Saturday, 18 July 2015
14 December 2019
پانوراما(بخش دوم)

«لباس ایرانیان در دوران قاجار »

2012 August 31

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

در دوران «ناصرالدین شاه»، «میرزا حسین خان سپه‌سالار» ضمن تغییرات فراوانی که در سازمان ارتش و وضعیت ادارات دولتی داد، تصمیم گرفت که لباس و هیات ظاهری مردم را نیز تغییر دهد. کلاه دراز کوتاه شد، قباهای راسته‌ی بلند تبدیل به «سرداری» شد، به جای شلوارهای گشاد، شلوار تنگ ماهوتی رواج یافت که نمونه‌های آن را در عکس‌های آن دوره می‌بینیم، هم‌چنین پوشیدن کت یقه باز و بستن دستمال‌گردن اندکی معمول شد اما لباس رسمی وزیران و دیوان‌سالاران که عبارت از جبه و شال و کلاه بود به جای خود ماند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 «یاکوب پولاک» در سفرنامه خود می‌نویسد: «ایرانیان بلافاصله روی پیراهن، «ارخالق» می‌پوشند و آن را با کاردستی به مشهورترین و ظریف‌ترین طرحی از گل و بوته می‌آرایند که به آن «قلم‌کار» می‌گویند (ارخالق لباس نیم تنه‌ای بود از ترمه یا مخمل که جلوی آن باز بود و دارای سردست‌های برگردان بلند یراق دار که در عهد زندیه معمول شد.) روی ارخالق، قبا به تن می‌کنند، قبا همیشه یک رنگ است، سبز، زرد، آبی، بنفش، قرمز و غیره، که چین (پلیسه) دارد، از جنس قدک محصول داخلی با ابریشم یزد و کاشان موسوم به «تافته» که زیر آن‌ها به خصوص پوشیدن پارچه‌‌های خارا و دیبا مطلوب است. قبا تا روی زانو می‌رسد، دامن قبا آن‌چنان گشاد است که در جلو روی هم می‌آید و قسمت‌های مخفی بدن را می‌پوشاند، هر لباسی که دارای این خصیصه نباشد «جلف» به نظر می‌آید. به همین جهت فراگ اروپایی باعث ناراحتی ایرانیان است.»

شلوارهای آن دوران از پارچه‌ی نخ و ابریشم بوده است، به رنگ‌های آبی ارغوانی و گشاد دوخته می‌شد تا مانع نشستن بر روی زمین نباشد، شلوار را در کمرگاه می‌بستند. در قسمت جلو شلوار چاکی تعبیه نشده بود و زیرشلواری رواج نداشت. پا را با جوراب که فقط تا قوزک پا می‌رسید، می‌پوشاندند. کفش‌ها، دهان‌گشاد بود، برای این‌که به محض رسیدن به اتاق بتوان از پا درآورد.

پولاک در ادامه می‌آورد:«ایرانیان، کلاه را چنان بر سر می‌گذارند که قسمت اعظم لاله‌ی گوش را می‌پوشاند. و این به شنوایی لطمه‌ای نمی‌زند، برای اروپاییان مقیم ایران گذاشتن کلاه ضروری نیست ولی بر سر داشتن کلاه‌فرنگی (شاپو) احترام اروپاییان را در چشم ایرانیان بالا می‌برد.» در دوران ناصری، طبقات پایین اجتماع لباس‌هایی با رنگ‌های تند ( زرد، سبز و قرمز) به تن می‌کردند، در روزهای عید همه لباس نو می‌پوشیدند، ایرانیان لباس گرم می‌پوشیدند و طبقات متنعم بر حسب فصول و ساعات روز لباس خود را عوض می‌کردند، زیرا در ایران به علت خشکی هوا، اختلاف درجه حرارت در ساعات مختلف روز زیاد بوده است. حاشیه‌دوزی لباس‌ها و آستر کردن آن‌ها با پوست معمول بوده و اشخاص متمول از پوست روباه، خرس، مار و سمور و غیره استفاده می‌کردند. فقرا از پوست گوسفند و پوستین کابلی برای گرم کردن خود بهره می‌بردند.

