Saturday, 18 July 2015
04 December 2021

«ویدئو / به یاد پدر بزرگ»

2012 November 13

با صدای: فرید صلواتی

موسیقی : هومن همامی
همنوا : سارا کیوانی
شعر : فرید
[youtube]http://youtu.be/vbm2w-F51Ek[/youtube]

«زندگی‌نامه علامه محمدتقی جعفری»

استاد علامه محمد‌تقی جعفری به سال1302 خورشیدی در یکی از خانواده‌های متدین  شهر تبریز متولد شد. کودکی خویش را در پناه پدری راست‌گو و مادری سیده و پاکدامن آغاز کرد. پدر استاد جعفری، حاج کریم جعفری، تحصیلاتی نداشت و نانوا بود اما حافظه ای غیر عادی داشت و اغلب سخنان وعاظ شهر را جمله به جمله بیان می کرد، اما مادر ایشان از سادات علوى یکى از خاندان بزرگ تبریز به شمار مى‏آمد، با سواد بود و نخستین بار قرآن رابه استاد جعفری آموخت. اما متاسفانه درسن سی و دو سالگی (درسال 1321شمسی) ازدنیا رفت.

در آغازین سال های حیات حدود شش سالگی به مدرسه رفت و تحصیلات ابتدایى را در دبستان اعتماد آغاز کرد، وچون خواندن و نوشتن را پیش از آغاز دبستان، از مادر خویش فراگرفته بود، به صلاحدید مدیر مدرسه (جواد اقتصادخواه) درس و تحصیل را از کلاس سوم ابتدایی آغاز کرد، اما پیش از ورود به کلاس ششم، وقفه ای دراین امر پیش آمد ولی دوباره  با «حوزه علمیه طالبیه‏» تحصیل را آغاز کرد و در آن‏جا دروس سطح مقدماتى حوزه و ادبیات را در نزد استادان بزرگوارى چون سید حسن شربیانى، میرزا على اکبر اهرى، میرزا ابوالفضل سرابى و. .. خواند. در این ایام، هم کار مى‏کرد، و هم درس مى‏خواند. پس از مدتى تحصیل در مدرسه طالبیه تبریز، علاقه عجیبى به هستى‏شناسى پیدا کرد و چون در تبریز اساتیدی درخور این رشته نبود، به تهران آمد و مابقی متن رسائل و مکاسب را در تهران آموخت. هم چنین در درس‏هاى مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد رضا تنکابنى و آقا میرزا مهدى آشتیانى، و. .. کسب فیض می کرد.

استاد جعفرى پس از حدود سه سال اقامت در تهران در سال 1325 به حوزه علمیه قم مشرف شدو حدود یک سال در آنجا از محضر بزرگانى چون آیت الله سید محمد تقى خوانسارى، سید محمد حجت کوه کمرى، سید صدرالدین و امام خمینى (ره) و. .. بهره جست.

روزى نامه‏اى از برادرش دریافت مى‏کند که مادر مریض است و بیا و او را ببین. وقتى استاد جعفرى خود را به تبریز مى‏رساند. معلوم مى‏شود مادر ده روز پیش از رسیدن نامه به دست وى از دنیا رفته است. از این رو، بسیار متاثر مى‏شود. .. پس از مدت کوتاهى اقامت در تبریز، در سال 1320 (ه. ش) به اصرار آیت الله میرزا فتاح شهیدى رهسپار نجف مى‏گردد. استاد در این باره مى‏گوید: عمده محرک من براى رفتن به نجف مرحوم شهیدى شد. یادم مى‏آید مقدارى از وسایل راه را هم ایشان فراهم کرد.  در نجف، استاد علامه جعفرى به مدرسه صدر وارد مى‏شود و بار دیگر، جلد دوم کفایه آخوند خراسانى را مطالعه و بحث مى‏کند و در درس‏هاى خارج آیات عظام شیخ محمد کاظم شیرازى، آیت الله خویى، آیت الله سید محمود شاهرودى، آیت الله حکیم، آیت الله سید جمال گلپایگانى، آیت الله سید عبد الهادى شیرازى و آیت الله میلانى شرکت مى‏کند و به موازات شرکت در درس‏هاى خارج، اصول و فقه، در محضر استادان بزرگى چون آقا شیخ صدرا قفقازى و آقا شیخ مرتضى طالقانى به فراگیرى دروس فلسفى و عرفانى مشغول مى‏شود.

