Saturday, 18 July 2015
15 August 2020
کوچه سلامتی

«اسپزموفیلی»

2013 June 21

دکتر آویده مطمئن فر / رادیو کوچه

avideh@koochehmail.com

 تا به امروز تعاریف متعددی برای توصیف این بیماری وجود دارد زیرا این بیماری در بین بیماری‌های به رسمیت شناخته شده طبقه‌بندی نشده است. محققان بر علایم این بیماری توافق ندارند و به احتمال قوی دور باطل این علایم است که شناسایی آن را دشوار می‌سازد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

خستگی، اضطراب و خستگی عصبی یا «نورودیستونی» (neurodystonie) اغلب سه علامت این بیماری هستند. تحریک پذیری عصبی ـ عضلانی با دو نشانه، (Chvostek) یعنی انقباض عضلات بالای لب به طور غیر ارادی در پاسخ به چکش رفلکس پزشک و نشانه تروسو یعنی انقباض عضلات دست در اسپزموفیلی مشخص شده‌اند.

الکترومیوگرام نشان می‌دهد که بیش فعالی تکراری الکتریکی اعصاب پریفریک مشخصه تحریک پذیری عصبی عضلانی است که نباید با وضعیت هیپوگلیسمی و علایم مربوط به افت فشارخون، افسردگی، و حمله اضطراب تشنجی اشتباه گرفته شود. در این وضعیت، اغلب میزان منیزیم داخل سلولی کاهش می‌یابد اما میزان کلسیم و فسفر عادی است.

20130621_Avideh_KoochehSalamati_koocheh

ویژگی‌های این عدم توازن، حساسیت بیش از حد، وابستگی به محیط زیست، آسیب پذیری به استرس و بی ثباتی فیزیولوژیک و روانی است.

اصطلاح اسپزموفیلی یا «تنفس عمیق و سریع» به طور گسترده‌ای برای توصیف حملات اضطراب از جمله علایمی مانند اشکال در تنفس، تنگی نفس، احساس خفگی، و تشنج عضلات توسط عموم مردم مورد استفاده قرار می‌گیرد. علایم و نشانه‌های تنفس عمیق و سریع و تشنج عضلات ممکن است در برخی موارد به علایم کسانی که در وضعیت حمله هراس هستند مشابه باشد.

با این‌که اسپزموفیلی یک کانسپت جدید نیست و تحقیقاتی در اواخر قرن نوزدهم در مورد آن وجود داشته است، امروزه مفهوم اسپزموفیلی هنوز مبهم است و مدارک علمی کمی در رابطه با آن وجود دارد. متاسفانه تعداد بسیار کمی مطالعات اپیدمیولوژیک نیز در مورد این بیماری وجود دارد، زیرا مانند سندرم‌های مشابه، واقعیت این بیماری هنوز در شک است و به عنوان یک بیماری روانی در نظر گرفته می‌شود. بنابر طبقه‌بندی معروف “DSM4” آمریکا از بیماری‌های روانی، اسپزموفیلی یک فرم اضطراب پاتولوژیک است و حتا در حال حاضر در رده بندی «اختلال هراس» قرار دارد.

توجه داشته باشید که مشکلات تنفسی یا مشکلات تشنج همیشه مترادف با حمله اضطراب نیست. بیماری‌های بسیاری مانند آسم به عنوان مثال، می‌تواند باعث این نشانه‌ها شود. بنابراین مهم است که در تمام موارد برای تشخیص درست با یک پزشک مشورت کنید.

حملات اضطراب در افراد جوان بین ۱۵ تا ۴۵ ساله رخ می‌دهد و اغلب اوقات در زنان و در کشورهای توسعه یافته شایع تر است.

 مکانیزم‌های اسپزموفیلی به احتمال زیاد با بسیاری از عوامل بیولوژیک، روانی، ژنتیک و قلبی ـ تنفسی تعامل دارد.

اختلالات جسمی اسپزموفیلی از فردی به فرد دیگر و از یک بحران به دیگری متفاوت است. آن‌ها  گاهی اوقات برای کسی که از این بیماری رنج می‌برد و افرادی که شاهد این حمله‌ها هستند می‌تواند بسیار ترسناک باشد

بنابر برخی نظریه‌ها، اسپزموفیلی می‌تواند پاسخ نامناسب یا بیش از حد به استرس، اضطراب یا هراس باشد که تنفس عمیق و سریع را تحریک می‌کند که به نوبه خود به هایپروانتیلاسیون می‌انجامد و این پاسخ را تا بحران تشنج عضلات هدایت می‌کند. بنابراین، موقعیت‌های مختلف از ترس و اضطراب، از جمله عدم توانایی نفس کشیدن می‌تواند هایپروانتیلاسیون را آغاز کند و به برخی از علایم، به‌خصوص  سرگیجه، بی‌حسی اندام، لرزش و تپش قلب سریع بیانجامد. علایمی که خود ترس و اضطراب را تشدید می‌کنند و این دور باطل را خودکفا می‌سازد.

