Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
پس‌نشینی تند

«خلق را تقلیدشان بر باد داد»

2012 June 24

اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه

نوجوان که بودم، همیشه از دیدن آن دسته از هم‌شهریانم که سعی می‌کردند تا لهجه‌ی خود را پنهان کنند و به اصطلاح رایج ما ایرانی‌ها با لهجه‌ی تهرونی حرف بزنند برمی‌آشفتم. راستش نمی‌فهمیدم چرا یک مشهدی، شیرازی، اصفهانی، شمالی و یا جنوبی باید تمام تلاش خود را به‌کار ببندد تا نوع گویش خود را تغییر دهد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

خیلی طول نکشید تا این رفتار را از نوع دیگرش هم تجربه کردم و آن حکایت ایرانیان از غرب بازگشته‌ای بود که در گفتار و رفتار خود، در آشکار و نهان از واژه‌ها و عادات بیگانه بهره می‌بردند. در این حقیقت شکی وجود ندارد که زندگی در محیط‌های شهری و تمدنی بزرگ‌تر و پیش‌رفته‌تر، می‌تواند سبب تغییرات مثبت و منفی فراوانی در آدمی بشود و صد البته بر بالا بردن سطح فرهنگی فرد نیز تاثیر بگذارد اما این امر لزومن به‌معنای فراموشی سنت‌ها و عادات پسندیده‌ی بومی نیست. هرگز نباید از یاد برد که بسیاری از عادات و رفتارهای درست و مقبول فردی و اجتماعی هست که ریشه در تجربه‌ی زندگی در محیط‌‌های کوچک‌تر و غیرپیچیده‌تر اجتماعی دارد اما متاسفانه این رفتارها به‌تدریج و به‌سبب نگاه از بالا به پایین مرکزنشینان، و یا دیدگاه تحقیرآمیز کشورهای بزرگ‌تر و پیش‌رفته‌تر به کشورهای در حال رشد و یا عقب مانده، از یاد رفته‌ و به‌تدریج کم رنگ شده‌اند.

همان‌طور که اخبار آن در رسانه‌ها نیز آمده بود، چند روز پیش در شهر مشهد و در پی گزارش جمعی از شهروندان، چند قلاده توله شیر و خرس سرگردان به‌وسیله‌ی نیروهای آتش‌نشانی جمع‌آوری شدند. گرچه که هنوز مقامات رسمی و دولتی درباره‌ی علت و ریشه‌ی این پیش‌آمد موضع مشخصی نگرفته‌اند اما یکی از دلایل آن را می‌توان به عادت و رفتاری زشتی نسبت داد که چندی است در پایتخت ایران رواج یافته‌است.

با کمال تاسف مدتی‌ست که نگه‌داری حیوانات وحشی به اسم حیوان خانگی و دست‌آموز به‌عنوان یکی از نشانه‌های رفاه و نمادی از تمول افراد جا‌‌‌افتاده است. درباره‌ی این عادت ناپسند پیش از این و به اندازه‌ی کافی سخن گفته‌ایم اما بخش غم‌انگیزتر ماجرا، تقلید چشم‌بسته‌ی مردم شهرهای کوچک‌تر از پایتخت‌نشینان و تلاش برای گذاشتن پا جای پای تهرانی‌هاست. تجربه نشان داده که هرگونه از این رفتارهای متظاهرانه‌ی قشر مرفه در تهران، به‌سرعت از سوی همین طبقه در شهرهای دیگر نیز تکرار می‌شود، از اسپرت کردن و هزینه‌های چند ده میلیونی ماشین‌های گران‌قیمت یا واردات اتومبیل‌های خاص و پرسرعت و گرداندن آن‌ها در سطح شهر و به‌رخ ملت کشاندن آن‌ها گرفته تا خرید از فروش‌گاه‌های شمال‌شهر و پوشیدن لباس‌های با برندهای مشهور. حالا نوبت به نگاه داشتن شیر، ببر، پلنگ و خرس در خانه‌ها رسیده‌است، کاری که میزان دشواری آن زمانی مشخص می‌شود که این حیوانات بخت‌برگشته به اندازه‌ای بزرگ شوند که دیگر با روزی چند لیتر شیر سیر ‌نشوند و فضای چند متری آپارتمان جواب‌گوی بازیگوشی‌های طبیعی آنان نباشد. در چنین مواردی است که این شهروندان بی‌مسوولیت از ترس پاسخ‌گویی به مقامات، این حیوانات نگون‌بخت را در کوچه و خیابان رها می‌کنند و جان این زبان‌بسته‌ها و امنیت دیگر مردم را به‌خطر می‌اندازند.

فراموش نباید کرد که بخش عمده‌ای از این حیوانات جزو گونه‌های نادر و در حال انقراض هستند و وجود بازار مناسب و به‌قول معروف تقاضای فراوان برای خریدشان، سبب ایجاد تجارت پرسود قاچاق آن‌ها ‌شده‌است، واقعیت تلخی که نتیجه‌اش مرگ و نابودی شمار فراوانی از این حیوانات با ارزش است. ای کاش که مردم ما می‌دانستند، همه‌ی رفتارها و اخلاقیات رایج در شهرهای بزرگ و کشورهای ثروتمند مطلوب و ارزشمند نبوده و قابل کپی‌برداری و تقلید نیست و تمامی عادات و روش‌های زندگی در شهرهای کوچک و روستاها مستحق ترک و فراموشی.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,