پس از سه سال تحصیل در نجف اشرف، در سن 23 سالگى موفق به دریافت درجه اجتهاد از سوى آیت الله شیخ کاظم شیرازى مى‏شود. در مجموع، حدود هفده سال در نجف اقامت مى‏کند. در این مدت علاوه بر تحصیل، به تدریس خارج فقه و اصول و دروس فلسفه و معارف و نگارش کتاب مشغول مى‏شود. سرانجام پس از پایان تحصیلات و تکمیل معلومات، عازم ایران مى‏گردد. پس از بازگشت‏به ایران، در قم به خدمت آیت الله بروجردى شرفیاب مى‏شود. ایشان از استاد مى‏خواهد تا در قم بماند و به تدریس بپردازد. از آنجا که آب قم با مزاج وى سازگار نبود، عازم مشهد مى‏گرد. پس یک سال اقامت در مشهد به تهران بر مى‏گردد و پس یک سفر دیگر به نجف، به توصیه استادان بزرگوارش دوباره به ایران ب

رمى‏گردد و پس از بررسى نیازهاى موجود علمى و فکرى و فرهنگى جامعه، به جاى تدریس فقه و اصول،. .. به کار پاسخ گویى به شبهات جوانان و تحقیق و تالیف مى‏پردازد.

وی در تهران و قم از محضر فقها و حکمایی چون : میرزا مهدی آشتیانی، شیخ محمدرضا تنکابنی و عارف داناسرشت میرزا محمدتقی زرگر تبریزی بهره هایی شایان گرفت. شیخ تنکابنی از فقهای والامقام بود و “کفایه و مکاسب” علامه جعفری ازایشان آموخت. و”فلسفه “هم خدمت میرزا مهدی آشتیانی فراگرفت و”حکمت منظومه حاج ملاهادی سبزواری و بخشی از امور عامه اسفار” را نیزمحضر ایشان تلمذکردو نزد آقا شیخ محمدتقی زرگر هم “مسائل عرفانی”را آموخت.

درسال1321شمسی به سبب بیماری و رحلت مادر، به تبریز برگشت و در درس آیت الله شهیدی حضور یافت. اندکی بعد با اصرار شدید آیت الله شهیدی مواجه شد که مصرانه از او می خواست راه نجف را پیش گرفته، هر چه زودتر به کانون علمی حوزه علمیه نجف بپیوندد. می توان گفت : شهیدی فقید که نسبت به حضور وی در ساحل دریای علم علی(ع) اصرار و الحاح تمام و جدی داشت، با خدمت خویش در روانه کردن جعفری به نجف ـ در سال 1322 خورشیدی مطابق با سال 1363 قمری ـ نیز مهیا کردن شرایط مقدماتی آن، در سرنوشت علمی و تکامل فکری وی، نقشی اساسی ایفا کرده است.

حضور 11 ساله محمدتقی جعفری در دانشگاه دینی بزرگ نجف اشرف که آکنده از اساتیدی بسیار ممتاز و صاحب نظر هم چون : سید ابوالقاسم خویی، سید محسن حکیم، شیخ کاظم شیرازی، سید عبدالهادی شیرازی، سید جمال الدین گلپایگانی، شیخ مرتضی طالقانی و … بود، تأثیر قاطعانه ای در شکل گیری شخصیت علمی و عملی وی داشت، به گونه ای که در سن 23 سالگی (سال 1366 ق ) موفق به اخذ درجه اجتهاد از شیخ کاظم شیرازی شده، ایشان سپس خود یکی از مدرسین و اساتید کانون علمی نجف به شمار می رفت.

