Saturday, 18 July 2015
08 December 2019
کوچه سلامتی

«رفتار نوع دوستانه»

2012 August 31

دکتر آویده مطمئن فر / رادیو کوچه

avideh@koochehmail.com

 در زیست‌شناسی تکاملی، گفته می‌شود که یک ارگانیسم نوع دوستانه رفتار می‌کند هنگامی که رفتار او به نفع موجودات دیگر و با هزینه برای خود او باشد. هزینه و منافع البته از نظر بقای نسل، و یا تعداد فرزندان اندازه‌گیری می‌شود. بنابراین با رفتار نوع دوستانه، یک ارگانیسم تولید نسل خود را کاهش می‌دهد ولی به تولید نسل و بقای سایر موجودات کمک می‌کند. مفهوم بیولوژیکی نوع دوستی با مفهوم روزمره آن یکسان نیست. در زبان روزمره، یک عمل تنها وقتی «نوع دوستانه» خوانده می‌شود که با قصد آگاهانه کمک به دیگری انجام شود. اما در مفهوم بیولوژیک آن چنین نیازی وجود ندارد. در واقع، جالب‌ترین نمونه‌های نوع دوستی بیولوژیک در میان موجوداتی دیده می‌شوند که اصلن قادر به تفکر آگاهانه نیستند، به عنوان مثال حشرات. برای زیست شناسان، عواقب ناشی از اقدام برای بقای نسل تعیین کنده یک رفتار نوع دوستانه است و نه قصد آن اقدام.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 رفتار نوع دوستانه در سراسر قلم‌رو حیوانی، به ویژه در گونه‌هایی که ساختارهای پیچیده اجتماعی دارند رفتاری بسیار مشترک است. خفاش خون آشام، به عنوان مثال، خون آشامیده را از معده خود بیرون می‌آورند و آن را به سایر اعضای گروه که در تغذیه در آن شب موفق نبوده‌اند اهدا می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که آن‌ها از گرسنگی نخواهند مرد. در گونه‌های متعددی از پرنده‌گان، هنگامی که یک جفت فرزندان خود را پرورش می‌دهند، از پرندگان «یاور» دیگر کمک دریافت می‌کنند که از لانه آن‌ها در مقابل شکارچیان حفاظت کرده و به تغذیه فرزندان کمک می‌کنند.

میمون  وروت به میمون‌های دیگر حضور شکارچیان را هشدار می‌دهند حتا اگر با انجام این کار توجه شکارچیان را به خود جلب می‌کنند. در جمع حشرات اجتماعی مانند مورچه‌ها، زنبورها، زنبور عسل و موریانه‌ها، کارگران استریل تمام زندگی خود را به مراقبت از ملکه، ساخت و حفاظت لانه، یافتن غذا و رسیدگی به لاروها اختصاص می‌دهند. بدیهی است که چنین رفتاری حداکثر رفتار نوع دوستانه است زیرا کارگران استریل هیچ کدام، از خود، فرزندی به جا نمی‌گذارند اما اقدامات آن‌ها تا حد زیادی کمک به تلاش‌های باروری ملکه و بقای نسل است.

از نقطه نظر داروینی، وجود نوع دوستی در طبیعت، در نگاه اول گیج کننده است. با توجه به اصل انتخاب طبیعی، از حیوانات انتظار می‌رود تا شانس خود از بقا و تولید مثل را افزایش دهند نه شانس دیگران را. اما با رفتار نوع دوستانه، تولید نسل خود را کاهش داده و در برابر حیواناتی که رفتار خودخواهانه دارند، نقطه ضعف انتخابی خواهند داشت. به عنوان مثال تصور کنید که برخی از اعضای گروه میمون‌های وروت خودخواهانه حضور شکارچیان را اطلاع ندهند و شانس خود را در مورد حمله قرار گرفتن کاهش دهند در حالی که در همان زمان از فراخوان دیگران بهره‌گیری می‌کنند. بنابراین باید انتظار داشت که انتخاب طبیعی به نفع آن دسته از میمون‌ها که خودخواهانه رفتار می‌کنند تمام شود و بنابراین رفتار نوع دوستانه با از بین رفتن آن دسته از میمون‌هایی که نوع دوست هستند از بین برود. اما چگونه رفتار خبر دادن وجود خطر در وهله اول تکامل یافته و با انتخاب طبیعی حذف نشده است؟ چگونه می‌توان وجود نوع دوستی را با اصول اساسی داروینی آشتی داد؟

جالب‌ترین نمونه‌های نوع دوستی بیولوژیک در میان موجوداتی دیده می‌شوند که اصلن قادر به تفکر آگاهانه نیستند.

