Saturday, 18 July 2015
25 February 2020
رنج‌نامه نرگس محمدی و دیگر رن‌جنامه‌ها:

«نامه‌هایی برای دعوت به خوردن یک سیلی دیگر»

2012 July 02

سینا رهنما / رادیو کوچه

sina@koochehmail.com

این طور که گزارش‌ها پیش‌تر هم گفته بود، نرگس محمدی با شرایطی بد و غیرانسانی روبه‌رو است، هیچ تردیدی هم در این نیست که نیاز به کمک و حمایت دارد و باید فشاری ایجاد شود تا او را بتوان از این وضعیت خلاص کرد. خودش هم که شیرزنی است و کوتاه نمی‌آید و همواره مقاومت کرده و ایستاده و هنوز هم که نشانه‌ای از کم آوردن و کوتاه آوردن نشان نداده است. اما این رنج‌نامه‌ای که این آخری نوشته و یا کمی در ابعاد بزرگ‌تر، نامه‌هایی که دیگر زندانیان سیاسی می‌نویسند، قرار است مخاطب آن که باشد و چرا زبان آن این طوری است؟

منظور از زبان این است که در یک نامه، اشاره‌ها و فراز و فرودهای زیادی هست به فلان حدیث و قال فلانی و این آیه‌های یا ایهاالدین آمنو و دیگر افسانه‌های تخیلی و اوهام و مادر موسی و دیگر خیال‌پردازی‌ها آمده. این مسئله نه فقط در این نامه، در نامه دیگر سیاسی‌ها و فعالان اجتماعی و حقوق بشر هم دیده می‌شود، همه نه البته، شماری از آن‌ها. ولی چرا این زبان آخر؟

نامه‌هایی از این دست، اصولن بر فرق سر آدم فرود می‌آید برای این که هریک از ما با هر شرایطی و هرکجا که هستیم، از رنج و بدبختی افراد که نفع نمی‌بریم، ناراحت و اذیتمان می‌کند. از این که بدانیم محدودیت داریم و کاری از دستمان برنمی‌آید، بیش‌تر عذاب می‌کشیم ولی فکر نمی‌کنم هیچ کدام بخواهیم به دین مبین اسلام یا هر دین دیگری هدایت شویم یا فکر کنیم الان نیاز به روشن‌فکری و یا بازبینی تفکر دینی داریم.

نمونه آن نامه‌هایی است و یا گزارش‌هایی است که در مورد برای مثال ابراهیم یزدی منتشر می‌شد. شاهد این بودیم که بعضی می‌گفتند: حقش است، همین‌ها را خودتان آوردید که این بلاها را سرتان بیاورند. یعنی همین زبان بهانه‌ای می‌شود که چیزی دیگر را زیرپا گذاشت. از یک نظر می‌شود گفت به واقع مخاطب این نامه قرار است که باشد؟ اگر همان نظامی که این افراد را به زندان انداخته یا این روزگار را به سرشان آورده این قدر شعور داشت که با نامه‌ای و یادآوردن بخشی از توهم درآمدن مهر و خوبی از حکومت دینی، تغییر رویه میداد که اصلن کارش به این جا نمی‌رسید. اگر قرار باشد مجموعه‌ای خاص در خارج از حلقه زندان و حاکمیت را تحت تاثیر قرار دهد، به احتمال خیلی زیاد آن طبقه به اندازه کافی آگاهی دارد و با همون محدودیت‌های اقلیتی روبرو است. می‌ماند افراد بیرون از این دو حلقه‌ی خاص که می‌شود گفت رفتار این طوری را نه درک می‌کنند و یا اگر هم درک می‌کنند، باورشان این است که این افراد مبارز هستند و دارند بهای مبارزه خودشان را می‌پردازند. ولی فکر می‌کنم برای عوام یا اکثریت، قضیه ربطی به دین و ادیان و لایه‌های آیه‌ها و اشارات قدسی ندارد.

اگر کسی کاری می‌کند، به هر شکلی و هرکاری که باشد، باید طبق قانون مشخص محاکمه شود. این را عقل جمعی به آن آگاه است

اگر کسی کاری می‌کند، به هر شکلی و هرکاری که باشد، باید طبق قانون مشخص محاکمه شود. این را عقل جمعی به آن آگاه است. در این موارد خاص، افراد با مقاصد یک گروه ویژه به زندان افتاده یا شکنجه می‌شوند پس عقل هم حکم می‌کند وقتی قرار باشد از آن اطلاع‌رسانی کنند یا کمک بخواهند یا حمایت کسب کنند، به زبان مردم با آن حرف بزنند: یک بی‌گناه به زندان انداختن، یک مادر را از حق دیدار و زندگی با فرزندانش سلب کردن، آرامش و سلامت یک انسان را به خطر انداختن، شکنجه‌های مشخص و سازماندهی شده در موردش به کار بردن و دیگر موارد غیرانسانی در این داستان به اندازه کافی گویا است که بتواند گوش مردم جامعه را به خود اختصاص دهد.‌

اگر قرار بود آن که این نامه را می‌گیرد بداند که موسی چه بسرش آمد و مادر موسی چه کشید که خانم محمدی، واقعن شما چه نیازی داشتید این‌ها را گوش‌زد کنید. وقتی نیاز به حمایت و بیداری هست، به زبانی حرف بزنید که عقل جمعی آن را می‌شنود و نه این که طایفه‌ای از خودشان است که به زبان خودشان هم سخن می‌گوید.  رنج‌نامه یک انسان تحت ظلم و جور، کارش دردآوردن قلب و احساسات نیست و یا این که من که دارم می‌کشم، بیایید یک سیلی دیگر بزنید. رنج‌نامه یک انسان تحت ظلم باید بیدار کننده وجدان جمعی جامعه باشد که یک عضو از این جامعه را دارند می‌درند، به هوش باشید و نجاتش دهید.  نه فقط نامه‌ای به حزب فلان یا کمیته فلان یا هیات ما همه فدایش فلان.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,