این دوره از زندگی، وی با وضعیت معیشتی آزاردهنده ای، روزگار خود را می گذراند. از ایام تحصیلش در نجف این گونه نقل کرده است :

“با شهریه ای که آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی در نجف می داد، گاهی اوقات مخیر بودم بین این که غذا تهیه کنم یا کتاب بخرم، کتاب می خریدم .” با آن که هزینه های زندگی در آن زمان پایین تر از امروز بود، ولی چون استاد به غیر از شهریه اندکی که از طرف آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی پرداخت می شد، منبع درآمد دیگری نداشت، بنابراین، هم زمان با تحصیل، بخشی از زندگی روزانه خود را به کار اختصاص داده بود تا بتواند زندگی ساده خود را اداره کند.. به عنوان نمودی بارز از زندگی ایشان در آن دوره، می توان به خانه ای زیرزمینی اشاره کرد که در اوان زندگی مشترک در آن اسکان گزیده بود همسر فداکار استاد جعفری ،”مرحومه خانم جمیله فرشباف انتظار”، در راه به ثمر رسیدن و به سامان شدن ارکان زندگی علمی و قوام حیات خانوادگی ـ اعم از انجام وظایف همسری و مادری فرزندان و تحمل مشکلات و مسائلی که محمدتقی جعفری همواره با آن ها مواجه بود ـ نقشی به یاد ماندنی و خاطره آمیز در طی چهل سال زندگی زناشویی با استادجعفری راایفا کرد که کمتر کسی از آن اطلاع دارد.

هم اندیشی با “مرحوم محمدرضا مظفر فیلسوف “، فقیه و منطقی نواندیش در نجف و احمد امین ریاضی دان برجسته دانشگاه بغداد مؤلف کتاب «التکامل فی الاسلام» که سال های سال تداوم یافت ،وهمین امرباعث شدکه وی در موضوعاتی چون «فقه و فیزیک »، «فلسفه و زیبایی شناسی»، «تاریخ و روان شناسی» و برخی دیگر از دانش های گونه گون، و نوپای غربی به یک نگاه جامع برسد و در شناخت تمدن علمی غرب و اروپا و ادبیات دوران پس از رنسانس ـ با تمام جوانبی که داشت ـ گام هایی علمی بردارد.

این موضوع را در آیینه نخستین اثر ارزشمندش، کتاب «ارتباط انسان ـ جهان» که در سن 28 ـ 30 سالگی به رشته تحریر درآمد، بهتر می توان نگریست. این کتاب که با گرایش فیزیک و فلسفه تألیف یافته، محصول پویندگی هایی بود که سال ها به طول انجامید و حضور مؤلف خویش را در مرزهای واقعی دانش های نوین تثبیت کرد. وی تا واپسین روزهای عمر، مطالب و مسائل جدی دنیای جدید را مورد اهتمام قرار می داد. این اهتمام در درجه اول، شناخت واقعیات و سعی در فهم و درک درست آن ها و در درجه دوم، تحلیل و تشریح منتقدانه آن ها بود.

تحلیل و آرای جعفری در خصوص جریانات فکری، منطبق بر تفکراتی بود که به عنوان دانشمندی جوان و اسلامی اندیش، آن ها را از اساتید زبده و جریانات زنده دوران تحصیل خود به ارث برده بود، و به نظر می رسد، اصل آن به زیربنای تربیتی تمدن علمی اسلام برمی گشت.

جعفری پس از اتمام تحصیلات، وقتی در خلال سال های دهه 30 به ایران بازگشت، باز به بررسی جریانات فکری روز پرداخت. بی گمان، او با روشنفکری های واقعی موافق بود و اساسا همین موضوع بود که وی را به تحقیق و تفحص واداشته بود؛ تحقیق و تفحص هایی که شاید پررنگ ترین عنصر حیاتش در طول 60 سال زندگی علمی او محسوب می شود. از نظر استاد جعفری:” روشنفکر حقیقی کسی است که ارتباط خود را با واقعیات گسترده در جویبار زمان، تنظیم منطقی نموده و با درک صحیح درباره علت ها، معلول ها، ثابت ها و متغیرها، برای تحقق بخشیدن به حیات معقول جامعه، رسالتی در خود احساس کند و از هیچ گونه گذشت و فداکاری در این راه دریغ نورزد.”

