Saturday, 18 July 2015
27 September 2021
کوچه سلامتی

«دیکتاتوری لاغری»

2012 September 28

دکتر آویده مطمئن فر / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

avideh@koochehmail.com

 بی‌اشتهایی یا انرکسی بیماری است که اغلب نوجوانان و عمدتن دختران را دربر می‌گیرد. بی‌اشتهایی یک اعتیاد بدون مواد مخدر در نظر گرفته شده و در واقع یک اختلال روحی است که با طرز تغذیه فرد در رابطه است. بی‌اشتهایی یک بیماری عصبی است که در درجه اول در میان دختران دوازده تا بیست سال رخ می‌دهد. ۹۰ درصد از افراد مبتلا به انرکسی را دختران تشکیل می‌دهند و متاسفانه این غیرمعمول نیست که برخی از آن‌ها جان خود را به سو تغذیه یا خودکشی ببازند.

 بی اشتهایی فقط یک اختلال اشتها نیست. دختران مبتلا به این بیماری، در اغلب موارد درک غلطی از بدن خود دارند. آن‌ها خود را بیش از حد چاق می‌بینند و برای از دست دادن وزن فراتر از امکانات معقول می‌روند. در ابتدا، نوجوان ممکن است برای تصحیح ایرادات واقعی یا فرضی بدن خود یک برنامه رژیم غذایی را شروع کند اما، به جای توقف رژیم خود بعد از از دست دادن چند کیلو، به طور فزاینده‌ای آن را ادامه می‌دهد تا جایی که تقریبن از هر غذایی امتناع می‌کند. وعده‌های غذایی به یک منبع اضطراب و تعارض در درون خانواده تبدیل می‌شوند که در آن توجه بر روی بشقابی که همیشه پر است و هیچ وقت خالی نمی‌شود متمرکز است. گاهی اوقات، دور از توجه دیگران، فرد مبتلا به طور ناگهانی مقدار زیادی مواد غذایی را می‌بلعد و یک فاز بولیمی یا همان پرخوری را شروع می‌کند. این هم زمانی به عنوان یک شکست درنظر گرفته می‌شود و فرد برای تبرئه خود، خود را وادار به استفراغ می‌کند.

این سختی‌ها منجر به کاهش وزن بسیار زیادی می‌شود و می‌تواند تا موارد بحرانی از دست دادن نیمی از وزن نیز ادامه یابد. لاغری بیش از حد یکی از دلایل اصلی است که پدر و مادرها را به مشورت با یک دکتر وادار می‌کند و اغلب   منتاقض با خواسته بیمار که ادعا می‌کند حالش بسیار خوب است. علاوه بر کاهش وزن، بی‌اشتهایی اغلب باعث توقف قاعده‌گی یا همان آمنوره در جوانان است.

 قبلن بیماری بی‌اشتهایی جوامع غربی را تحت تاثیر قرار می‌داد. ولی امروزه ما شاهد شیوع این بیماری در کشورهای در حال توسعه، به ویژه در میان افرادی که شیوه زندگی جوامع غربی را اتخاذ کرده‌اند، هستیم. آرمان زیبایی ارایه شده توسط « اندازه‌های مانکنی»، فشار اجتماعی و جنگ علیه «چاقی » و مد لباس‌هایی که ناف باید مشخص باشد، استدلال‌هایی هستند که توسط دانش‌مندان برای توضیح پیش‌رفت این بیماری ارایه شده است.

علل بی‌اشتهایی هنوز کاملن مشخص نیست. به نظر می‌رسد که اختلالات ساختار خانواده با شروع این بیماری در رابطه باشد. و به طور کلی کودکانی که استقلال زیادی ندارند و به شدت به مادر خود وابسته هستند در معرض خطر بالاتر ابتلا به این بیماری هستند. این گونه جوانان به طور کلی از خود به راحتی رضایت ندارند، بسیار سخت کوش هستند و همیشه به دنبال داشتن نتایج تحصیلی درخشان‌اند. آن‌ها معمولن بسیار فعال هستند، اغلب در چندین تمرین ورزشی شرکت می‌کنند ولی همیشه با هدف از دست دادن وزن، آن‌ها حتا در فعالیت‌های گروهی نیز تک رو هستند.

بی‌اشتهایی یک بیماری جدی است که در موارد شدید می‌تواند منجر به مرگ شود. اولین علامت این بیماری از دست دادن وزن بیش از حد و واضح است. در سنین نوجوانی، بیماران از کمبود ویتامین‌ها و مواد معدنی و آهن رنج می‌برند که به طور معمول رژیم غذایی باید ارایه دهد. اگر بی‌اشتهایی در سنین کودکی اتفاق بیافتد باعث کاهش رشد کودک می‌شود. این کاستی‌ها بدن را تضعیف کرده و فرد را مستعد ابتلا به عفونت‌ها، شکننده‌گی ناخن و موی خشک  می‌سازد.  در دراز مدت، سو تغذیه می‌تواند مشکلات قلبی و هورمونی نیز به وجود آورد.

