Saturday, 18 July 2015
08 December 2021
گردونه مهر

«اسطوره‌ی ققنوس»

2012 October 02

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بر طبق روایت «هرودوت» و «پلوتارک»، ققنوس (فونیکس) پرنده‌ای اساطیری است با شکوهی بی‌مثال و عمری طولانی، به اندازه‌ی عقاب و دارای بال و پر سرخ طلایی درخشان و آوازی خوش. در هر زمان تنها یک ققنوس وجود داشته و به روایتی در عربستان یا هند می‌زیسته است. در فرهنگ‌های مختلف عمر ققنوس را 500 سال، 1461 سال و حتا 97200 سال ذکر کرده‌اند. او قادر است پس از سوختن بر تلی از آتش و مردن، دوباره از خاکستر خود زاییده شود. وقتی زمان مرگش نزدیک می‌شود، او برای خود آشیانی از شاخه‌های نازک معطر می‌سازد و با حرارت بدنش آشیانه را آتش می‌زند و خود را از بین می‌برد. به این ترتیب، وجود نمادگرایی در این پرنده‌ی اسطوره‌ای به وضوح مشخص است: قیام پس از مرگ، جاودانگی و بازپدیداری دوره‌ای. ازاین‌رو، در سراسر قرون وسطا ققنوس را نماد قیام مسیح، و گاه آن را نماد طبیعت ملکوتی می‌دانستند. در آن دوران نماد طبیعت بشری «پلیکان» بود. ققنوس در مصر باستان نماد انقلاب خورشیدی، و در ارتباط با «هلیوپولیس» یا «شهر خورشید» بود. بر طبق این روایت، «… از خاکستر پدر، ققنوس نوزاد برمی‌خیزد و خاکستر پدر را به هلیوپولیس برده و در قربان‌گاه معبد خورشید می‌گذارد. به روایت دیگر ققنوس، مشرف به مرگ خود به هلیوپولیس پرواز می‌کند و خود را در آتش معبد خورشید قربانی می‌کند و ققنوس جوان از شعله‌ها زاده می‌شود.»  ققنوس مصری با مدار روزانه‌ی خورشید و دوره‌ی سالانه‌ی طغیان رود نیل ارتباط دارد که پیوند آن با نوزایش و زندگی از همین‌جا است. اعراب عقیده دارند که ققنوس نمی‌تواند بر جایی مگر بر کوه قاف بنشیند که قطب و مرکز دنیاست.

از سوی دیگر، ققنوس از نظر نشانه‌شناسی در ارتباط با جنوب، تابستان، آتش و رنگ سرخ است. ققنوس مرکب جاودانگان است، ققنوس نر نماد خوش‌بختی و سعادت و نوع ماده، علامت ملکه در مقابل اژدهای شاهی بود. ققنوس نر و ماده با هم نماد وحدت و ازدواج سعادت‌مند هستند. در چین، ققنوس‌های «سیائو جه» و «لونگ یو» که نشانه‌ی خوش‌بختی در زندگی زناشویی هستند، زن و شوهر را به بهشت جاودانگان راه‌بر می‌شوند.

این پرنده‌ی زیبا و افسانه‌ای سحرگاهان بر آب‌های نیل از خواب برمی‌خیزد، هنگامی که خورشید طلوع می‌کند و هم‌چون خورشید در تاریکی شب محو و خاموش می‌شود. سپس از خاکسترش باز زاییده می‌شود. ققنوس یادآور آتش خلاق و ویران‌گر است که دنیا از آن شروع شده و به آن پایان می‌یابد. ققنوس هم‌چون جانشینی برای «شیوا» و «اورفئوس» است. در مصر، متوفا پس از توزین روح از بدنش اگر به حق قربانی شده باشد و اگر پس از اعتراف به گناهان، درست قضاوت شده باشد، به انتظار قیامت می‌نشیند و ققنوس نماد این قیامت است. ققنوس اغلب ستاره‌ای را حمل می‌کند که دلالت بر طبیعت ملکوتی دارد و نشانه‌ی زندگی در عالم دیگر است. می‌گویند ققنوس دارای منقار درازی با سوراخ‌های فراوان است که از هر سوراخ آوازی خوش برمی‌آید و موسیقی را از آواز او گرفته‌اند. در مورد ققنوس هم‌چنین گفته شده که از خاکسترش تخمی پدید می‌آید و از تخم، ققنوسی دیگر؛ و یا بر خاکستر او باران می‌بارد و کرمی در آن پیدا می‌شود که از خاکستر می‌خورد تا بزرگ شود و تبدیل به ققنوس دیگری شود.

در شعر کلاسیک ایرانی به تقریب هیچ‌گاه به ققنوس اشاره نشده است و تن‌ها «عطار نیشابوری» است که در اشعار خود از این پرنده نام برده است؛ و جالب این‌که وی به صراحت با این باور دیرینه که ققنوس حیات جاودان دارد مخالفت ورزیده و برعکس، ققنوس را نیز مانند دیگر موجودات فانی دانسته و بر همه‌گیر بودن پدیده‌ی مرگ تاکید کرده است. در «منطق الطیر» عطار، ققنوس طرفه مرغی دل‌ستان است که ماوای او در هندوستان می‌باشد. او پرنده‌ای است که نزدیک به صد سوراخ در منقار دارد و او را جفتی نیست. بنابر این روایت، ققنوس در بلندی‌ها می‌نشیند و با وزیدن باد بر منقار او، نوایی دل‌نشین پدیدار می‌شود و مرغان دیگر بدین آواز گرد او جمع می‌شوند و مدهوش و صید وی می‌گردند.

نیما یوشیج هم شعر زیبایی درباره‌ی اسطوره‌ی ققنوس دارد که قسمتی از آن را در ذیل می‌آوریم:

ققنوس، مرغ خوش‌خوان، آوازه‌ی جهان

آواره مانده از وزش بادهای سرد،

بر شاخ خیزران.

بنشسته است فرد.

بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان.

او ناله‌های گم‌شده ترکیب می‌کند،

از رشته‌های پاره‌ی صدها صدای دور،

در ابرهای مثل خطی تیره روی کوه،

دیوار یک بنای خیالی می‌سازد

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,