Saturday, 18 July 2015
25 September 2021
پس‌نشینی تند

«کودکان سرزمین درد»

2012 July 14

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

چند روزی است که در شبکه‌های مجازی اجتماعی فیلم مستندی انتشار یافته است که به پدیده‌ی دردناک و غم‌انگیز سو‌استفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در افغانستان می‌پردازد. سنتی زشت و کثیف که به «بچه‌بازی» مشهور است. [1] نام فیلم هم از همین رفتار ناپسند و غیرانسانی یعنی «بچه‌بازی» وام گرفته شده است. این عادت کثیف اجتماعی البته ریشه‌های کهن و عمیقی در فرهنگ منطقه‌ی خاورمیانه دارد و با وجود آن‌که در شماری از کشورها ضعیف و کم‌رنگ شده است هنوز در برخی از کشورها و مناطق این ناحیه در جای خود باقی است.

می‌توان گفت که «بچه‌بازی» بازمانده‌ی همان سنتی است که در فرهنگ ایرانی‌-اسلامی به «شاهدبازی» و یا تمتع از «غِلمان» شهرت داشته و دارد. این موضوع که ریشه در سنن اسلامی و متن قرآن دارد [2] هیچ‌گاه در جوامع اسلامی به طور کامل حذف نشده و حضور آشکار و نهان داشته و دارد. این حقیقت آشکارا در متون ادبی شرقی نیز وجود داشته و مورد توصیف و تمجید قرار گرفته است. دیوان و کتب شعرا و ادبای نام‌داری چون حافظ و سعدی، سرشار است از چنین سروده‌ها و نوشته‌هایی که زیبایی‌ و لذت هم‌نشینی و هم‌بستری با این پسران جوان را تشریح می‌کنند. [3] با نزدیک شدن به عصر حاضر البته برخی از شعرا و نویسندگان در وصف زشتی و ناپسندی این پدیده‌ نوشته‌هایی دارند. برای نمونه «ایرج میرزا» سروده‌ای در تقبیح این سنت دارد که بخشی از آن چنین است:

که یارب بچه‌بازی خود چه کارست              که بر آن عارف و عامی دچار است

چرا این رسم جز در مُلک ما نیست             وگر باشد بدین سان بر ملا نیست

برای این پدیده علل و ریشه‌های فراوانی برشمرده شده است اما آن‌چه که این نوشته قصد دارد تا بیش از دیگر دلایل به آن بپردازد، تاثیر وجود شرایط و وضعیت جنگی و نظامی در رشد و گسترش این رفتار ناپسند و غیرانسانی است. در تاریخ خاورمیانه و به ویژه پس از اسلام هرگاه که جنگ‌ها و لشگرکشی‌های طولانی مدت صورت می‌گرفته است از وجود پسربچه‌های زیبا برای رفع احتیاجات جنسی نظامیان بهره‌برداری می‌شده است و بدان سبب که زن‌ها توان هم‌راهی در این‌گونه سفرها و لشگرکشی‌ها را نداشته‌اند در حقیقت این نوجوانان و جوانان بوده‌اند که در کنار ارتش به سفر می‌پرداخته‌اند تا جواب‌گوی این نیاز نظامیان باشند. می‌توان گفت که همواره چنین رفتاری در شرایط جنگی و به سبب دور بودن نظامیان از همسر و خانواده‌ی خود شیوع بیش‌تری داشته است. [4] در مستند «بچه‌بازی» نیز به خوبی و البته غیرمستقیم به این موضوع پرداخته شده است و نشان داده می‌شود که چطور فرمان‌ده‌هان نظامی جهادی در افغانستان خود در این مسئله دست داشته و نه تنها ممانعتی از آن به عمل نمی‌آورده‌اند بلکه به‌ترین و زیباروترین پسران همواره سهم آنان بوده چرا که از قدرت و ثروت بیش‌تری برخوردار بوده‌اند.

دوستی دارم که از فرمان‌ده‌هان قدیمی و البته پاک‌سازی شده‌ی «سپاه ‌پاسداران» است. جالب است که بدانید عامل اصلی اخراج او از سپاه، تحمل ماه‌ها زندان انفرادی و شکنجه و در نهایت تهدید به مرگ، گزارشی بوده است که او برپایه‌ی شواهد عینی از وجود بچه‌بازی و تجاوز به کودکان در جبهه‌های جنگ هشت ساله با عراق تهیه کرده و بر اساس آن خواسته بود تا از اعزام افراد زیر 18 سال به جبهه به طور جدی ممانعت به عمل بیاید. این دوست بارها برایم از تجربه‌ها و مشاهدات عینی و دردناک خود از گرفتاری‌های که برای نوجوانان در جبهه‌ها پیش می‌آمده تعریف می‌کرد و از اشتیاق رذیلانه‌ی برخی از رزمندگان برای حضور این پسربچه‌ها در سنگرهای جمعی می‌گفت. این شبیه همان ریشه‌هایی است که این موضوع را در سال‌های اخیر در افغانستان گسترده‌تر کرده است.

جنگ، فقر و سطح پایین سواد و فرهنگ عمومی در افغانستان یک شبه رفع نمی‌شود و از دولت این کشور نیز به تنهایی کاری بر نمی‌آید. به هر صورت شرایط و ریشه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی که این وضعیت دردناک و غیرانسانی را برای شماری از نوجوانان بی‌پناه در افغانستان رقم زده است هم‌چنان بر جای خود باقی است و بدون یک عزم جدی ملی و بین‌المللی به آسانی زدوده نمی‌شود.

   http://www.youtube.com/watch?v=AzTsFak2xao 1

 2برای نمونه می‌توان به آیات ۲۴ سوره طور، ۱۹ سوره انسان (دهر) و ۱۷ و ۱۸ سوره واقعه مراجعه کرد

 3«شاهدبازی در ادبیات فارسی»، دکتر «سیروس شمیسا»، انتشارات فردوس، 1381

4 همان

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,