Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
دایره‌ی شکسته

«ضمانت کدام تداوم؟»

2012 July 05

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

اگر از هر فرد بپرسید که برای چه می‌خواهد ازدواج کند، پاسخ‌های مختلف و گاه دور از ذهنی خواهید شنید، گاهی هم پاسخ‌ها آن‌چنان ساده هستند که ذهن را کم‌تر به خود مشغول می‌کنند. گروهی ازدواج می‌کنند تا تنها نباشند، گروه دیگر برای ثبت قانونی هم‌زیستی‌شان به ازدواج روی می‌آورند، عده‌ای ازدواج می‌کنند تا بچه‌دار شوند یا رابطه‌ی در جریان خود را برای دیگرانی چون خانواده، گروه دوستان و افراد جامعه موجه جلوه دهند و از ایشان مشروعیت دریافت کنند. باز هم می‌توان به پاسخ‌های احتمالی گزینه‌های دیگری را افزود، ولی نکته‌ی قابل توجه این است که ازدواج لزومن نمی‌تواند هیچ‌کدام از موارد را تضمین کند و اشتباه این است که برای تضمین چنین گزینه‌هایی به سراغ ازدواج برویم، ولی آیا واقعن ازدواج چیزی را تضمین می‌کند؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ازدواج خارج از این‌که بنابر قاعده‌ی عرف، شرع، اجتماع و سنت باشد، بیش‌تر تعهدی دو سویه نه برای حفظ یک رابطه، بلکه مسیری برای راهبرد نظم اجتماعی است به گونه‌ای که در سویه‌های مختلف اجتماعی و در سطح‌های گوناگون ارتباطی در مقابله با دیگرانی که خود در آن جامعه زندگی می‌کنند را سامان می‌بخشد و از این ره‌گذر سایر موارد نظم‌دهنده را که به‌طور مستقیم یا غیر‌مستقیم با این مسئله ارتباط پیدا می‌کنند را در کنترل نگه می‌دارد. به عبارت دیگر، ازدواج بیش از آن‌که مقوله‌ای مربوط به شخص و حقیقی باشد، مربوط به ارتباط شخص با اجتماع و مقوله‌ای حقوقی است و نباید در سطح روابط فردی بررسی شود، بلکه بایستی با آن در حیطه‌ی رویدادهای اجتماهی مواجه شد، ولی دست کم در اجتماع کنونی ما، در مورد این مورد راه دیگری پیموده می‌شود و اعتقاد عموم مردم به چیز دیگری است. از آن‌جایی که مسایل گنجانده‌شده در ازدواج، مربوط به یکی از بخش‌های شخصی هر فرد تلقی می‌شوند و از آن‌جایی که حوزه‌ی خصوصی و حوزه‌ی عمومی نه در سطح خانواده به‌عنوان اولین حوزه‌ی اجتماعی ورود فرد به آن و نه در سطح اجتماع کلان تعریف مشخصی ندارند و هم‌چنین با در دست داشتن تعریفی جامع و مانع هم نمی‌توان راه به جایی برد چراکه آن‌قدر در حال حاضر در جامعه‌ی ما در هم‌تنیده هستند که نمی‌توان به عنوان حوزه‌هایی مجزا از آن‌ها سخن راند و بنا بر پیشینه‌ی دیرین ما در مهارت به‌هم مربوط کردن همه‌چیز و آسمان و ریسمان کردن همیشگی نمی‌توان ازدواج را به‌عنوان مقوله‌ای فردی و به تبع آن خصوصی به حساب آورد و در نهایت در چنین مختصاتی هیچ تصمیم و برنامه‌ریزی‌ای در این باره بر عهده‌ی طرفین ماجرا گزارده نمی‌شود و حتا اگر چنین شود، نظارت سایر بدنه‌‌ی اجتماعی بر آن اعمال می‌شود.

در زمانی که در اجتماعی چون مردم ما، ازدواج به‌عنوان یگانه راه خوش‌بختی و سعادت معرفی می‌شود، خانواده‌ها در فکر سامان دادن این‌چنینی به اوضاع و احوال فرزندان‌شان با ازدواج هستند و به‌تر است بگوییم، ایشان تنها راه جدایی فرزندان از بدنه‌ی متمرکز خانواده را ورود ایشان به یک بدنه‌ی نوپای خانوادگی دیگر می‌دانند، بسیاری از ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی با ثبت ازدواج در یک بسته به فرد مزدوج تقدیم می‌شوند، در همین زمان که مراسم خواستگاری، نشست‌های معارفه، نامزدی، تعیین مهریه، تغیین زمان عقد و عروسی، تهیه‌ی جهیزیه و برگزاری مراسم عروسی تبدیل به یک سنت و روی‌کرد آیینی شده است، صحبت از امر حقوقی دور از واقعیت موجود به نظر می‌آید در حالی‌که امکان‌های حقوقی که بتوانند سطح ایمنی فردی و دو طرف را افزایش بدهند، در عمل نزدیک به صفر است و گاهی هم نه تنها به سود حقوق فرد نیستند، بلکه به تضییع حقوق فردی هم می‌پردازند و این امر را اشاعه می‌دهند.حال صحبت از انواع دیگر ازدواج به‌جز ازدواج مرسوم میان یک زن و یک مرد در چنین شرایطی و در چنین زیستی بی‌مورد است، وقتی نمی‌توان به‌درستی تعیین کرد که در این موارد چه حقوقی به فرد داده می‌شود و چه مسوولیت‌هایی در ازای حقوق داده ‌شده، به او سپرده می‌شود و در حالی‌که تمام فرآیند ازدواج نه بر پایه‌ی خواست فردی، ضرورت تشخیص‌ داده‌شده از سوی او و متناسب با شیوه‌ی زیستش قرار دارد، این مقوله تبدیل به چرخه‌ی معیوبی شده است که برای خروج از آن، باید به حق فردی و حقوق شهروندی لازم در چنین کنشی حتمن پرداخت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,