Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
روایتی از یک فعال سیاسی،

«زندگی‌نامه محمدصدیق کبودوند»

2012 July 14

تذکار از رادیو کوچه: یکی از سیاست‌های کاری در رادیو کوچه انتشار نظرها و نامه و ایده‌های خوانندگان است. بی‌شک رادیو کوچه تایید و یا تکذیبی بر این مطالب ندارد. اما با توجه به روش این رسانه، اگر منطبق با اصول کاری رادیو باشد -که در بخش‌هایی به این نکات اشاره شده است- آن را منتشر خواهد کرد. مخاطب اینمطالبدر هر شرایطی حق دارند که نوشته‌ای در پاسخ به این نامه‌ها به رادیو ارسال کنند. بی‌شک این نوشته بی‌کم و کاست در پایگاه اینترنتی رادیو کوچه منتشر خواهد شد. برای هر نوع پاسخ به این نوشته شما می‌توانید با آدرس پست اکترونیکی: contact(at)koochehmail.com در تماس باشید.

 کمیته ی دفاع از کبودوند –سوئد

محمد صدیق کبودوند مدیرمسئول و سردبیر هفته نامه «پیام مردم»، موسس و رئیس کل «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» و پایه گذار جنبش حقوق بشر در کردستان است، و امروز غالب آگاهان او را بنیانگذار و پدر حقوق بشر کردستان می خوانند.

تهمت و افترا بر او زمانی که برای اولین بار پیام مردم را به دو زبان فارسی و کردی منتشر کرد آغاز شد، پیام مردمی که در کردی «ده‌نگی گه‌ل» یا «په یامی  خه‌لک» می گفتند، پیامش چنان رعدآسا در سکوت گورستانی کردستان پیچید و چنان صاعقه وار با درنوردیدن فضای بسته و خفقان آور سانسور کردستان را در هم شکست. پس از آن بود که دور اتهام زنی بر او شروع شد. برخی او را از مدیران بنیادهای دولتی و سازمان بازرسی خواندند و عده ای دیگر شایع کردند که او از فرماندهان سپاه پاسداران بوده و گروهی نیز می گفتند احتمالا ماموریت دارد تا مطالبی را مطرح و بیان کند تا فضا آماده شود و زمینه شرایط آشتی دولت و احزاب کرد فراهم آید. ولی طولی نکشید که دولت کبودوند را بازداشت کرد و پیام مردم هم به محاق توقیف رفت. و اما بار دیگر با تاسیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و شروع دوباره اتهام زنی برکبودوند.

1- اطلاعات شخصی و خانوادگی

محمدصدیق که در میان خانواده، دوستان و آشنایان او را «صدیق» می خوانند در 22 مارس 1963 در «دیواندره» به دنیا آمده است. زاد روز او برابر است با دو روز پس از جشن نوروز باستانی یا آغاز سال نو کردها و ایرانی ها، و زادگاه او شهری است در میان راه سنندج به سقز.

نام پدر محمدصدیق، «محمدسعید» و نام مادر وی «سعادت» است. پدر صدیق معروف به «سعیدبگ» منتسب به یکی از طوایف بزرگ کرد است که پس از حوادث و رویدادهای سال 1946 کردستان به بهانه برخی استقلال طلبی های محلی و برخی شورش ها مورد سرکوبی قرار گرفته و فعالان و جوانان شورش و طوایف مرتبط به زندان و تبعیدگاه ها فرستاده شدند. پدر محمدصدیق که دوره نوجوانی را در کرکوک و کردستان عراق گذرانده بود، در کردستان ایران دستگیر و زندانی و برای چند سال به نواحی مرکزی ایران تبعید شد. پدر کبودوند با اتهام دوران تبعید به کردستان بازگشت و با دختر خانواده ای محترم و سرشناس در بیجار وصلت کرد، سعادت (صاحب) خانم، مادر محمدصدیق دختر احمدبیگ از خانواده های معروف بیجار گروس آن ایام است. حاصل وصلت پدر و مادر کبودوند، سه پسر و سه دختر بوده که صدیق فرزند چهارم و پسر سوم خانواده است.

محمدصدیق زمانی که 14 سال بیشتر نداشت پدر خود را از دست داد، وی رنج ها و غم های مشترک خانوادگی همیشه در یاد دارد. او پس از مرگ پدر، همراه دو خواهر 5 ساله و 11 ساله  و برادر 16 ساله اش  تحت سرپرستی مادر خود قرار گرفت. خانواده وی پیش از مرگ پدر در سنندج اقامت دائم یافته بودند.

