Saturday, 18 July 2015
13 June 2021
بیست و سوم آبان- سیزدهم نوامبر

«تقویم تاریخ بیست و سوم آبان»

2012 November 13

رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

زادروز«جواهر لعل نهرو» سیاست مدار خوش نام هندی در سال ۱۲۸۶ خورشیدی در چنین روزی

۱۲۸۶ خورشیدی: تا پیش از استقلال هند، «نهرو» مدت ده سال از عمرش را در زندانهای استعماری گذراند. پس از نخست وزیری او با کمک افراد میهن دوستی چون «سردار پاتل» و «دکتر آمبدکار» توانست قوانین جدیدی را برای ساختاردهی مجدد به جامعه هند تصویب کند که مهم‌ترین آن‌ها لغو «نظام کاست» بود. نهرو هم راه با «احمد سوکارنو»، «مارشال تیتو» و «جمال عبدالناصر» از پایه گذاران جنبش عدم تعهد به شمار می‌ رود.

پدر او «موتیلال نهرو» و مادرش «سواروپ رانی» نام داشتند. «موتیلال نهرو» که خود وکیل و رهبری سیاسی بود در «اله آباد» مردی ثروتمند به شمار می‌رفت و بغیر از جواهر دارای سه دختر هم بود. جواهر که در بهترین مدارس هند تحصیل کرده بود به «مدرسه هارو»، «کالج ترینیتی آکسفورد» و «ایننر تمپل» رفت تا پیش از ورود به سیاست در رشته حقوق تحصیل کند.

جواهر در سال ۱۲۹۴خورشیدی با «کمالا نهرو» ازدواج کرد. او در هنگام ازدواجش بیست و شش سال داشت و وکیل کاملی شده بود که در بریتانیا تحصیل کرده بود. کمالا از خانواده مشهور کشمیری ساکن در دهلی بود که در کار بازرگانی بودند.

مجموعه کتاب سه جلدی «نگاهی به تاریخ جهان» از جمله آثار ارزشمند این شخصیت سیاسی در هند است که در زمانی که در زندان بوده به شیوه نامه‌نگاری برای دخترش «ایندیرا» تحریر شده‌است.

مرگ «ویتوریو دسیکا» کارگردان مشهور ایتالیایی در سال ۱۹۷۴ میلادی در چنین روزی

۱۹۷۴ میلادی: «دسیکا» در هفتم ژوییه سال ۱۹۰۱ در «سورای» ایتالیا بدنیا آمد. اندک زمانی بعد از تولدش خانواده‌اش به «ناپل» نقل مکان کرد. پدرش «امبرتو دسیکا» کارمند بانک و بیمه گذار بود و رابطه بسیار نزدیکی با پسرش داشت و «فیلم امبرتو» را بر اساس زندگی پدرش ساخت. با آغاز جنگ جهانی اول خانواده به «فلورانس» نقل مکان می‌کند جایی که ویتوریو چهارده ساله اولین نقش‌هایش را در نمایش‌های کوچکی که برای سربازان زخمی بیمارستان ترتیب می‌دادند بازی کرد. برای ادامه تحصیل در رشته حسابداری به «رم» می‌رود و یه واسطه یک دوست خانوادگی بازی در یک فیلم صامت از «آلفردو دی آنتونی» را در سال ۱۹۱۷ تجربه می‌کند.

از سال ۱۹۲۳ کار در تئا‌تر را آغاز می‌کند. سال ۱۹۳۰ با «ماریو کامرینی» آشنا می‌شود و بار دیگر در فیلم سینمایی ظاهر می‌شود اما هم چنان کار در تئا‌تر را ادامه می‌دهد و در سال ۱۹۴۹ به هم راه همسرش «جودیتا ریسونه» و «سرجیو توفانو» گروه تئاتری خود را تشکیل می‌دهند که بیشتر درنمایش‌های کمدی فعالیت داشت.

در سال ۱۹۴۴ با فیلمنامه‌ای از «چزاره زاواتینی» و بازی «مارچلو ماسترویانی» فیلم بچه‌ها نگاه‌مان می‌کنند را کارگردانی می‌کند که آغازگر فیلم‌های «نئورالیسم» اوست. چهار فیلم دیگر در همین سبک می‌سازد که همگی شاه کارهای جهانی می‌شوند. «واکسی» ۱۹۴۶، «دزد دوچرخه» ۱۹۴۸، «معجزه در میلان» ۱۹۵۱ و «امبرتو» ۱۹۵۲. از دیگر فیلم‌های پر افتخارش می‌توان به «طلای ناپل» ۱۹۵۴، «دو زن» ۱۹۶۰، «دیروز امروز فردا» ۱۹۶۳ و «باغ فینزی کوینتینی» ۱۹۷۱ اشاره کرد.

