Saturday, 18 July 2015
23 September 2021
فرگشت تفکر و خلاقیت:

«چه چیز بشر را به فکر واداشت؟»

2012 June 24

سینا رهنما / رادیو کوچه

فرگشت تاریخ بشری امری پر از رمز و راز است، حدود 45 هزار سال پیش بود که بودن این که هیچ دلیل مشخصی برای آن پیدا شود ( تا الان البته، شاید در آینده پیدا شود) گونه ما شروع کرد به مسیر دیگری رفتن. فناوری و تکنولوژی شروع به پیش‌رفت کرد و آدمی‌زاد شروع کرد به ساخت و ساز و خلاقیت و ابداع و اختراع و قدم ها به سمت تمدن را برداشتن. از آن جا به بعد بود که بشر شروع کرد به کاشت و برداشت محصول، ساختن شهر، خواندن و نوشتن و امروزه هم که بشر سیطره خود بر دیگر گونه‌ها را مسلم کرده و همه را در قلمرو خود گرفته است.

سم مک نیرنی – Sam McNerney – در مقاله‌ای با بررسی شکل تفکر و تصمیم گیری بشر، این احتمال را مطرح کرده که به احتمال زیاد، مسئله مرتبط با خواست و تقاضای جنسی و سکسی بوده است. به عبارت دیگر، وقتی داشتن تفکر، جنس مقابل را جذاب و خواستنی می کند.

Les Demoiselles d’Avignon by Pablo Picasso

تاکید او هم روی همین مسئله است: این انفجار تفکر در بشر را انتخاب طبیعی نمی‌تواند توضیح دهد. ترکیب و آرایش ژنتیک ما – بشر امروزی – با همان آرایش بشر یک‌صد هزار سال پیش است. مت ریدلی – Matt Ridley –  در یکی از تحقیقات خود گفته بود:« تمام مواد اولیه برای موفقیت بشر مانند ساخت ابزار، فکر بزرگ،فرهنگ، آتش و حتی زبان همه و همه، حتی نیم میلیون سال پیش هم برای بشر مهیا بوده، پس چرا زودتر به آن سمت حرکت نکرده است؟»

بار دیگر برمی‌گردیم به همین مسئله خلاقیت و سکس، سکس به معنای ارتباط جنسی. این تحقیق که بخش اصلی آن ضمیمه همین  مطلب است را اگر نگاهی بیاندازید، آزمایش و تجربه‌ای است که از سوی سه روان‌شناس فرگشت – کارشناس تکامل روان‌شناسی – انجام شده است. داگلاس کنریک، باب سیالدینی و ولاد گریسکویشس[1]، تحقیق جالب و هوش‌مندانه‌ای انجام دادند:

از شرکت‌کنندگان که دانش‌جو بودند خواسته شد در مورد تصویری مبهم، یک داستان کوتاه بنویسند. پیش از این که دانش‌جویان شروع به نوشتن کنند، این سه روان‌شناس، افراد حاضر در تحقیق را به دو قسمت مساوی تقسیم کردند. به نیمی از آن‌ها تصاویری از زنان بسیار زیبا نشان دادند و ازشان خواستند یکی را انتخاب کنند و به طور ذهنی او را به بیرون دعوت کرده و حتا با او احساس نزدیکی کنند. به نیم دیگر، تصاویری از کوچه و خیابان نشان دادند که بسیار زیبا و آرامش بخش بود  و مجموعه‌ای بود از وضعیت آب و هوا و شهر و کوچه و خیابان.

برای این که قاطی نشود، به زبان دیگر: تصاویر مبهمی به آن‌ها نشان دادند تا بر اساس آن داستان کوتاه بنویسند. پیش از نوشتن داستان کوتاه، به نیمی تصاویر زنان زیبا نشان دادند و به نیمی دیگر تصاویر شهر و آسمان و آب و هوا و ساختمان  و بنا.

خلاقیت، مانند ابزاری در دیگر نرها در گونه‌های متفاوت است: ابزاری برای بهتر بودن، سرآمد بودن و در نتیجه بهتر به دست آوردن رضایت جنس مخالف.

نتیجه این شد که آن دسته که تصاویر زنان زیبا را دیده بودند، خلاقیت بالا و زیادی نشان داده و در مورد تصویر مبهمی که دیده بودند، خلاقانه نوشته بودند به حدی که به طور کامل خیلی بهتر از گروه مقابل درآمده بود. از آن جایی که این نتیجه روی مردان خود را نشان داده بود، سه کارشناس یاد شده این طور نتیجه‌گیری کردند که خلاقیت، مانند ابزاری در دیگر نرها در گونه‌های متفاوت است: ابزاری برای بهتر بودن، سرآمد بودن و در نتیجه بهتر به دست آوردن رضایت جنس مخالف.