موضوع شایان توجه این که: جعفری برای «اندیشه»، اصالت محض قائل بود و به مقوله «سؤال» و «پرسش»، اهمیتی بسیار جدی می داد. به اذعان و گواه کسانی که سال ها با او در ارتباط بوده و از نزدیک شاهد کوشش ها و جستجوهایش بودند، هیچ چیز برای وی، ارزش و اهمیت سؤال را نداشت. اگر بتوان برای شخصیتش از تار و پودی سخن به میان آورد، بی گمان این تار و پود، «جستجو» و «سؤال» خواهد بود، وی بر این نظر بود که : “سؤال، اشتیاق به تحصیل معرفت درباره یک مجهول است. ..”باری، محمدتقی جعفری با تمام کسانی که وارد دنیای سؤال خواهانه او می شدند، برخوردی حکیمانه داشت و هیچ کس را از خود نمی آزرد. عده ای معتقدند: وی در زندگی خود، به اصل بنیادین «مرنج و مرنجان» بیشترین التزام را نشان می داد. اگر یکی از عوامل این سیره ماندگار او را در همفکری و همراهی با سؤال آفرینان، نشأت گرفته از ذات جوشان ماهیت «سؤال» بدانیم، یکی از دلایل موضوع، به مسأله ای دیگر برمی گشت و آن نبود مگر توجه و بررسی همه جانبه وی درباره «انسان» به معنای دقیق واژه ؛ موضوعی که جدی ترین توجه های او را از دیرباز و نخستین ایام خودآگاهی اش به خود اختصاص داده بود.

محمدتقی جعفری، در زمره متفکران و اندیشمندانی بود که چون در وادی انسان شناسی گام می زد، می کوشید که انسان و انسان جدید را به درستی بشناسد. بر این اساس، برای انسان ها فراتر از اهمیت صوری و نظری، ارزش عملی و عینی قائل بود و با اخلاقی سازنده و سلوکی راهگشا، زیباترین جلوه های اخلاقی و حکَمی خود را در همین رابطه بروز می داد. شاید در پرتو همین جلوه ها بود که در مدت زمانی نه چندان زیاد، توانست تألیفاتی پر شمار و عمدتا بدیع از خود به یادگار نهد، که از مشهورترین آن ها می توان به مجموعه 15 جلدی «تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی» و «ترجمه و تفسیر نهج البلاغه» در 27 مجلد اشاره کرد. این دو اثر به نوبه خود، حاوی عمده ترین تفکراتی است که او به مدت 4 دهه متناوب، به آن ها پرداخت و کوشید یافته های خویش را در قلمروهایی چون : انسان شناسی، جهان شناسی، روان شناسی، جامعه شناسی، اخلاق، حکمت، فلسفه و عرفان، ارائه کند.

پس از اتمام تحصیلات و ارتقاء به مراتب بالای علمی، ساده زیستی او کماکان تداوم یافت. وی که در دامن مشکلات زیسته و دوره دانش اندوزی را با شرایط سخت اقتصادی و معیشتی به سر آورده بود، پس از آن که به مقام استادی رسید و در اندازه توانایی اش به تدریج بر مشکلات اقتصادی چیره شد، باز به سنت روزگار دانش اندوزی وفادار ماند و زندگی اش را تا آخرین حد ممکن، از آلایش به هر نوع تجمل و دنیازدگی مبرا نگاه داشت.       نظام شخصیتش به گونه ای بود که با کارهای اقتصادی و غیر علمی پیوندی نمی یافت و تنها به مسائل علمی می اندیشید؛ این که چگونه می توان بحران هویت را مهار کرد و به پرسش های به حق و منطقی افراد جامعه ـ خصوصا جوانان ـ جواب سازنده و صحیح داد. این دیرین ترین مشغولیتی بود که افکارش از سال ها پیش به آن ها معطوف گشته، همواره نیز متوجه آن بود.

از دیگر ویژگی های وی این بود که در مقولاتی مثل علم و تفکر، قائل به توقف نبوده، مسیر آن را آشکارا پایان ناپذیر می دید و می گفت: «در مسیر علم و دانش هیچ گاه قانع نشدم». تنها با لحاظ و فهم این ویژگی است که می توان سر تألیفات و اندیشه های پردامنه ایشان را گشود: از زیبایی شناسی تا فلسفه و ادبیات، و از شناخت و تحلیل هنر تا دریافت روان و انسان و حیات.

