Saturday, 18 July 2015
20 October 2021
دگردیسی در مهاجرت

«پنهان‌کاری، آشکار‌سازی»

2012 September 26

نازی حسامی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

تا حالا فکر کرده‌اید که اگر خانواده‌تان، به خصوص پدر و مادر، بعد از مدتی نسبتن طولانی به دیدنتان در دیار غربت بیایند، چه چیزهایی برای پنهان کردن از آن‌ها دارید؟ شاید هم این را تجربه کرده‌اید.

راستش این است که ممکن است در آغاز کار اصلن به این فکر نیفتید. با شادی فراوان از شنیدن خبر این‌که عزیزی به دیدارتان می‌آید آماده می‌شوید، خانه را رفت و روب می‌کنید، به استقبالش می‌روید و معمولن داستان‌ها از همین لحظه شروع می‌شود…

 در فرودگاه…

عزیزم، چه لباس خوشرنگی پوشیدی، ولی یقه‌اش کمی باز نیست؟

عزیزم، همه راه‌های این شهر این‌قدر سوت و کور و خلوت‌اند؟ تو همیشه این راه‌ها را خودت می‌روی؟

بعد وارد خانه می‌شوید…

عزیزم، چه خانه قشنگی… این همه شیشه مشروب را تو خالی کردی؟ قبلن که دوست نداشتی؟

عزیزم، جاسیگاری هم می‌خری؟ چه شیک هم هست!

عزیزم، این وسایل گوشه کمد، به چه درد تو می‌خورد؟

بعد به گردش می‌روید…

عزیزم، خدا برکت، هر جا می‌رویم آشنا داری. همه سلام و علیک می‌کنند. این همه آدم را از کجا می‌شناسی؟

عزیزم، این آقا را که دیروز با هم رفتیم بیرون زیاد می‌بینی؟ حالا چطور خانواده‌ای دارد؟ برنامه‌تان چیست؟

عزیزم، خوب است که نگران پول نیستی اما به نظرت این خرج‌ها کمی اضافه نیست؟ حالا حتمن باید در این رستوران غذا بخوریم؟

در چنین موقعیتی، شما دو راه در پیش دارید:

پنهان کاری:

راهی که شاید ساده‌ترین راه به نظر برسد، پنهان کاری است. یعنی قبل از آن‌که با این شرایط مواجه شوید، همه آنچه را که ممکن است ابهام‌ساز یا سوال‌برانگیز شود از زندگی و اطراف خود تا مدتی محو کنید.

لباس‌هایی را که پدر و مادرتان عادت ندارند شما با آن‌ها در خیابان راه بروید و فقط برای خانه و مهمانی آن را می‌پسندند، جمع کنید.

بطری‌های خالی مشروب را که هر کدام یادگاری ساعاتی با دوستان است، سر به نیست کنید.

زیرسیگاری‌ها را در هفت سوراخ بچپانید.

معاشرت‌هایتان را محدود کنید.

برای خرج‌هایتان بیش از حد معمول حساب و کتاب بتراشید.

و خلاصه هر آنچه را که ممکن است نوعی تغییر در شما یا روش زندگی‌تان را به خانواده القاء کند حذف کنید و نشان دهید که شما همان بچه قبلی هستید با همان خصوصیات خوب و بد که فقط محل جغرافیایی‌اش عوض شده.

این راه تبعات مثبت و منفی با خودش دارد. اولین نتیجه مثبت آن است که برای آن‌ها در خصوص ایجاد تغییرات ناشناخته در خودتان، ایجاد نگرانی نمی‌کنید و از سوی دیگر، خودتان را هم از پاسخگویی به سوالات فراوان و توجیه رفتارتان خلاص می‌کنید.

