Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
گردونه مهر- بخش دوم

«پهلوانان اسطوره ای ایران»

2012 July 10

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

آن‌گونه که در قسمت‌های پیشین این برنامه بیان شد، در میان پادشاهان پیش‌دادی پس از «فریدون» پادشاهی به «منوچهر» رسید. او پس از آن‌که کین نیای خود «ایرج» را از «سلم» و«تور» ستاند، پس از مرگ فریدون و پس از یک هفته ماتم و سوگ‌واری به نقل از شاهنامه فردوسی:

به هشتم بیامد منوچهرشاه         به سربرنهاد آن کیانی کلاه…

همه پهلوانان روی زمین              بر او یک‌سره خواندند آفرین

سپس او سخنانی در مورد چگونگی پادشاهی خویش راند و پهلوانان او را ستودند، از جمله «سام» نیای «رستم دستان» به تایید او برخاست و در مقابل او ابراز بندگی کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یکی از ویژگی‌های دوره‌ی پادشاهی منوچهر در شاهنامه، ظهور پهلوانان بزرگی است که پیش از این از آنان سخنی در میان نبوده است. این‌که چگونه این خاندان‌های بزرگ پهلوانی که نقشی بسیار مهم در حفظ و نگه‌داری خاندان‌های شاهی داشته و حتا در پاره‌ای ازمواقع پادشاهانی را برسرکار می‌آورند، ناگهان در این داستان پیدا می‌شوند، شاهدی است بر متاخر بودن داستان منوچهر و شخصیت او که مشخص نیست بازتاب چه کسی در تاریخ است و تاریخ کدام قوم را بیان می‌کند. در زمان وی «زال» فرزند سام به‌دنیا می‌آید و از پیوند زال با «رودابه» دخترشاه کابل، «رستم» پهلوان نامی ایران زاده می‌شود. در شاهنامه اثری از جنگ‌های منوچهر با «افراسیاب» تورانی دیده نمی‌شود و تنها به داستان سام و زال و رودابه و درگیری‌های آنان با «مهراب» پادشاه کابل و پدر رودابه و زادن رستم و پهلوانی‌های اولیه او پرداخته شده است و در واپسین بخش، آن‌جا که به مرگ منوچهر می‌رسد از کارها و اعمال وی در زمان فریدون سخن گفته می‌شود و بنای شهرهایی به او نسبت داده می‌شود و به هشداری که به پسرش نوذر در مورد هجوم و یورش ترکان و نوید آمدن پیامبری از شرق می‌دهد، اشاره می‌شود و این‌که از خاندان سام و رستم در جنگ‌ها و روزهای دشوار یاری جوید.

پس از صد و بیست سال، زندگی منوچهر به سر می‌رسد و فرمان‌روایی به «نوذر» سپرده می‌شود. در «اوستا» از «نوذر» به نام «نئوتره» یاد شده است، اما نه به‌عنوان یک شخص بلکه تحت عنوان نام یک خاندان که شخصیت‌های مهم تاریخ حماسی ایران نظیر «توس» و «گستهم» و «ویشتاسپ» از این خاندان بودند. اما در شاهنامه روایت متفاوتی وجود دارد و نوذر تشخص می‌یابد. پادشاهی او هفت سال است که در ابتدا راه بی‌دادگری در پیش می‌گیرد ولی پس از پند و اندرز بزرگان و مهتران ایران نظیر «سام» به خود می‌آید. در دوران نوذر، افراسیاب با لشکری انبوه رو به ایران می‌گذارد. پهلوانان از دو سو به نبرد هم برمی‌خیزند. در این نبرد، بخت با ایرانیان یار نیست. نوذر به دست افراسیاب کشته می‌شود و در آن زمان افراسیاب از سلم و تور پسران فریدون یاد می‌کند که به دست منوچهر کشته شده‌اند. تاج و تخت ایران از پادشاه تهی می‌ماند. بزرگان در بند می‌افتند و «اغریرث»، برادر افراسیاب، آنان را در ساری زندانی می‌کند. افراسیاب از «دهستان» لشکر به سوی «ری» می‌برد و تاج شاهی بر سر می‌گذارد و بر تخت ایران می‌نشیند. زال که از مرگ نوذر آگاه می‌شود به خون‌خواهی برمی‌خیزد و بندیان را آزاد می‌کند و افراسیاب، اغریرث را به دلیل هم‌راهی با ایرانیان از میان به دو نیم می‌کند و این نشان بخت برگشتن از افراسیاب است.

بزرگان ایران، «زو» یا «زاب»، فرزند «تهماسب» را که از نژاد فریدون است و مردی سال‌خورده، به فرمان‌روایی می‌پذیرند. پس از خشک‌سالی سختی، تورانیان و ایرانیان با هم صلح می‌کنند و رود جیحون را مرز دو کشور قرار می‌دهند. زال به زابلستان بازمی‌گردد و سرسبزی به ایران روی می‌آورد. پس از درگذشت زو، «گرشاسب» به جای او می‌نشیند و نه سال فرمان‌روایی می‌کند. افراسیاب پس از آگاهی از مرگ زو دوباره آهنگ ری کرده و در همین سال گرشاسب چشم ازدنیا فرو می‌بندد و بار دیگر ایران‌شهر در معرض یورش تورانیان قرار می‌گیرد، در حالی‌که تخت شاهی تهی مانده است. با درگذشت گرشاسب دوره‌ی سلسله‌ی پادشاهی پیش‌دادیان به پایان می‌رسد.

بر طبق اساطیر، بعد از دوره پیش‌دادیان، سلسله «کیانیان» در ایران مستقر شدند. دوره کیانیان، دوران پهلوانی است و پیکار میان ایران و توران، بخش بیش‌تر فرمان‌روایی این سلسله را دربر می‌گیرد. شاهان این سلسله همگی لقب «کی» دارند. دوران فرمان‌روایی خاندان کیانی را برخی به دو بخش تقسیم می‌کنند: بخش اول از «کی‌قباد» تا «کی‌خسرو»، و بخش دوم از «لهراسب» تا پایان کار کیانیان. نخستین پادشاه این سلسله «کی‌قباد» است که بنابر شاهنامه فردوسی، بزرگان ایران جمع شدند و بر فرمان‌روایی او که از تخمه‌ی فریدون و منوچهر بود و در کاخی باشکوه در البرز می‌زیست هم‌داستان شدند. رستم مامور می‌شود که به دنبال او برود و رای بزرگان را به وی ابلاغ کند. کی‌قباد در صد سال حکومتی که به او نسبت داده‌اند، پادشاهی نیک سیرت بوده و در آبادانی کشور کوشیده است. او سرزمین ایران را پیروزمندانه به یاری رستم که افراسیاب را شکست سختی می‌دهد، در برابر تورانیان حفظ می‌کند و با آن‌ها پیمان آشتی می‌بندد و مرز ایران و توران همانند دوران منوچهر می‌شود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,