Saturday, 18 July 2015
20 September 2021
نگاهی به سخن‌رانی خاتمی در سازمان ملل،

«چرا «گفت‌وگوی تمدن‌ها» موثر نیفتاد؟»

2012 June 30

آتوسا صاد / رادیو کوچه

در شهریور سال 1377 (5 سپتامبر 2000) سید‌محمد خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از لزوم گفت‌وگوی تمدن‌ها سخن گفت. به همین مناسبت سال 2001 میلادی با نام «سال گفت‌وگوی تمدن‌ها» نام‌گذاری شد (سالی که به نام دیگرش یعنی سال تخریب برج‌های دو قلو معروف‌تر است). این که چرا روش خاتمی و پیشینیان او (واژه‌ی گفت‌وگوی تمدن‌ها را نخستین بار فیلسوف اتریشی هانس کوچلر به کار برد) در عمل موفق نبوده است بحثی است که در این نوشتار بدان می‌پردازم.

فشرده ی سخنان خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل:

خاتمی در سخن‌رانی خود تاکید داشت که دنیای کنونی بر مبنای ارزش‌های سیاسی، اقتصادی، و نظامی استوار است. این دنیا افرادی را می‌طلبد که به ضرورت داد و ستد در لایه‌های بالاتر (انسانی و فرهنگی) پی برده و اجرای آن را سرلوحه‌ی امور قرار داده باشند. گفت‌وگوی تمدن‌ها ریشه در «مشترکات فرهنگی-تاریخی» انسان‌ها دارد و تنها از این طریق است که جهان می‌تواند انسجام خود را بازیابد و از هرج و مرج و گسستگی نجات یابد. فقط مللی می‌توانند با هم وارد مذاکره شوند که «قدرت‌طلبی» را کنار گذاشته و بر لزوم «مدارا و رحمت» در پیش‌برد روابط انسانی آگاه باشند. جهان حاضر بدون گفت‌وگو مکانی است که سیطره‌ی نظامی در آن حرف اول را می‌زند، و دیر یا زود به دست این یا آن قدرت از هم فرو خواهد پاشید. هنر و معنویات که آیینه‌ی تمام عیار ارزش‌های مشترک انسانی هستند در این جهان سرکوب شده و جای خود را به نفرت و خشونت داده‌اند. با این وجود نیابد فراموش کرد که گفت‌وگو آسان نیست و ملل باید آماده باشند سلاح‌های مرگ‌بار خود را کنار گذاشته، هویت درونی خود را ارج نهند و آن را با عالمیان سهیم شوند. تنها از این طریق است که می توان دریچه ای بر «انسانیت و عشق» گشود.

نقاط ضعف دیدگاه خاتمی و علل ناکارایی روش پیشنهادی:

دیدگاه خاتمی که در آن ویژگی‌های مشترک انسانی اساس گفت‌وگو قرار می‌گیرند، یادآور سخنان رهبران ملی-مذهبی دیگر از جمله دالایی لاما یا گاندی است (سازمان ملل متحد هم بر این روش تاکید خاص دارد). نکته‌ای که معمولن در چنین روشی نادیده گرفته می‌شود لزوم توجه به «تفاوت‌ها» و ارج نهادن آن‌هاست. گفت‌وگوی تمدن‌ها بدون توجه به تفاوت‌های فرهنگی، تاریخی، اعتقادی، و ارزشی تصوری ایده‌آلی است که عملن کاربردی ندارد.

در یکی از جملات این سخنرانی خاتمی می‌گوید: «در جهان کنونی «طفره رفتن از گفت‌وگو در مورد ریشه‌های مشترک، باعث تضاد تمدن‌ها بر سر مسایل کاملن سطحی شده است.» آن چه خاتمی «مسایل سطحی» می‌خواند در واقع نقاط اختلاف و تضاد فرهنگ‌ها با یک‌دیگر است. جزیی بودن اختلاف مجوز سرکوب کردن آن نیست و شباهت تاریخی هرکز نمی‌تواند نقش سرپوش را بازی کند.

مشکل این است که وقتی ریشه‌های مشترک انسانی شرط لازم برای گفت‌وگو شود، نبود آن‌ها امکان گفت‌وگو را زیر سوال می‌برد. بنا بر این فرمول اگر کسی مثلن بتواند ثابت کند که با من نوعی هیچ ریشه‌ی مشترک انسانی ندارد (و حتا روان‌شناسی یونگ را، که معتقد به ضمیر ناخودآگاه جمعی و مشترک میان بشر است، منکر شود) به راحتی می‌تواند ادعا کند که گفت‌وگوی میان او و من هم ناممکن است.

به عقیده‌ی من، مکالمه‌ی حقیقی‌- ورای شباهت‌ها و مشترکات انسانی‌- از مجرای تفاوت‌های ما امکان‌پذیر است. تفاوت‌های فرهنگی و فردیی که به اندازه‌ی شباهت‌هایمان و گاهی بیش از آن واقعی هستند. شناخت، آموزش، و احترام به این تفاوت‌ها از اهم وظایف ملت‌ها است – و بسیار مهم‌تر از آن، آگاهی دایمی ما است به ناممکن بودن شناخت تام از تفاوت‌ها و شباهت‌های بشری و قالب‌بندی آن‌ها در بسته‌ی آماده‌ای به نام «تمدن». مکالمه‌ای که تفاوت‌های جزیی و «سطحی» انسان‌ها را در نظر نگیرد مکالمه نیست. چه بسا شباهت‌های نوع بشر از تفاوت‌های جزیی ما سطحی‌تر و بی‌معناتر باشند. سخنان خاتمی (با رتوریک سیاسی جذاب) توانست تصویر ایران را از کشوری بیگانه‌ستیز به کشوری خواهان مذاکره بدل کند و از گرداب تندروی اسلامی بپرهیزد، اما عملن نتوانست راه‌کاری واقع‌گرایانه بر مبنای تنوع انسانی ارایه دهد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,