Saturday, 18 July 2015
16 June 2021
چهارم آذر- بیست و چهارم نوامبر

«تقویم تاریخ چهارم آذر»

2012 November 24

رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

درگذشت «جبار باغچه ‏بان» بانی مدارس استثنایی در ایران در سال ۱۳۴۵ خورشیدی در چنین روزی

۱۳۴۵ خورشیدی: «جبار باغچه‏بان» در سال ۱۲۶۴ خورشیدی در «قفقاز» به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات، در یک مدرسه در «ایروان» به تدریس مشغول شد. تدریس او، باعث شکفتن استعدادهای نهفته‏اش شد و پس از مدتی با تجارب فراوان و برنامه‏های خوب به ایران آمد و در سال ۱۳۰۳ خورشیدی اولین کودکستان ایرانی را به نام «باغچه اطفال» در تبریز تاسیس کرد. در‌‌ همان سال سه کودک ناشنوا نیز در این مدرسه ثبت‏نام کردند و این آغازی بود برای تلاش باغچه‏بان تا بتواند سخن گفتن را به این کودکان بیاموزد. او برای تعلیم خواندن و نوشتن برای کودکان و نوسوادان، روش تعلیم الفبا را که امروزه در سراسر کشور رایج است به وجود آورد. او هم چنین اولین مدرسه کودکان ناشنوا را در سال ۱۳۱۲ در تهران تاسیس کرد. جبار باغچه‏بان برای هموار کردن راه زبان آموزی کودکان ناشنوا راهی را انتخاب کرد که در سراسر جهان با نام «الفبای گویای باغچه‏بان» به عنوان مترقی‏‌ترین روش شناخته شده است. باتلاش این مبتکر پرتلاش بود که ناشنوایان کشور نیز توانستند با دنیای اطراف خود و انسان‏های دیگر تماس برقرار کنند. هم چنین اختراع تلفنی برای استفاده کر و لال‏‌ها و تاسیس مکتب نسوان برای آموزش دختران نیز از دیگر ابتکارات اوست. وی هم چنین در سال ۱۳۲۲ جمعیت حمایت از کودکان کر و لال را تاسیس کرد و کتاب‏هایی از قبیل اسرار تعلیم و تربیت، الفبای آسان، برنامه کار آموزگار، زندگانی کودکان و رباعیات باغچه‏بان را به نگارش درآورد. سرانجام وی در ۴ آذر سال ۱۳۴۵خورشیدی در تهران دار فانی را وداع گفت.

در سال ۱۳۶۳ خورشیدی در چنین روزی درگذشت استاد «محمود کریمی» استاد آواز ایران

۱۳۶۳ خورشیدی: «محمود کریمی» در موسیقی ایران شخصیت بی‌نظیر و استثنایی است؛ او سال‌ها به تدریس ردیف آوازی موسیقی ایران پرداخت و هنوز هم ردیف آوازیش، بهترین ردیف برای آموزش آواز و مرجع خوانندگان است. جای‌گاه محمود کریمی از این نظر یگانه است که شاید در موسیقی ایرانی برای اولین بار بوده، کسی که خواننده حرفه‌ای نیست این گونه مورد تایید و حتی مرجع موسیقی دانان قرار گیرد.

