Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
پارس‌نامه- احترام به عقاید مذهبی مردم

«نظر بزرگان در‌باره مزدک»

2012 July 09

امیر و کاملیا‌/ رادیو کوچه

نام مزدک در تاریخ در هاله‌ای از رموز و اسرار پیچیده شده است. به راستی مزدک  این پیامبر خودخوانده  که بود و چرا چنین اهمیتی در تاریخ ایران دارد؟ نه تنها خود وی، بلکه جنبش‌هایی که بعدها به وجود آمدند و خود را به پیروی از مزدک منتسب می‌کردند نیز اسرارآمیز بودند. (سپیدجام‌گان، ابومسلم خراسانی و بعدن «سنباد» و «خرمدینان»)

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

درباره اصول مذهب مزدک «فردوسى» و «ابن‌بطریق» (ابن بطریق که در دوره منفور عباسى مى‌زیست، به‌دستور وى پاره‌اى از کتاب‌هاى قدیم از جمله سه مقاله کتاب طیماوس و نیز کتاب الما و العالم را ترجمه کرد.) آن‌چه نوشته‌اند یک‌سان است و معلوم مى‌شود که ماخذ هر دوى آن‌ها یکى است.

برخى اشعار فردوسى در این باب به‌قرار زیر است:

بپیچاند از راستى پنچ چیز                   که دانا بر این پنج نفزود نیز

کجا رشک و خشم است و کین‌ونیاز     به پنجم که گردد بر او چیره آز

تو گر چیره باشى براین پنج دیو           پدید آیدت راه کیهان خدیو

از این پنج ما را زن و خواسته است     که دین بهى در جهان کاسته است…

و باز می‌گوید:

همى گفت هر کو توان‌گر بود              تهی‌دست با او برابر بود

نباید که باشد کسى بر فزود              توان‌گر بود تار و درویش پود

جهان راست باید که باشد به چیز        فزونى توان‌گر حرام‌ست نیز

زن و خانه و چیز بخشیدنى است        تهی‌دست کس با توان‌گر یکى است

من این را کننم راست تا دین پاک        شود ویژه پیدا بلند از مغاک

«ابن بطریق» در خصوص اصول مذهب مزدک شرحى نوشته که ترجمه آن از این قرار است: «خدا ارزاق را در روى زمین آفرید که مردم آن‌ها را میان خود به‌طور برابر قسمت کنند و کسى از کس دیگر بیش‌تر نداشته باشد، ولى مردم بین خود ظلم مى‌کنند و هر کس نفس خودش را به برادرش ترجیح مى‌دهد. ما مى‌خواهیم در این کار، نظارت و وارسى کنیم و مال و ثروت را از دولت‌مندها گرفته به تهی‌دستان بدهیم و از هرکس که مال و زن و خدم و امتعه زیادى داشته باشد از وى گرفته و بین او و غیر او مساوات بکنیم تا آن‌که احدىرا امتیاز بر دیرگان نباشد.

«نظام‌الملک» مى‌نویسد: «مزدک گفت مال بخشیدنى است میان مردمان که همه بندگان خداى تعالى و فرزندان آدمند، براى چه حاجت‌مند گردند، باید مال یک‌دیگر را خرج کنند تا هیچ‌کس را بى‌برگى و درماندگى نباشد و متساوى‌ باشند و به اباحت مال راضى شد آن‌که گفت زنان شما چون شمایند، باید که زنان را چون مال یک‌دیگر شناسید تا هیچ‌کس از لذات و شهوات دنیا بى‌نصیب نماند و در مراد برهمه خلق گشاده بود.«

«نولد» که در خصوص اشتراک زنان مى‌نویسد: «در این‌که آیا مزدک اصلن مزاوجت را از میان برداشت، مورخان عرب چیزى صریح و روشن نمى‌گویند، ولى انتزاع زن‌ها به‌زور از آن کسى‌که زن زیادى داشت و رفع اختلافات و امتیازات و از میان برداشتن دارایى شخصى معلوم است منتج مى‌شد به منسوخ شدن مزواجت، چون که مساوات در اشیا فقط وقتى صورت مى‌بندد که اشیا اشتراکى باشد، یعنى دیگر دارایى شخصى در بین نباشد و بدیهى است که اگر کسى بخواهد دارایى شخصى را از میان بردارد، باید ارث و میراث خانواده را که بناى آن بر روى وراثت است از میان بردارد.»

