Saturday, 18 July 2015
27 November 2021
گردونه مهر

«نمادشناسی عنکبوت»

2012 October 09

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

خانه‌ی خود را مثل عنکبوت بنا می‌کند

مثل سایبانی که دشت‌بان می‌سازد

او دولت‌مند می‌خوابد، اما دفن نخواهد شد،

چشمان خود را می‌گشاید، و نیست می‌باشد. (کتاب ایوب، باب 27، 18)

عنکبوت پیش از هرچیز به عنوان مظهری قمری فرض شده و خاص ریسندگی و بافندگی است. در مصر باستان، عنکبوت در ارتباط با ایزدبانوی «نیث» به عنوان بافنده‌ی سرنوشت بوده است و این مفهوم در تمدن‌های بابل و یونان باستان ادامه می‌یابد. سستی خانه‌ی عنکبوت یادآور سستی واقعیتی است که ظاهری وهم‌انگیز و فریبنده دارد. آیا عنکبوت بافنده‌ی تار و پود جهان است، بافنده‌ی وهمی که حقیقت متعالی را می‌پوشاند؟ این سوال در قدیمی‌ترین متن‌های ودایی متعلق به آغاز دومین هزاره‌ی پیش از میلاد نیز مطرح شده است. در آن‌جا عنکبوت در هیات اسطوره‌ی مایا( ایزدبانوی وهم) و شاکتی( نیروی زنانه‌ی وارونه) به اشکال گوناگون تفسیر می‌شود. در فلسفه‌ی بودایی، مایا نشانه‌ی واقعیتی وهم‌آور است، زیرا نشانه‌ی خلا هستی است و به معنای عاری بودن از هر جوهر ماوراالطبیعه است. برعکس، برای برهمایی‌ها، مایا واقعیت وجودی حقیقی است، زیرا مظهر جوهر است و حجاب مایا چون تارهای درهم بافته‌ی عنکبوت نشان‌گر زیبایی خلقت است و مایا خود ایزدبانویی چابک‌دست. این دو وجهی بودن نمادهای عنکبوت موجب می‌شود تا در مرکز دو وجهی‌گری فلسفه‌ی هندو و فلسفه‌ی بودا قرار گیرد، که درواقع مناظره‌ی میان جوهر و وجود است.

در فرهنگ یونان باستان، «آتنا» ایزدبانوی خرد و دختر زئوس، الهه‌ی بافندگی هم بود. دختر جوانی به نام «آراخنه» که انسانی فانی بود، آن‌چنان مهارتی در هنر بافندگی داشت که به خود جرات داد آتنا را به مبارزه بطلبد. این دو درمقابل هم، جلوی کارگاه بافندگی‌شان قرار گرفتند. آتنا تصویر دوازده خدای «المپ» را با تمام جلال و شکوه‌شان روی پرده‌ای گل‌دوزی کرد. و در چهار گوشه‌ی پرده، تصویر چهار انسان فانی را درحال مجازات دوخت. آراخنه عشق‌بازی میان خدایان و انسان‌های فانی را گل‌دوزی کرد؛ آتنا خشم‌گین دختر جوان را با دوک نخ‌ریسی کتک زد و بافته‌ی وی را پاره کرد. آراخنه می‌خواست خود را به دار آویزد اما آتنا او را نجات داد و به عنکبوتی تبدیل کرد که هم‌واره مشغول بافتن است. عنکبوت در میان تارهایش، نماد سقوط موجودی است که می‌خواسته با خدا رقابت کند؛ نشانه‌ی جاه‌طلبی انسان فانی است برای خدا شدن و به همین جهت است که این‌گونه مجازات شده است.

عنکبوت واقعیت را می‌بافد، پس خاتون سرنوشت است. این کاربرد تقدیری عنکبوت است که در سراسر دنیا شناخته شده است. از جمله برخی قبایل آفریقایی عقیده دارند که عنکبوت شش پا از طرف آسمان ماموریت دارد که آینده را بخواند. هم‌چنین عنکبوت، گاهی نماد روح یا نماد حیوان هادی ارواح می‌شد. در میان آلتایی‌های آسیای مرکزی، به خصوص در سیبری، عنکبوت نشانه‌ی روحی است که جسم را آزاد می‌کند. در میان آزتک‌ها، عنکبوت نماد خدای جهنم است و برای بومی‌های ویتنام جنوبی، وقتی روحی در هنگام خواب از جسم می‌گریزد، به شکل عنکبوت درمی‌آید و کشتن عنکبوت برای جسم آدم خوابیده خطر مرگ دارد.

در سنت اسلامی، هنگامی که پیامبر اسلام و ابوبکر در هنگام هجرت در غاری مخفی شده بودند، خداوند به عنکبوت فرمان داد تا تارهایش را در ورودی غار بتند و آشیانه‌ی خود را در مقابل آن قرار دهد تا از ورود افراد قریش به داخل غار پیش‌گیری کند. از این رو، در سنت‌های اسلامی، عنکبوت اگر نگوییم مقدس اما بسیار ستایش شده است و در قرآن سوره‌ای به نام آن دیده می‌شود. روایت مشابهی نیز در سنت یهودی درباره‌ی داوود که از سوی طالوت تعقیب می‌شده وجود دارد. در زمینه‌ی عرفانی، تار عنکبوت یادآور بند ناف است، جایی که رشته‌ای طلایی مخلوق را به خالق وصل می‌کند و به وسیله‌ی آن مخلوق می‌کوشد به سمت خالق صعود کند.

عنکبوت هم‌چنین با خون‌آشام‌ها مقایسه شده است از آن‌رو که هر دو پیش از آن‌که جان قربانی‌شان را بگیرند وی را اغوا کرده به دام می‌اندازند. خون‌آشام‌ها نیز مانند عنکبوتیان می‌توانند از دیوارها و صخره ها بالا روند و با دندان‌های نیش‌شان مشهور هستند. اما عنکبوتی که در مرکز تارهایش نشسته و به زعم برخی تهدیدکننده است، به عقیده‌ی روان‌شناسان نماد خارق‌العاده‌ای از درون‌گرایی و خودپرستی و نشانه‌ی خودشیفتگی و خودمحوری است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,