Saturday, 18 July 2015
22 October 2020
چشم سوم

«اعدام، قتل عمد دولتی»

2013 November 05

شادیار عمرانی / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

دوم شهریور: اعدام یک متهم به قاچاق موادمخدر در اهواز/ چهارم شهریور: حکم اعدام دومتهم به قتل در زندان اهواز به اجرا درآمدیک متهم به قاچاق مواد مخدر در اردبیل اعدام شداعدام یک متهم به قاچاق مواد مخدر در اصفهان اعدام شد/ پنج نفر در قم اعدام شدند / ۳۹ تن در کمتر از یک هفته اعدام شدند/ چهار نفر به اتهام تجاوز به عنف در کرمان به اعدام محکوم شدند/ پنجم شهریور: متهم به قتل در زندان ورامین به اعدام محکوم شد/ ششم شهریور:  دست کم دو زندانی در دیزل آباد کرمانشاه و کاشان اعدام شدند/ دهم شهریور: یک متهم به قاچاق مواد مخدر در ملاء عام در اصفهان اعدام شد یک شهروند کرد سلماسی به اعدام محکوم شد/ پانزدهم شهریور: یک اعدام در ملأ عام در ایلام و یک اعدام در زندان سنندج/ شانزدهم شهریور: محکومیت اعدام یک متهم به قتل در دیوان عالی کشور به تائید رسید/ هفدهم شهریور: یک زندانی متهم به سرقت مسلحانه در زندان کارون اهواز اعدام شداعدام ۳ متهم در زندان لاکان رشت/ یک متهم به قتل در کچساران اعدام شد هجدهم شهریور:/ نوزدهم شهریور: دو نفر در شاهرود اعدام شدند اعدام دست‌کم شش متهم به قاچاق موادمخدر در زندان مرکزی ارومیهدو متهم به قاچاق مواد مخدر در کرمانشاه اعدام شدند بیستم شهریور:/ بیست و یکم شهریور: یک نفر در داراب در برابر دیدگان مردم اعدام شد/ بیست و سوم شهریور: یک نوجوان ۱۸ ساله در قائمشهر، در برابر دیدگان مردم اعدام شد/ بیست و چهارم شهریور: اعدام ۳ متهم به قاچاق مواد مخدر در زندان الیگودرز/ بیست و هفتم شهریور: یک متهم به قتل در قزوین اعدام شد/ بیست و هشتم شهریور: دو متهم به قتل در تنکابن به‌دار آویخته شدند اعدام دست‌کم چهار زندانی در زندان رجایی شهر کرج/ سی ام شهریور: پنج مرد و سه زن در زندان مرکزی یزد اعدام شدندچهار نفر صبح امروز در قزوین اعدام شدند/ اول مهر: نوجوانی که متهم به قتل در ۱۴ سالگی بود در کازرون اعدام شد/ دوم مهر: چهار متهم به تجاوز به عنف در کرمان اعدام شدند/ سوم مهر: یک متهم به قتل در زندان وکیل‌آباد مشهد اعدام شد/ چهارم مهر: شش نفر در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند اعدام ۵ مرد و ۳ زن متهم به قاچاق مواد مخدر در زندان ارومیهیک شهروند در شیراز به دار آویخته شد/ یازدهم مهر: دو نفر در زندان مرکزی شهرکرد اعدام شدند/ سیزدهم مهر: پنج تن دیگر در اردبیل و بابل اعدام شدند/ چهاردهم مهر:  یک متهم به قتل در زندان بندر عباس اعدام شد/ هفدهم مهر: اعدام دو زندانی در زندان کارون اهواز/ ۳ نفر در رشت به دار آویخته شدندیک نفر در استان فارس و در ملاءعام اعدام شد/ بیست و یکم مهر: محکومیت یک زندانی سیاسی کرد به اعدام/ / بیست و دوم مهر: دست کم یک نفر در زندان ایلام اعدام شد / درگیری در بیرون زندان اعدام یک متهم در زندان مرکزی اصفهان/ بیست و چهارم مهر: مردی که پس از اجرای حکم زنده شده بود مجددا اعدام خواهد شد/ بیست و پنجم مهر:  یک نوجوان بزهکار هفته آینده در زندان مرکزی ارومیه اعدام می شود/ سی ام مهر:  اعدام شش مرد و یک زن در زندان دیزل آباد کرمانشاه/ چهارم آبان: ۱۶ زندانی سیاسی اعدام شدندحبیب اله گلپری پور، زندانی سیاسی اعدام شدرضا اسماعیلی دیگر زندانی سیاسی کرد در زندان سلماس اعدام شد/ ششم آبان: یک زندانی سیاسی در خرم‌آباد اعدام شد/ هفتم آبان:  دست کم دو زندانی جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شدند/ هشتم آبان: اعدام یک زن و یک مرد در زندان رجایی شهر کرجیک شهروند در ساری به دار آویخته شد تایید حکم اعدام یک زندانی سیاسی کرد در دیوان عالی/ نهم آبان: اعدام دو متهم به قتل در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه/ دهم آبان:  اعدام سه زندانی طی هفته گذشته در زندان لاکان رشت

