Saturday, 18 July 2015
16 September 2021
گردونه مهر- بخش نخست

«پهلوانان اسطوره‌ای ایران»

2012 June 26

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

در میان شخصیت‌های اسطوره‌ای در سنت کهن ایران، نام‌داران و قهرمانانی وجود دارند که نمی‌میرند و هنگامی که زمان معمول زندگی‌شان به سر می‌رسد یا به خواب می‌روند و یا در جایی پنهان می‌مانند و در هنگام لازم و در زمان «فرشگرد»(دوران بازسازی جهان) به یاری بزرگان دین و مردم می‌شتابند. نام این جاودانان بنا به روایت‌های مختلف فرق می‌کند. از میان آن‌ها به شخصیت‌های ذیل می‌توان اشاره کرد: «گرشاسب»، «توس» و «گستهم» پسران «نوذر»، «کیخسرو»، «گیو» و «فریبرز» از پهلوانان دوره کیخسرو؛ «اوروتت نره» کوچک‌ترین پسر زردشت که در «ورجمکرد» همان دژ زیرزمینی ساخته‌ی جمشید به سر می‌برد تا پس از اتمام آن زمستان که در پایان تاریخ جهان پیش می‌آید به هم‌راه جاودانان دیگر دوباره جهان را آباد کند. «گوبدشاه» یا «اغریرث» برادر «افراسیاب» که به دلیل یاری دادن به ایرانیان به دست برادرش کشته می‌شود و جزو جاودانان در می‌آید. «یوشت فریان» یا همان جوان پانزده ساله دانایی که به پرسش‌های «اخت»، جادوگر اهریمنی پاسخ می‌دهد و با سوالات خود او را به نابودی می‌کشاند. «پشوتن» پسر «گشتاسپ» که در «گنگ دژ» یا «سیاوش گرد» زندگی می‌کند و تعدادی دیگر. هم‌چنین «جمشید»، «فریدون» و «کی‌کاووس» نیز بنا به روایت‌ها بی‌مرگ آفریده شده بودند، ولی به دلیل ارتکاب گناه از رده جاودانان بیرون آمدند. در «بندهشن» آمده است که در «فرشگرد»، 15 مرد پارسا و 15 زن که از بی‌مرگان هستند به یاری «سوشیانس» می‌شتابند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اما یکی از نام آورترین پهلوانان تاریخ اساطیری ایران «آرش» است که با صفات «آرش شیواتیر» و «آرش کمان‌گیر» از او یاد شده است. او در دوره فرمان‌روایی «منوچهر» می‌زیسته و شرح پهلوانی او در نوشته‌های دوران اسلامی که برگرفته از روایات کهن ایرانی است، آمده است. در بندهای 6 و 37 از «تیشتر یشت»، «تیشتر» ایزد باران، در چستی و چالاکی به تیر آرش (ارخش) تشبیه شده است. در متن‌های پهلوی چنین آمده که جنگ‌های با «افراسیاب» در دوران حکومت «منوچهر» بوده است. سنت‌های دینی در متن‌های اوستایی و پهلوی با سنت‌های شاهنامه و دیگر منابع در مورد روی‌دادهای این دوره تفاوت‌هایی دارد. در جایی از کتاب‌های پهلوی سخن از این است که افراسیاب آب را از ایران‌شهر بازداشت. برای باز آوردن آب و حل این مشکل، امشاس‌پند «سپندارمذ»، ایزدبانوی زمین، به شکل دوشیزه‌ای با جامه‌ای پرشکوه به خانه‌ی منوچهر داخل شد. بر اساس متون پهلوی، افراسیاب دل‌باخته‌ی سپندارمذ شده و از او خواستگاری می‌کند. سپندارمذ نخست افراسیاب را وا می‌دارد که آب را به ایران‌شهر باز آورد و چون از همه چیز مطمئن می‌شود، دوباره به زمین فرو می‌رود.

از آرش قهرمان که وقتی تیر را پرتاب می‌کرد پهلوانی تندرست بود و همه را به گواهی تن‌درستی خود طلبیده بود دیگر چیزی باقی نمی‌ماند چون او هستی خود را به تیری بخشیده که سرزمین ایران را گسترده‌تر کرده است

در روایتی دیگر آمده است که افراسیاب تورانی، منوچهر پادشاه پیش‌دادی را در «طبرستان» محصور می‌کند. سرانجام هر دو خواهان صلح می‌شوند و منوچهر از افراسیاب درخواست می‌کند که به اندازه‌ی پرتاب یک تیر از خاک ایران‌شهر را به وی برگرداند. افراسیاب این درخواست را می‌پذیرد. سپندارمذ به منوچهر فرمان می‌دهد که تیر و کمان خاصی برای این کار تهیه کند. چوب این تیر و کمان از جنگل‌های خاص، پر آن از پر عقاب برگزیده و آهن آن از کانی‌های ویژه آماده می‌شود. «آرش»، پهلوان ایرانی، انجام این مهم را به عهده می‌گیرد. او همه‌ی نیرو و وجود خود را با یاد سرزمین ایران به تیر می‌بخشد و تیر سپیده دم رها می‌شود، از کوه ها می‌گذرد، ایزد «باد»(وایو) به یاری می‌آید تا سرانجام در غروب آفتاب، در سرزمین بلخ در ناحیه‌ای به نام «گوزگان»، در کنار «جیحون» بر درخت گردویی که بالابلندتر از آن در جهان نیست می‌نشیند و مرز ایران و توران مشخص می‌شود. از آرش قهرمان که وقتی تیر را پرتاب می‌کرد پهلوانی تن‌درست بود و همه را به گواهی تندرستی خود طلبیده بود دیگر چیزی باقی نمی‌ماند چون او هستی خود را به تیری بخشیده که سرزمین ایران را گسترده‌تر کرده است.

از لحاظ اسطوره‌شناسی شاید پرتاب تیر به آسمان با انتظار باران نیز بی‌ارتباط نباشد. بعید نیست در دوران باستان این تفکر وجود داشته که با پرتاب تیر به سمت آسمان، می‌توان سوراخی در آسمان ایجاد کرد یا ابرها را بارور کرد و در نتیجه باران ببارد. این‌‌که تن آرش بعد از پرتاب تیر پاره پاره و ناپدید می‌شود، به احتمال، اشاره‌ای به قربانی شدن آرش برای باریدن باران است. این موضوع با توجه به رسم قربانی کردن که برای طلب باران سراغ داریم، دور از ذهن نیست. در نبرد میان «تیشتر» و «اپوشه» هم می‌بینیم که بعد از این‌که اهورامزدا برای تیشتر قربانی می‌دهد، تیشتر به پیروزی می‌رسد و اپوشه (دیو خشک‌سالی) را مغلوب می‌کند.

آن‌گونه که اشاره شد متون زردشتی و پهلوی با منابع دیگر درباره‌ی این موضوع به طور کامل مطابقت ندارند. برای نمونه در مورد تعیین مرز ایران و توران در متون دینی آمده است: در دورانی که میان ایرانیان و تورانیان جدال و ستیز بود، اهورامزدا گاوی را آفرید که مرز ایران و توران را معین کند. «کی‌کاووس» می‌خواست سرزمین‌هایی را که از ایران در دست تورانیان بود باز ستاند. از این رو مردی را اغوا کرد که این گاو را بکشد. گاو پیش از کشته شدن پیش‌گویی کرد که روزی زردشت ظهور خواهد کرد و کشنده‌ی وی را رسوا خواهد ساخت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,