Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
پانوراما – بخش نخست

«وضعیت فرهنگی ایران در دهه ۱۳۴۰»

2012 July 01

پیمان عابدی / رادیو کوچه

بررسی دست‌آوردهای فرهنگی دهه‌ی 1340 خورشیدی در جامعه ایران نمونه‌ی خوبی از روند تجددخواهی را فراهم می‌کند. دقت تاریخی به زندگی اجتماعی آن سال‌ها و درک منطق کردار نمادین و معناسازی اجتماعی راه فهم چنان تبدیلی را هم‌وار می‌کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آن‌چه در دهه‌ی 1340 در زمینه‌ی اندیشه، فرهنگ و به‌ویژه در حوزه‌ی آفرینش‌های هنری گذشت، فصل مهمی از تاریخ روند تجددخواهی روشن‌فکران ایران است. در آن دوره پژوهش‌های علمی و اجتماعی، جدی‌تر و روش‌مندتر پی‌گیری شدند. دانش‌مندان با علوم و روش‌هایی جدید آشنا شدند و آن‌ها را به عرصه‌ی دانش‌گاهی کشاندند. فضای هنری تازه‌ای پدید آمد و به‌طور کلی در زمینه‌ی فعالیت‌ها و گفتمان فرهنگی و هنری، بیان مدرن گسترش یافت و بر شکل‌های کهنه و سنتی چیره شد.

هنگامی که در میانه‌ی دهه 40 تلویزیون ملی افتتاح شد، به فاصله‌ی کوتاهی بیش‌تر ایران زیر پوشش آن قرار گرفت. تلویزیون به مدیریت «رضا قطبی» کوشش در ارایه‌ی فرهنگ جدی نیز داشت از جمله فیلم‌های داستانی و مستند مهمی را نمایش می‌داد و برنامه‌های فرهنگی و علمی آموزنده‌ای را ارایه می‌کرد. این موضوع، هم‌پای کوشش در رونق دادن به فرهنگ مردم‌پسند پیش می‌رفت و اصل تنوع که منش بارز فرهنگ این دهه بود آن‌جا هم رعایت می‌شد. سازمان «جشن هنر» به یاری مدیریت تلویزیون فعالیت می‌کرد و شماری از برجسته‌ترین هنرمندان مانند «پیتر بروک»، «یرژی گروتفسکی»، «آرتور روبینشتاین»، «میکل آنجلو آنتونیونی»، «ارسن ولز»، «هربرت فون کارایان» به ایران سفر کردند و کارهای‌شان در جشن هنر شیراز ارایه شد.

خدمت دیگر دولت ایجاد «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» بود. مدیریت این مرکز «لیلی امیرارجمند»، از «فیروز شیروان‌لو» شخصیت بافرهنگ و مخالف حکومت که چند سال را هم در زندان ساواک گذرانده بود، دعوت به‌کار کرد و به یاری او از نیروهای جوان و هنرمندانی که آشکارا مخالف حکومت بودند بهره گرفت. «بهرام بیضایی»، «امیر نادری» و «عباس کیارستمی» با سرمایه‌ی کانون فیلم‌هایی ساختند، «احمدرضا احمدی» برای کودکان داستان و کتاب شعر منتشر کرد، او هم کارمند کانون و مدتی رییس بخش موسیقی آن بود. «فرشید مثقالی» کارمند دیگر کانون، شماری از زیباترین کارهای گرافیکی خود را در کتاب‌ها و پوسترها ارایه کرد. کانون، آثاری از «غلامحسین ساعدی»، «منوچهر آتشی»، «نادر ابراهیمی»، «م.آزاد» و شماری دیگر از هنرمندان نام‌آور را منتشر کرد.

اواخر دهه 40، اپرای تهران با نام تالار «رودکی» افتتاح شد و بودجه‌ی تاسیس تاتر شهر نیز تصویب شد تا در 1351 خورشیدی با نمایش «باغ آلبالو»ی «آنتوان چخوف» به کارگردانی «آربی آوانسیان» افتتاح شود. هم‌زمان، ساخت موزه‌ی هنرهای معاصر پایان گرفت و این مجموعه در تحول هنرهای تجسمی بسیار موثر بود.

در دهه چهل خورشیدی و در بهبوهه مدرانیزاسیون و درگیری‌های سنت‌گرایان و مدرنیست‌ها در حالی‌که مکتب هنر «پاپ آرت» در دنیای غرب، در حال عبور و انقضای خود بود، عده‌ای از هنرمندان نوآور ایرانی، جنبش جدیدی را بنیان نهادند که تاثیر شگرفی بر تحولات هنری پس از خود باقی گذاشت. این هنرمندان در جست‌و‌جوی تعریف جدیدی از هنر ملی و سنتی برآمدند و با توجه به زوایای فرهنگ ملی و نگاهی گسترده به فرهنگ جهانی به فکر افتادند که مکتبی ملی- بین‌المللی تاسیس کنند. روی‌کرد آنان به اشیا و عناصر تصویری محیط زندگی مردم که در سقاخانه و زیارت‌گاه‌ها و اماکن مذهبی وجود داشت، باعث شد که از این اشیا در فضای هنر معاصر، تعریف مجددی به‌عمل آید و به جنبش هنری جدیدی به نام «مکتب سقاخانه» تبدیل شود.

در مجموع هنر این دوره از مسایل سیاسی تاثیر پذیرفته بود. در آن سال‌ها درحالی‌که مطبوعات مستقل تا حدی قدرت گرفتند و بسیاری از هنرمندان ایرانی توانستند در خارج تحصیل کنند، گالری‌ها به‌وجود آمدند و هنرمندان با نهضت مدرنیسم هم‌راه شدند. جریان ایرانیزه کردن مدرن‌گرایی با پیروی از نظریه «بازگشت به خویشتن» و بازگشت و توسل به فرهنگ ایرانی- اسلامی که از سوی روشن‌فکرانی چون «آل احمد» و «شریعتی» مطرح می‌شد به‌عنوان روحیه غالب در حرکت‌های فرهنگی جامعه پذیرفته شد و حتا حمایت نهادهای رسمی آن را تقویت کرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,