 به نقل از خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران – هرانا

1

این‌ها سر تیتر خبرهای اعدامی بودند که از شهریور ماه سال جاری منتشر شده بودند. حکم اعدام بیشتر این اعدام شدگان، بر اساس جرایمی چون قتل  عمد، تجاوز به عنف و قاچاق مواد مخدر صادر شده بود. این آمار اعدام در طی هفتاد روز توجه سازمان‌های حقوق بشری را جلب کرده است. بالاخص پس از آغاز اعدام زندانیان سیاسی. صابر مخلد ماوانه به اتهام ارتباط با کومله و منصور آروند به اتهام همکاری با یکی از گروه‌های کرد معاند نظام حکم اعدام گرفتند. در حالی که زانیار و لقمان مرادی، دو برادر زندانی محکوم به اعدام در انتظار اجرای حکم هستند و نگرانی‌های بین المللی از اجرای این حکم همچنان به قوت خود باقی است، اعدام دو زندانی کرد به اتهام همکاری با سازمان پژاک، و همزمانی آن با اعدام ١۶ نفر از زندانیان سیاسی بلوچ که گفته می‌شود به اتهام همکاری با جنداله به دار آویخته شده‌اند واکنش‌های گسترده‌ای را در سطح جهانی به همراه داشت.

بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل، نسبت به بدار آویخته شدن ۱۶ نفر عمیقا ابراز نگرانی کرده و از دولت جمهوری اسلامی  ایران خواستار تعلیق مجازات اعدام شده است.

نکته‌ی جالب توجه ان است که این دسته از زندانیان محکوم به اعدام که فعالان سیاسی بوده‌اند در پرونده‌ی خود چندی پس از محکومیت‌های مرتبط با فعالیت سیاسی خود به نحوی یا به پرونده‌ی قتلی مرتبط شده‌اند و یا در ارتباط با گروه‌های مسلح به اعدام محکوم شده‌اند. اعدام ١۶ نفر به تلافی حمله‌ی گروهی اسلام‌گرای تندرو موسوم به جیش العدل که باعث کشته شدن ١۴ سرباز وظیفه‌ی مرزبان شد نیز در پرتوی اقدامات تروریستی به حق جلوه داده شد.

2

در این میان، طیف وسیعی از فعالان سیاسی اوپوزسیون در کنار فعالان حقوق بشر به این اعدام‌ها اعتراض کرده، واکنش نشان دادند. از تشکیل کمپین‌های لغو حکم اعدام گرفته تا برگزاری آکسیون‌ها در جهت محکوم کردن اعدام زندانیان سیاسی. اما آن‌چه نظام جمهوری اسلامی ایران تا کنون موفق شده است که در سطحی فراگیر بر باورهای عمومی تاثیر گذارد، تروریست بودن این معدومین بوده است به گونه‌ای که فعالان سیاسی و حقوق بشری مخالف با اعدام به حمایت از تروریسم و سازمان‌های مسلح تروریستی متهم شوند.

