Saturday, 18 July 2015
16 September 2021
در پی افشای تیرباران یک زن در پروان

«باز هم به گردن طالبان افتاد»

2012 July 10

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

در حالی که از سال دو هزار و یک میلادی کشور افغانستان با عملیات نیروهای ناتو به رهبری آمریکا از حاکمیت چند ساله طالبان رهایی یافت، اما هنوز پس از گذشت یک دهه خبرهایی از گوشه و کنار در خصوص خشونت‌ها و رفتار‌های غیر انسانی که به طالبان نسبت داده شده، به گوش می‌رسد.

گفته می‌شود این نیروهای شبه‌نظامی هنوز در گوشه گوشه این کشور حضور دارند و هر جا رخ‌دادی بر علیه انسانیت در این کشور به وقوع می‌پیوند یک طرف کار به طالبان وصل است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این بار هم والی پروان در روز 18 تیرماه در شهر «چاریکار» اعلام کرد که 25 روز پیش زنی در روستایی به نام «کهنه ده» از ولسوالی «شینواری» در ولایت پروان از خانه فرار کرده و بعد از آن توسط طالبان پس از ده روز اسارت تیر باران شده است. او نیز توضیح می‌دهد که این زن در ابتدا توسط یکی از فرمانده‌هان مورد تجاوز قرار گرفته و بعد یکی دیگر و در نهایت فرمانده دیگری این دو را تیرباران کرده و زن را نیز طی حکمی در مقابل دید مردم به جوخه آتش سپرده است.

در طول مدت ده سال گذشته این اولین موردی از خشونت نیست که به طالبان نسبت داده می‌شود. در اکثر موارد طالبان این اتهام را رد کرده‌اند اما به نظر می‌رسد بر پایه یک مزاح در بین افغان‌ها که «هر جا کار لنگ است، به هر حال پای طالبان در میان است.» همیشه طالبان خشونت‌ها متهم هستند. این در حالی است که گروهی معتقدند در واقع انگشت اتهام را به سوی طالبان در هر قتل و جنایت و تجاوزی نشانه رفتن بهترین راه‌حل برای جلوگیری از واکاوی خشونت‌های نهادینه و قومی و یا درگیری‌های‌ خودی‌ها و نگاه بی‌ترحم نسبت به زنان در بین خشونت‌اندیشان است. چیزی که در صورت طرح می‌تواند تشویش‌ها و نگرانی‌هایی را برای همان «تفنگ‌سالاران سابق» به دنبال داشته باشد.

به هر روی با انتشار ویدیویی بر روی تارنمای یوتیوب و صحنه خشونت بار اعدام این زن، باردیگر «عبدالبصیر سالنگی» از رهبران جهادی سابق و والی پروان مانند بسیاری دیگر از دولتی‌ها در برابر خبرنگاران حاضر می‌شود و اعلام می‌کند که این کار توسط طالبان انجام شده است. به هر روی همیشه پای طالبان در میان است. این بار نیز طالبان -توسط ذبیح‌اله مجاهد یکی از سخن‌گویان این گروه- اعلام کرده‌اند که این کار به وسیله نیروهای آن‌ها انجام نشده و باز دایره بسته خشونت‌های قومی، تجاوز و بی‌رحمی در مورد زنان و گلوله با نسبت دادن به این گروه خشن تکرار خواهد شد.

افغانستان جامعه پیچیده‌ای است و هنگامی که پای زنان و مسایل ناموسی پیش می‌آید قضیه خیلی پیچیده‌تر می‌شود

«مسعود حسن‌زاده» روزنامه‌نگار و کنش‌گر مدنی در شهر کابل به این سوال من پاسخ گفت: «چقدر می‌توان باور داشت این تیرباران خیابانی کار طالبان باشد»

در هجدهم تیر «عبدالبصیر سالنگی» والی پروان گفته است که یک زن به دلیل اختلافاتی با شوهرش، از روستا فرار کرده و در نهایت پس از تجاوز توسط طالبان تیرباران شده است. آیا تمام این اتفاقات توسط طالبان انجام می‌شود؟

من هم ویدئو را دیدم و برای من هم باعث تعجب بود چون پروان منطقه‌ای نیست که طالبان به راحتی بتوانند در آن‌جا چنین کاری را انجام دهند. افغانستان جامعه پیچیده‌ای است و هنگامی که پای زنان و مسایل ناموسی پیش می‌آید قضیه خیلی پیچیده‌تر می‌شود.

گمان می‌کنم بیش‌تر از این‌که مسئله طالبان در میان باشد، به مسایل و تصویر‌سازی‌های قومی شباهت دارد که بر مبنای موارد ناموسی اتفاق می‌افتد. سابقه نشان می‌دهد وقتی در منطقه‌ای مثل پروان با ضریب امنیتی بالا و یک‌دست بودن نیروها و قوم‌ها چنین اتفاقی می‌افتد باید پای مسایل قومی در میان و از مناطق دیگر آورده شده باشد.

من هم مانند همه شک دارم که دست طالبان در میان باشد. هرچند در یوتیوب چنین فیلم‌هایی منتشر می‌شود اما همیشه طالبان این مسایل را رد کرده‌اند و این مسایل  ریشه‌های داخلی دارد.

سخن‌گویان طالبان گفته‌اند که کار ما نیست. بنابراین به نظر شما «عبدالبصیر سالنگی» والی پروان به نوعی این موضوع را به گردن طالبان می‌اندازد؟

دقیقن می‌خواهم همین را بگویم. آقای «عبدالبصیر سالنگی» از چهره‌های جهادی سابق افغانستان است و کسانی که در بخش شمال افغانستان پست‌های کلیدی را در دست دارند شخصیت‌هایی هستند که بالفطره در وضعیت بحرانی و با اقامت‌های زیاد این پست‌ها را گرفته‌اند و هر‌کدام در مناطقی که فعالیت می‌کردند دشمنان زیادی دارند.