وی جزو متفکرانی بود که دیدگاه های خویش را پیوسته با عنصر زمان هماهنگ می کرد. او به تفکر «تطبیقی»، «روزآمد» و «زمان گرا» ایمانی راسخ داشت. بخش مهمی از جهت گیری های فکری و علمی اش در اصل به ایده ای با عنوان «فرهنگ مشترک بشری» برمی گشت. فرهنگ مشترک بشری که از تفکرات اساسی و اولیه استاد جعفری به شمار می رود، به این معناست : “

فرهنگ های بشری، در ریشه های فوق ظاهری خویش با همدیگر اشتراک داشته، پیوندهای زوال ناپذیر دارند که عوامل محیطی و جغرافیایی نمی توانند بر آن ها دسترسی پیدا نموده و تأثیر انفعالی در آن بر جای بگذارند.”

برخی از متفکران معاصر یونانی، وقتی می خواهند او را معرفی کنند، به این خصلت وی انگشت می نهند که : “جعفری هیچ کس را رد نمی کرد، چون او معلم بود نه قاضی!”معلمی که از «عنوان» و «افتخار» گریزان بوده، به مسئولیت هایی می اندیشید که یک معلم واقعی، باید به فکر ادای آن ها باشد و دانش اندوزان خویش را، از لحاظ مجهز کردن به آن ها مطمئن و آسوده خاطر کند. وی اگر درباره تعلیم و تربیت با احتیاط و دقت فراوان سخن می گفت، چون اعتقاد داشت: تعلیم و تربیت کاری خدایی است، در حق موجودی که مخلوق اوست و راهش نیز به سوی او منتهی می شود.

آیا در چنین عرصه ای لغزاننده، می توان به نوعی دیگر بود؟! پاسخ جعفری به این سؤال، آشکارا منفی بود، زیرا این معلم در حق خودش نیز یک معلم بود، نه یک قاضی.

دیگر موضوعی که بایسته است مورد توجه جدی محققان قرار گیرد، این است که استاد محمدتقی جعفری به پاس بهره گیری از خرمن اساتید والامقام در حوزه علمیه نجف و اساطین حکمت و عرفان عصر، و مطالعات دامنه دار در مسائل اصیل اسلامی و اجتماعی، با قرآن و زبان تفسیر کلام الله مجید کاملا آشنا بود. به گواه آثار قلمی که از وی به یادگار مانده، او به مبادی و مجاری قرآن به واقع تسلط اساسی و بنیادین داشت.

در واقع، می توان گفت: کارنامه فکری محمدتقی، کارنامه پرمحصول مردی است که وجودش وقف دین و دانش بود. هم ملموس حیات او، جز این نبود که مجهولی را حل کند و پرده ای از پرده های آویخته به جمال علم و زندگی را در عصر صنعت و فوق صنعت کنار زند، تا حیات برای «انسان» تصویری منطقی تر بیابد و او در وادی حیات معقول گام بگذارد. چه، او بود که از صمیم جان اعتقاد داشت :”

زندگی پیوسته باید در حال به وجود آمدن و به وجود آوردن باشد، و الا باری است بر دوش انسان.

دلیل ما به این سخن، میزان درنگ و تأمل فراوانی است که ایشان درباره واقعیات نظری و عملی زندگی و تعریف و تحدید قلمروهای بنیادین آن نموده است:

*- آیا حقیقت زندگی، همین است و بس؟» ]این[ سؤالی است که از آغاز تاریخ معرفت بشری تاکنون، افکار بشری را به خود جلب نموده است. در مقابل این سؤال، مردم دو صف کشیده اند: صف آری گویان، صف نه گویان. *- پدیده زندگی، حقیقتی است مولد که چگونگی اراده و برخورداری از آن، تحت اختیار آدمی است.

*- نابود ساختن زندگی که مبارزه با مشیت خداوندی است، دو شکل دارد: 1 ـ خودکشی. 2ـ خودشکنی.

