Saturday, 18 July 2015
23 September 2021
بررسی تفکر معنوی و خرافاتی؛

«چرا خوشحال بودن این قدر سخت و دشوار است»

2012 July 04

سینا رهنما / رادیو کوچه

sina@koochehmail.com

دقت کرده‌اید حتمن که وقتی اوضاع و ایام به کام است، شادی که خوب است و باید برای همه باشد ولی وقتی آدم دور از آن است یا به هر دلیلی نمی‌تواند شاد باشد، تازه می‌فهمد چه کار سختی است و از راه‌های مختلف استفاده می‌کند تا به آن برسد. اما واقعیت این است که شاد بودن خیلی سخت و دشوار است و این ادعا که در کله همه فرو می‌کنند که شاد باشید، تصویری غیرواقعی از جهان است که نمی‌تواند درست دربیاید و به همین دلیل تناقضی به دیگر تناقض‌ها اضافه می‌کند.

خیلی از مکاتب فکری روز به ویژه در غرب این روزها روی مثبت و مثبت گرایی و مثبت‌اندیشی اشاره دارند. شارلاتانیسم ویژه‌ای هم در این زمینه غوغا می‌کند. مث کتاب یا جریان موسوم به راز یا رمز – secret  – که می‌گوید لازم نیست هیچ کاری کنید، کافی است تصویر را در ذهن ساخته و به آن فکر کنید تا به آن برسید. یعنی آدم را تمیزتر از این نمی‌شود احمق گیرآورد. به قول رابرت هریسون، استاد دانش‌گاه استنفورد، این تفکر این قدر جدی شده که به نوعی ارتجاعی ارتدوکسی هم تبدیل شده (‌در آمریکا و در شهرهایی مثل نیویورک) و انگار همه باید و باید فقط مثبت بیاندیشند تا همه چیز درست شود. طرف تلاش نمی‌کند و فقط به موفقیت فکر می‌کند تا به زودی از راه سربرسد.

به قول آندرو کوهن، این که در غرب ثروت هست و فناوری و پیشرفت زندگی، به مردم هم این‌طور القا شده که باید شادترین هم باشند. انسان در تاریخ خودش دارد بهترین و درخشان‌ترین دوره از زندگی را پشت سرمی گذارد و هیچ وقت این قدر ایام به کامش نبوده است. خیلی از ما در نتیجه انگار به این باور به طور جدی معتقدیم که قرار بوده ما در دنیایی خوشبخت و جهان باشیم و حتی پیش از تولد این قرارداد نوشته شده است. انگار که باید طبق این قرارداد هیچ‌گونه استرس و فشار و ناراحتی نباید در کار باشد.

کوهن می گوید بعد از دو دهه کار و تلاش و هم‌کاری با زنان و مردانی که تلاش دارند نوعی رضایت و شادی برای مردم به ارمغان بیاورند، می‌توان نتیجه گرفت که تصاویر غیرواقعی و بی‌خودی به مردم داده می‌شود. یعنی به آن‌ها کلی وعده می‌دهند که به هیچ وجه با حقیقت سازگار نیست. سوال‌هایی هم که مطرح می‌کند، جالب است. این روزها ما به دنبال نوعی کار و یا خرید و یا به دست آوردن مواد یا اجناس هستیم تا با آن خوش‌حالی یا خوشی را تجربه کنیم ولی چقدر کسی را می‌دانید که به طور جدی بداند چه چیز شاد و خوش‌حالش می‌کند و به دنبال آن باشد؟

واقعیت این است که شاد بودن خیلی سخت است. اما با انواع و اقسام خرافه خود را این طور بارمی‌آوریم که شادی حق ماست و می شود با هر چیزی شاد شد. هرگونه رسیدن به شادی، نیازمند کار و تلاش خیلی زیاد است.

به ویژه که این روزها همه به دنبال معنویت و اسپیریچوالیتی و ابعاد معنوی زندگی می‌گردند. به نوعی رایج و مد شده که این طور تفکر کرد یا دنبال آن بود. همان ته مایه تفکر دینی است که کمی سعی می‌کنند علم بر سر و رویش بمالند و بیاندازندنش به ملت. با برنامه‌ای که هی از شادی و رضایت و آرامش می‌گوید انگار که غایت زندگی همین است. ولی واقعا چهارده میلیارد سال از سابقه حیات می‌گذرد و حالا چطور شده که همه باید شاد به دنیا بیایند یا شاد باشند؟

یک کمی فکر کنید به این ایده‌هایی که برای شادی به شما داده می‌شود و ببینید چقدر روی تفکر و جهان بینی و نگاهی که به دنیا دارید، تاثیر می‌گذارد. آن قدر این قدرت خرافه بالاست که یواش یواش این حق را از نطفه به خود اختصاص می‌دهید که شاد و خوشحال باشید. البته این دروغ اگر همین طور ادامه پیدا کند، شاید به تدریج بشر با این واقعیت روبه‌رو شود که آن قدر که مجبور به کشیدن زحمت است، هیچ حق از پیش تعیین‌شده‌ای برای شادی و خوش‌حالی او در نظر گرفته نشده و شاید عملی‌تر و کاربردی‌تر با جهان اطراف خود کنار بیاید.

مطلب های بخش «اندیشه گار» را از این جا دنبال کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,