کبودوند دوران تحصیل را به ترتیب دوره ابتدایی در دیواندره، دوره های راهنمایی و دبیرستان یا متوسطه در سنندج، و دوره های تحصیلات عالی را در تهران گذرانده است. باید یادآور شد که پس از انقلاب 1979 به دلیل تسلط احزاب کرد بر مناطق کردنشین، دولت مرکزی آموزش و پرورش کردستان بویژه شهر سنندج را منحل نمود، به همین دلیل صدیق در 19 سالگی دوره متوسطه را به پایان رساند و پس از آن نیز با انحلال دانشگاه ها و شروع پاک سازی های مذهبی موسوم به انقلاب فرهنگی توسط دولت انقلابی،  وی با وقفه ای چندساله یعنی در سال 1985 و در 23 سالگی وارد دانشگاه شد.

او ابتدا با اخذ کارشناسی (لیسانس) مدیریت بازرگانی در یکی از دانشگاه های معتبر تهران، در یک موسسه مالی تخصصی اشتغال به کار پیدا کرد. وی در کنار فعالیت های شغلی کارشناسی ارشد حسابداری را نیز کسب کرد و چند سال پس از آن تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد (فوق لیسانس) حقوق بین الملل را دنبال کرد که تحصیلات در این رشته ناتمام مانده است.

صدیق در اوایل جوانی با یک دختر تبریزی الاصل، از یک خانواده آذری که در تهران و تبریز زندگی می کردند آشنا شد و در سن 20 سالگی با او ازدواج کرد و از سال 1984 بطور دائم در تهران سکونت گزید. حاصل ازدواج زودهنگام کبودوند یک دختر و دو پسر است که به ترتیب متولد سال های 1984، 1986 و 1989 می باشند.

2- فعالیت های فرهنگی و اجتماعی

با شروع انقلاب و آغاز گردهمایی ها و راهپیمایی هایی که در سنندج از تابستان و اوایل پاییز 1357 (1978) برعلیه نظام شاهنشاهی انجام می گرفت، کبودوند شرکت می کرد و در آن زمان که 15 ساله بود، آرزو می کرد که پدرش زنده بود و قیام گسترده مردم برعلیه حکومت شاه را می دید.

با نزدیک شدن به پیروزی انقلاب و تشدید برخی فعالیت های مذهبی، کبودوند به رغم سن و سال کمی که داشت، از شکل گیری احتمالی یک حکومت مذهبی به رهبری روحانیون نگران و غمگین می گردید. وی در آن ایام با جدیت تمام اخبار و رویدادها را از طریق روزنامه ها و نشریات و رادیو و تلویزیون مورد پیگیری قرار می داد.

کبودوند در فعالیت های سیاسی مسالمت آمیزی که آن ایام به دعوت گروه های مختلف در سنندج انجام می گرفت، از جمله میتینگ ها، گردهمایی ها، سخنرانی ها و جلسات عمومی شرکت می کرد، اما نسبت به هیچ گروه حزبی متعصب و گرایش و یا تضادی پیدا نکرد و هیچگاه به گروه و حزبی نپیوست.

کبودوند که شاهد خروج و بازگشت چندباره نیروهای سیاسی به شهر سنندج بود، در جریان محاصره 27 روزه 1981 سنندج توسط نیروهای نظامی دولتی، خود و خانواده اش شامل جمیع برادران و خواهران در سنندج ماندند و در زیر رگبار مرگ آفرین هلی کوپترها و گلوله باران ها، و به رغم قطع آب و برق و تعطیلی تمام مراکز غذایی  و فروشگاهی شهر را ترک نکردند.

آغاز دوره دانشجویی کبودوند در سالهای 1985 و پس از آن مصادف بوده با سال های اول بازگشایی دانشگاه ها، پس از پاک سازی های ایدئولوژیکی مراکز آموزشی و آموزش عالی موسوم به انقلاب فرهنگی بود.

