Saturday, 18 July 2015
20 October 2021
دگردیسی در مهاجرت

«اندر فواید هجرت»

2012 August 22

نازی حسامی/ رادیو کوچه

من اصلن آدم مذهبی نیستم اما امروز داشتم فکر می‌کردم بی‌مناسبت نیست که شروع تاریخ اسلام را، زمان هجرت در نظر گرفته‌اند. از این نظر که هجرت، واقعن مسئله مهمی است. در واقع هجرت می‌تواند شروع بسیاری تغییرات و حرکت‌ها باشد، که برخی از آن‌ها اجباری‌اند و برخی اختیاری.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

وقتی خودت را در موقعیت یک مهاجر قرار می‌دهی انگار داری دنیای پیش رویت را به چالش فرامی‌خوانی و این چیزی نیست که بتوانی از عواقبش بگریزی.

هجرت در درون خودش برخی معانی دارد که انسان را ناچار به حرکت و رشد می‌کند. مثلن اعلام استقلال. اعلام موجودیت. اعلام مختار بودن. اعلام آمادگی داشتن برای حرکت. و خلاصه در یک کلام، اعلام بزرگ شدن یا حداقل تصمیم گرفتن برای رفتن به سمت مستقل شدن و رشد کردن.

از این روست که مهاجرت برای هر شخصی، می‌تواند مبدا تاریخ جدیدی در زندگی او باشد. برای من که این‌طور است. همین باعث شد تصمیم بگیرم برخی چیزها، را قبل و بعد از هجرت، در مورد خودم بسنجم که به گمانم بیش‌ترشان تا حد زیادی عمومیت دارد، بنابراین آن‌ها را با شما هم در میان می‌گذارم.

ریسک‌پذیری:

مهاجرت، درمان اجباری خوبی است برای آدم‌هایی که زیاد اهل ریسک نیستند. وقتی وضعیت روزمره زندگی‌تان را رها می‌کنید، جدا از آن‌که خود این عمل، وارد شدن به یک ریسک است، برای تثبیت دوباره، خودتان را با ریسک‌های جدیدی مواجه می‌کنید. در واقع با چالش‌های جدیدی رو‌به‌رو می‌شوید که وارد شدن به هر کدام، پذیرش نوعی ریسک است: آیا می‌توانم در کشور جدید، موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشم؟ آیا شغل خوبی پیدا می‌کنم؟ آیا از پس اداره زندگی جدیدم بر می‌آیم؟ آیا می‌توانم با محیط جدید سازگار شوم؟ آیا می‌توانم دوستان و روابط تازه‌ای داشته باشم؟… جواب همه این‌ها می‌تواند هم بله باشد و هم خیر. و همین دووجهی بودن پاسخ، یعنی پذیرش ریسک‌هایی که شما در وضعیت تثبیت شده قبلی‌تان، به این شدت با آن‌ها مواجه نبوده‌اید. با این حساب می‌شود گفت مهاجرت، قدرت ماجراجویی شما را تقویت می‌کند.

انعطاف‌پذیری:

زندگی در یک محیط جدید، شما را ناچار می‌کند که از چهارچوب‌های همیشگی‌تان خارج شوید. حتا از برخی از آن‌ها که فکر می‌کردید هرگز تغییر نمی‌کنند. بعضی‌ها می‌گویند این به معنی خودباختگی یا نوعی از خودبیگانگی است اما در بسیاری موارد، این انعطاف‌پذیری می‌تواند نوعی امتیاز باشد. در واقع شما مهارت تطابق یافتن با محیط را پیدا می‌کنید و قالب سخت‌تان نرم و انعطاف‌پذیر می‌شود. در این شرایط ممکن است شغلی که در مملکت‌تان ضد ارزش و یا دون از شان شما محسوب می‌شده در موقعیت جدید، پله پیش‌رفت شما به حساب بیاید و درواقع تغییر طرز نگاه شما به این موضوع، نشانه‌ای از انعطاف و تطابق با شرایط است.