عامل دیگر موفقیت‌هایش بازی «سوفیا لورن» در فیلم‌هایش است که حاصل آنجایزه بهترین بازیگر زن «جشنواره فیلم کن» و «اسکار» برای «فیلم دو زن» است هم چنین بخاطر بازی در فیلم‌های «امروز دیروز فردا»، «معجزه در میلان» و «گل‌های آفتاب گردان» از «سوفیا لورن» تقدیر شد.

دسیکا به عنوان بازیگر بار دیگر با فیلم «نان، عشق و فانتزی» از «لوییجی کومنچینی» و «ژنرال دلا روور» از «روبرتو روسلینی» در کنار «جینا لولوبریجیدا» به نقش آفرینی پرداخت.

از نقطه نظر عاطفی و خانوادگی از ازدواج اولش با «جودیتا ریسونه» در سال ۱۹۳۷ صاحب دختری بنام «امی» شد اما سال ۱۹۴۲ با هنرپیشه اسپانیایی «ماریا مرکادر» که در فیلمی از خود او مشغول بازی بود آشنا شد و بالاخره در مکزیک از همسر اولش جدا شد و با «مرکادر» ازدواج کرد. چون قانون ایتالیا طلاق را به رسمیت نمی‌شناخت برای گذر از این مانع ملیت فرانسوی گرفت و بار دیگر با مرکادر در پاریس ازدواج کرد. دسیکا در سال ۱۹۷۴ میلادی بر اثر سرطان ریه در گذشت.

انحلال «مجلس شورای» ملی در جریان جنگ جهانی اول در سال ۱۲۹۴ خورشیدی در چنین روزی

۱۲۹۴ خورشیدی: با شروع «جنگ جهانی اول»، دولت‏های استعمارگر «روسیه» و «انگلستان» می‌‏کوشیدند ایران را در جنگ بر ضد «آلمان» وارد کنند. از این رو ارتش خود را به سوی ایران حرکت دادند. روس در شمال و انگلیس در جنوب، نیروهای خود را پیاده کرد. پس از حرکت نیروهای روسیه به طرف «تهران»، شماری از نمایندگان مجلس به نشانه اعتراض به تجاوز قوای بیگانه به کشور و نادیده گرفتن استقلال و تمامیت ارضی ایران، به سمت قم حرکت کردند و عملن مجلس سوم به پایان رسید. با این حال، به مدت چهار سال، مجلس تعطیل و مطبوعات توقیف شد. این عده، بعدن کمیته دفاع ملی را تاسیس کردند که آنان نیز کاری از پیش نبردند. در این می‌ان، «احمد شاه» نیز تصمیم به تغییر پایتخت گرفت و طی تلگرافی به دولتین روس و انگلیس اطلاع داد. خبر تصمیم‏گیری «احمدشاه» برای خروج از تهران، سفرای روس وانگلیس را به تکاپو واداشت تا شاه را از این تصمیم بازدارند. در ‌‌‌نهایت احمدشاه را تهدید کردند که اگر از تهران خارج شود، پدرش را به جای وی به سلطنت خواهند نشاند. احمدشاه که اوضاع را چنین دید، به شرط انصراف روس‏‌ها از ورود به تهران، از رفتن به اصفهان خودداری کرد. در این زمان حاکمیت ایران نیز به علت بی‏لیاقتی سران کشور، شدیدن ضعیف شده بود.

در سال ۱۹۷۰ میلادی در چنین روزی کودتای نظامی در سوریه به رهبری «حافظ اسد»

۱۹۷۰ میلادی: پس از «جنگ اعراب و اسراییل» در سال ۱۹۶۷ و اشغال «بلندی‏های جولان» توسط ارتش اسراییل، اختلافات درون حزبی بعث میان دو جناح به رهبری رییس جمهوری وقت سوریه و «حافظ اسد» که وزیر دفاع و فرمانده نیروی هوایى سوریه بود، شدت گرفت. در دوازدهم نوامبر ۱۹۷۰میلادی کنگره حزب بعث سوریه رای به برکناری وزیر دفاع و رییس ستاد ارتش داد. اما در فردای آن روز در سیزدهم نوامبر ۱۹۷۰ کودتایى علیه رژیم غیرنظامی حاکم به وقوع پیوست و حافظ اسد قدرت را در دست گرفت. چند روز بعد از کودتا اعلام شد که حکومت کودتایى یک قانون اساسی جدید تنظیم و تدوین خواهد کرد و برای وارد شدن به فدراسیون طرح‏ریزی شده مرکب از «لیبی»، «سودان» و «سوریه» گام برخواهد داشت. حافظ اسد در مارس ۱۹۷۱ با انتخاب شدن به ریاست جمهوری، قدرت را به طور کامل در دست گرفت و تا پایان عمر در سال ۲۰۰۰ میلادی در این سمت باقی ماند.

منابع:

ویکیپدیا

راسخون

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,