Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
پارس‌نامه‌- آیین مزدک

«مزدک پیام‌آور آیین مردم‌گرایی»

2012 June 25

امیر و کاملیا‌/ رادیو کوچه

در اواخر قرن پنجم میلا‌‌دی در زمان سلطنت «قباد» فرقه تازه‌ای به وجود آمد که در بعضی از اصول فلسفی و اجتماعی به آیین مانی شباهت داشت. این آیین جدید توسط «مزدک» پسر «بامداد» به وجود آمد. وی به احتمال زیاد اهل نیشابور بود. بعضی از منابع، «مزدک» را از اهل فسا می‌دانند. وی نهضت اجتماعی مهمی ایجاد کرد به طوری‌که «ادوارد براون» از او به عنوان اولین فیلسوف کمونیسم یاد کرده‌ است. شهرت مزدک مقارن شاهنشاهی قباد ساسانی به اوج رسید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اوضاع مملکت در این زمان سخت آشفته بود و هبتالیان از جانب مشرق و شمال پی در پی به ایران هجوم می‌آوردند. کشمکش‌های شدید و خونین مذهبی بین موبدان زرتشتی و یهودیان، فرقه‌های مختلف مسیحی با یک‌دیگر و دولت ایران با مسیحیان که آنان را عوامل امپراتوری روم می‌دانست، در جریان بود. خشک‌سالی‌های پیاپی نیز مردم گرسنه و محروم را به عصیان وا می‌داشت.

مزدک در زمان حکومت قباد دعوی پیامبری کرد، از روحانیون زرتشتی بود و بر پایه‌ی آموزه‌های مانی در باب آفرینش و جهان دیگر معتقداتی ویژه داشت. وی به دو اصل نور و ظلمت و رهایی نهایی نور معتقد بود و می‌گفت انسان باید از علایق دنیوی بپرهیزد تا هرچه بیش‌تر به رهایی نور از بند ظلمت ماده یاری داده باشد. اما وی به خلاف مانی ازدواج را منع نمی‌کرد و داشتن یک همسر را کافی می‌دانست. مزدکیان هم‌چنین گیاه‌خوار بودند و باور داشتند که با کردار نیک و بدون انجام امور ظاهری دینی می‌توانند رستگار شود.

چنین بر می‌آید که مزدک ازدواج زنان با مردانی بیرون از طبقات روحانی و اشرافی را جایز دانسته و داشتن بیش از یک زن را ناروا می‌شمرده چرا که بنا بر گواهی‌های متعدد تاریخی در مورد شمار بسیار زیاد زنان در شبستان‌ها و حرم سراهای ساسانی سخن مکرر آمده ‌است. از نظر اجتماعی مزدک از استاد خود، زرتشت خورگان، پیروری می‌کرد که سال‌ها در بیزانس به سر برده بود و با کتاب‌های فلسفی یونان از جمله جمهور افلاطون آشنایی داشت. مزدک با توجه به جنبه علمی این معتقدات می‌گفت خداوند مواهب حیات را برای استفاده همگان آفریده ‌است.

مذهب مزدک، به مذهب مانی خیلی نزدیک است زیرا مزدک نیز به اصل نور و ظلمت یا روشنایی و تاریکی اعتقاد داشت. منتهی وی معتقد بود که روشنایی از تاریکی به کلی جداست، اولی آزادانه و عاقلا‌نه عمل می‌کند، دومی‌کورکورانه و جاهلا‌نه، مزدک نیز مانند مانوی‌ها کشتن حیوانات و خونریزی را منع می‌کرد. وی معتقد بود برای رفع ضدیت و کینه مردم که هر دو از تاریکی است، باید به منشا آن پی برد و منشا آن زن و مال است.

معتقدات بنیادی خداشناسی مزدکی را می‌توان چنین خلا‌صه کرد:

 1 -‌اعتقاد به بنیادی که جدا از دوگانه انگاری زرتشتی یا مانوی نیست.

 2‌ -باور داشتن به عناصر سه گانه که می‌توان آن را با چهار عنصر یا پنج عنصر مانوی مقایسه کرد.

 3 -‌ اعتقادبه منزه بودن خدای بزرگ آن گونه که از فرض دو مدبر خیر و شر بر می‌آید.

 4 -‌ عقیده به عالم کبیر روحانی که در جهان خاکی مظهر کوچکی و آدمی‌مظهر کوچک‌تر آن است.

 5 -‌ اعتقاد به نیروی نمادی حروف، کلمات و اعداد که کلیدهای دانش و رستگاری هستند.

 6 -‌ عقیده به این‌که شناخت مکاشفه‌ای ماهیت یا راز دین به دست آمد، تکلیف شرعی برداشته می‌شود و فرامین دینی معنی ظاهری خود را از دست می‌دهند. این اعتقادات، آیین مزدکی را آشکارا در شمار ادیان التقاطی در آورد که در سده‌های نخستین مسیحی با آمیزه‌ای از اندیشه‌های ایرانی، بابلی، سریانی و یونانی پدید آمده بود.