*- زندگی قالب گیری شده در احساس و حرکت «خودمحوری»، مساوی مرگ است.

*- برای هر انسان آگاه، هر «روز» کتابی است که درس هایی خواندنی در آن نوشته شده است. لذا، صحیح است که بگوییم : همواره یک عامل مستمر به نام «زمان» وجود دارد که نادانی های ما را می تواند به دانایی تبدیل کند، ولی کو عاشق دانایی؟ “

استاد در این باره مى‏گویند: پس از مراجعت‏به ایران، دیدم که به فقه و اصول به اندازه کافى توجه شده است ولى این جوان‏ها سرگردانند! احساس تکلیف کردم. دیدم تقریبا به حد کافى افراد هستند که تدریس اصول و فقه را عهده دار شوند، اما در زمینه‏هاى دیگر چنین چیزى وجود ندارد. از این رو، من وظیفه خودم دیدم که خلاءهاى دیگر را پر کنم.  از این تاریخ به بعد، استاد از طریق تالیف و نگارش کتاب‏هاى ارزشمند و انجام سخنرانى‏هاى مفید و آمورنده، به ارشاد مردم و دفاع از کیان فرهنگ اسلامى و بیین احکام و آموزه‏هاى دینى مشغول شدند. ره آورد این دوره پر بار از عمر گران قدر استاد جعفرى، نگارش بیش از صد جلد کتاب و صدها مقاله و سخنرانى و. .. است که هر یک در حد خود به رشد و تعالى فرهنگ و اندیشه‏هاى الهى کمک مى‏کنند و تشنه گان معارف اسلامى را سیراب مى‏سازند. بدین وسیله، پس از عمرى خدمت‏به رهروان علم و حقیقت در روز پنج‏شنبه 25 آبان سال 1377، جان به جان آفرین تسلیم کرد و دوستداران علم و ایمان را در سوگ جان سوز خویش عزادار ساخت .

آثار علمی علامه جعفری

استاد جعفری به تفسیر مثنوی پرداخت تا مقدمه‌ای باشد برای شناخت و تفسیر کلام امیر المؤمنین ـ علیه السلام به این ترتیب، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه آغاز شد و تا پایان عمر استاد ادامه یافت و 27 جلد از آن منتشر شد. علامه جعفری با تمام صلاحیت‌هایی که در شناخت هستی و جهان بینی‌های شرقی و غربی داشت، کوشید کلام امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ را به درستی بشناسد و به بهترین شکلی بشناساند. در این راه، او مکاتب گوناگون و نظریه‌های مختلف را به میدان طلبید و با قدرت استدلال نشان داد که نهج البلاغه کلام خالق نیست، امّا برتر از کلام هر مخلوقی است و مطالب آن اگر درست و کامل روشن گردد، سراسر حقیقت و درستی است و در آن هیچ کژی و اشتباهی راه ندارد.

تا حال حاضر بیش از هشتاد اثر از آثار استاد به طبع رسیده است و چاپ بعضی از آنان همچون شرح مثنوی در 15 جلد مکرر را تجدید گردیده است. ضمناً تحت نظارت ایشان و طی 12 سال کاملترین کشف الابیات مثنوی مولوی در 4 جلد رحلی تحت عنوان «از دریا به دریا» منتشر شده است. از آثار برجسته ایشان شرح و تفسیر بر نهج البلاغه می باشد که 27 جلد آن به زبان فارسی چاپ و منتشر شده است. دیگر اثر نفیس استاد جعفری، در زمینه بررسی و مقایسه افکار مولانا با فلسفه ها و جهان بینی های شرق و غرب می باشد که تحت عنوان مولوی و جهان بینی ها چاپ شده است. در زمینه حقوق بشر و مقایسه آن با حقوق بشر در اسلام، کتاب مفصل و مشروحی به قلم ایشان منتشر شده که نظریات جدید آن در کنفرانس اسلامی طرح ومورد استفاده قرار گرفته است. کتاب مزبور به زبان انگلیسی نیز ترجمه و چاپ شده است و به زبان ژاپنی توسط یکی از اساتید دانشگاه ناکویا در دست ترجمه است. بیش از 60 کتاب و مقاله دیگر استاد علامه جعفری هنوز منتشر نشده و در آینده به طبع خواهند رسید. که به این ترتیب مجموعه آثار منتشر نشده ایشان متجاوز از 150 عنوان می گردد. کتاب های ایشان در زمینه های: فقه، علوم سیاسی، روان شناسی، علوم تربیتی، معارف اسلامی، نظریه زیبایی و هنر در اسلام مباحث فلسفی و کلامی، مشحون از آرا و نظریات ابتکاری و بدیع است.

