شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
03 October 2016
دگردیسی در مهاجرت

«دلالی، شغل انتخابی یا تحمیلی مهاجران ایرانی»

۱۳۹۱ شهریور ۰۸

نازی حسامی/ رادیو کوچه

اشتغال برای مهاجران امر ساده‌ای نیست و عمومن مسئله و حتا گاهی نگرانی است که ذهن بسیاری از آن‌ها را اشغال کرده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

معمولن کسانی که به کشور جدیدی مهاجرت می‌کنند از لحاظ شغلی در چند وضعیت هستند:

دانش‌جویان:

این دسته، کسانی هستند که برای تحصیل مهاجرت کرده‌اند. بسیاری از دانش‌جویان، دارای شغل‌های پاره‌وقت با درآمدهای اندک هستند که در واقع نوعی کمک هزینه و یا آمادگی برای کارهای بعدی محسوب می‌شود. این کارها برای دانش‌جویان جدی نیست و آن‌ها به امید یافتن شغلی مناسب، دوران تحصیل‌شان را سپری می‌کنند.

متخصصان:

این گروه، شامل افرادی‌اند که دارای تخصص ویژه‌ای هستند و حتا دعوت به کار شده‌اند و از آغاز با مشخص بودن شرایط و وضعیت شغلی‌شان وارد کشور جدید می‌شوند. نگرانی این عده ممکن است از لحاظ قدرت تطابق با محیط کار یا میزان پیش‌رفت کاری باشد و طبعن از گروه‌های دیگر، امنیت شغلی، آرامش ذهنی و رفاه بیش‌تری دارند.

افراد غیرمتخصص:

این دسته کسانی هستند که تخصص ویژه‌ای ندارند. از طرفی اقدام به اخذ اقامت کوتاه یا طولانی مدت در یک کشور کرده‌اند.

این گروه خودشان به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند. غیرمتخصصانی که برای کسب تخصص جدید و اخذ مشاغل تخصصی تلاش می‌کنند. و غیرمتخصصانی که قصد دارند بدون کسب دانش تازه و با همان تجارب قبلی‌شان به کار بپردازند که عمومن هم ناچارند به مشاغل پیش پا افتاده یا کاذب روی آورند.

شاید در نگاه اول، چون مهاجران خود را با دنیای تازه‌ای رو‌به‌رو می‌بینند که به تصورشان هم سرشار از امکانات جدید است – و شاید هم واقعن این طور باشد – پیدا کردن کار مسئله جدی به نظر نرسد و حتا شاید پیش از مهاجرت‌شان خیلی جدی به آن فکر نکرده باشند. اما واقعیت این است که در بسیاری کشورها یافتن شغل تازه برای مهاجران کار چندان راحتی نیست.

البته این موضوع برای نخبگان یا متخصصان رشته‌های خاص که براساس نوع تخصص‌شان مهاجرت می‌کنند فرق می‌کند اما در مورد سایرین، برخی مشکلات مشترک در مسیر کاریابی وجود دارد. از جمله این مشکلات، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

اولویت کشور میزبان برای ساکنان اصلی و  کشورهای هم‌پیمان و همسایه:

بسیار طبیعی است که هر کشوری، مردم خود را جهت استفاده از منابع رفاهی، از جمله مشاغل مناسب، در اولویت قرار بدهد. بنابراین انتظار یافتن شغل مناسب در کشوری که خود، دارای جمعیت بالایی از جوانان تحصیل کرده و متخصص است، چندان منطقی به نظر نمی‌رسد.

ضمن آن‌که برخی کشورها، در اختصاص فرصت‌های شغلی، کشورهای همسایه یا هم پیمان خود را در اولویت قرار می‌دهند. در این صورت هم، اگر مهاجر از این ملیت‌ها نباشد، هم‌چنان در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرد.