پایه و اساس تعالیم مزدک بر اصلا‌حات اجتماعی بود که می‌توان آن را یک نوع مسلک اشتراکی دانست. در تعالیم وی، جنبه اجتماعی بیش‌تر از جنبه دینی و فلسفی مورد توجه بوده است. در نهضتی که مزدک در زمان قباد پدید آورد، یک رشته درخواست‌ها و نظرهای اجتماعی دیده می‌شود. وی معتقد بود که موجب اختلا‌ف بین مردم دو چیز است: یکی مال و خواسته، دیگری زن و برای فرو خواباندن تناقض و بیزاری و اختلا‌ف، همه مردم باید از ثروت و همسر برخوردار باشند. همان‌طور که مردم از آب و آتش و باد به تساوی بهره می‌گیرند، باید از زن و مال نیز به بهره بگیرند. مهم‌ترین جنبه تعالیم مزدک مردم‌گرایی او بوده است.

اما حرص و زیاده‌خواهی و انباشتن مال به خشونت و بدرفتاری و نابرابری می‌انجامد. این‌‌گونه باورها با نظام اجتماعی عصر ساسانی به هیچ روی سازگار نبود. زیرا در آن جامعه، طبقات از یک‌دیگر جدا بودند و کسی نمی‌توانست، ولو به لیاقت و استعداد، از حد اجتماعی خود تجاوز کند. مزدک که سخن‌وری ورزیده بود و نفوذ کلام بسیار داشت به هواخواهی مردم مستمند از درباریان می‌خواست که دست به تعدیل ثروت زنند. بدین ترتیب، نهضت مزدک به انقلابی اجتماعی تبدیل شد و، با آن که مزدک پیروان خود را از ستیز و کینه جویی منع کرده بود، کار به خشونت و افراط کشید.

اما آن‌چه که از آن به عنوان اشتراک در زن و خواسته نام برده شده‌ نه دزدیده شدن زنان حرم‌سرا بوده و نه دزدی مال و اموال نجبا چرا که مزدک خود روحانی معتقدی بوده‌ است. آن‌چه که در این قیام رخ داد واکنش روستاییان به فشار و ظلمی بود که بر آن‌ها می‌رفت. علاوه بر آن آیین عیاشی دسته جمعی به سبب آن‌که از آیین‌های باستانی روستاییان بوده در میان آنان مرسوم بود. در این میان بعضی نجبا نیز به صف مزدکیان پیوستند. قباد یکم، شاهنشاه ساسانی، نیز خود با اصلاحات اجتماعی موافق بود و از مزدک حمایت می‌کرد. اما بعدها بر اثر وقایعی تغییر رای داد.

در پایان شاهنشاهی قباد، پسرش «خسرو اول»، که بعدها انوشیروان لقب گرفت، مجلس مناظره‌ای ترتیب داد که در آن روحانیان زرتشتی و مسیحی حریف مزدکیان بودند. مزدکیان مغلوب و قتل عام شدند. گفته‌اند که در یک روز دوازده هزار مزدکی کشته شد. کتاب‌های ایشان را سوزاندند و اموال‌شان را مصادره کردند. گر‌چه تعلیمات اشتراکی مزدک چندی در سوریه و یونان عده‌ای را جلب کرد ولی برخلا‌ف مذهب مانی هیچ‌گاه در خارج از ایران ریشه ندواند.

اما افکار مزدک پس از او قرن‌ها هم‌چنان پنهانی دوام داشت و انتشار می‌یافت. نیم قرن پس از او، پسر خاقان بزرگ ترکان غربی، به هم‌راهی فقرا و محرومان اطراف، بخارا را متصرف شد و زمین داران و بازرگانان بزرگ را مجبور به فرار کرد اما خود نیز سرانجام سرکوب شد. در قرن هشتم میلادی نیز در خوارزم براساس عقاید مزدک عصیانی صورت گرفت که دیری نپاید و از هم پاشید.

 تعالیم مزدک برای همیشه در اذهان توده‌های ایرانی ماندگار شد و هر ازگاهی از جایی به‌شکلی سر برآورد. در تاریخ ایران چندین متفکر بزرگ تظاهر به مسلمانی می‌کردند، ولی تراوش فکرشان همان است که مزدک گفته بود. در میان این‌ها «خیام» و «سهروردی» (شیخ اشراق) و عین القضات همدانی از همه بارزترند. آن‌دسته از شعرای ایرانی که که ترویج فکر آزادی انسان و شادزیستی و دوری از اندوه و آزار انسان و موجودات زنده کرده‌اند تعالیم مزدک را بازتاب داده‌اند.

جمعیت «اخوان‌ الصفا» که در سده چهارم هجری در بصره توسط هفت‌ تن از ایرانیان دوزبانه پایه‌گذاری شد و اصول و فروعِ عقایدشان را در 51 جزوه، به‌نام «رسایل اخوان الصفا» منتشر کردند (و به‌زودی جریانی به‌نام «باطنیان» از درون تعالیم‌شان بیرون آمد)، از جهات بسیار زیادی بازتاب‌دهنده تعالیم مزدک بودند. حتا در بیرون از ایران نیز آثار تعالیم مزدک را در میان برخی از متفکران می‌بینیم. مثلن، «ابوالعلا معری» در سروده‌هایش یک مزدکی تمام‌عیار است. ساختاری هشت ضلعی به نام پیر سرخ در شهر لار کهن وجود دارد که به باور برخی دانش‌مندان و ایران‌شناسان ‌آرام‌گاه و یادمان مزدک است.

 ………………………………

منبع‌ها :

تاریخ اجتماعی ایران. مرتضی راوندی.

تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ا. آ. گرانتوسکی – م. آ. داندامایو، مترجم، کیخسرو کشاورزی،

تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن ۱۸، پیگولووسکایا، ترجمه کریم کشاورز،

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,