تاکنون ده ها نویسنده، استاد و محقق و متفکر از سراسر جهان با ایشان مذاکرات علمی  داشته اند که بیش از 50 فقره از این مذاکرات در 2 جلد کتاب تحت عنوان «تکاپوی اندیشه ها» منتشر شده است.

لازم به ذکر است که مکاتبات علمی علامه جعفری با برتراند راسل فیلسوف شهیر انگلیسی که طی آنها، استاد جعفری به برخی از نظریات راسل انتقاد وارد ساخته، در بعضی از کتاب های ایشان مثل: نقد و بررسی افکار راسل، توضیح و بررسی مصاحبه راسل ـ وایت مکرر به چاپ رسیده است. همچنین کتابی تحت عنوان «بررسی و نقد سرگذشت اندیشه ها» حاوی تحلیل و نقد نظریات آلفرد نورث وایتهد پدر منطق ریاضی که یکی از بزرگترین فلاسفه اروپا می باشد، چاپ و منتشر شده است.

ضمناً کتاب هایی به قلم ایشان در نقد و تحلیل فلسفه پوزیتیویستی و نئوپوزیتیویستی معاصر غرب چاپ و منتشر شده است. که از آن جمله می توان به شرح و نقد نظریات کانت، هگل، دکارت و دیوید هیوم اشاره نمود.

استاد جعفری حدود 50 سال به تعلیم و تربیت جامعه اشتغال داشت. در این مدت طولانی بسیاری از پژوهشگران حوزه و دانشگاه از دروس ایشان استفاده کرده و نکته‌ها آموختند که از جمله می‌توان به دکتر «عبدالرحیم گواهی»؛ دکتر «عبدالله نصری» حجت الاسلام دکتر «محمد مهدی گرجیان» اشاره کرد .

فهرست آثار علامه محمدتقی جعفری (قدس سره)

در فقه:

1ـ رسائل فقهی که شامل مطالب زیر است:

ـ طهارت اهل کتاب

ـ ذبایح اهل کتاب

ـ عدم انحصار زکات در موارد نه گانه

ـ قاعده لاضرر و لاضرار

ـ حلیت و حرمت گوشت انواع حیوانات

ـ حقوق حیوانات در فقه اسلامی

ـ کیفر سرقت در اسلام

ـ مقایسه حقوق بشر در اسلام و غرب

ـ بحثی درباره امر به معروف و نهی از منکر

ـ حرمت سقط جنین

ـ مسئولیت مدنی ناشی از جرم کودکان بزهکار در فقه و حقوق اسلامی

2ـ حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب (فارسی و انگلیسی)

3ـ الرضاع

در فلسفه:

1ـ جبر و اختیار

2ـ مجموعه مقالات که شامل موضوعات زیر است:

ـ برهان کمالی دکارت بر وجود خداوند

ـ برهان کمالی (وجویی) در اثبات خدا

ـ هدف زندگی

ـ مقدمه ای بر مفهوم فلسفه مالکیت

ـ حرکت و تحول

ـ حرکت و تحول از دیدگاه قرآن

ـ طبیعت و ماورای طبیعت

ـ علم در خدمت انسان

ـ رابطه علم و حقیقت

ـ علم و عرفان از دیدگاه ابن سینا

ـ علم از دیدگاه اسلام

ـ امید و انتظار

3ـ ارتباط انسان و جهان

4ـ ایده آل زندگی و زندگی ایده آل

5ـ نقد نظریات دیوید هیوم در چهار موضوع فلسفی

ـ مفاهیم و اندیشه های مجرد

ـ خویشتن

ـ علیت

ـ استی و بایستی

7ـ بررسی و نقد برگزیده افکار راسل

8ـ زیبایی وهنر از دیدگاه اسلام

9ـ حکمت اصول سیاسی اسلام (فلسفه سیاسی اسلام) این کتاب ترجمه و تفسیر فرمان مبارک حضرت امیر المؤمنین (ع) به مالک اشتر است.