بعضی مواقع به‌ترین راه در سبک کردن بار یک حادثه که اتفاق افتاده این است که به گردن طالبان بگذارند. ما جوکی در این‌جا داریم که «هر چیزی درست کار نمی‌کند، به هر حال پای طالبان در آن در میان است.» متاسفانه این جوک در زندگی مردم راه پیدا کرده.

حکومت افغانستان از شکل کلیشه‌ای و بد این قضیه استفاده می‌کند که مردم هم متوجه می‌شوند باید خبرهای دیگری پشت این قضیه وجود داشته باشد.

موارد مشابه دیگری نیز در سال‌های 2006 و 2007 در مناطق دور افتاده‌ای از افغانستان اتفاق افتاد که بعدن مشخص شد پای خود کماندوها در میان بوده است. طالبان علاقه‌ای به این اتفاقات ندارند چرا که فایده‌ای برای آن‌ها نداشته و حتا چهره آن‌ها را به شدت از نظر تبلیغاتی خراب می‌کند. بنابراین نیازی نیست به این سمت کشانده شوند و چنین کارهایی کنند.

حدود یازده سالی‌ست که افغانستان توسط نیروهای ناتو و آمریکایی از دست طالبان خارج شده است. حضور طالبان در مناطقی که مطرح می‌شود تا چه حد می‌تواند واقعی باشد؟

ما باید در مورد مقوله طالبان و گروه‌بندی‌های تازه‌ای که به وجود آمده بازبینی جدی داشته باشم. تاکید می‌کنم روند دموکراسی‌سازی در افغانستان تا سال 2005 سیر صعودی داشت اما از آن سال تا کنون سیر کاملن نزولی پیدا کرده است. اگر این را مبنا قرار دهیم به تناسب این‌که معادله درون دولت افغانستان بعد از 2005 تغییر کرد و نیروهای تازه‌ای شکل گرفتند، طبیعی است برای طالبان هم این اتفاق افتاده باشد.

متاسفانه رسانه‌های ما هم تصویری یک‌دست و خالص از طالبان ارایه می‌دهند و گمان می‌شود هر مخالفتی باید از سوی طالبان باشد اما الزامن چنین نیست

از آن‌جایی که تاکتیک‌ها و حملات گروه‌های تازه شبیه طالبان است، تصور می‌شود که کار طالبان است. بعضی وقت‌ها بحث مسایل مالی و رپورت‌های اقتصادی در میان می‌آید.

متاسفانه رسانه‌های ما هم تصویری یک‌دست و خالص از طالبان ارایه می‌دهند و گمان می‌شود هر مخالفتی باید از سوی طالبان باشد اما الزامن چنین نیست. مثال این مورد تشکل نیروهای مردمی در غزنی است که گفته می‌شود مردمی هستند اما خود این‌ها زمانی مخالف دولت بودند.

در هرات هم همین‌طور. تعداد زیادی از مقامات محلی که عضو دولت بودند بعد از مدتی به این نتیجه رسیدند که باید به مخالفت با دولت بپردازند و در مناطق دور افتاده گروه تشکیل دادند و علیه دولت جنگیدند.

گمان می‌کنم آن‌چه باید تصحیح شود، تصویر یک‌دستی است که از طالبان به ما داده می‌شود. صرفن طالبان نیستند که مخالف هستند بلکه گروه‌های دیگری با انگیزه‌های زیادی با وضعیت فعلی مخالفند.

فارغ از دولت افغانستان و طالبان، دقیقن جای‌گاه زن افغان در سال 2012 در بین مردم چیست؟

در چند جمله به طور کلی در مورد وضعیت زنان گفتن سخت است. در عین این‌که شاهد خرج میلیون‌ها دلار برای اعاده حقوق زنان طی ده سال گذشته در افغانستان بودیم، در بخشی از فرهنگ افغانستان نیز شاهد سقوط جای‌گاه زنان بودیم. یکی از این سقوط‌ها به دلیل وضعیت بد امنیتی اتفاق می‌افتد. نود درصد فضا در افغانستان برای حضور زنان در جامعه بسیار محدود است. دولت‌مردان افغانستان همیشه وضعیت را با دوران طالبان مقایسه می‌کنند و نفس راحت می‌کشند و می‌گویند خیلی وضعیت ما به‌تر است اما این شیوه غلطی است چون دوراه طالبان یک استثنا در تاریخ افغانستان است به دلیل این‌که هرگز چنین دولت تندرویی در این کشور که مقوله زن را تا این حد در جامعه حذف کند وجود نداشته است.

وضعیت زنان در سال 2012 تفاوت چندانی با سال 2005 ندارد و به نظر من پیش‌رفت چندانی نداریم. اکثر آمارهایی که مقامات دولتی اعلام می‌کنند غلط است چون ارگان و نهادی وجود ندارد که این‌ها را بررسی کند و خودشان آمار می‌دهند و تاییدهم  می‌کنند. به عنوان مثال وزیر صحت نامه افغانستان سال‌ها قبل اعلام کرد که 85 درصد مردم به خدمات صحی دست‌رسی دارند خیلی زود فاش شد که کم‌تر از 40 درصد به خدمات صحی دست‌رسی دارند.

حتا در بعضی جاها وضعیت بدتر و حساسیت‌ها در مورد حضور زنان در فضاهای کاری و در پست‌های مهم‌تر بیش‌تر شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,