ملیون» نیز یک گروه محدود به دانش‌گاه تهران بود که پیوسته عظمت و شکوه ایران آریایی پیش از اسلام و بازپس‌گیری سرزمین‌های از دست رفته (‌به ویژه بحرین، بخش‌هایی از افغانستان و قفقاز) را تکرار می‌کرد. به عنوان مثال، روشن‌فکرانی‌ هم‌چون «شادمان»که گذار جامعه ایران از سنت‌ به مدرنیته را با نگاهی حسرت‌بار و اندوه‌ناک پی‌ می‌گرفتند، راه برون‌رفت از این «بزرگ‌ترین بحران‌ تاریخ ایران» را در بازگشت به تمدن عظیم ایران و زبان شکوه‌مند فارسی می‌دیدند؛ چنان‌که شادمان‌ می‌نویسد:

«کار رویارویی با فرنگ و تجدد را تن‌ها می‌توانیم‌ به عهده کسی بگذاریم که چشم و گوش و دلش را از ایران و زبان ایران و مهر ایران و از هر آن چیزی‌ که در تاریخ 2500 ساله ما به این ملت پاینده ایران‌ وابستگی داشته است، چنان‌که شاید و باید، پر کنیم و ایرانی ایران‌شناس فارسی‌دان هوش‌مند معتمد را به جانب کارگاه پرنقش و نگار تمدن‌ فرنگی بفرستیم».

 پس از استقرار مصدق در جای‌گاه نخست‌وزیری، وی دو موضوع محوری را دنبال می‌کرد، یکی اصلاح قانون انتخابات و دیگری اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت بودند. درباره دوران صدارت وی  و عمل‌کردش دو دیدگاه نظری متفاوت وجود دارد، عده‌ای دوران نخست وزیری و وکالت مصدق را یکی از طلایی‌ترین دوران‌های تاریخ معاصر ایران می‌دانند که در آن، کشور ایران توانست در برابر استعمارگران خارجی و استبدادپیشه‌گان داخلی ایستادگی کند و عده‌ای دیگر نیز بر این باورند که خطاهای استراتژیک مصدق بود که جامعه ایران را برای مدت‌های طولانی در وضعیت استبدادی فرو برد و نیز نتوانست در طولانی مدت، دست استعمار را از ایران دور نگه دارد. به گفته «همایون کاتوزیان»، «جبهه ملی و مصدق فکر دموکراسی و کوشش برای به دست آوردن آن را پیش برد ولی نتوانست به انجام برساند. نهضت ملی شدن نفت، گام بلندی برای کوتاه کردن دست انگلیس از سیاست ایران و نیز افزایش درآمد نفت ایران بود. این هر دو حتا پس از ۲۸ مرداد نیز تا اندازه ای، اگر چه نه تا آن اندازه که ملیون می‌خواستند، ادامه یافت».

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,