شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
02 September 2016
دایره‌ی شکسته

«سکوت بره‌ها»

۱۳۹۱ تیر ۰۶

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

هر ساله تعداد کسانی که اعدام می‌شوند، به مخدرها و محرک‌ها اعتیاد پیدا می‌کنند، بی‌خانمان می‌شوند، مورد خشونت، تجاوز و سانحه قرار می‌گیرند بیش‌تر می‌شوند. در هر سال بیش از سال پیش، در کشور خودمان، با تجارت بدن، صادرات سکس، دزدی و انتقال ثروت ملی به خارج از مرزها، ترویج دروغ، فساد و فقر مواجهه هستیم. نیازی نیست به آمار رسمی و یا احیانن به آمار غیررسمی مراجعه کنیم، فقط کفایت می‌کند که کمی دقیق‌تر نه به جایی دور، بلکه به اطراف خودمان و حتا به زندگی، پیرامون و از همه مهم‌تر به شخص خودمان نگاه بیندازیم. وقتی دقت دید را جای‌گزین توهم‌ها کردیم، خواهیم دید که تا چه اندازه از خاست‌گاه انسانی خود و شرف حضور فاصله گرفته‌ایم. یکی از مواردی که با شتاب هرچه تمام‌تر نمودارها را می‌پیماید و سیر سعودی‌اش حتا زمام‌داران را نیز وادار به ابراز نگرانی کرده است، «خشونت‌های خانگی» است. اگرچه خشونت‌های خانگی پیش از این هم بوده‌اند ولی به‌واسطه‌ی عدم آگاهی نسبت به این مقوله برای دو سوی خشونت، موقعیت طبیعی جلوه دادن آن فراهم بود، ولی موقعیت اکنون دو تفاوت عمده با روزگاران پیش دارد. نخست این‌که در آن زمان اجزای تشکیل‌دهنده‌ی چرخه‌ی خشونت به مقوله‌ی پیچیده‌ای که در حال حاضر با آن رویارو هستیم تبدیل نشده بود و دوم این‌که خشونت جاری در این چرخه، تا به این حد بیمارگونه و هیستریک نبود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در حال حاضر خشونت نه صرفن ابزاری برای اعمال قدرت و تولید نظم کاذب، بلکه وسیله‌ای است که رفتار بیمار از آن سود می‌برد. گواه این مدعا را می‌توان از گزارش‌هایی بیرون کشید که هر روزه از خشونت‌های خانگی به دست می‌آیند. آن چه در خانه‌های ما به دوام این چرخه‌ی ناسالم کمک می‌کند، بیش‌تر از آن‌که مربوط به بافت قدرت و دست‌گاه‌های اجرایی باشد و پیش از هرگونه صحبتی پیرامون فردی که خشونت را جاری می‌سازد، سکوت و مسامحه‌ی افراد در معرض خشونت و خشونت‌دیده است. آن‌ها می‌پندارند که تمام آن‌چه بر ایشان رو کرده است، تجربه‌ای مشترک که افراد دیگری هم در آن سهیم هستند نیست، بلکه رویه‌ای خاص است که فقط برای ایشان رخ نموده است چرا که تقریبن تمامی افراد خشونت‌دیده چنین نظری دارند و در پی این نظرگاه است که درها و پنجره‌ها را می‌بندند و در مقابل خشونت اعمال‌شده به خود یا به یکی از اعضای خانه سکوت می‌کنند، تنها به این دلیل که پای آبروی‌شان در میان است. زخم‌ها بر روح و تن می‌نشینند و نه تنها فرد خشونت‌دیده را بلکه شاهدان خشونت و همین‌طور فرد اعمال‌کننده‌ی خشونت را نیز جریحه‌دار می‌کنند ولی همه‌ی این‌ها در سکوتی ابدی می‌گذرد و این به نفع هیچ‌کس نیست. تا این زمان کدام معضل بدون آشکار شدن و با پاک کردن صورت مسئله حل شده است که بتوان به برون‌رفت و کنترل این مسئله امید داشت؟ آیا می‌توان بدون دانش و بدون درک موقعیت کنونی چرخه‌ی خشونت در این کشور نسبت به آگاهی‌رسانی افراد اقدام کرد و امید اصلاح امور را داشت؟

واقعیت این است که پاسخ امیدوارکننده‌ای وجود ندارد و نمی‌توان ره‌یافتی پیدا کرد مادامی که سکوت سنگین پیرامون چرخه‌ی خشونت همه‌ی ما را فرا گرفته است آن هم درست در روزگاری که خشونت در در ابعاد خانگی، بلکه به‌طور سازمان‌یافته اعمال می‌شود و این خشونت اعمال‌شده خود را در شکل‌های گونه‌گون بازتولید می‌کند. هنوز زود است که فاجعه به شکلی تمام عیار رخ نشان دهد چرا که هنوز لایه‌های زیرین تاثیر آن شروع به بازتولید خود نکرده‌اند. با تمام این‌ها، هر فرد می‌تواند از خود به‌عنوان یک موجودیت در معرض خشونت و هم‌زمان اعمال‌گر خشونت شروع کند و دست به آشکارسازی بزند و نسبت به ردیابی ریشه‌ها اصرار ورزد. این‌گونه است که آگاهی خود را ریشه‌دار می‌کند و جسارت سخن راندن از فاجعه بیدار می‌شود. در این زمان است که پرده‌ها را  کنار می‌کشیم و پنجره‌ها را باز می‌کنیم و همه را در برابر خشونت عریان قرار می‌دهیم تا این برهنگی را به شهادت گیرند و برای حل معضل کوشش کنند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,