Saturday, 18 July 2015
16 June 2021
دوازدهم آذر- دوم دسامبر

«تقویم تاریخ دوازدهم آذر»

2012 December 02

رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

وقوع آتش سوزی عظیم «لندن» و ویران شدن نیمی از شهر در سال ۱۶۶۶میلادی در چنین روزی

۱۶۶۶میلادی: آتش سوزی بزرگ «لندن» در دوم دسامبر سال ۱۶۶۶ میلادی به طور اتفاقی از نانوایی قصر «چارلز دوم» آغاز شد. هرچند این، بد‌ترین آتش سوزی در تاریخ لندن بود، ولی خدمت بزرگی به مردم این شهر کرد، چرا که موجب پاک شدن شهر از طاعون – که از سال ۱۶۶۴ میلادی در لندن شایع شده بود – شد. آتش تا چهار روز زبانه کشید و تمام شهر به جز شمال شرقی و مناطق دور افتادهٔ غربی را به خاکس‌تر تبدیل کرد. به این ترتیب، هشتاد و هفت کلیسا از جمله کلیسای جامع «سنت پاول» و تقریبن تمام ساختمان‌های شهر (حدود سیزده هزار ساختمان) از بین رفتند. پس از آتش سوزی، طرح‌های بسیاری برای بازسازی شهر ارایه شد که بهترین آن‌ها، طرح معمار بزرگ «سرکریستوفررن» بود. ولی پول کافی برای بازسازی کامل شهر وجود نداشت. با وجود این، اصلاحات بسیاری صورت گرفت. خیابان‌ها عریض‌تر شدند. بسیاری از خانه‌ها را از آجر ساختند، بازارچه‌ها را وسیع‌تر کردند و بالاخره نبوغ سر کریستوفررن موجب شد کلیسای جامع سنت پاول و چهل و نه کلیسای جدید، به شکلی زیبا و با شکوه بنا شوند.

در سال ۱۸۰۴ میلادی در چنین روزی تاج‏گذاری «ناپلئون بناپارت» به عنوان امپراتور فرانسه

۱۸۰۴ میلادی: پس از کودتای ناپلئون بناپارت در نهم نوامبر ۱۷۹۹میلادی و به دست گرفتن قدرت، وی در مقام کنسول اول فرانسه، مقدمات امپراتوری خود را فراهم ساخت و به عنوان ناجی انقلاب شهرت یافت. دومین گام ناپلئون برای رسیدن به قدرت مطلقه، تجدیدنظر در قانون اساسی سال ۱۸۰۰میلادی و تصویب قانون جدیدی در ماه اوت سال ۱۸۰۲میلادی بود که مقام او را به عنوان کنسول مادام‏العمر تثبیت می‌کرد و مجالس قانون‏گزاری را عملن تابع او می‌‏ساخت. دو سال بعد ناپلئون تصمیم گرفت در قالب عنوان امپراتور فرانسه، رژیم سلطنتی موروثی را به فرانسه باز گرداند. از این‏رو، وی پس از انجام مقدمات کار، این تصمیم را در یک همه‏پرسی از تصویب مردم گذراند. ناپلئون که «ایتالیا» و مقر حکومت پاپ‏‌ها را نیز تحت سلطه خود داشت، پاپ را وادار کرد برای حضور در مراسم تاج‏گذاری او به «پاریس» برود و با دست خود، تاج امپراتوری فرانسه را بر سر او بگذارد. در این مراسم که روز دوم دسامبر ۱۸۰۴میلادی در «کلیسای نوتردام» پاریس برگزار شد، ناپلئون تاج‏گذاری کرد و همسر خود را نیز امپراتوریس و ملکه فرانسه خواند. به این ترتیب دوره جمهوری اول فرانسه که از بیست و دوم سپتامبر ۱۷۹۲میلادی، پس از الغای رژیم سلطنت، آغاز شده بود به پایان رسید و بیست و شش روز بعد، در بیست و هشتم دسامبر ۱۸۰۴میلادی این جمهوری رسمن پایان پذیرفت. دوران امپراتوری ده ساله ناپلئون از سال ۱۸۰۴میلادی تا ۱۸۱۴میلادی، دوران فتوحات پی در پی و گسترش قلمرو امپراتوری او در سراسر اروپاست. ناپلئون هر نقطه‏ای را که فتح می‌‏کرد، یکی از برادران یا بستگان خود را به پادشاهی آن‏جا منصوب می‌‏کرد و قدرت و محدوده امپراتوری خود را افزایش می‌‏داد. اما این وضعیت دوام چندانی نیافت و با آغاز شکست‏های ناپلئون، وی پس از خلع از قدرت، به یکی از جزایر تبعید شد.