مورخان عرب در نهایت بغض و کینه با آب و تاب تمام نوشته‌اند: «تقریبن نصف بچه‌ها نمى‌دانستند که پدر آن‌ها کیست.»

«سیدمحمدعلى جمال‌زاده» گفته است: «این بود اصول عمده مذهب مزدک. وى در آن‌چه راجع به تشکیلات و نظام اجتماعى است مى‌گوید: خدا مردم را مساوى آفرید و ارزاق و نعمات را هم آفرید که مردم به‌طور مساوى از آن برخوردار باشند ولى معایب پنج‌گانه رشک، خشم، کین، نیاز و آز (طمع) باعث ظلم و تعدى و عدم مساوات شده و چون این پنج دیو هم خود ناشى از دارایى و زن است، باید براى برقرار کردن مساوات، دارایى و زن را هم به‌طور اشتراکى قرار داد که همه از آن بهره‌مند باشند تا مخالفت و طمع از میان برخیزد.

سبب اصلى اکثر انقلاب‌هاى جهانى تغییر اوضاع اجتماعى و کشمکش میان تولیدکنندگان و بهره‌بردارى از یک سو و پیدایش خرافات مذهبى که باعث تزلزل مبانى دینى مى‌شود و نیز ستم‌کارى طبقات ثروت‌مند و بر مستمندان که بالاخره موجب هرج و مرج در سازمان‌هاى کشورى مى‌گردد. انقلاب مزدک هم در آن دوران دور از موارد مزبور نبوده است.»

«جاحظ» مولف کتاب تاج، مردم را در زمان اردشیر اول به پنج طبقه تقسیم کرده که عبارت بودند از:

اشراف، روحانیان، پزشکان (دبیران)، ستاره‌شناسان، دهقانان و صنعت‌گران، چون آهن‌گر و نجار و زرگر و نقاش و …طبق منابع تاریخى قدیم، وضع ادارى کشور مبتین بر فوودالیسم بوده است. به این معنى که اشراف و ثروت‌مندان عنوان و قدرت و حقوق سیاسى‌اى نبوده‌اند و شاید در بعضى از موارد اندکى از حقوق سیاسى خود استفاده مى‌کرده‌اند.

ظهور مزدک نیز بى‌تردید بر اثر همین عوامل بوده، مردم شهر گاهى به بازرگانى مى‌پرداختند که در ردیف عداد اصناف به شمار مى‌رفتند. روستاییان خرده پا به کار زراعت و گله‌دارى و حرفه‌هاى مختلف مشغول و ناگزیر بودند مالیات‌هاى سنگینى را که از طرف بزرگان تحمیل مى‌شد، بپردازند. این نظام بالاخره با وجود فوودالیسم شدید به پیدایش دو طبقه قدرت‌مند (تشکیلات جبارانه و طبقه صاحب نفوذ و فوق‌العاده نیرومند مذهبی) منجر شد.»

در کتاب ایران از آغاز تا اسلام نوشته «گیرشمن» درباره مزدک چنین آمده: «نهضت مزدکى بر آیینى مبتنى بود که داراى معتقداتى خاص مربوط به آفرینش و جهان دیگر بود و مزدک آن‌را مخصوصن با استفاده از تعلیمات مانى توسعه بخشید و پیروان خود را به نوعى پرهیز دعوت و آنان را وادار کرد که از کینه‌توزى و ستیز بپرهیزند، و نظریه اجتماعى او که مبتنى بر مساوات در تقسیم ثروت بین افراد بشر بود، انظار را جلب مى‌کرد. او مى‌گفت دارایى غنى باید به فقیر داده شود.