از این رو با یکی از فعالان سیاسی  که علیه این اعدام‌ها موضعی روشن نشان داده است و بالطبع مانند دیگران مورد نقد قرار گرفته است بحثی را آغاز کردم. ژاله سهند، فعال سیاسی کمونیست است، با سابقه‌ای طولانی که قلم او در ترجمه‌ی متونی از تروتسکی برای بسیاری آشناست. وی خود پیشتر به اتهام فعالیت سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی بوده است، آن‌هم در سال‌هایی که زندانی سیاسی چپ پیش از آن‌که به انتظار اجرای حکم بنشیند اعدام می‌شد. نام او برای خیلی‌ها در کنار تروتسکیسم تداعی می‌شود. و تروتسکی که برای بسیاری یادآور ارتش سرخ است. برایم جالب بود که بدانم نگاه او به مقوله‌ی اعدام چگونه است. چگونه و از چه دیدگاهی حکم اعدام را حتا برای جرایمی چون قتل، تجاوز به عنف و قاچاق مواد مخدر محکوم می‌کند.

اختلافات دیدگاه‌های ما به عنوان عناصری سیاسی در مورد اعدام به صورت کلی و اعدام‌های اخیر به صورت مشخص نه پدیده‌ای عارضه‌ای بلکه ثابت در روند دید و برداشت‌های ما از سیاست‌های عملی ما در گذشته و حال است

شادیار عمرانی: خانم ژاله سهند، با انتشار خبر اعدام دو تن از فعالان سیاسی کرد، تحلیل‌ها و واکنش‌ها در قبال اعدام این فعالان متفاوت بود. برخی بر اساس این استدلال که این دو فعال از اعضای سازمان مسلح پژاک بوده‌اند و تعریفی که از این سازمان ارائه می‌شود، ناسیونالیستهای تندروی مسلح است، مخالفت با اعدام آن‌ها را مستمسک قرار دادن اپوزسیون برای تخریب جمهوری اسلامی قلمداد کرده، و با بازتولید ادبیات غرب از دید تمامیت ارضی و تروریسم، این مخالفت را مردود شمردند. از طرف دیگر گروهی به بهانه‌ی اعدام دو فعال سیاسی ولو مسلح و عضو پژاک نمایشی را آغاز کردند که آنچه دیده می شود حایت آن‌ها از عملیات مسلحانه است،خواه از هر سو  با هر گرایشی که باشد، تنها با پافشاری بر سرنگونی نظام اسلامی ایران. نگرش شما چیست؟

ژاله سهند: «شادیار عزیز من هم به شما و تمام شنوندگان گرامی شما در اینجا سلام عرض می‌کنم. در فرصت کوتاهی که در اینجا من با شما دارم باید به چند نکته به‌ صورت خیلی اجمالی اشاره کنم:

١. تحلیل ، تبیین و چشم اندازهای سیاسی افراد در موارد مشخص نه به عنوان پدیده‌هایی انتزاعی از درک عمومی آن‌ها از کل جهان و روند سیاسی‌اش ، بلکه در رابطه تنگاتنگ با جزییات و عملکرد فکری آنان صورت می‌گیرد. بنابراین اختلافات دیدگاه‌های ما به عنوان عناصری سیاسی در مورد اعدام به صورت کلی و اعدام‌های اخیر به صورت مشخص نه پدیده‌ای عارضه‌ای بلکه ثابت در روند دید و برداشت‌های ما از سیاست‌های عملی ما در گذشته و حال است.

Zhaleh's picture

٢. برای این‌که بتوانم موضع عملی خودم را بر ضد اعدام به طور اعم واعدام فعالین سیاسی به طور اخص از طرف رژیم سرمایه ، کشتار، و ابتذال جمهوری اسلامی بیان کنم، به عنوان یک تروتسکیست مستقل باید از سکوی پرش  تروتسکی  در چشم انداز خود در مقاله «چرا مارکسیست‌ها با ترور فردی مخالف هستند» و مارکس در «پدیده از خود بیگانگی»  شروع به فرموله کردن  مواضع خودم بکنم.

تروتسکی در مقاله ذکر شده که توسط بهمن فیروز به فارسی ترجمه شده است می‌گوید:

«دشمنان طبقاتی ما عادت دارند از تروریزم ما شکایت کنند. اما منظورشان از این گفته ناروشن است. آن‌ها مایلند همه فعالیت‌های پرولتاریا بر ضد منافع دشمن طبقاتی را تروریزم بنامند. اعتصاب، از دید آن‌ها، روش اصلی تروریزم است. تهدید یک اعتصاب، سازمان‌دهی پیکت‌های اعتصاب، تحریم اقتصادی یک کله گنده برده‌دار، تحریم اخلاقی خائنی از میان صفوف خودمان – آن‌ها همه این‌ها و کلی چیزهای دیگر را تروریزم می‌نامند. اگر تروریزم به این روش به معنی هر اقدامی که برای دشمن ایجاد ترس کرده، یا باعث زیان دشمن شود باشد، آن‌ وقت البته تمام مبارزه طبقاتی چیزی جز تروریزم نیست. و تنها این سوال می‌ماند که وقتی تمام دستگاه دولتی‌شان با قوانین، پلیس و ارتش چیزی جز دستگاهی برای ترور سرمایه‌داری نیست، آیا سیاستمداران بورژوا حق این‌که سیل خشم اخلاقی‌شان را درباره تروریزم پرولتاریایی سرازیر کنند دارند! »

: از منظر ما، ترور فردی غیر قابل قبول است

و از طرف دیگرتروتسکی درک خودش را از تررویسم با چشم اندازی مارکسیستی این‌گونه فرموله می‌کند.

او می‌گوید «از منظر ما، ترور فردی غیر قابل قبول است دقیقا به‌ خاطر این‌ که نقش توده‌ها را در ذهن آن‌ها تحقیر می‌کند، آن‌ها را با بی‌قدرتی‌شان آشتی می‌دهد، و امیدها و چشمان آنان را به طرف منجی و کین‌خواه بزرگی می‌دوزد که روزی خواهد آمد و ماموریتش را به پایان خواهد رساند.»

هرچه اعمال تروریستی “موثرتر”، هرچه تاثیر آن‌ها بیشتر، به همان نسبت این اعمال از علاقه توده‌ها به خود-سازمان‌یابی و خود-آگاهی بیشترمی‌کاهند. ولی دود اغتشاش فرو می‌نشیند، اضطراب از بین می‌رود، جانشین وزیر مقتول، خودی نشان می‌دهد، زندگی دوباره بر مسیر گذشته می‌افتد،و چرخ استثمار سرمایه‌داری مثل سابق خواهد گشت؛ فقط سرکوب پلیسی وحشیانه‌تر و بی‌شرمانه‌تر می‌شود. و در نتیجه، به‌ جای امید و شور مصنوعا برافروخته احساس رفع اغفال و بی‌علاقگی جایگزین می‌شود.

4

 هرج و مرجی که در صفوف خود طبقه کارگر به وسیله یک اقدام تروریستی وارد می‌شود بسیار عمیق‌تر است. اگر برای رسیدن به هدف، برای شخص تنها مسلح شدن به یک تپانچه کافی باشد، چرا کسی برای مبارزه طبقاتی کوشش کند؟ اگر انگشتانه‌ای باروت و تک‌های ‌سرب برای شلیک به گردن دشمن کافی است چه نیازی به تشکیلات طبقاتی است؟ اگر ترساندن افرادی دارای مقامات بالا با غرش انفجارات ،معقول به نظر می‌رسد، نیاز به حزب دیگر کجاست؟ چرا وقت را به گردهم‌آیی‌ها، تهییجات توده‌ای و انتخابات بگذرانیم وقتی که فرد می‌تواند به آسانی نیمکت وزارتی را از سرسرا‌ی پارلمان نشانه بگیرد؟

٣. در این‌جا من تنها به اخبار رسیده اکتفا می کنم و بر اساس دفاعیه مکررحبیب الله گلپری پور و رضا اسماعیلی از خودشان که مبنی بر غیر مسلح بودنشان بوده است و ١۶ زندانی سیاسی بلوچ دیگر می‌گویم که سرشت اعتقادی و یا خط سازمانی هیچ انسانی اگرچه  ناسیونالیستی و غیر انقلابی هم بوده باشد ، نباید هیچ جایگاهی در کمرنگ کردن دفاع ما از حق انسانی  و حقوقی زنده ماندن او و دفاع از اعتقادات خودش اتخاذ نماید. جنبش کمونیستی جهان باید در ادامه طرد و انزوای افکار غیر انقلابی خود اندوخته‌های سیاسی خود را مورد دگراندیشی و بازپرسی قرار دهد و درخط اول جبهه دفاع از انسانی نمودن احکام سیاسی قرار گیرد که بورژوازی تحت نام دفاع از نظم ، و استالینیست‌ها  تحت نام «اعدام انقلابی» جامعه انسانی را مشترکا بدون هویتی انسانی ساخته‌اند. انسان از خود بیگانه شده معلول جامعه سرمایه‌داری است وبازگشت او به سرشت آزاد خود هدف مارکس ومارکسیست‌ها بوده و هست و هر نیرویی که انسان‌ها را نه در پروسه تغییر و فراهم‌سازی برای تغییر آنان بیانگارد و طبقه کارگر و زحمت‌کشان را تا به نیل آزادسازی آنان از در آمدن از زیر یوغ مترادف بودنشان با ارزش تولید ، مبادله و خرید قدرت آنان  همراهی ننماید، نیروی غیر متحرکی است که در پراتیک، بازدارنده به تحقق پیوستن ارزش‌ها ومفاد انقلاب سوسیالیستی است که باید بر آن پا فشاری نماییم. درک عملی موضع کمونیست‌ها  در میان تمام دفاعیات روزمره ما در به احقاق رسیدن جبهه سومی است که جدا از راست و چپ ، حاکمیت‌ها و امپریالیست‌ها، در جانب خطی می‌ایستد که بدون دنباله‌روی از  توده‌های متوهم، منافع آنان را اما پاس می‌دارد و از غربال پرنسیپل‌های مارکسیستی  می‌گذراند  و رهبری می نماید. این موضع هم در این موقعیت مشخص در مورد افکار ناسیونالیستی مردم و هواداران پژاک صدق می‌کند و هم در مورد خیزش‌های انقلابی که جهان همواره شاهد آن است. انقلاب مسلحانه  توده‌ای تنها و باید به عنوان زاییده توحش ،استثمار، و مقاومت مستمر و خونین سرمایه‌داری جهانی در برابر خواست‌های طبقه کارگر و زحمت‌کشانی اطلاق شود که نه داوطلبانه بلکه اجبارا در دفاع از خود به آن متوسل می‌گردند.»

سرشت اعتقادی و یا خط سازمانی هیچ انسانی اگرچه  ناسیونالیستی و غیر انقلابی هم بوده باشد ، نباید هیچ جایگاهی در کمرنگ کردن دفاع ما از حق انسانی  و حقوقی زنده ماندن او و دفاع از اعتقادات خودش اتخاذ نماید.

شادیار عمرانی: این اعدام‌ها هم‌زمان شد با حمله‌ی گروهک ارتجاعی جیش العدل. گروه مسلح اسلامگرایی که چندان سر و ته آن معلوم نیست. برخی آن‌ها را ادامه‌ی نفوذ القاعده در منطقه می دانند و خوراک تسلیحاتی آنها را از طریق عربستان و قطر بر می شمرند. و گروهی نیز ادعا می کنند که این گروهک خودساخته ای توسط نظام برای سرکوب بیشتر بلوچ‌های معاند رژیم است. به هر حال در مرزهای شرقی ما گرایشات مختلفی علیه نظام جمهوری اسلامی داریم که عموما بخش جدایی طلبی و اسلامگرایی ضد شیعی آن پررنگ می شود. نظام خود نیز به اعدام شانزده نفر از فعالان سیاسی بلوچ در انتقام کشته شدن ١۴ سرباز مرزبان اذعان داشته است. به هر حال موتور اعدام‌های سیاسی جمهوری اسلامی آغاز شده است. ما طی این چند روز خبر نزدیک شدن زمان اجرای حکم اعدام چند فعال دیگر سیاسی را هم شنیدیم. بی توجه به صحت و سقم آن، که زمان مشخص خواهد کرد، مهم است که بتوانیم تحلیل کنیم که این اعدام ها در مقطع کنونی با چه هدفی صورت می گیرد؟

3

ژاله سهند: در مورد گروه جیش العدل، اگر آن‌ را به درستی تلفظ کرده باشم، اطلاعات من هم محدود به آن چیزهایی است که در مطبوعات خوانده‌ام. نداشتن مدارکی که حاکی از وابستگی آنان به جمهوری اسلامی باشد و یا بازگو کننده آن باشد که جمهوری اسلامی به منظور تخریب‌سازی خلق بلوچ آن‌را سازمان داده است، مطمئنا تا اطلاع ثانوی باید حداقل از طرف ما مارکسیست‌ها مسکوت بماند ولی به طور مسلم  در ادامه خط جهانی جمهوری اسلامی در مقابله با سلفی‌ها و وهابی‌های مسلمان در منطقه ،این درگیری‌ها مادیتی عینی دارند و یا مفهوم می‌یابند. مهره‌های جمهوری اسلامی می‌روند و می‌آیند ولی آن‌چه باقی می‌ماند حداقل در سیاست‌های داخلی‌اش ، اعلام این است که آن‌ها هیچ اجازه‌ای برای بازنمایی احساسات و بازگویی افکار دموکراتیک و یا بر ضد آنان بر اساس سرشتی دیگر را که در چارچوب حفظ نظام گندیده آنان نباشد، نخواهند داد. این موضع در خود کاملا دو بعدی است. در ادامه دادن اعدام‌ها در داخل کشور، نظم خود را با ایجاد رعب و وحشت متذکر می‌شوند و در خارج قدرت لایزالی که در جهت اخلاص خود به امپریالیست‌ها که مصرانه به دنبال حفظ و بقای نظم بورژوایی خود کعبه آمال‌شان را بر خلاف نظر توده‌های متوهم، نه در جریانات دموکراتیک ، بلکه در استحکام و بقای اعتدال اسلامی  می‌یابند. اسلام معتدل در منطقه تنها آلترناتیو موجود امپریالیست‌ها در جهانی است که به صورت فزاینده‌ای به سوی غیر قطبی شدن گرایش می‌یابد. آن‌چه که امپریالیست‌ها از ایران می‌خواهند، نه انقلاب، بلکه تضمین منافع و نظم بورژوایی در منطقه است که از بدو بر پایی رژیم اسلامی نقطه مشترک آنان بوده است.

شادیار عمرانی: برای توقف موتور این اعدام‌ها چه می‌شود کرد؟

ژاله سهند: جبهه متحدی که بتواند به دور از هم و غم ائتلافات سیاسی امر اتحاد عمل کمونیست‌ها. گروه‌ها و افراد مترقی را در هر کشوری که هستند با نیروهای محلی آنان فراهم نماید، تنها راه حل تلاش برای جلوگیری از اعمال جنایت‌کارانه رژیم‌هایی خودی و غیرخودی در حال حاضر محسوب می‌گردد. کمونیست‌ها باید در صف اول اعتراضات برای تحقق خواسته‌های دموکراتیک مردم با استفاده از حداقل امکانات دموکراتیک در رژیمهای موجود قرار بگیرند. آنان تنها نیروهایی هستند که در بهترین حالت باید درکی ریشه‌ای از دموکراسی داشته باشند و می‌توانند که ابتکار عمل را در هر جنبشی  و در هر زمینه‌ای به‌ دست گیرند. صدای نیروهای ایرانی در خارج کشور بدون ادغام آنان با نیروهای چپ و مترقی محلی ، اتحادیه‌های کارگری،وسازمان‌های حقوق بشر، غیر رسا و غیر انترناسینوالیستی باقی خواهد ماند. تنها در امتداد دفاع بدون شرط از حقوق دموکراتیک انسان‌ها است که کمونیست‌ها به عنوان  نیرویی رشد یابنده حق خود را هم برای درخواست‌های برحق خود باز می‌یابند و قدرتی متمرکز خواهند گشت. پیوستن ما به کل جنبش انترناسیونالیستی ، تنها زمینه ساز رساتر شدن صدای ما در مادیت بخشیدن به دنیایی بهتر برای همگان است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    wh0cd1213881 Cialis From India