Saturday, 18 July 2015
24 September 2021
قصه‌های جزیره

«سرزمین خسته از جفا»

2012 July 16

هادی خوجینیان/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«حبیب احمدی» رفیق «افغانی» ساکن جزیره‌‌ را چند سال است که می‌شناسم. یک رفیق خوب و دانش‌آموخته که گپ‌های گاه و بی‌گاه ما دو نفر، همیشه شاد و خندان‌مان می‌کند.

اولین بار در دانش‌کده‌ی جزیره دیدمش. برای دوستان مشترک‌ «انگلیسی» از دنیای خودش و مشکلات مردم «افغان» سخن‌رانی می‌کرد. از طرز بیان ساده و بی شیله و پیله‌اش خیلی خوشم آمد. حبیب یکی از مدیران «انجمن هزاره‌های مقیم انگلستان» است و هم‌چنین عضو «حزب کارگر‌.»

چند روز پیش که توفان، هوای جزیره را در هم فشرده بود در خانه‌اش قرار گفت‌و‌شنودی را گذاشتم. سرما خورده بود و بچه جان‌های عزیزش هم دور ما نشستند.

حبیب از جزیره، از «هزاره»‌های ساکن ایران و پاکستان و میهنش، از آتش زدن خانه‌های افغانی‌ها در یزد، از «کرزای» رییس دولت افغانستان، از کارهایی که در جزیره‌ی «انگلستان» برای هم‌وطن‌هایش انجام داده، حرف زد. شما را دعوت به این گفت‌و‌شنود می‌کنم.

زندگی در جزیره

زندگی در جزیره خوبه، علتش این است که ما هم‌کیشان خودمان را پیدا کرده‌ایم و دوستانی که خیلی خیر هستند در امور حقوق بشر و سازمان عفو بین‌المل که ما بتوانیم از این طریق به مردم مطلوم خودمان در «افغانستان» و «پاکستان» و «ایران» هستند، صدای آن‌ها را به گوش جهانیان برسانیم و هم‌چنین راهی باشد  برای پیش‌برد «هزاره»‌های این‌جا که می‌آیند و مشکل زیادی دارند.

مشکل زبان دارند. مشکل فرهنگی دارند. یک کاری بشود که مردم این‌جا خودشان را گم نکنند.

بعدش که شنونده‌های عزیز در جریان هستند که «هزاره‌»‌های «افغانستان» خیلی در تنگا قرار داشتند. خیلی ظلم‌های زیادی به این مردم شده، قتل عام‌های زیادی صورت گرفته. مثلن زمان «عبدالرحمان خان» که ما تقریبن شصت و پنج هزار آبادی خودمان را از دست داده‌ایم و هم‌چنین در زمان «مجاهدین افشار» چهار هزار خانه‌ی ما ویران شده‌اند. جنایت‌های خیلی نابخشودنی انجام شده آن‌جا، متاسفانه. و هم‌چنین در جنگ «بامیان» و… زمان «طالبان» و هم‌چنین «مزار شریف.»

در این حمله‌های «کوچه»‌ها به «هزاره»‌ها، اتفاقاتی باعث شده‌اند که ما بلخره در این‌جا حقیقتن دیگه ما فراموش می‌کنیم در کشور بیگانه هستیم.

نحوه‌ی تعامل با مردم «انگلستان» و بالعکس

راستش می‌دونی دیگه دغدغه‌ها آن‌قدر زیاد شده که ما فراموش می‌کنیم که این‌جا هستیم. آن‌قدر در مسایل «افغانستان» درگیریم، تو مسایل مردم خودمان که هر روز فکر می‌کنیم داخل مردم خودمان هستیم.

مردم‌ «انگلیس» مردم با‌تجربه و هوشیار و زیرکی هستند و آدم‌های خیر زیادی دارند.

نحوه‌ی کمک به «هزاره‌»‌ها در جزیره

در قدم اول که کار را شروع کردیم، به معلولین کمک می‌کردیم. برای‌شان وقت دکتر می‌گرفتیم. کمک‌های مالی جمع‌آوری می‌کردیم. به آن‌هایی که «ویزا» نداشتند کمک‌های لازم را انجام می‌دادیم. در جزیره سمینارهای فرهنگی تشکیل می‌دهیم و مردم را تشویق می‌کنیم که انجمن‌های محلی خودشان را تشکیل بدهند. کتاب مهیا می‌کنیم. همه این‌ها به کمک برادران خودمان در شهرهای مختلف  انجام می‌پذیرد.

