Saturday, 18 July 2015
16 September 2021
بررسی دلایل خشونت‌گرایی مذهبی‌ها، یکم:

«مذهبی‌هایی که حتا جفت هم پیدا نمی‌کنند»

2012 July 12

سینا رهنما / رادیو کوچه

sina@koochehmail.com

افرادی که نه فقط در اسلام و دین شیعه، ولی در دیگر ادیان به طبقه تند و محافظه‌کار و ارتدوکس گرایش دارند و از آن جا می‌آیند، به یک شکل عجیبی با نوعی طغیان و فیزیک تند درونی درگیر هستند. بیش‌ترشان تندخو، علاقه‌مند به برخورد فیزیکی و کتک‌کاری هستند. بخشی از آن به سرکوب امیال درونی و بی‌توجهی به خواسته‌های طبیعی، بخشی بالا رفتن و به هم ریختن هورمون‌ها در بدن و یک بخش اساسی و مهم آن، توفیق نداشتن و ناموفق بودن شدید در کسب جفت است. جفتی که با میل بخواهد و نه با زور سنت و خانواده. تازه آن جفت زوری هم هیچ وقت زوج مورد نظر آن‌ها نخواهد بود.

تا زمانی که آزادی‌های اجتماعی نسبی به دلیل وجود کامپیوتر و لپ تاپ و تلفن و اینترنت به خانه‌ها نیامده بود، این دسته و گروه که همه رفتار آلفامیل وتحکم‌آمیز دارند، ارباب مطلق بودند. طبق قوانین سنتی همه حقوقی برای آن‌ها تعریف شده، زن‌ها باید برده و اسیر و توسری‌خور و حرف شنوی آن‌ها باشند و همه چیز بر وفق مراد است. زنان هم از قضا با جبر روزگار به شکلی کنار می‌آمدند، همه اگر نه ولی بیش‌ترشان. با آمدن فناوری ارتباطات بود که همه چیز عوض شد.

وقتی که زنان پا از خانه بیرون گذاشتند و به دانش‌گاه و کار رفتند و یا دست‌رسی به موبایل و تلفن و‌ اینترنت پیدا کردند، آن زمان دیدند که دیگر گویا جهان عوض شده. طبیعی است که با انواع و اقسام دیگر زندگی هم آشنا می‌شوند و می‌بینند و یا می‌شنوند و یا تجربیات دیگران را دنبال می‌کنند. تا آن زمان، آن‌ها در میان خوب‌ها بودند و خارج از محیط آن‌ها، همه اخ و تف و بی‌دین و بی‌خدا و کافر و مرتد بودند و همه چیزشان بد بود.

اما یک چیزی در میان قوم غیردینی افراطی هست که آن طرف نیست. در خارج از یک قوم دینی افراطی، می‌شود مردی را پیدا کرد که زنش را دوست دارد، عاشق اوست و برایش همه کار می‌کند. بعد هم آن مرد را می‌شود پیدا کرده که الزامی به داشتن صیغه و زن‌های موقتی نداشته باشد. نمی‌گویم همه این طوری هستند، ولی در خارج از محیط دینی افراطی می‌شود پیدایشان کرد. در درون محیط دینی افراطی، زن کالایی است در اختیار، برای پسرهایشان خیلی زود زن پیدا می‌کنند، دخترهایشان را خیلی زود شوهر می‌دهند. اگر هم مشکلی پیش بیاید، دختر که غلط می‌کند شکایت کند، مردم هم می‌رود دنبال صیغه که کاملن تعریف شده و به قولی نورم است. این وسط چیزی به عنوان عشق و احساس، نه با شکل رمانتیک آسمانی که به شکل هورمونی و سکس با هیجان برای این‌ها وجود ندارد.

نتیجه این می‌شود که مذهبی‌های افراطی، خیلی زود آن ریسمان نادیدنی عشق و سکس اساسی میان زن و مرد را از دست می‌دهند. خیلی هم دنبالش می‌روند ولی پیدایش نمی‌کنند. از آن طرف ولی می‌بینند که بی‌خداها و مرتدها و کافرها و نماز‌نخوان‌ها و عرق‌خورها و سگ‌باز‌ها، این مشکل را ندارند. هم زنان زیبا و وفاداری دارند هم از زندگی خود راضی‌ترند. یک اهل عیش و نوش با زنش می‌داند چطور باشد و چطور از هم لذت ببرند. چون آن‌ها به شکل انسانی از هم لذت می‌برند نه این که چراغ رو خاموش کن این کار کثیف رو سریع انجامش بدیم بره اون هم فقط برای رضایت و اورگاسم مرد و کاری به این که زن به چیزی برسد یا نه نداریم یا اصلن به ما مربوط نیست.

به تدریج و در این زمانه که دیگر نمی‌شود زنان را در قفس کرد، شاهد هستیم که زنان آن سوی دیوار و در حصار افراط مذهبی، اگر هم بخواهند به همسر واقعی فکر کنند، به کسی فکر می‌کنند که از تبار آن‌ها نیست. این قوم مذهبی افراطی هم این را خوب می‌داند ولی دیگر زن را نمی‌شود مثل قبل کتک زد و محصور کرد ولی آن کسی که نرم جامعه به حساب می‌آید و او را بی‌رنگ و ضایع کرده را هنوز می‌شود. در نتیجه یک نوع حسادت آمیخته با نفرتی دارند از هرکسی که مذهبی نیست یا ظاهر مذهبی ندارد. با این شابلونی که این ها مردم را می‌سنجند تقریبن می‌شود گفت از همه کسانی که از آن‌ها نیستند متنفر هستند. به همین دلیل گشت ارشاد و یا دست به سرکوب که به راه می‌اندازند، تمام نفرت درونی آن‌ها بیرون می‌آید و وقایع اسف‌بار.

در واقع، عشق و ارتباط سکسی و داشتن رابطه سالم و درست، در افراط‌زدایی دینی است. برخلاف این که می‌گویند آتئیست‌ها و خداناباوران زندگی خالی و تهی دارند، به هیچ وجه این طور نیست. آدم وقتی دست‌هایش چسبناک نباشد، نیازی ندارد بترسد به چیزی دست بزند. شما دین و دنیای بیمارش را که کنار بگذارید، دستتان چسبناک نیست، راحت هستید، می‌توانید تجربه کنید و یاد بگیرید. به همسر خود وفادار می‌مانید چون با او بودن برای شما لذت و آرامش است. از سکس با هم خوب لذت می‌برید، یک عالمه کیف و خوشی برای شما مهیاست: از سفر و با هم بودن گرفته تا موسیقی و سینما و کتاب و موزه و نقاشی و دنیای هنر.

دین افراطی نه فقط در ایران که در همه جا، حق بسیاری از افراد به ویژه زنان را ضایع می‌کند و مردان در این قبایل بدون این‌که بدانند، هزینه سنگینی می‌دهند. حق جفت پیدا کردن را از خود می‌گیرند و جفتی که به زور به دست می‌آورند، هیچ وقت آن طور که می‌خواهند، به آن ها عشق نخواهد ورزید چون این‌ها خود را چیز دیگری فرض می‌کنند که با ساختار طبیعی ناسازگار است. آدمی‌زاد باید بتواند با جفت خود راحت ارتباط برقرار کند. جنس مخالف وقتی قدرت انتخاب داشته باشد و رضایت، جفت خوبی خواهد ماند به لحاظ بیولوژیک و این چیزی است که دین افراطی از درک آن عاجز است.

 مطلب های بخش «اندیشه گار» را از این جا دنبال کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,