تولد «هانری لوترک» نقاش معروف فرانسوی در سال ۱۸۶۴ میلادی در چنین روزی

۱۸۶۴ میلادی: «هانری تولوز لوترک»، نقاش معروف فرانسوی در بیست و چهارم نوامبر ۱۸۶۴میلادی در «فرانسه» به دنیا آمد. او فرزند ناقص العضو یک اشراف‏زاده صاحب نفوذ بود و عمر خود را در راه نقاشی سپری کرد. لوترک در چهارده سالگی بر اثر سقوط از اسب دچار آسیب شد و علاوه بر آن، بر اثر نوعی بیماری ارثی، هرگز رشد طبیعی نکرد. این وضعیت اگر چه سبب کناره‏گیری او از محیط رسمی اشرافی شد و حضورش باعث خنده دیگران می‌‏شد، با این حال مانع از رشد فکری او نشد و او با روی آوردن به نقاشی، در عین حال به ابداع و نوآوری پرداخت. لوترک در ابتدا نزد اساتید متعددی به کار نقاشی مشغول شد، ولی هیچ یک از آن‏‌ها نتوانستند عطش تازه جویی و نبوغ او را سیراب کنند. از این رو شخصن به کار پرداخت و با الهام از بزرگان نقاشی، هنر خود را پرورش داد. از آن زمان بود که لوترک پس از سال‏‌ها ناکامی توانست محیطی را که با روح عجیب او سازگار بود، بیابد. در آثار وی که بیش‏‌تر مضامین اجتماعی دارد، پوسته ظاهری و فریبنده زندگانی روزمره مردم شکافته شده و حقایق پنهان را آشکار کرده است. لوترک در سال ۱۸۹۱میلادی به عنوان یک گرافیست، نخستین پوس‌تر نوین را عرضه کرد و سپس با استفاده از لیتوگرافی رنگی، هنر را با گرافیک پیوند داد. او در سال ۱۸۹۹م یلادیبه علت بیماری در بیمارستان بستری شد و به گفته خودش چون کارش متوقف شده، پس مرده است. اما در اوج بیماری نیز از کار طراحی دست برنداشت. لوترک اگر چه از لحاظ ظاهری، هیکلی نامتناسب و قدی کوتاه داشت، اما هنرمندی سرشار از قریحه بود. نکته قابل توجه در آثار او این است که نحوه کارش، چه در هوای آزاد و چه در فضای سربسته آتلیه کاملن یکسان است و تابش نور در سرنوشت آفریده‏های نقاش، هیچ گونه نقشی را بازی نمی‌‏کند. آثار لوترک در آن زمان از لحاظ دگرگونی شکلی، آن‏چنان محکم و برنده بود که «پیکاسو»، نقاش شهیر عصر به قصد ملاقات با او به «پاریس» سفر کرد. هانری تولوز لوترک عمر چندانی نیافت و سرانجام در نهم سپتامبر ۱۹۰۱میلادی در سی و هفت سالگی درگذشت.

قتل نویسنده و روشن فکر ایرانی «علی اکبر سیرجانی» در سال ۱۳۷۳ خورشیدی در چنین روزی

۱۳۷۳ خورشیدی: «علی‌اکبر سعیدی سیرجانی»، ادیب، پژوهش گر و نویسنده ایرانی در تاریخ بیست آذر ماه سال ۱۳۱۰ در «سیرجان» متولد شد. پس از تحصیل در دوره دبستان در زادگاهش در سال ۱۳۲۷ برای ادامه تحصیل وارد دانش سرای مقدماتی کرمان شد. در سال ۱۳۳۰ برای تحصیل در رشته فلسفه به دانشگاه تهران رفت و هم زمان با پایان یافتن تحصیلش پدر خود را از دست داد. بعد از چند سال تدریس در مناطق سیرجان و بم به تهران رفت و نخستین هم کاری‌های خود را با «دکتر معین» برای «لغت نامه دهخدا» آغاز کرد. وی از سال ۴۴ تا ۵۷ با «بنیاد فرهنگ ایران» هم کاری داشت و واژگان قسمت حرف میم از لغت نامه را بر عهده داشت. وی با ارایه مقالات فرهنگی در مجلاتی چون «نگین» و «بامشاد» به نقد حکومت وقت و جمهوری اسلامی می‌پرداخت. مجموعه مقالات او در کتاب‌هایی با عناوین «شیخ صنعان»، «در آستین مرقع و‌ای کوتاه آستینان» به چاپ رسید که بعد‌ها ممنوع شدند. کتابهای او در حکومت جمهوری اسلامی به جز معدودی در شمار کتابهای ضاله «گمراه کننده» درآمده‌اند. سعیدی سیرجانی پس از انقلاب با انتقادهای خود از حکومت مغضوب حاکمان ایران شد و بیش از پیش با نامه‌هایی که به رهبر ایران می‌نوشت. «اکبر گنجی» درباره مرگ سیرجانی می‌گوید: «سعید امامی» در جمعی از افراد قابل اعتمادش توضیح داده بود که در زمان مدت بازداشت آقای سیرجانی ابتدا و -با برنامه‌ریزی قبلی- به وی یکی از خوراکی‌های مورد علاقه‌اش یعنی «ارده» داده شد و به دلیل آنکه این ماده غذایی باعث قبض شدن معده و یبوست می‌شود، سعیدی سیرجانی از مراقبین و بازجویانش طلب داروی مسهل می‌کند. سعید امامی «اسلامی» توضیح داده بود که به جای ملین به سعیدی سیرجانی «شیافی ساخته شده از پتاسیم» داده شد، تا به عنوان توصیه پزشک از آن استفاده کند. پتاسیم به سادگی می‌تواند قلب انسان را از کار بیندازد. پس از مرگ سعیدی سیرجانی علت مرگ وی را حمله قلبی عنوان کردند. به گفته «امیرفرشاد ابراهیمی»، سیرجانی توسط سعید امامی شکنجه شده و به قتل رسیده‌است.

منابع:

راسخون

ویکیپدیا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,