10ـ بررسی و نقد کتاب (سرگذشت اندیشه ها) که مهمترین کتاب آلفرد نورث وایتهد در فلسفه مغرب زمین است.

11ـ پیام خرد،‌ این کتاب حاوی تعدادی از سخنرانی های بین المللی می باشد که به عنوان نمونه می توان به سخنان ایشان تحت عنوان (تقسیم بندی فلسفه ها) در یونان در دانشگاه آتن اشاره نمود.

پس از این سخنرانی و بیان این تقسیم بندی جدید در فلسفه، آقای پروفسور «موچوبولوس» استاد بزرگ فلسفه در دانشگاه آتن درباره استاد علامه جعفری این مطالب را بیان کرد: همان گونه که در معرفی استاد گفتم: ایشان بسیار عمیق به مسائل می نگرند. امروز شما آقایان و خانم ها با سخنرانی علامه جعفری می توانید این موضوع را تأئید کنید که استاد علامه جعفری تقسیم بندی جدیدی را که برای علم و فلسفه و انواع آن مطرح کرده اند بسیار جالب است و با توجه به افکار ایشان می توان خطوط اصلی فلسفه و وظایف آینده فیلسوف را تعیین کرد.

 12ـ فلسفه دین

13ـ تحقیقی در فلسفه علم

14ـ فلسفه و هدف زندگی

15ـ فلسفه و نقد سکولاریزم

16ـ مقدمه ای بر فلسفه

17ـ مولوی و جهان بینی ها

18ـ تعاون الدین و العلم

19ـ الامر بین الامرین

20ـ نهایت الادراک الواقعی بین الفلسفه القدیمه و الحدیثه

21ـ آفرینش و انسان

22ـ موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی

در عرفان:

1ـ عرفان اسلامی

2ـ آیا شریعت طریقت و حقیقت با یکدیگر متفاوتند؟

3ـ نیایش امام حسین (ع) در صحرای عرفان (به زبان فارسی و عربی)

4ـ تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی (15 جلد)

5ـ حضرت علی (ع) و عرفان

6ـ علل و عوامل جذابیت سخنان مولوی

در علم النفس:

1ـ آیا جنگ در طبیعت انسان است؟

2ـ وجدان

در معارف اسلامی:

1ـ ترجمه و تفسیر نهج البلاغه (27 جلد)

2ـ ترجمه کامل نهج البلاغه (1 جلد)

3ـ انسان در دیدگاه قرآن

4ـ مبدا اعلا

5ـ امام حسین (ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت

6ـ شناخت انسان در تصعید حیات تکاملی

7ـ علم از دیدگاه علی

8ـ علم و دین در حیات معقول

9ـ اخلاق و مذهب

10ـ شناخت از دیدگاه علمی و قرآن

در ادبیات و تحقیقات در مبانی آنها:

1ـ سه شاعر (حافظ، سعدی، نظامی)

2ـ حکمیت و اخلاق و عرفان در شعر نظامی گنجوی (به زبان فارس یو روسی)

3ـ تحلیل شخصیت خیام (بررسی آرا فلسفی، ادبی، علمی و دینی)

4ـ از دریا به دریا (کشف الابیات مثنوی مولوی در 4 جلد)

در مباحث علمی:

1ـ عمل تجوید ذهن

2ـ بحثی در قانون تعادل در روش تجزیه ای و ترکیبی

3ـ دانش ها و ارزش ها در مجرای قوانین علمی

در مدیریت:

1- انگیزش مدیریت در اسلام و نقد انگیزش های معاصر

در فرهنگ:

1ـ فرهنگ پیرو ـ فرهنگ پیشرو

2ـ طرحی برای انقلاب فرهنگی

 ………………………………………..

این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , ,