Saturday, 18 July 2015
26 November 2020
پس‌نشینی تند

«رکن چهارم، رکن منتقد»

2013 August 19

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

 از نخستین روزهای انتخاب حسن روحانی و شروع کار دولت او به عنوان رییس‌جمهور تازه‌ی نظام جمهوری اسلامی، نوع برخورد و ادبیات بسیاری از روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی نسبت به او تغییر چشم‌گیری پیدا کرده است، به این معنا که این شمار نه چندان محدود، با هر گونه تصمیم، انتخاب، سخن و مواضع روحانی همراهی کرده و  هر کجا که در نظرات و یا مواضع او زاویه‌های آشکار با اصول دموکراسی و یا آرمان‌های مردمی که برای رسیدن به همان‌ها به او رای داده‌اند دیده‌اند سعی در توجیه رفتار و گفتار روحانی داشته‌اند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

واقعیت این است که اصل تشکیل و ایجاد گروه‌ها و احزابی به نام اصلاح‌طلب در درون جمهوری‌اسلامی و پیوستن بسیاری از منتقدین اصل نظام به این منش و روی‌کرد، باور به این اصل بنیادین بود که شرایط موجود و حاکمانی که بر مسند قدرت تکیه زده‌اند مطلوب نظر مردم نبوده و احتیاج به تغییر اساسی دارند اما به جهت بسیاری از ملاحظات منطقی و یا غیرمنطقی این تغییرات باید بطئی و قدم به قدم صورت بگیرد. جدای از اینکه این طرز تفکر چقدر درست و یا قابل اجراست، مطلوب نبودن شرایط فعلی کشور و منتقد وضع موجود بودن همیشه یکی از اصول و ویژگی‌های اصلاح‌طلبان بوده است. در انتخابات اخیر، اصلاح‌طلبان با آگاهی از وضعیت و قدرت خود، بهتر دیدند تا از کاندیدایی حمایت کنند که خود از ابتدا می‌دانستند که اصول‌گراست و نسبت نزدیکی افکارش با اصلاح‌طلبان به همان میزان قرابت او با محافظه‌کاران است. با توجه به مواضع پیشین اصلاح‌طلبان پیش‌بینی می‌شد که آنان حداقل اگر نسبت به مواضع روحانی به عنوان یک اصول‌گرا، موضع انتقادی تندتری اتخاد نمی‌کنند، باید بر روی اصول و خواسته‌های منطقی خود و جریان اصلاح‌طلبی پافشاری کنند، چیزی که تاکنون و در عمل اتفاق نیافتاده است.

turshizad1

واقعیت این است که با توجه به اختیارات فعلی مردم در قانون اساسی نیم بند و نیمه دموکراتیک موجود، و وجود موانع دست و پاگیر و فیلترهای پرشمار بر سر انتخاب آزادانه‌ی حاکمان و مسوولان، به منصوبینی که بر پست‌های کلیدی در سه رکن نخستین دموکراسی یعنی قوای مجریه، مقننه و قضاییه تکیه زده‌اند کمترین امیدی برای رسیدن به یک جامعه‌ی آزاد و پیشرفته نیست و در این میان اگر تنها روزنه‌ی امیدی هم هست به رکن چهارم دموکراسی یعنی مطبوعات آزاد و مستقل و پرسش‌گری آنهاست.

 صداوسیمای جمهوری اسلامی با در اختیار داشتن صدها کانال تلویزیونی و رادیویی تمام وقت و به صورت دربست در اختیار نظام بوده و به نشر و توجیه عقاید و اهداف و آرمان‌های آنان می‌پردازد

اگر اصحاب رسانه نیز نقش حامیان و بله قربان‌گویان حاکمان نظام را اجرا کنند و به بهانه‌ی واهی حمایت از دولت روحانی دست از انتقاد بردارند همین کورسوهای امید نیز بسته خواهد شد چرا که شکی نیست که هم چون تمامی دنیا حاکمان و مسوولان دوست دارند تا بتوانند بدون هیچ مزاحمتی بر قدرت و ثروت خود بیافزایند و این چشم‌های بیدار و گوش‌های باز اهالی رسانه است که باید راه را بر چنین مسیری ببندد. از سکوت معنادار ماست که امروز روحانی جرات می‌کند تا برخی از معدود اصول دموکراتیک موجود در همین قانون اساسی نیم بند، هم‌چون آزادی تجمعات را به زیر سوال ببرد و اگر این سکوت و یا بدتر از آن احسنت گفتن‌های ما ادامه پیدا کند معلوم نیست که باید منتظر چه چیزهای دیگری هم بود.

turshizad2

از یاد نبریم که صداوسیمای جمهوری اسلامی با در اختیار داشتن صدها کانال تلویزیونی و رادیویی تمام وقت و به صورت دربست در اختیار نظام و منافع انحصاری اصول‌گرایان بوده و به نشر و توجیه عقاید و اهداف و آرمان‌های آنان می‌پردازد و به عنوان اهرم فشار حکومت در کنار سایر اهرم‌ها درجامعه و در مقابل گروه‌های منتقد عمل می‌کند و اینجاست که نقش مطبوعات و رسانه‌های مستقل و مسوولیت آنان چند برابر می‌شود. وظیفه‌ی رکن چهارم دموکراسی یعنی مطبوعات مستقل، نقد بی‌رحمانه و بدون تعارف است. تعریف و تمجیدها را به جیره‌خواران و مزدبگیران واگذار کنیم که همیشه و در همه جا به اندازه‌ی کافی یافت می‌شوند. نکته مهم دیگر این است که با توجه به اینکه در کشور ما احزاب سیاسی به معنای واقعی آن وجود نداشته و در حقیقت فعالیت احزاب سیاسی منتقد تعطیل است، مطبوعات ناچارند تا به نوعی نقش احزاب سیاسی و وظیفه و رسالت آنان را نیز به عهده بگیرند. در پایان باید یادآوری کرد که تغییر یکی از اصولی‌ و بنیادی‌ترین خواسته‌های رای‌دهندگان در انتخابات اخیر بود و با سازش و بله‌قربان‌گویی اتفاق تازه‌ای در کشور نخواهد افتاد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. تهمورث
    1

    بقول کسی ما هنوز خوابیدن در وسط بام را بلد نیستیم یا در لب چپ بامیم و یا راست.اگر در دنیا مطبوعات روز به روز ورزیده تر و پخته تر و بالطبعبدور از نان خوردن های روزانه ( جز تنی ) شوربختانه روزنامه نگاران ما ( باز چند تنی)حتی به روز های حبل المتین صور اسرافیل و روزنامه های دستی نویس و یا شب نامه های صدر مشروطیت نیز نرسیده ایم. اعتقاد دارم که سیستم فرمان برو کلاه بیاور که منتج به سر با کلاه میگردید از بعد سال هزار و سیصد یک نوع خود سانسوری را در نهاد اغلب نویسندگان و گزارشگران ما نهاده که با هفت آب هم شسته نمیشود. امروز بایستی فحش داد و فردا همو را بر سر نهاد. این درد در ایران تنها نیست بنگرید نویسندگان و گویندگانی که زمانی نوشته و گفته اشان آرمانی بود و امروز آلوده به دلار و یورو است . شاید بهینه کردن احزاب واقعی و نه فرصت طلب و ایجاد ارگان های حزبی و هدایت افکار و نوشتار در مجرای حزب ها سبب پالایش و بوجود آمدن طبقه نوینی از نویسندگان و گویندگان شود .