میزان استقلال:

وقتی از خانه و کشوری که می‌شناسید جدا می‌شوید، احساس تنهایی به شما دست می‌دهد که کاذب هم نیست. اما واقعیت این است که شما احتمالن در کشور خودتان هم، البته نه به همین اندازه، تنها بوده‌اید. آن‌جا هم باید خودتان برای رشد و حرکت زندگی‌تان تلاش می‌کردید و اگر هم از کمکی برخوردار بوده‌اید، همچنان از راه دور برای شما ادامه دارد. اما فاصله گرفتن، موجب می‌شود که به خصوص از لحاظ روانی بیش‌تر احساس تنهایی کنید و این‌طور به نظرتان بیاید که لازم است با اتکا‌ به نفس بیش‌تری با مسایل مواجه شوید. این تصور که البته غلط هم نیست، به استقلال شخصیتی شما کمک می‌کند و به مرور می‌بینید که بدون وابستگی به دیگران، قدرت اداره زندگی خود را دارید. ممکن است شما قبلن هم همین‌طور بوده‌اید اما چون عملن تنها و دور می‌شوید، این قدرت شما کاملن به فعل در می‌آید که نقطه بسیار مثبتی در مسیر پیش‌رفت فردی است.

شجاعت:

برای ما که در اکثر موارد، تا سنین نسبتن بالا و حتا تا وقتی که ازدواج می‌کنیم در کنار خانواده زندگی می‌کنیم، دور شدن از خانواده و مهاجرت می‌تواند مواردی مانند افزایش قدرت ریسک‌پذیری و حس استقلال و شجاعت را در پی داشته باشد. این تجربه به احتمال زیاد برای یک جوان اروپایی که از کودکی اجبارن یک یا دو زبان زنده جهان را آموخته و از سنین نوجوانی مستقل زندگی کرده، به اندازه ما شدید و مهم نیست. اما برای کسانی که به هم‌راهی مداوم با خانواده خو دارند، قطعن زندگی مستقل و دور از خانه، بسیاری خصلت‌های شخصیتی از جمله میزان شجاعت‌شان در مواجهه با مسایل زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

شادی‌های تازه:

در مهاجرت، همان‌طور که غم‌های جدیدی به زندگی ما اضافه می‌شود، نوع شادی‌های‌مان نیز تغییر می‌کند. از یک سو برخی مسایلی که خیلی برای‌مان ساده بودند به عواملی شادی‌آور تبدیل می‌شوند و شیرینی زندگی را بیش‌تر می‌کنند و از سوی دیگر، امکان تجربه لذت‌های جدیدی مربوط به فرهنگ و کشور جدید، ایجاد می‌شود.

حتمن شما هم این شادی‌های کوچک را تجربه کرده‌اید. شادی خوردن یک خوراکی ساده مخصوص شهرتان در مملکتی غریب، شادی یافتن یک کافه کوچک که کمی حال و هوای قدیمی را برای‌تان زنده می‌کند. و البته شادی تجربه مکان‌ها، جشن‌ها و خوراکی‌های تازه‌ای که قبلن ندیده‌اید.

تغییر انتظارات از خود و زندگی:

این هم از آن اتفاقات جالبی است که مهاجرت می‌تواند یکی از عوامل بروزش باشد. وقتی در یک محیط جدید قرار می‌گیرید و می‌دانید که باید به تنهایی از پس خودتان برآیید و به‌خصوص وقتی که این اتفاق می‌افتد، شروع می‌کنید به داشتن توقعات جدید از خودتان. توقعاتی بزرگ‌تر از قبل. به خودتان می‌گویید من بیش از آن‌چه انتظار داشتم می‌توانم. و تصمیم می‌گیرید افق‌های زندگی‌تان را گسترش دهید.

این‌ها نکاتی است که عمومیت بیش‌تری دارد اما به طور قطع، هر کدام از ما بسته به شخصیت، فرهنگ، خانواده، امکانات، آزادی‌ها و محدودیت‌هایی که داشته‌ایم، دست‌آوردهای خاص خودمان را از مهاجرت داریم.

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,