Saturday, 18 July 2015
20 September 2021
تغییر هویت خدای همه کاره به هیچ کاره؛

«وقتی خدا از عرش به زیر کشیده شد»

2012 July 07

سینا رهنما / رادیو کوچه

sina@koochehmail.com

در دهه دوم قرن بیست و یکم است که خدا دیگر «آن قادر متعال آن بالا» نیست و تغییر جای‌گاه داده و دیگر هم آن موجودی نیست که بیاید و ما را «نجات» دهد. تا همین اواخر، تعریف خدا، آن قادر متعالی بود که قرار بود بیاید پایین، منظور جهت حرکتش است اما به مقطعی از تاریخ رسیده‌ایم که الان دیگر خدا – اگر هم باشد – نوعی توده از انرژی و دانش و خلاقیت است که به طور کامل با این تعریف به بشر نیاز دارد.

الان اما فکر نمی‌کنیم خدا آن بالاست، قاعدتن اگر هم هست هم سطح شده که از او آزادی عقیده، آگاهی و دیگر خواسته‌های فردی را می‌گیریم. می توان گفت زمانی بود که خدای سازماندهی شده از بالا می‌گفت که بشر چه کند و کجا رود، اما حالا عقل جمعی می‌گوید چه تصمیمی را می‌شود گرفت آن هم بر اساس هزینه و فایده. البته این طور نیست که خدا کنار رفته باشد و هنوز هم دلش می‌خواهد از بالا بیاید و دخالت کند و نماینده بفرستد ولی خوب، دیگر آن حاکمیت از بالا را ندارد.

به نوشته اندرو کوهن، خدای اساطیری و افسانه‌ای از آسمان به زیر کشیده شده است و این حرکت که همین‌طور ادامه دارد به شکل قطعی این اجازه را می‌دهد که آینده را در اختیار بگیریم – دوری از هرگونه قضا و قدر و این که می‌شود چون او خواسته یا گفته است. در حال حاضر، این نوع تفکر بیداری در بشر باعث شده تاثیر و قدرت بشر هم بیش‌تر شود. یا شاید حتا دیگر انتخاب طبیعی بشر باشد که دست به کار شده است. چرا که این بشر است که آینده کره زمین را تعیین می‌کند.

طبق آن تعریف که خدا را به وجود آورنده و از بین برنده می‌داند، در جهان مدرن امروزی، خدا زیاد شده است و قدرت خدایی را خیلی‌ها به دست آورده‌اند. حالا این قدرت به شکل زیادی در اختیار انسان قرار گرفته است از اعضای بدن گرفته تا کلونینگ – همانندسازی – و ضمن این که قدرت از بین بردن تمامی کره زمین را زیر انگشتان خود داریم.

قدرت خلاقیت ما باعث شده درهای زیادی در جهان گشوده شود و جالب این است که هم‌زمان، ما را به لبه خودتخریبی و از بین بردن خودمان هم آورده است. یکی از دلایل آن این است که گسترش فناوری و تکنولوژی، جای بیش‌تری را گرفته و آن فضایی که به اخلاق وتوسعه اختصاص داشت را تنگ کرده است. به همین دلیل فاجعه زیست محیطی برای خودمان به وجود می‌آوریم بدون این که دیگر نگاهمان به آن بالایی باشد که خدایی بیاید و کاری کند. آن خدا، به زیر کشیده شده، شسته شده و کنار گذاشته شده است.

هر انسان و بشری که این نکته را درک کرده و به آن می رسد، تغییرات شخصی جدی در درون خود می‌بیند. وقتی آن ابدیت فرگشت را نگاه می‌کنیم و به افق آن خیره می‌شویم، می فهمیم که چیزی نیستیم غیر از ادامه 14 میلیارد سال تکامل و شکل گیری و فرگشت.

همان بخشی که انرژی بزرگی آزاد شده و کهکشان‌های مختلفی تشکیل داد و اجازه داد چهار میلیارد سال پیش زندگی بیولوژیکی شکل گرفته و دنبال شود. از شروع زندگی بیولوژی 200 هزار سال پیش به بعد، زمانه انفجار تفکر است که توسط آن نسل بشر و شکل گیری وجدان و فرهنگ دنبال شد. حالا زمانی است که دانسته‌ها و انرژی است که چیزی به نام «من» و «تو» را تشکیل داده است.

برای نسل بشری که به بلوغ رسیده و در دهه دوم قرن بیست و یکم به سر می‌برد، این همان چیزی است که باید به عنوان بیرون آمدن از تخم و تکامل به سوی دنیای دیگر را از آن برداشت کرده و به آن سمت قدم بردارد: بیرون آمدن از فضای معنوی و خیالی قدرت برتر. چرا که قدرت بشر و اراده و تفکرش در چرخه‌ای از نارسیسیم انفرادی و گسترده، ماده‌گرایی و بی‌خیالی و رخوت‌ گیر افتاده است.

فرگشت و تکامل اخلاقی و معنوی و فرهنگی ما ربطی فقط به بخشی از بقای ما ندارد که به آن وابسته است. خدا را دیگر باید به حتمن فرو افتاده از عرش دانست. حالا دیگر به عهده تک تک من و شماست که بتوانیم تشخیص دهیم آن انرژی و دانسته‌هایی که جهان را به وجود آورده به من و شما هم وابسته است و هم نیاز دارد برای برداشتن قدم بعدی، از آن استفاده شود.

 مطلب های بخش «اندیشه گار» را از این جا دنبال کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۱ Comment


  1. mohammad
    1

    shayad nazare nevisandeh bashd amma mitavanad nazare besyari az adamhaye gige hambashad ;albateh har nazari dar jaygahe khodesh ahammiat dare vaghti keh fekro manteghi poshtesh basheh ma ke az adyane khoda saz chizi joz bad bakhti nadidim shayad agar zamani dini tavanest saadate bashar ra taamin kone an vaght didgah admian niz fargh kard