نوع دوستی به صورت تنگاتنگ با سطحی که در آن انتخاب طبیعی عمل می‌کند مربوط است. اگر انتخاب طبیعی به طور انحصاری در سطح فردی عمل کند و به نفع بعضی از موجودات نسبت به دیگران عمل کند، به نظر می‌رسد که نوع دوستی نمی‌تواند تکامل یابد زیرا رفتار نوع دوستانه، بنا به تعریف، به ضرر آن موجودات است. با این حال، ممکن است که نوع دوستی در سطح گروهی سودمند باشد. گروهی که حاوی تعداد زیادی نوع دوست است که هر یک آماده از دست دادن منافع خودخواهانه خود برای منفعت گروه هستند، ممکن است مزیت بقای بیش‌تری داشته باشد تا گروهی که عمدتن یا منحصرن از موجودات خودخواه تشکیل شده‌اند.  درنتیجه ممکن است که یک روند «انتخاب طبیعی از بین گروه» به رفتار نوع دوستانه اجازه تکامل دهد. در داخل هر گروه نوع دوستان یک نقطه ضعف انتخابی نسبت به هم‌کاران خودخواه خود خواهند داشت اما، بقای گروه به عنوان یک کل با حضور نوع دوستان افزایش خواهد یافت. گروه‌هایی که عمدتن از موجودات خودخواه تشکیل شده‌اند منقرض خواهند شد و نسل گروه‌های شامل نوع دوستان ادامه خواهد یافت. در مثال میمون وروت، گروهی که شامل نسبت بالایی از میمون‌های خبر دهنده هستند، مزیت بقای بیش‌تری نسبت به  گروهی که شامل نسبت پایین‌تری هستند، دارد. بنابراین، رفتار خبر دهنده خطر، با «انتخاب طبیعی از بین گروه» ادامه خواهد داشت حتا اگر در هر گروه، انتخاب طبیعی به نفع میمون‌هایی باشد که خطر را هشدار نمی‌دهند.

در یک مطالعه جدید، به نظر می‌رسد که اولین شواهد مفهوم اساسی عدالت و نوع دوستی، در مراحل ابتدایی زندگی انسان وجود دارد. و نوزادان ۱۵ ماهه تفاوت بین توزیع برابر و نابرابر مواد غذایی را درک می‌کنند و اگر جیره برابری داشته باشند، تمایل بیشتری به اشتراک گذاشتن اسباب بازی مورد نظر خود را نیز دارند.

مطالعات دیگری نشان داده بود که مناطق خاصی از مغز، جایی که «لوب پاریتال» و «تمپورال» با یک‌دیگر در تماس هستند،  به توانایی افراد به اصطلاح «خود را در جای دیگری گذاشتن» به منظور درک افکار و احساسات آن‌ها مرتبط است. نوع دوستی نیز احتمالن به این توانایی نزدیک است. در نتیجه، پژوهش‌گران معتقدند که تفاوت‌های فردی در این بخش از مغز می‌تواند به تفاوت‌های موجود در رفتار نوع دوستانه مرتبط باشد. بنابر «یوسوکی موریشیما»، محقق اقتصاد در دانش‌گاه زوریخ، افرادی که بیش‌تر رفتار نوع دوستانه دارند، ماده خاکستری بیش‌تری در محل اتصال لوب پاریتال و تمپورال مغز دارند.

این نتایج قطعن هیجان انگیز هستند ولی پرسش این است که آیا رفتار نوع دوستانه فقط توسط عوامل بیولوژیک تعیین می‌شوند یا حجم ماده خاکستری مغز تحت تاثیر فرایندهای اجتماعی نیز هست و آیا ممکن است از طریق آموزش مناسب مناطق مغز که در رفتار نوع دوستانه مهم هستند را توسعه داد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,