 علاوه برامتناع از خوردن غذا، نوجوان ممکن است رفتارهای خطرناکی مانند استفراغ و یا سو استفاده از داروهای ضدیبوست داشته باشد که می‌تواند باعث از دست دادن پتاسیم شود. از دست دادن پتاسیم همیشه خطرناک است و از دست دادن وزن، هنگامی که به بحران تبدیل می‌شود، نیاز به بستری شدن در بیمارستان و حتا گاهی اوقات در ICU دارد.

 اگرچه تعاریف بسیاری از بی‌اشتهایی وجود دارد اما بی‌اشتهایی در روان‌شناسی به عنوان یک رفتار اعتیادآور در نظر گرفته شده است. ادغام ضعیف تصویر بدن که نشان دهنده مشکل خاص پذیرش ویژگی‌های جنسی ثانویه است و دشواری یا عدم امکان شناسایی خود به عنوان یک زن بالغ از نظر جنسی در این بیماری نقش مهمی دارند. بی اشتهایی یک شکل از دفاع در برابر تمایلات جنسی بزرگ‌سالی با تلقین و محرومیت غذایی است.

درمان بی اشتهایی پیچیده است و به متخصصان مختلف نیاز دارد. هدف این است که نوجوان انرکسیک تصویر عادلانه‌ای از بدن خود پیدا کند و به تغذیه طبیعی برگردد.  تنها یک سوم «انرکسیک ها» (anorexics) به طور کامل درمان می‌شوند و دیگران با طیف گسترده‌ای از مشکلات ساده‌تر مانند اختلالات غذا خوردن تا اختلالات رفتاری مهم‌تر درگیر خواهند ماند.

درمان بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی باید توسط یک روان‌پزشک متخصص اختلالات تغذیه انجام شود. اما دکتر خانواده و متخصص تغذیه نیز در این درمان هم کاری خواهند داشت. البته روش‌های درمان روانی می‌توانند بسیار متفاوت باشند. برای مدت‌های طولانی انزوای بیمار و اجتناب از هر گونه تماس با خانواده تا زمانی که بیمار نشانه ای از بهبودی داشته باشد روش درمانی مناسب در نظر گرفته می‌شد. اما در حال حاضر بسیاری از تیم‌های پزشکی برعکس، روان درمانی خانواده‌گی را تجویز می‌کنند. از نکات مهم این درمان وعده‌های غذایی درمانی است که در آن کل خانواده حضور دارند. معیار شفا ازسرگیری رفتار تغذیه طبیعی، بازگشت قاعدگی و صعود وزن بیمار است.

اگرچه تعاریف بسیاری از بی‌اشتهایی وجود دارد اما بی‌اشتهایی در روان‌شناسی به عنوان یک رفتار اعتیادآور در نظر گرفته شده است. ادغام ضعیف تصویر بدن که نشان دهنده مشکل خاص پذیرش ویژگی‌های جنسی ثانویه است و دشواری یا عدم امکان شناسایی خود به عنوان یک زن بالغ از نظر جنسی در این بیماری نقش مهمی دارند. بی‌اشتهایی یک شکل از دفاع در برابر تمایلات جنسی بزرگ‌سالی با تلقین و محرومیت غذایی است.

با وجود صفات بسیار متفاوت در میان بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی، یک حس قوی گناه، صفت مشترک انرکسیک‌ها است. می‌توان گفت که دختر مبتلا به انرکسی به عنوان مثال از طلاق پدر و مادر، از یک جدایی عشقی، از رفتارهای جنسی، و غیره، احساس گناه و بی‌عدالتی می‌کند و در نتیجه او باید مجازات شود. بنابراین او ناخودآگاه خود را از هر لذتی، مخصوصن لذت تغذیه در درجه اول محروم می‌کند.

اما خود بیماری و محرومیت از غذا، هم چنین باعث یک حس قوی گناه می‌شود. لاغر بودن بنابراین یک نوع بهانه‌ای  است که به فرد انرکسیک اجازه می‌دهد احساس کند که محیط خود را کنترل می‌کند.

یکی دیگر از صفات مشترک این بیماران جوان تمایل به انکار بیماری خود است در حالی که بیش از حد از وزن خود  نگران هستند.

 «لوری هالس اندرسون»، نویسنده در مورد انرکسی می‌گوید: « هیچ درمان جادویی برای این بیماری وجود ندارد، هیچ چیز آن را برای همیشه دور نمی‌کند. تنها گام‌های کوچک شما را به جلو می‌برند. یک روز آسان‌تر، یک خنده غیرمنتظره و یک آینه که دیگر اهمیتی ندارد.» ، «من عصبانی‌ام از این‌که به مغزم گرسنگی دادم و شب‌ها در بسترم به جای رقصیدن یا خواندن شعر، یا خوردن بستنی و بوسیدن یک پسر، لرزیدم.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,