کبودوند در دوران دانشجویی در تمامی گردهمایی هایی که درحمایت از مردم کرد و یا آوارگان کرد در عراق توسط دانشجویان کرد صورت می گرفت فعالانه شرکت می کرد و با ارائه نامه سرگشاده به مقام های عالی سازمان ملل و ارائه بیانیه و نشست در مقابل دفاتر سازمان ملل متحد و کمیساریای عالی پناهندگان در تهران خواهان رسیدگی و توجه به وضعیت رقت بار آوارگان می شدند. در آن ایام که امکان فعالیت جمعی و گروهی گسترده وجود نداشت کبودوند با گردآوری اخبار، گزارش ها و عکس و تصاویر و تهیه دفاتر و کلاسورهایی از اخبار و گزارش های مندرج در روزنامه ها، نشریات و منابع مختلف و موجود و در دسترس درباره وضعیت کردها در چهار کشور ایران، عراق، ترکیه و سوریه و دیگر نقاط جهان، و عملاً با ایجاد نمایشگاهی خانگی، دوستان، آشنایان و علاقه مندان را دعوت و تشویق به توجه به اوضاع و احوال غم انگیز کردها میکرد.

از سال های 1994 و پس از آن کبودوند با برخی از فعالان عرصه های مدنی و سیاسی و روزنامه نگاری ارتباطاتی برقرار ساخت و با فعالانی که اغلب به دلیل شرایط امنیتی بطور غیرعلنی فعالیت می کردند، دیدارهای دوره ای داشت. در این دیدارها خبرها و گزارش هایی از روند فعالیت های مدنی و سیاسی مبادله می شد و تحلیل هایی نیز از حوادث و رویدادهای مختلف ارائه می گردید. در آن ایام که رسانه سایبری و اینترنت در ایران رواج و عمومیت نیافته بود، برخی از نوشته های کبودوند در نشریات نیمه پنهان و نیمه علنی برخی از فعالان، با نام مستعار چاپ می شد.

در ادامه مراودات کبودوند با تعدادی از فعالان مدنی و سیاسی و پس از برگزاری جلساتی چند، تصمیم به ایجاد نهادی برای ترویج و حمایت از دموکراسی در ایران گرفته شد. این نهاد، که سازمان «اتحاد برای دموکراسی» نام گرفت. در اعلام موجودیت، فعالیت خود را علنی اعلام نمود، اتحاد برای دموکراسی عملا از سال 1996 موجودیت پیدا کرد و نشریه داخلی آن به نام بانگ آزادی بصورت زیراکس و زیرزمینی چاپ می شد. مطالب و گزارش های حقوق بشری کبودوند عموماً در ارتباط با اعدام شدگان، محل دفن اعدامیان جمعی در برخی از مناطق کردستان، و گزارش های در ارتباط با پناه جویان کرد در منطقه و جنوب اروپا، در نشریه داخلی نهاد اتحاد برای دموکراسی با نام مستعار منعکس می گردید.

پس از دستگیری و قتل یا اعدام دبیر این نهاد، به رغم فضای هراس آلود آن زمان، جلسات دوره ای جمعیت مذکور با کوشش های مداوم کبودوند در منزل اعضا بطور دوره ای برگزار می شد، وی با صدور اطلاعیه ها و بیانیه های ضرور و هماهنگی و هدایت جلسات، نزدیک به یک سال از فروپاشی نهاد یاد شده جلوگیری کرد، ولی سرانجام کم تحرکی و انفعال تعدادی از اعضای مرکزی این نهاد مدنی، موجبات توقف فعالیت آن را فراهم آورد.

کبودوند طی سال های 1997، 98 و 99 با روی آوری به کار نویسندگی، در کنار گردآوری دیدگاه های برخی از فعالان سیاسی و اجتماعی در زمینه های جنبش های اجتماعی، زنان و دموکراسی، اقدام به نگارش حداقل سه کتاب نمود. نگاهی به مسئله زنان یا «آن نیم دیگر جامعه بشری» بسوی دموکراسی یا «دموکراسی در برزخ» و جستارهای پیرامون جنبش های اجتماعی دهه های اخیر از جمله نوشته های ایشان است. در این کتاب ها موضوعاتی چون مساله ای به نام زن و حقوق او ، وضعیت اجتماعی و فرهنگی و موقعیت سیاسی و حقوقی زن در جامعه و قوانین ایران، طرح موضوع مردم سالاری یا دموکراسی و بررسی نظرگاه ها و دیدگاه های مثبت و منفی به دموکراسی در ایران آن ایام و در کتاب سوم موضوع تحولات و رویدادهای جهان، فروپاشی اردوگاه و فروپاشی سوسیالیسم واقعا موجود، بررسی علل و عوامل رویدادها از نگاه تحلیل گران مختلف، ظهور و جنبش های اجتماعی پیدایی دیدگاه های نو مورد بررسی قرار گرفته بود. این کتاب ها به رغم انجام تغییر و اصلاحات چندباره در آن و به رغم کوشش فراوان اجازه چاپ پیدا نکردند. دیسکت ها و نسخ پرینت شده کتاب های یاد شده و دیگر نگارشات کبودوند در زمان بازداشت ایشان در ژوئن 2007 ضبط گردید.