در جامعه‌اى چون جامعه ایران عهد ساسانى که در آن طبقات مختلف از هم مجزا بودند، شخص پایین هرگز نمى‌توانست به بالاتر از طبقه‌اى که میان آنان متولد شده بود ارتقا یابد، زیرا دست‌گاه اجتماعى مبتنى بر خانواده، ملاک و تمایز کامل طبقات بود. برنامه مزدک، که آن را به حق کمونیسم ایرانى مى‌نامند، انقلابى حقیقى به‌شمار مى‌رفت، بعضى از دانش‌مندان این نهضت را به ‌منزله عکس‌العمل بردگان و روستاییانى که نیمه برده شده بودند و هم‌چنین سکنه (سابقن آزاد) شهرها و حومه آن‌ها بر ضد فوودالیسم و دست‌گاه برده‌سازى آن مى‌دانند که به ‌صورت جدال طبقاتى درآمد و علیه حرم‌سراى اغنیا که در آن‌ها زنان متعدد محبوس بودند، اعتراض کرد.»

در «تاریخ طبری» و چند منبع دیگر نقل شده: «مزدک با وضع این عقیده که خداوند همه انسان‌ها را برابر آفریده و همه بندگان باید به صورت یک‌سان از امکانات استفاده کنند، اعلام کرد پیروانش باید از اموال خود به سایر پیروان ببخشند و با آن‌ها تقسیم کنند. خب البته تا این‌جای آموزه‌های او جدید نیست و در بسیاری از مذاهب حتا در مذهب مسیحیت آمده بود. ولی چه چیزی آموزه‌های او را انقلابی کرد؟»

«ثعالبی» از قول مزدک می‌نویسد: «خداوند وسیله معیشت را در زمین نهاد تا مردم آن‌ها را به تساوی میان خود تقسیم کنند چنان‌که هیچ یک از آنان نتواند بیش از سهم خود بگیرد، اما مردم به یک‌دیگر ستم ورزیدند و در پی آن بر آمدند تا بر دیگری برتری یابند، زورمندان ناتوانان را بشکستند روزی و دارایی را برای خود گرفتند. بسیار ضروری است که از توان‌گران بگیرند و به تهی‌دستان دهند چنان‌که همه در دارایی برابر گردند. هر آن‌که در خواسته، زن و کالا فزونی حق او بر آن‌ها بیش از دیگران نیست.»

«محمد بن عبدالکریم شهرستانی» هم می‌نویسد: «مزدک مردم را از مخالفت، دشمنی و کشتار باز می‌داشت. چون بیش‌تر درگیری‌ها به سبب مال و ثروت و زن روی می‌دهد. بدین ترتیب او خواستار مساوات و برابری مردم و مالکیت و توزیع عادلانه زن و خواسته بوده‌ است. با بررسی و غور در ساختار نظام ساسانی و قوانین حقوقی مربوط به زنان ساسانی می‌توان به درستی فهمید که مزدک برای کاستن امتیازات طبقات بالا، تعدیل و تغییر قوانین به سود تهی‌دستان تلاش می‌کرده ‌است. از جمله توزیع ثروت از طریق تقسیم اراضی بزرگ، جلوگیری از احتکار، تعدیل سهم مالکان از بازده زمین، ادغام آتش مقدس و کاستن تعداد آتش‌کده‌ها و ساده کردن سازمان دست‌گاهی موبدان زرتشتی و به دنبالش کوتاه کردن دست روحانیون در امور اجرایی کشوری.»

منبع‌ها:

 شاهنامه فردوسی

کتاب طیماوس و الما و العالم تاریخ المجموع على‌التحقیق و التصدیق از ابن‌بطریق

تاریخ ایرانیان

تاج، مولف: جاحظ

ایران از آغاز تا اسلام نوشته گیرشمن

تاریخ طبری

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,