اما نتیجه منفی آن است که اگر همواره دست به این پنهان‌سازی بزنید، هر بار مجبورید چیزهای بیش‌تری را، به صورتی سخت‌تر پنهان کنید و بالاخره چون شما یک انسان تغییرپذیر هستید، روزی برخی تغییرات که در اثر زمان دچار آن شده اید، سر بلند می‌کنند و آن روز پذیرش تغییرات شما برای خانواده بسیار سخت است و شما هم سخت تر می‌توانید آن‌ها را قانع کنید که این تغییرات نه ناگهانی، بلکه در طول سال‌ها و به مرور رخ داده است و شما فقط آن‌چه را سال‌ها پنهان شده بود به ناگهان آشکار کرده‌اید.

آشکارسازی:

راه بعدی که به واقع در آغاز کمی مشکل هم هست، آشکارسازی است. در این روش، شما بسیار نرم و طبیعی، اجازه می‌دهید خانواده‌تان شاهد تغییرات بینش و منش شما باشند. اجازه می‌دهید آن‌ها ببینید که زندگی طولانی مدت در کشوری با مردم و فرهنگ متفاوت، باعث شده شما از محیط متاثر شوید و البته با حفظ اصالت و تربیت خود، خودتان را با محیط اطراف هماهنگ کنید و مثل یک انسان واقعی، از زندگی اجتماعی خود لذت ببرید.

بد نیست در این‌جا اشاره کنم که منظور ما از تغییرات، صرفن تغییرات ظاهری نیست و مثال‌هایی که زدیم مثال‌هایی جزئی و پیش پا افتاده بود. درواقع منظور ما مجموعه عواملی است که بینش ما را به زندگی تحت تاثیر قرار می‌دهند و در نتیجه موجب تغییرات رفتاری می‌شوند که جزئی‌ترین نمودهای آن مواردی است که به آن اشاره کردیم.

در روش آشکارسازی، شما می‌گذارید آن‌ها با واقعیت مواجه شوند. قطعن در آغاز کار، دچار کمی ناراحتی خواهند شد. شاید حتا برخی تغییرات شما را نپسندند و آن را به شکل بدی هم تعبیر کنند. در این‌جاست که شما ناچارید کمی زحمت بکشید و آن‌ها را از نگرانی و خیال باطل در بیاورید.

در ساده‌ترین مثال، مشاهده یک زیرسیگاری و بطری‌های خالی مشروب، در خانه فرزندی که قبلن چندان اشتیاقی به هیچ کدام از این‌ها نداشته، به معنی از دست رفتن او و غرق شدنش در اعتیاد به الکل و دود نیست – تصوری که اکثر پدر و مادرها از مشاهده چنین چیزهایی دارند. توضیح این موضوع به همین سادگی است که شما در زندگی جدیدتان، به رسم مردم این شهر، گاهی با دوستانتان دور هم جمع می‌شوید، لبی تر می‌کنید و شاید یک نخ سیگار هم دود کنید. و بطری‌ها را به یادگار آن شب‌های قشنگ نگه می‌دارید.

در مورد مسائل بزرگ‌تر و جدی‌تر هم به همین ترتیب.

گرچه این کار ساده نیست و چه بسا تا مدت‌ها باعث ایجاد برخی بحث‌ها و ناراحتی‌ها در خانواده شود، اما نتیجه آن نه تنها قبول شخصیت مستقل شماست که به تبع انسان بودن‌تان اجازه تغییر و تحول دارد، بلکه در واقع شما به خانواده‌تان کمک می‌کنید که افق‌های دید خود را تا فضایی بازتر و دورتر از آن‌چه همیشه در آن هستند گسترش دهند و درواقع از دیدِ شما هم به زندگی نگاه کنند.

البته فراموش نکنید که لزومی ندارد ما برای خانواده‌مان نگرانی اضافه ایجاد کنیم اما لازم هم نیست برای پنهان کردن تغییرات‌مان، یا پنهان کردن این‌که به هر شکلی بزرگ شده‌ایم، دچار تظاهر و پنهان‌کاری شویم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,