این واکنش‌ها منیزیم زیادی مصرف می‌کند و به کمبود منیزیم مزمن داخل سلولی می‌انجامد. علاوه بر این، رژیم غذایی ما به علت پالایش و روش پخت و پز می‌تواند به کمبود منیزیم بیش‌تر برسد.

آسیب‌پذیری ژنتیک مرتبط با یک گروه از بافت‌های بدن که به تازگی شناسایی شده است (HLA-B35) تقریبن هجده درصد از جمعیت در کشورهای صنعتی را به توسعه اسپزموفیلی مستعد می‌سازد.

بنابر برخی از پزشکان متخصص خواب، عدم بهره‌وری از خواب، علت اسپزموفیلی است. قضاوت از یک خواب خوب زمانی است که از خواب بیدار می‌شوید. افراد اسپزموفیل زمانی که از خواب بیدار می‌شوند از خستگی شدید رنج می‌برند. هم‌چنین، افزایش ادرار شبانه به ناکارآمدی خواب می‌انجامد و خستگی عصبی نتیجه دیگری از ناکارآمدی خواب است.

افراد اسپزموفیل اغلب بسیار مقاوم هستند و می‌خواهند به تنهایی با این بیماری مبارزه کنند تا زمانی که با بحران روبه رو شوند. این افراد اغلب نوع دوست و بیش فعال هستند.

برای ما، بحران اسپزموفیلی اولین نشانه از عدم جبران خواب در یک طرح عملکردی بی‌کفایت خواب است. بدتر از همه، خستگی شدید ممکن است به یک تابلوی شدیدتر و ناتوان کننده که خود را با درد شدید مانند فیبرومیالژی یا سندرم خستگی مزمن بیان می‌کند منجر شود.

در عمل، بحران زمانی متوقف می‌شود که یک داروی آرام بخش قدرت‌مند «زنگ هشدار» را قطع کند. اثر قابل توجه بنزودیازپین‌ها در این وضعیت ماهیت ضعف خستگی عصبی این بیماری را تایید می‌کند. ما بر این باوریم که هر بحران اسپزموفیلی سیگنال کمبود خواب جبران نشده است.

واکنش افراد اسپزموفیل اغلب با کاهش قابل توجهی در کیفیت زندگی هم‌راه است و می‌تواند منجر به اختلالات بسیار ناتوان کننده مانند ترس از بیرون رفتن، ترس بودن در حضور غریبه‌ها و یا شرکت در  فعالیت‌های مختلف اجتماعی یا حرفه‌ای شود. در برخی افراد، فرکانس حملات بسیار زیاد است یعنی چند حمله در روز، که اختلال هراس نامیده می‌شود. خطر افسردگی، افکار خودکشی، اقدام به خودکشی، سوء استفاده از مواد مخدر یا الکل با حملات هراس بسیار رایج است. با این حال، با مراقبت های مناسب، کنترل اضطراب و کاهش فرکانس تشنج کاملن ممکن است.

علایم این بیماری به علایم کمبود منیزیم نزدیک است. افزایش فرکانس تنفس با احساس خفگی، تنگی نفس یا احساس مشکل دست یافتن به هوا، احساس تشنج عضلانی، به خصوص در اندام فوقانی، ناتوانی در حرکت و احساس سوزن سوزن شدن، خستگی جسمی یا روانی بدون علت آشکار هم‌راه با احساس «تو خالی بودن سر»، ضعف، تپش قلب، درد قفسه سینه یا درد شکم بدون دلیل انقباض گلو، احساس راه رفتن در پنبه و اختلالات گوارشی مختلف اغلب از علایم اصلی اسپزموفیلی به شمار می‌روند.

20130621_khastegi_koocheh

همه این علایم می‌توانند با سرعت خیره کننده، غیرقابل پیش‌بینی و غیرقابل توضیح، ظاهر و ناپدید شوند.

انقباضات و اسپاسم، گرفتگی و گزگز، اسپاسم گلو هم‌راه با احساس توپ در گلو، اسپاسم معده اسپاسم روده، اسپاسم رحم، فشار دادن دندان‌ها، وزوز گوش، درد عضلات و مفاصل، اختلالات مختلف مانند احساس متناقض خستگی صبح گاهی بیشتر از هنگام شب، تشی کاردی و اکستراسیستول قلب، نفس تنگی، مشکلات خواب و به خصوص به خواب رفتن، علایمی هستند که در تشخیص اسپزموفیلی به شمار برده می‌شوند.

