Saturday, 18 July 2015
08 December 2021
گردونه مهر- بخش دوم

«اسطوره زروان»

2012 August 21

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

در بخش نخست مطالبی درباره‌ی آیین زروانی و عقاید زروانیان بیان شد. یکی از تحولات در اعتقاد به زروان، عقیده‌ای بود دال بر تکامل مادی‌گرایانه‌ی جهان و آن تحولی است که به احتمال فراوان زیر نفوذ عقاید خارجی پیدا شده بود. بنابر این عقیده، آفرینش جهان عمل خدا نبوده، بل‌که تکاملی تدریجی بوده است از ماده‌ی اولیه بدون صورت، یعنی زمان و مکان نامحدود(زروان)، به آن‌چه دارای صورت است یعنی محدود. بدین‌گونه نامحدود، محدود می‌شود. البته این فرایند می‌تواند بدون اعتقاد به وجود خالقی انجام پذیرد و چنین می‌نماید که این اعتقاد به «تکامل تدریجی»، انکار بهشت و دوزخ و همه پاداش‌ها یا عقوبت‌های آینده را به دنبال آورده است. خلاصه این که، این اسناد که جهان از «زمان/ مکان» اولیه یعنی زروان، تکامل تدریجی یافته است، براساس توجیه مادی‌گرایانه عالم نهاده شده است که از اساس با اعتقاد به وجود خالق و عقیده به زندگی پس از مرگ و تکیه بر پاداش یا عقوبت در دین زردشتی مقبول عموم ناسازگار بوده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

تکامل تدریجی جهان از «زمان» به نظر بعضی این مفهوم را در ‌برداشت که زروان جهان را محدود می‌کند، و بر آن نظارت دارد. به زبان اسطوره‌ی نجومی، این سخن به این معنی است که در ازل، تقدیر هر یک از افراد از طریق جدال کیهانی میان برج‌های دوازده‌گانه که نماینده‌ی نیروهای خیر هستند، و سیارات هفت‌گانه که اختیار مقدرات آفریدگان را در دست دارند، مقدر شده است. این اعتقاد به تقدیر که با دین زردشتی مقبول عموم بیگانه است، نفوذ به نسبت زیادی در افکار ایرانی به جا گذاشته است. این اعتقاد نه تن‌ها در برخی از نوشته‌های زردشتیان راه یافت، بل‌که در بعضی از قطعات «شاه‌نامه»، حماسه‌ی بزرگ ایران نیز دیده می‌شود. حکیم «فردوسی» سوالات موبدان بزرگ را از زال می‌آورد، به عنوان آزمونی از دانش مذهبی خویش، زال بایستی شماری معما را حل کند. یکی از آن معماها درباره‌ی مردی است که با داس بزرگ تیزی، جسورانه به سوی مرغزاری (پر سبزه و جوی‌بار) به تندی گام برمی‌دارد. تر و خشک را درو می‌کند و اگر به او التماس کنی، به سخن تو گوش فرا نمی‌دهد.

یکی مرد با تیز داسی بزرگ                     سوی مرغزار اندر آید سترگ

همه تر و خشکش همی بدرود                  و گر لابه سازی همی نشنود

و زال این‌چنین پاسخ موبدان را می‌دهد:

بیابان و آن مرد با تیز داس                         گیاه تر و خشک از او در هراس

دروگر زمان‌است و ما چون گیا                     همانش نبیره همانش نیا

به پیر و جوان یک به یک ننگرد                     شکاری که پیش آیدش بشکرد

جهان را چنین است ساز و نهاد                    که جز مرگ را کس زما درنزاد

در واقع آن دروگر، زمان (زروان) است و ما انسان‌ها گیاه هستیم. دروگر همه را به یک چشم می‌نگرد، جوانی و پیری در نظر او اهمیتی ندارد، هر که در راه اوست درو می‌شود. خصوصیت جهان چنین است که اگر در جهان مرگ نبود، تولدی نیز وجود نداشت. این چشم‌انداز تیره و تار از زندگی و این نظر شوم نسبت به تولد و مرگ از نظر خوش‌بینانه و مثبت زردشتیان پیرو دین مقبول عموم بسیار به دور است.

کیش زروانی تا این اواخر چنان‌که باید و شاید شناخته شده نبود و اهمیت چندانی به آن داده نمی‌شد. اما با پیدا شدن متون مانوی، ارزش و اعتبار و گسترش دین زروانی نیز آشکار شد. چون در دیانت مانوی، زروان بالاترین خدا و اهورامزدا پسر او معرفی شده است، اینک دانسته می‌شود که چنین تفکری به پیروی و اعتبار فکر زروانی است. اما مطالعات و حاصل پژوهش‌ها نشان می‌دهد که دیانت زروانی دارای ریشه‌ای قدیمی‌تر از آن است که تصور می‌شد. آن‌چه مسلم است از روزگاران باستان حتا خیلی پیش از زردشت، کیش زروانی شناخته شده و رواج داشته است. زروانیان نیز به نوعی قیامت معتقد بوده‌اند و سرانجام عالم را فانی دانسته‌اند. دین زروان در زمانی منحصر به‌فرد بود و بعد از آن هم‌راه با «مهر پرستی» در میان آریاییان رواج کامل یافت. ولی پس از ظهور زردشت و تعالیم او دین زروانی به تقریب منقرض شد و در زمان اشکانیان دوباره پا به منصه ظهور گذاشت تا آن‌جا که دین زردشتی را تحت تاثیر قرار داد و مغان زروانی با موبدان زردشتی به رقابت پرداخته علیه یک‌دیگر تبلیغ می‌کردند.

ظهور مجدد کیش زروانی یکی از جلوه‌های فلسفی آیین زردشتی بود که در عصر اشکانی علم مزدایی را بنیان نهاد. این کوششی بود برای داخل کردن عناصر فلسفی، اولویت زمان و قدمت آن که در هیت خدای بزرگ جلوه‌گر شد. اگر وجود خدایی لازم می‌بود که یکتا، ازلی و ابدی باشد، هیچ نوع تجسمی را ارایه ندهد و به هر حال همه مشخصات خدایی را داشته باشد تا مورد توجه و اعتماد همگان قرار گیرد، جز زروان(زمان بی‌کران) چه چیزی می‌توانسته معرفی شود.

منبع: شناخت اساطیر ایران، جان هیلز، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، نشر چشمه، 1373

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,