تقسیم «شبه‏ جزیره کره» به دو قسمت شمالی و جنوبی در سال ۱۹۴۵ میلادی در چنین روزی

۱۹۴۵ میلادی: پس از پایان «جنگ جهانی دوم» و شکست «ژاپن» که بخش‏هایى گسترده از منطقه شرق آسیا را به تصرف خود درآورده بود، سران متفقین در اجلاس‏های «یالتا» و «پوتسدام»، به بررسی نحوه اداره جهان پس از جنگ پرداختند. اما از‌‌ همان جلسات نخست مشخص شد که «امریکا» و «شوروی» هر کدام به دنبال سهم بیشتر و دامنه گسترده‏تری برای نفوذ و تسلط بر منطقه می‌‏باشند. یکی از مناطقی که بنا به خواست سران کشورهای پیروز در جنگ، به دو قسمت تقسیم شد، «شبه جزیره کره» بود. در ماه‏های پایانی جنگ جهانی دوم و پس از اعلان جنگ شوروی به ژاپن، نیروهای روسیه، ضمن تصرف «منچوری»، به منطقه کره نیز حمله‏ور شدند و تا مدار ۳۸ درجه جغرافیایى پیش رفتند. از سوی دیگر، نیروهای امریکایى نیز در ۸ سپتامبر ۱۹۴۵میلادی قسمت جنوبی این شبه جزیره را تصرف کرده و در میانه منطقه، با نیروهای شوروی تلاقی کردند. بدین ترتیب در دوم دسامبر همین سال مقدمات تقسیم سرزمین کره فراهم شد و دربیست و هفتم دسامبر‌‌ همان سال در «کنفرانس مسکو» رسمیت یافت. کره شمالی و کره جنوبی علی رغم به وجود آمدن اتحاد در میان سایر کشورهای دو پاره (همانند ویتنام، آلمان و یمن) هم چنان دو کشور مستقل از هم می‌‏باشند گرچه در سال‏های اخیر گام‏هایی برای پایان این جدایی برداشته شده است.

در سال ۱۹۵۶ میلادی در چنین روزی آغاز قیام «فیدل کاسترو» انقلابی کوبایی علیه «باتیستا» دیکتاتور این کشور

۱۹۵۶ میلادی: «فیدل کاسترو» چریک کوبایى، به منظور مبارزه با دیکتاتوری وابسته «باتیستا»، به اتفاق عده‏ای از هم‏رزمانش، در سال ۱۹۵۳میلادی قیام مسلحانه خود را برای آزادی «کوبا» با حمله به یک پادگان نظامی آغاز کردند. اما سربازان باتیستا این قیام را به شدت سرکوب کردند و کاسترو دستگیر و زندانی شد. مدتی بعد کاسترو تبعید شد ولی او، گروهی دیگر را گرد آورد و به کوبا بازگشت وی در روز دوم دسامبر ۱۹۵۶ به اتفاق هشتاد نفر از طرف داران خود، وارد یکی از سواحل کوبا شد، اما همه آن‏‌ها به جز دوازده نفر، کشته و یا توسط رژیم باتیستا دستگیر شدند. پس از آن کاسترو، فعالیت تبلیغی شدیدی علیه حکومت مرکزی به راه انداخت و در مناطق کوهستانی کوبا به نبرد با این رژیم امریکایى پرداخت. سرانجام در سال ۱۹۵۸ کاسترو دستور حمله به مواضع نظامی و حساس پایتخت و سایر شهرهای کوبا را صادر کرد. در نتیجه این حملات، بسیاری از مناطق حساس به تصرف انقلابیون درآمد و باتیستا مجبور شد به پایگاه نظامی امریکا در کوبا پناهنده و سپس از کشور فرار کند. در ‌‌نهایت، فیدل کاسترو در فوریه ۱۹۵۹میلادی به نخست وزیری و در سال ۱۹۷۶میلادی به ریاست جمهوری کوبا برگزیده شد.

دوم دسامبر «روز جهانی لغو بردگی»

دوم دسامبر: همه ساله چنین روزی به عنوان روز لغو نظام بردگی در جهان گرامی داشته می‌شود. اگر چه مفاهیم قبلی بردگی مثل استعمار کهنه و یا نظام برده داری بر چیده شده اما مفاهیمی چون استعمار نوین به وجود آمده است. روابط کارگر و کارفرما در عصر جدید، وجود شرکت‌های چندملیتی، وجود کشورهای شمال و جنوب، بازار بودن کشورهای جنوب برای کشورهای شمال و… همگی از مسئله‌ای حکایت می‌کنند که به آن، بردگی درنظام جدید اطلاق می‌شود.

منبع:

راسخون

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,