بازخورد مردم نسبت به کارهای انجمن کمک به «هزاره‌»‌ها

مردم ما مردم سنتی هستند. یعنی هنوز هم نسبت به مردم فارسی زبان و مردم منطقه، مردم ما زیادتر علاقه‌مند به کارهای فرهنگی هستند و این نشات گرفته از زندگی فامیلی و عشایری و یا دهاتی می‌باشد. دوست دارند که رشد کنند و ما شاهد این علاقه‌شان هستیم.

نگاه به ایران و حوادثی که در «یزد» اتفاق افتاده

مردم ایران بسیار شریف هستند و با تمدن و مهمان‌نواز. ما خیلی آزرده شده‌ایم از حوادثی که در ایران اتفاق افتاده. مقامات ایرانی باید توجه داشته باشند به سه نکته:

به خاطر مسایل حقوق بشر، هم‌زبان و هم مذهب بودن و این‌که این روزها ایران زیر نگاه جهانیان است و هر حادثه‌ای می‌تواند بازتاب منفی نسبت به ایران داشته باشد.

اگر کسی یک اشتباهی کرده و به حقوق کس دیگری تجاوز کرده، نباید دیگران از این مسایل صدمه ببینند و چوبش را بخورند.

نظام حاکم بر ایران باید هوشیار باشد که هر کسی نتواند سر خود عمل بکند.

با توجه به حرف‌های دوستان داخل حکومت «افغانستان»  مقامات ایرانی قول پی‌گیری عاملین این آتش زدن‌های خانه‌های «افعانی»‌ها را داده‌اند.

ما در این‌جا دست‌مان باز است و می‌توانیم اعتراض خودمان به گوش دیگران برسانیم ولی ترجیح می‌دهیم در آرامش پی‌گیری بکنیم. ما نباید عامل نفرت و کینه‌توزی باشیم. ما روابط دیرینه‌ای داریم.

یکی از دوستان می‌گفت: «یکی از مقامات «آمریکایی» به او گفته که جنگ شما با ایرانی‌ها جنگ دو برادر است. یک روز می‌جنگید و روز دیگر آشتی می‌کنید.»

باید فرهنگ‌سازی بشود. باید این مشکل مهاجرین را به نحوی حل کرد.

ملت عزیز ایران شمایی که می‌گویید در حال نبرد فرهنگی با غرب و استکبار هستید، باور کنید در غرب با مهاجرین چنین رفتارهایی نمی‌کنند. این‌قدر ما را تحمل کرده‌اید، باز هم تحمل کنید تا این مشکل حل بشود.

نگاهش به گفته‌های تازه‌ی «کرزای» مبنی بر دولت دست‌نشانده بودن حکومت افغانستان

ایشان حرف درستی نزده‌اند. با جریاناتی که در نحوه‌ی حکومت‌مداری عمل می‌شود، متاسفانه ما شاهد رشوه‌‌خواری و ارتشا هستیم. پس از چندین سال هنوز بازسازی صورت نگرفته. دولت عملن کاری انجام نمی‌دهد. نحوه‌ی برخورد با عشایر و مردم به هیچ عنوان صحیح نمی‌باشد. باید کار زیادی انجام داد و در رابطه با طالبان هم عملن کاری انجام نمی‌شود.

بازگشت به مام وطن

همه‌ی ما افغانی‌های بیرون از کشورمان باید تمام تلاش‌مان را بکنیم تا با دانش و تجربه‌ای که در این‌جا به‌دست آورده‌ایم به مردمان کمک کنیم و در فضایی آزاد به بازسازی بپردازیم. من هم آرزو دارم برگردم. باور کنید که فرار از کشور چاره‌ی کار نیست. نباید خانه‌مان را دست غیر بدهیم.

حرف آخر

برای ملتم صلح و آرامش طلب می‌کنم و آرزوی این را دارم که در صف بازسازی میهنم باشم و نباید به استعمارگران اجازه بدهیم که برای ما تصمیم بگیرند. حالا در عصر رسانه‌ها زندگی می‌کنیم و بیاید با هم به‌تر زندگی کنیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    Hi,
    I appreciate the view of Aqaie Habib Ahmadi and support his stance on the political scenario of Afghanistan.