ندانستن راه و چاه بسیاری مشاغل و روند کارها در کشور جدید:

مسئله دیگر، ناآگاهی از راه و چاه و پیچ و خم‌های کار در کشور جدید است. این مسئله به خصوص در مورد مشاغل آزاد صدق می‌کند که بیش از تخصص، بر شناخت بازار و راه‌های مبان‌بر استوارند. چه بسا شخصی که در ایران، تاجر موفقی بوده، نتواند به دلیل عدم شناخت کافی نسبت به بازار یک کشور جدید، تجارتی به همان اندازه موفق داشته باشد. و البته اگر شناختش کامل شود یا مشاوران خوبی داشته باشد، ممکن است بتواند به موفقیت‌های بزرگ‌تری نیز دست یابد.

قوانین و مقررات متفاوت:

این هم موضوع دیگری است که گاهی محدودیت‌هایی را پیش روی مهاجران قرار می‌دهد. در برخی کشورها، راه اندازی برخی مشاغل، برای مهاجران، حداقل تا زمانی که خارجی محسوب می‌شوند ممنوع یا وابسته به شرایطی خاص است که گاهی تامین آن چندان هم ساده نیست و به عاملی دست و پاگیر در راه اندازی کسب و کار بدل می‌شود.

با وجود این توضیحات و شرایط، می‌بینیم که بسیاری از ایرانیان غیرمتخصص، در خارج از ایران، کار و زندگی می‌کنند. سوال این است که آن‌ها به چه کاری مشغولند؟

بررسی در مورد این موضوع، مرا به نتیجه عجیب و جالبی رساند. بدون در نظر گرفتن هنرمندان و قشر متخصص که در مشاغلی مانند استادی دانش‌گاه یا به عنوان متخصصان فن در شرکت‌های بزرگ و کوچک، مشغول به کار هستند، می‌توان گفت سایر مشاغل ایرانیان، به شکلی مستقیم یا غیرمستقیم، به دلالی یا واسطه‌گری ختم می‌شود.

بیش‌تر آن‌ها واسطه رساندن خدمات از یک ایرانی به ایرانی دیگر هستند. حتمن شما هم لیست بلندبالایی از این نوع مشاغل را می‌شناسید که غالبن هم به نام مشاور کار می‌کنند: مشاوران تحصیلی، مشاوران مهاجرت، مشاوران خرید خانه، مشاوران خرید خودرو، مشاوران اخذ وام بانکی، مشاوران ثبت شرکت، مشاوران اخذ ویزا، صرافان و واسطه‌های انتقال وجه … و این لیست همین‌طور ادامه دارد.

یادآور می‌شوم که ما این‌جا نمی‌خواهیم در‌باره خوبی یا بدی این مشاغل صحبت کنیم و فقط منظورمان شناخت زمینه‌های کلی اشتغال است. نکته عجیب برای من این بود که بسیاری از ایرانیان با وجودی که با آمدن به سرزمین جدید، از خودشان انتظارات تازه‌تر، بیش‌تر و توقع پیش‌رفت دارند، اما هم‌چنان راضی می‌شوند که در سطوح مختلف، به کار واسطه‌گری مشغول شوند.

شاید از این از آن‌جا ناشی می‌شود که در ایران شغل کاذب واسطه‌گری چندان هم جدید نیست و برای خودش قدمتی دارد. مخصوصن از وقتی که شرایط اقتصادی نابه‌سامان شده و وضعیت اشتغال سخت، آن‌چه بیش از همه افزایش پیدا کرده تعداد دلالانی است که خودبه‌خود گرانی بی‌دلیلی را موجب شده‌اند.

از بحث ضررهای دلالی بر پیکر اقتصاد که بگذریم، می‌بینیم که هم‌چنان این گزینه به عنوان در دست‌رس‌ترین، عمومی‌ترین، راحت‌ترین و پول سازترین شغل محبوب یا جبری ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج از کشور، مورد توجه است. شاید به همین دلیل است که بسیاری از ایرانیان مهاجر، چندان نگران شغل خود در کشور جدید نیستند و قبل از مهاجرت به آن فکر نمی‌کنند. شاید در انتهای ذهن‌شان با خود می‌گویند: همه جا می‌توان از طریق واسطه‌گری پول در آورد. اما اگر روزی گذرمان به سرزمینی افتاد که از شدت سلامت سیستم اقتصادی، جایی برای واسطه‌گری باقی نماند، چه باید کرد؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,