اختلالات جسمی اسپزموفیلی از فردی به فرد دیگر و از یک بحران به دیگری متفاوت است. آن‌ها  گاهی اوقات برای کسی که از این بیماری رنج می‌برد و افرادی که شاهد این حمله‌ها هستند می‌تواند بسیار ترسناک باشد. این مهم است که این اختلال از یک بیماری جسمی دیگر مانند آسم، بیماری‌های قلبی، و غیره تشخیص داده شود زیرا اختلالات این بیماری می‌تواند قلبی ـ عروقی، عضلانی، حسی، و ادراری باشد.

 احساس خطر قریب الوقوع هم‌راه با افکار ناراحت کننده مانند ترس از غش کردن، ترس از خفه شدن،  ترس از یک حمله قلبی، ترس غیرمنطقی از دست دادن کنترل و دیوانه شدن، احساس اضطراب، اختلالات شخصیت، اختلالات خواب، خستگی فکری و جنسی از نشانه‌های روانی این بیماری به شمار می‌روند.

زمانی که اضطراب بسیار شدید است، ممکن است احساس مسخ شخصیت که در آن فرد محدودیت‌های بدنی و یا احساس خارج شدن از بدن خود را احساس کند، رخ دهد. برخی از افراد احساس عدم واقعیت و یا چشم اندازی مبهم از واقعیت را نیز تجربه کرده‌اند.

فرد ممکن است بخواهد به یک محل امن فرار کند و یا برعکس در گوشه‌ای دور خود حلقه زند و ساکت شود. خشونت فرد نسبت به خود و به دیگران می‌تواند حتا به اقدام به خودکشی بیانجامد.

در برخی موارد، اسهال و سردرد شدید نیز می‌تواند هم‌زمان این علایم را هم‌راهی کند. پس از بحران، علایم ناپدید می‌شوند و به تدریج جای خود را به خستگی می‌دهند.

بحران‌های اسپزموفیلی اغلب با به تدریج بالا رفتن سطح اضطراب آغاز می‌شوند. فرکانس حملات هراس از تنها یک یا دو در طول عمر تا چند حمله در هر روز می‌تواند متفاوت باشد.

 زنان یک و نیم تا دو برابر بیشتر از مردان تحت تاثیر این وضعیت قرار دارند. جوانان بین ۱۵ تا ۲۰ سال، افرادی که سابقه خانوادگی اختلال هراس دارند و افرادی که در سنین کودکی تحت سو استفاده جنسی و ستم به طور کلی قرار داشته‌اند، احتمال خطر بالاتر ابتلا به این بیماری را دارند.

عوامل متعددی می‌تواند حملات هراس یا بحران اسپزموفیلی را آغاز کند. این عوامل تا حد زیادی از فردی به فرد دیگر متفاوت است، و در بسیاری از موارد، هیچ عامل تحریکی به وضوح وجود ندارد، اگر چه مطالعات متعددی تاثیر رویدادهای آسیب‌زا در دوران کودکی را به خصوص در ارتباط با اضطراب جدایی از پدر و مادر نشان داده است.  هیچ روش واقعن موثری برای جلوگیری از حملات اضطراب وجود ندارد به خصوص که آن‌ها معمولن غیر قابل پیش‌بینی هستند. با این حال، مراقبت‌های مناسب، هر دو دارویی و غیر دارویی، ممکن است به  مدیریت استرس و جلوگیری از تکرار بیش از حد و بیش از حد ناتوان‌زا شدن آن‌ها و تبدیل آن به یک بحران کمک کند.

بنابراین مهم است به سرعت برای شکستن این دور باطل در اسرع وقت با یک پزشک مشورت شود.

برای کاهش خطر ابتلا به حملات اضطراب، اقداماتی که عمدتن از عقل سلیم سرچشمه می‌گیرند بسیار مفید است. نباید درمان دارویی را بدون توصیه‌های پزشکی متوقف کرد. اجتناب از استفاده از   مواد هیجان انگیز، الکل یا مواد مخدر، که می‌تواند باعث تشنج شود به کاهش حملات بسیار کمک می‌کند. مدیریت استرس با تکنیک‌های تمدد اعصاب، یوگا، ورزش، و تکنیک‌های مدیتیشن می‌تواند بحران‌ها را محدود کند. اتخاذ یک شیوه زندگی سالم با تغذیه خوب، فعالیت بدنی و خواب منظم نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,