کبودوند در سال 1998 تقاضای مجوز انتشار هفته نامه ای سراسری از وزارت ارشاد جمهوری اسلامی نمود، که پس از 5 سال انتظار در نوبت بررسی و موافقت با تقاضا، سرانجام در سپتامبر 2002 موفق به اخذ اجازه چاپ و نشر هفته نامه ای به نام «پیام مردم» گردید. پیام مردم با صاحب امتیازی و مدیرمسئولی کبودوند، روشی خبری، تحلیلی و پژوهشی داشت و در زمینه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اجازه نشر داشت. این هفته نامه ها که بعدها زبان کردی به آن اضافه شد، به عنوان نشریه ای دو زبانه،  به دلیل پشتوانه ناکافی مالی و امکانات، گستره پخش آن به استان های تهران و چهار استان کردنشین در غرب ایران محدود گردید، اغلب مطالب آن به موضوعاتی چون حقوق مردم کرد، حقوق زنان و حقوق بشر مربوط می شد و علاوه بر این اخبار و گزارش هایی از وضعیت کردها در آن سوی مرزها و برخی مطالب دیگر تاریخی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و زبانی در آن به چاپ می رسید.

این هفته نامه در قطع و اندازه معمول روزنامه های یومیه منتشر می شد و تعداد صفحات آن از 12 تا 20 صفحه و شمارگان یا تیراژ آن نوسان و تا 20 هزار نسخه در هر چاپ می رسید. تعداد شماره های این هفته نامه به 20 نرسید و در ژوئن 2003 با شکایت اطلاعات (پلیس امنیتی) کردستان و با حکم دادگستری استان کردستان کبودوند مدیرمسئول پیام مردم بازداشت و روانه زندان گردید. کبودوند پس از آزادی موقت طی پیامی که به کلیه خبرگزاری های رسمی و دولتی ارسال شد و در آخرین شماره پیام مردم نیز به زیر چاپ رفت از دولت جمهوری اسلامی خواست که هویت مردم کرد در ایران را به رسمیت بشناسد و با اعاده حقوق و مطالبات مردم کردستان، حقوق بشر را در مناطق کردنشین رعایت کند. پس از اطلاع از چاپ پیام کبودوند، دادگستری حکم توقیف رسمی را صادر و ماموران وزارت اطلاعات و امنیت در تهران با مراجعه به چاپ خانه، آخرین شماره پیام مردم را که در زیر چاپ بود توقیف و از پخش آن جلوگیری کردند.

کبودوند با تاکیدی جدی بر ضرورت ایجاد انجمن ها و نهادهای مدافع حقوق بشری بویژه در مناطق کردنشین، در زمان انتشار هفته نامه پیام مردم چندین یادداشت در این باره نوشت: وی پس از توقیف انتشار پیام مردم نیز یادداشت های دیگری در رسانه های سایبری منتشر کرد و بر لزوم ایجاد نهادی برای حیات و دفاع از حقوق بشر در کردستان تاکیدی دگرباره نمود. در همین راستا حتی در گفتگو با رسانه های ماهواره ای بر پیشنهاد خود اصرار می ورزید. سرانجام با احساس ضرورت تشکیل چنین نهادی، وی به همراه برخی از هم فکران و دوستانش دست به کار شدند و در 9 آوریل 2005، موجودیت «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» را اعلام کردند.