 در زمان ناصرالدین شاه مد لباس زنان از اندرون شاه بیرون می‌آمد و زن‌های شهر چشم به آن‌جا داشتند. قسمت سر چارقدها را به دقت با نشاسته آهار‌ زده و قالب می‌کردند و برخی روی چارقد «کلاغی» به سر بسته، زیر گلو گره می‌زدند، زلف‌ها را چین چین و حلقه را با لعاب به‌دانه بر پیشانی می‌چسبانیدند. با وسمه یا رنگ و حنا ابروهای پهن و پیوسته می‌کشیدند و گاه میان آن را خالی می‌نهادند. چشم‌ها را سرمه کشیده بر چهره سرخاب و سفیداب فراوان می‌مالیدند، بر پشت لب سبیلی باریک می‌کشیدند و لب را اندکی با سرخاب رنگ می‌دادند، در اوایل آن دوران زن‌ها ارخالق بر تن می‌کردند که سردستی بلندی داشت که به تدریج «نیم‌تنه» جای آن را گرفت. تنبان‌ها کوتاه بود و به زانو نمی‌رسید ولی بسیار گشاد و پرچین دوخته می‌شد و در آن فنرهایی قرار می‌دادند تا حالت چتری بایستد و زیر آن تنبان آهار زده می‌پوشیدند و لبه‌ی آن را با یراق‌های پهن گران‌بها تزیین می‌کردند. اوایل، جوراب بلند معمول نبود و ساق‌های سیمین تا بالای زانو نمایان بود. کفش‌ها نوعی گالش بود که از فرنگ می‌آوردند.

 «معیرالممالک» در «یادداشت‌هایی از زندگی خصوصی ناصرالدین‌شاه» می‌نویسد:«با آمدن فرانسوی‌ها، مد اندرون تا حدی تغییر یافت، شلوارهای کشی جای جوراب‌های کوتاه و کفش‌های چرمی گوناگون جای «ارسی‌های مداد» را گرفت. خانم‌ها در آرایش خود جواهر زیاد به کار می‌بردند و نیم‌تاج و سنجاق‌های گوهرنشان را زیب سر و زلف خود می‌کردند…» خانم «کارلوس سرنا»در سفرنامه خود به سال 1883 میلادی می‌نویسد: «لباس زنان شهری ایران در همه‌جا یک شکل است، در خارج از منزل، چادر آبی رنگی بر سر می‌کنند و شلوارهای بلند چاق‌چور بر پا دارند که با جوراب یک‌پارچه است، زن‌ها در منزل بسیار آزاد لباس می‌پوشند. در اروپا، زن‌ها سعی می‌کنند بیش‌تر سینه و شانه خود را نشان دهند. لباس خانه‌ی زنان ایران عبارت از شلیطه کوتاهی است…که روی کمر به وسیله لیفه می‌بندند و هرقدر شلیطه کوتاه‌تر باشد ارزش آن زیادتر است، زنان اشراف ایرانی در خانه، لباس زیرین نمی‌پوشند، بلکه پیراهن حریر نازک و فراخی بر تن می‌کنند که زیر آن قسمت‌های فوقانی بدن پیداست…»

«میرزاده عشقی» شاعر دوران مشروطه در یکی از اشعار خود در مذمت نمایندگان ریاکار، به لباس‌های معمول و هیات ظاهری مردم در آن دوران اشاره کرده است:

رند شیادی که دارایی وی                      یک کت و شلوار و یک سرداری است

ریش بتراشیده، اسبیل از دو سوی               راست بالا رفته کج دمداری است

….داده او تغییر «پز» من در عجب              کاین چه طرز تازه طراری است

جبه و لباده و شال و قبا                          در برش جای کت و سرداری است

گفتمش تغییر اونیفورم هم                       در وکالت چون نظام اجباری است؟

…وین لباس و هیکل مردم فریب                  اولین فرمول مردم‌داری است

در مجموع باید گفت در وضع عمومی لباس زنان و مردان از عهد ناصرالدین‌شاه تا آغاز حکومت رضاخان تغییرات کلی پدید نیامد و پس از استقرار حکومت پهلوی با روشی مستبدانه، وضعیت لباس و پوشاک مردم تغییر کرد و قبا، ردا و ارخالق و سرداری و دیگر لباس‌های بلند با مداخله دولت و مامورین شهربانی تبدیل به کت و شلوار شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,