Saturday, 18 July 2015
20 September 2021
هفت‌سنگ

«گرگ و خاله‌بازی»

2012 June 27

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

رضا حاجی‌حسینی

بازی هفت‌سنگ، در کوچه‌باغ‌های کودکی هم‌چنان ادامه دارد. در این مدت، زیاد بودند کسانی که با ما در مرور خاطره‌ها و سفر به سال‌های رفته، هم‌راه شدند. آن‌ها هم‌بازی ما شدند و هفت‌سنگ را پر‌بار و لذت‌بخش‌ کردند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

امروز اما خود ما پی‌گیر شده‌ایم تا یک هم‌بازی تازه پیدا کنیم. پایه‌ی بازی امروز، نویسنده‌ی وبلاگ «روزهای خوب پاییزی» است که از بازی‌های دوران کودکی گفته و مخاطبانش را یاد گذشته‌ها انداخته. گذشته‌هایی که برای اغلب بچه‌های دیروز، رویایی و حسرت‌بر‌انگیز است.

نویسنده‌ی این وبلاگ «زهرا»‌ست که به گفته‌ی خودش متولد ماه مهر است و سال 1387، با کلی دنگ و فنگ، با یک آقای مهربان رفته زیر یک سقف. او می‌نویسد تا با شما باشد:

یادم است بچه که بودیم توی کوچه‌‌‌مان چند دختر و پسر هم‌سن و سال بودیم که وقتی تابستان می‌شد، برای فرار از روزهای بلند تابستانی، سر‌مان را با بازی‌های متفاوتی گرم می‌کردیم. نمی‌دانم شما هم این بازی‌ها را انجام می‌دادید یا نه، گر‌چه مطمئنم که انجام می‌دادید چون در میان بیش‌تر بچه‌های دهه‌ی 60 این بازی‌ها مشترک بودند.

بالا بلندی را یادتان هست؟ … اول از همه ده، بیست، سی، چهل می‌کردیم تا ببینیم کی باید گرگ باشد. بعد کسی که گرگ می‌شد، دنبال بقیه‌ی بچه‌ها می‌کرد و بچه‌ها هم باید خود‌شان را به جایی بالا‌تر از سطح زمین می‌رساندند و اگر زمانی که گرگ دنبال‌شان بود نمی‌توانستند بلندی پیدا کنند، گرگ می‌توانست دستش را به آن‌ها بزند و این یعنی این‌که طرف می‌سوخت ….

شما هم قایم‌موشک بازی می‌کردید؟ هفت‌سنگ چه‌طور؟ یادم است 7 سنگ مرمر بزرگ، اندازه‌ی کف دست پیدا می‌کردیم و می‌چیدیم روی هم. بعد یکی از بچه‌ها با یک توپ سبز کوچک که ما آن‌وقت‌ها به آن مائوتی یا حتا موتی می‌گفتیم و الان فهمیده‌ایم که توپ تنیس است، می‌زد به سنگ‌ها تا آن‌ها را بریزد. در همین زمان اسم یکی را هم صدا می‌کرد تا اگر توپش به سنگ‌ها خورد، آن یک نفر با توپ دنبال بچه‌ها کند. اگر چنان‌چه نشانه‌گیری او خوب بود و می‌توانست توپ را به بچه‌ها بزند، کسی که توپ به او خورده بود باید دنبال بچه‌ها می‌کرد تا کسی نتواند آن سنگ‌ها را روی هم بچیند …. (گر‌چه هفت‌سنگ زهرا و دوستانش کمی من در‌آوردی بوده، اما یادش به‌خیر.)، این بازی را که انجام می‌دادیم سر و صدای‌مان تا صد محله آن‌طرف‌تر هم می‌رفت.

ما با هم عمو زنجیر‌باف، آلیسا آلیسا جینگیلی آلیسا، سلام سلام خاله بزغاله، پی پی پینوکیو هم بازی می‌کردیم. شما چه‌طور؟

گاهی هم 5 سنگ خوشگل برمی‌داشتیم و با آن‌ها یه ‌قل- دو قل بازی می‌کردیم.

ما با هم طناب‌بازی هم می‌کردیم. این‌طوری که دو نفر سر طناب را می‌گرفتند و یکی باید از روی طناب می‌پرید، طوری که طناب به پاهایش برخورد نکند. اگر طناب به پاهای او گیر می‌کرد، یعنی این‌که سوخته بود.

ما وسطی و خرس وسط هم بازی می‌کردیم. البته در گوش‌تان می‌گویم، الان هم زمان‌هایی که با اقوام و آشنایان برای گشت و گذار به جاده می‌زنیم، با خودمان توپ برمی‌داریم و از این بازی‌ها می‌کنیم.

تازه این‌ها بازی‌هایی بودند که توی فضای باز انجام می‌دادیم. یادش به‌خیر، بازی‌هایی هم داشتیم برای سر ظهر که هوا به شدت گرم می‌شد. ما در این ساعت‌ها منچ، مار و پله، فکر بکر، دَبِرنا که امروز فهمیده‌ایم درستش ‌دبلنا بوده، رو‌پولی و … بازی می‌کردیم. شما هم حتمن برای سر ظهر‌تان چنین بازی‌هایی داشتید.

هی، … یادش به‌خیر.

یادتان می‌آید بچه که بودیم یک سری کارت‌هایی بود که روی آن‌ها در مورد فوتبال کشورهای مختلف، اصلاعاتی مثل گل زده، گل خورده و تعداد حضور در جام‌جهانی نوشته شده بود؟ ما بر اساس این اطلاعات و با دادن جواب درست، می‌توانستیم کارت طرف مقابل را از او بگیریم. یادم است این کارت‌ها در مورد خیلی چیزها بود. ماشین، موتور‌سیکلت و ….

بچه که بودیم، یک آدامس‌هایی بود که توی‌شان عکس فوتبالیست‌ها را داشتند. به عشق آن عکس‌ها بود که آدامس می‌خریدیم. بعد آن عکس‌ها را پشت و رو می‌گذاشتیم و با کف دست طوری روی‌شان می‌زدیم که کارت‌ها برگردند. هر کارتی که بر‌می‌گشت مال کسی می‌شد که توانسته بود آن را برگرداند.

راستی، خاله‌بازی هم که بخش اصلی زندگی کودکانه‌ی ما بود. درست کردن غذاهای مختلف با مواد، میوه‌ها و ظروف پلاستیکی کثیف …. یاد این یکی واقعن به‌خیر.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,