کبودوند بعنوان دبیر و سخنگوی این سازمان معرفی شد. وی درباره لزوم تشکیل و هدف از ایجاد این نهاد و موضوعات قابل پیگیری و تعقیب از طریق انجام مصاحبه ها و گفتگوهای متعددی با رسانه ها و رادیو و تلویزیون کردی و فارسی بیان و تشریح می نمود. سازمان تحت مدیریت کبودوند طی چندماه پس از اعلام موجودیت اساسنامه آیین کار و مقررات و میثاق های خود را تهیه و تنظیم کرد و از همان آغاز فعالیت، مسئولیت پیگیری موارد نقض حقوق بشر در کردستان و حمایت و دفاع از این حقوق را به نحو شایان توجهی ایفا نمود.

در دوره دو ساله و نیمه اول یعنی از آوریل 2005 تا ژوئیه 2007 (زمان بازداشت)، کبودوند بیش از 250 مورد مصاحبه و گفتگو با رسانه های عمومی، رادیوها، تلویزیون ها و روزنامه ها و نشریات، درباره وضعیت حقوق بشر در کردستان، وضعیت زنان، کودکان، کارگران، بیکاران، کولبران و آسیب پذیرها، و هم چنین دستگیرشده ها، بازداشت شدگان، زندانیان و اعدام شدگان، محکومین به مرگ در کردستان، انجام داد و با ارتباط های گسترده ایی که با فعالان و علاقه مندان در سرتاسر کردستان برقرار ساخته بود، شبکه ای وسیع از مرتبطین با سازمان از شمالی ترین مناطق کردنشین در مرزهای ارمنستان و آذربایجان تا خوزستان در جنوب بوجود آورد. در این میان بسیاری از آسیب دیدگان و ستم دیدگان و بسیاری از زنان که تحت آزار و اذیت خانواده، جامعه و دولت و قانون قرار می گرفتند، کبودوند و سازمان وی را تنها حامی خود می یافتند و ایشان بطور شبانه روز وقت خود را در اختیار آنان و دیگر مراجعان و تماس گیرندگان قرار داده بود. در همین رابطه، در کیفرخواست ادعای دادستانی نیز آمده که کبودوند طی دو سال ونیم فعالیت شبکه ای وسیع از مرتبطینش، در تمامی مناطق کردنشین از ماکو تا ایلام بوجود آورده بطوری که وی و سازمان متبوعش در تمامی شهرها و روستاهای کردنشین، گزارشگر، خبرنگار و عضو و نماینده دارد. در کیفرخواست ادعایی اشاره شده که اگه کوچکترین اتفاقی حتی برای زنی در دورترین روستا هم بیافتد، کبودوند و سازمانش در جریان قرار می گیرند.

به غیر از ارتباط های مردمی و داخلی، کبودوند با اغلب سازمان ها و نهادهای حقوق بشری جهانی و بین المللی ارتباط داشته و سازمان تحت مدیریت وی عضویت برخی از شبکه های جهانی حقوق بشر را نیز دارد، و در این رابطه دعوت نامه هایی برای مشارکت در کنفرانس ها و گردهمایی های بین المللی دریافت نموده اند.

3- بازداشت و زندانی شدن

محمدصدیق کبودوند که مرکز سازمان متبوع وی در تهران قرار دارد در اول ژوئیه 2007، در محل کارش توسط نیروهای امنیتی وزارت اطلاعات بازداشت شد. پس از بازداشت، منزل وی مورد تجسس و بازرسی قرار گرفت و صدها کتاب، دیسکت، سی دی و نوشتار و تمامی اطلاعات و مدارک و پرونده های بایگانی نهاد سازمان دفاع از حقوق بشرکردستان، به همراه آرم و پرچم و چندین دستگاه کامپیوتر ضبط گردید.

کبودوند در بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بازداشتگاه 209 به مدت 135 روز تحت بازجویی های متعدد نیروهای امنیتی و پلیس مخفی قرار گرفت، وی در مجموع به مدت 7 ماه تمام در سلول انفرادی نگه داری و سپس به بند عمومی یا زندان انتقال داده شد. ایشان پس از 12 ماه بازداشت مورد محاکمه قرار گرفت و اتهام وی تشکیل و اداره جمعیت «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» و «تبلیغ علیه نظام اسلامی» عنوان گردید.

4- محاکمات کبودوند

محمدصدیق کبودوند طی چندسال گذشته و در زمانی در بازداشت و زندانی بوده با اتهام هایی به قرار زیر مورد محاکمه قرار گرفته است:

اتهام مطبوعاتی تشویش اذهان عمومی (محاکمه در دادگاه عمومی سنندج): دادگاه مطبوعات سنندج پس از محاکمه کبودوند رای به لغو امتیاز هفته نامه پیام مردم داد و کبودوند را به 5 سال محرومیت از مسئولیت های قانونی مطبوعات شامل صاحب امتیازی و مدیرمسئولی و یک سال حبس (زندان) تعلیقی محکوم کرد. حکم بدوی دادگاه با اعتراض وکلای کبودوند از یک سو و دادستان از سوی دیگر مواجه شد. دادگاه بازنگری استان کردستان با رسیدگی به اعتراض دادستان و بی توجهی به اعتراض وکلای کبودوند، علاوه بر تایید حکم صادره بدوی، با تشدید حکم، یک سال حبس تعلیقی را به حبس تعزیری تبدیل کرد. حکم تجدیدنظر شده نیز با اعتراض مجدد وکلا روبرو شد. دیوان عالی کشور با بررسی اعتراضیه در مارس 2007 حکم بازنگری شده در دادگاه تجدیدنظر استان کردستان را رد کرد و محکومیت حبس کبودوند را از یک سال به 6 ماه و لغو امتیاز و توقیف کامل پیام مردم را به مدت سه سال توقیف کاهش داد.

اتهام تشکیل و اداره جمعیت سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان (محاکمه در دادگاه انقلاب تهران): شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران در حکم بدوی کبودوند را به یازده سال حبس تعزیری محکوم کرد که ده سال آن بابت تشکیل و اداره سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان و یک سال آن نیز بابت انجام فعالیت های تبلیغی علیه جمهوری اسلامی است که به ترتیب به مواد 498 و 500 قانون مجازات اسلامی استناد گردیده است. حکم محکومیت کبودوند در دادگاه تجدیدنظر انقلاب مورد بررسی قرار گرفت و شعبه 54 دادگاه بازنگری با حذف اتهام فعالیت تبلیغی و کاهش یک سال حبس، مدت ده سال از حکم بدوی موضوع تشکیل و اداره جمعیت را تایید کرد.

– اتهام مطبوعاتی تبلیغ علیه نظام از طریق سایت انسانیت (محاکمه در دادگاه کیفری، دادگاه مطبوعات تهران): دادگاه در مارس 2009 برگزار و کبودوند با انتقال از زندان به محل برگزاری دادگاه بدون حضور وکیل دادگاهی شد و شعبه یاد شده در اکتبر همان سال قرار موقوفی یا توقف پیگرد قضایی برای کبودوند صادر کرد و حکم مزبور در زندان به وی ابلاغ شد.

– اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق انتشار کتاب (محاکمه در دادگاه انقلاب مهاباد): در پی انتشار کتابچه ای درباره وضعیت زنان در کردستان و دستگیری افرادی در این رابطه، اداره اطلاعات و امنیت مهاباد در آوریل 2008، طی درخواستی از دادگاه انقلاب، خواستار محاکمه کبودوند به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق انتشار کتاب یاد شده گردیده بود که در اوت 2009 کبودوند تحت حفاظت شدید امنیتی و همراه با اذیت و آزار فراوان از زندان اوین به زندان مهاباد انتقال داده شد تا در دادگاه انقلاب آن شهر مورد محاکمه قرار گیرد، شعبه اول دادگاه انقلاب با محاکمه کبودوند به اتهام یاد شده و نگهداشت وی برای مدت یک ماه در زندان مهاباد، سرانجام رای به برائت ایشان صادر و کبودوند مجدداً به زندان اوین تهران بازگردانیده شد.

کبودوند از بابت پرونده های قضایی یاد شده جمعاً به 12 سال حبس محکوم شده که در حال حاضر ده و نیم سال (126 ماه) آن حبس قطعی می باشد و تا کنون این مدت حبس را حتی بدون یک ساعت مرخصی سپری کرده و هم اکنون نیز در ادامه گذراندن حبس در زندان اوین بسر می برد. او در زندان دو بار با سکته قلبی مواجه شده و با ناراحتی های جسمانی و بیماری هایی نیز روبرو است، این در حالیست که یکی از فرزندان پس وی نیز به یک بیماری صعب العلاج دچار شده است. درخواست های مکرر کبودوند برای ملاقات با پسرش تاکنون بی پاسخ مانده است.

 جولای 2012

…………………………………….

این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,