آقای کنریک هم‌چنین تحقیقی انجام داده و رابطه میان خلاقیت، پیروی نکردن از جمع و انتخاب جنسی را بررسی کرده است. مسئله مورد نظر او این بود که ببیند آیا تمایل و خواست جنسی باعث می‌شود جنس نر خود را به لحاظ هنری و خلاق، از جمع بیرون و یک سرو گردن بالاتر نگه دارد یا نه. برای این کار او از دو نفر یعنی چد مورتینسن – Chad Mortensen – و نوا گلدستین – Noah Goldstein – خواست به او کمک کرده و از یک مجموعه بپرسند که یک تصویر هنری را چقدر جالب یا قابل توجه می‌دانند. اما پیش از هرگونه قضاوت، از افراد خواسته شد در جمعی حاضر شوند که درباره کار قضاوت می‌کند و بیش‌تر اعضا با یک نظر موافق هستند. آیا نمونه‌های مورد نظر از نظر جمع پیروی می‌کنند؟

Woman photographing a Picasso painting, Metropolitan Museum of Art, Central Park, Manhattan, New York City, USA

این بستگی به دو عامل یعنی وضعیت انگیزه – درصد طالب بودن – و البته جنسیت برمی‌گردد. کندریک و تیمش دو گروه درست کردند. یک گروه فقط با شنیدن داستان‌های ترسناک، تراژدی در ذهنشان زنده شده بود. گروه دیگر ولی طوری برایشان وضع مهیا شد که خودشان را در یک روز جالب و رمانتیک و با خواستنی‌ترین شخص در ذهنشان، وقت صرف کنند. در این حالت بود که خاست‌گاه و انگیزه خیلی متفاوت بود: آن‌هایی که در رویای رومانتیک بودند خلاف قاعده اکثریت عمل می‌کردند در حالی که افراد تحت تاثیر خاطره تراژیک، طبق قاعده جمعی عمل می‌کردند و رای اکثریت را قبول داشتند. زنان البته چنین نتیجه‌ای را نشان ندادند و مشخص شد این مردان هستند که برای به رخ کشیدن خلاقیت، خود را بالا می‌کشند. نسخه این نمونه هم موجود و قابل دسترسی است.

این تحقیق کمک می‌کند درک کنیم چرا این قدر الهه و انگیزه در خلاقیت، زنان هستند. برای مثال به روشی که کندریک در سیرتاریخی مثال زده، دقت کنید:

پابلو پیکاسو، از چهره‌های شاخص دنیای هنر با بیش از 147 هزار و 800 اثر هنری است. نگاهی به مقاطع خلاقیت پیکاسو هم نتایج جالبی دارد: هر دوره از شکوفایی نقاشی پیکاسو با یک زن آغاز می‌شود – تاکید این که این زن مدل یا خدمت‌کار یا پیش‌خدمت نیست، زن منظور معشوق و کسی است که به او عشق ورزیده می‌شود – و هر زنی برای یک دوره، الهه و انگیزه اصلی خلاقیت و حرکت هنری پیکاسو بوده‌اند. البته نمی‌شود این بحث را محدود به پیکاسو کرد و گفت فقط او این طور بوده است: خلاقیت چهره‌هایی دیگر چون سالوادور دالی، فردریک نیچه و دانته هم به شدت تحت تاثیر آن بخش از زندگی بوده که در عشق و انگیزه برای جنس مخالف بوده است.

هر دوره از شکوفایی نقاشی پیکاسو با یک زن آغاز می‌شود

تاثیر رمزآلود الهه به افسانه‌های یونان برمی‌گردد. زمانی که 9 الهه زیبا در سرتاسر زمین به حرکت افتادند و انگیزه‌ای برای شاعران و هنرمندان و تصویرگران شدند. به گفته فرانسین پروز،‌Francine Prose که کارشناس تاریخ و مورخ است می‌گوید: بررسی تمام الهه و انگیزه‌های هنر و خلاقیت یک حقیقت تکان دهنده و قاطع است: همه آن‌ها چه در تاریخ و چه در افسانه و اساطیر، زن هستند. و اضافه می‌کند: اگر دلیل بیولوژیکی ندارد، پس چرا یک مرد نمی‌تواند انگیزه لازم را ایجاد کند؟ دنیای ایجاد انگیزه به طور کامل در اختیار زنان است و آن چه از آن بیرون می‌آید، مردانی است که راهی برای بروز خلاقیت تشویق و تحریک می‌شوند.

این طور که این بررسی نشان می‌دهد، پاسخ باید در انتخاب جنسی باشد. آیا این جوابی کافی برای این است که بدانیم چطور اجداد ما که کارشان شکار بوده به ساخت و ابداع آیفون و هواپیما رسیده‌اند؟ هنوز خیلی از اجزای این پازل فراهم نیست اما شاید رابطه میان سکس – خواست جنسی – و خلاقیت، یکی از آن ها باشد.

………………………………..

[1]Douglas Kenrick, Bob Cialdini and Vlad Griskevicious

مطلب های بخش «اندیشه گار» را از این جا دنبال کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۲ Comments


  1. آرش
    1

    بهتره قبل از نوشتن یا انعکاس مطلب، یک محاسبه ی سرانگشتی هم داشت، اینکه نوشتید پیکاسو دارای ۱۴۷ هزار و ۸۰۰ اثر هنری است، به این معنی است که اگر پیکاسو روزی یک اثر هنری خلق کرده باشد، باید دست کم ۴۰۴ سال عمر میکرده تا به عدد شما برسد!!


  2. سینا رهنما
    2

    مطلب مستند هست دوست خوب اگر به مطلب اصلی نگاه کنین، فکر هم می کنم منظور مجموعه کارهای پیکاسو باشه به لحاظ آفرینش یعنی توام با اتودها و نه کارهایی که تمام شده و نمایشگاهی شده اند.