Saturday, 18 July 2015
28 October 2020
پانوراما

«انواع آزادی از دیدگاه طالبوف »

2012 October 05

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در دوران سلطنت پنجاه ساله‌ی ناصرالدین شاه در محیط استبدادزده‌ی ایران، زمینه‌ای برای بحث و انتقاد و اعلام نظریات روشن‌فکران و آزادی‌خواهان فراهم نبود، به همین دلیل، ایرانیان روشن‌فکر و اصلاح‌طلب در خارج از کشور به نشر افکار و عقاید جدید سیاسی و اجتماعی اقدام کردند. چند روزنامه‌ای که در مصر و عثمانی و هندوستان منتشر می‌شد، نویسندگان آن هدف و آرمانی جز بیداری مردم و آشنا کردن آن‌ها به حدود و حقوق سیاسی و اجتماعی خود نداشتند. از جمله کسانی که در خارج از کشور در راه بیداری جامعه‌ی ایرانی و رهایی مردم از ظلم و استبداد می‌کوشید، «عبدالرحیم طالبوف» بود. وی در سال 1250 هجری قمری در تبریز به دنیا آمد، در نوجوانی برای کسب و کار به تفلیس رفت و به کمک دوستان، کم‌کم ثروتی اندوخت و پس از مدتی به مقاطعه‌کاری پرداخت. او ضمن فعالیت‌های اقتصادی، زبان روسی را یاد گرفت و در راه بالا بردن سطح اطلاعات سیاسی و اجتماعی خود تلاش کرد. در اواسط حکومت مظفرالدین‌شاه که آزادی‌خواهان ایران برای تحصیل آزادی و مشروطیت به مبارزه پرداختند، طالبوف از راه قلم به آنان یاری رساند. مردم آذربایجان به پاس خدمات ارزنده‌ی او، در دوره اول مجلس مشروطه وی را به نمایندگی برگزیدند ولی او از رفتن به مجلس خودداری کرد. به عقیده‌ی «مستشارالدوله» و «تقی‌زاده» علت نیامدن او، ضعف پیری و ناتوانی و تاری چشم بود؛ اما عده‌ای هم بر این نظرند که چون روحانیان آن روزگار طالبوف را تکفیر کرده بودند و خواندن کتاب «مسالک المحسنین» او از طرف «شیخ فضل‌اله نوری» تحریم شده بود، برای احتراز از پیش‌آمدهای ناگوار به تهران نیامد.

طالبوف مردی انسان‌دوست، ترقی‌خواه و وطن‌پرست بود و می‌گفت: «اول جهان را دوست دارم، سپس ایران را و پس از آن خاک پاک تبریز را» وی نه تن‌ها با افکار و اندیشه‌های سیاسی مردانی چون «روسو»، «ولتر» و «مونتسکیو» آشنایی داشت بلکه با علوم جدید مانند فیزیک نیز کم و بیش مانوس بود.

 طالبوف قدرت حکومت را ناشی از ملت می‌دانست و در آثار خود از آزادی، برابری و حقوق اکثریت سخن می‌گوید. به نظر او مردم باید از پنج نوع آزادی برخوردار باشند: اول: آزادی فردی، یعنی هر انسانی حق دارد هرچه می‌خواهد بکند، بدون آن‌که حق دیگران را پایمال کند.

دوم: آزادی عقاید، یعنی هرکس آزاد است هرگونه عقیده‌ای که مایل است داشته باشد و هیچ مقامی نمی‌تواند فردی را به خاطر عقیده‌ای که دارد مورد سرزنش و مجازات قرار دهد. حق داشتن عقیده‌ی شخصی مساوی است با حق فرد نسبت به پول خودش، اما به هیچ‌کس نباید اجازه داد که در عقاید مردم فساد پدید آورد.

سوم: آزادی گفتار، یعنی هرکس آزاد است که بنویسد و سخن‌رانی کند ولی کسی که ایجاد اختلال کند و سخنان موهن و افتراآمیز بر زبان راند، پس از رسیدگی کامل کیفر می‌بیند.

چهارم: آزادی مطبوعات، طالبوف چنان‌که اشاره شد از آزادی مطبوعات و روزنامه‌ها حمایت می‌کرد و می‌گفت نباید کسی را از این کار که به بیداری و هوشیاری مردم کمک می‌کند بازداشت، مگر آن‌که مطالب آن افتراآمیز و گم‌راه‌کننده باشد.

پنجم: آزادی اجتماعات، یعنی پیروان عقاید و ایدیولوژی‌های مختلف می‌توانند در مجامع و اجتماعات گوناگون، اصول افکار و عقاید خود را مطرح کنند، کارهای دولت را مورد مطالعه و انتقاد قرار دهند و با آ‌ن‌ها موافقت یا مخالفت کنند. نظریات اصلاحی خود را در اختیار دولت قرار دهند. طالبوف در آثار خویش، ایمان و اعتقاد راسخ خود را به اراده‌ی اکثریت و حاکمیت مردم بارها اعلام می‌کند.

تالیفات طالبوف که اغلب آن‌ها با کاغذ خوب و خط زیبا در استانبول و مصر و قفقاز چاپ شده و در زمان خود شهرت به‌سزایی یافتند از این قرار است: 1- «سفینه‌ی طالبی» یا «کتاب احمد»، که درواقع گفت‌گوی پدری است با فرزندش در موضوع‌های مختلف علمی که به زبان ساده و قابل فهم کودکان نوشته شده و مولف، که خود شیفته‌ی دانش و فرهنگ اروپایی بوده، علوم و اکتشافات و اختراعات گوناگونی را که از روی کتاب‌های روسی در دسترس داشته در این کتاب شرح داده است. 2- «مسالک المحسنین»، که سفرنامه‌ای خیالی است و سرگذشت گروه مسافرین جوان در منازل و عرض‌راه، با قلمی بسیار زنده و جالب بیان شده و صفات و اخلاق اقشار مختلف مردم با نهایت دقت ترسیم شده است و خواننده پابه‌پای قهرمانان داستان به دنبال قضایا می‌رود. 3- «مسائل الحیات»، که در این کتاب بحث مفصلی از فلسفه مشروطیت آمده و سپس رشته‌ی کلام به حقوق اساسی و قانون کشیده شده است. 4- «پندنامه‌ی مارکوس قیصر روم» که ترجمه‌ی فارسی آن در چاپ‌خانه‌ی اختر استانبول چاپ شده است. 5- «رساله‌ی فیزیک»، 6- «نخبه‌ی سپهری» که خلاصه‌ای است از «ناسخ التواریخ» در احوال پیامبر اسلام(ص)، 7- «رساله‌ی هیئت جدیده» که ترجمه‌ی است از اثر معروف «فلاماریون» دانش‌مند فرانسوی، 8- «ایضاحات در خصوص آزادی»، که به دستور «مجد الاسلام» مدیر روزنامه‌ی «وطن» در تهران چاپ شده است. در این کتاب از معنی آزادی، مجلس شورای ملی و فواید آن و تکلیف وکلای ملت و قوانین آتیه‌ی ایران و مالیات و قانون اساسی بحث شده است. 9- «سیاست طالبی»، که آخرین کتابی است از طالبوف که پس از مرگش به چاپ رسیده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , ,