Saturday, 18 July 2015
14 December 2019
قاعده هرم

«نگاهی به مجموعه تلویزیونی پژمان»

2013 November 06

محمد افرازه/ رادیو کوچه

 

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

البته روی‌کرد رسانه‌ای به مانند صدا و سیما در سال‌های پس از روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران، کاملن مشخص و روشن است. سیاست‌های دیکته شده و صریح چه در بخش خبر و اطلاع‌رسانی و چه در بخش تولیدات هنری و اجتماعی، راه‌برد اصلی این رسانه را تشکیل داده است.

تم و موضوع به این دلیل که برای اولین بار در تلویزیون ایران به آن پرداخته می‌شود تازگی خود را دارد و شاید همین علت تنها دلیلی باشد که این مجموعه توانست مخاطب نسبتن زیادی را به خود جذب کند

هدف‌گیری مشخصی که این سیاست‌ها دارند ایجاد فضایی است که مردم و جامعه با قرارگیری در هاله‌ای از مفاهیم مورد پسند نظام ولایی هر چه بیشتر از واقعیت‌های دنیا و واقعیت‌های خود دور شوند.

 تولید خبر و انتشار اخبار جهت‌دار و یک سویه در راستای منویات رهبری نظام، ارایه تحلیل‌های فرا واقعی از این اخبار و تکرار و تکرار بیش از حد این گونه تحلیل‌ها در جهت القای آن به جامعه و نفوذ آن در ناخودآگاه مردم از جمله روش‌هایی است که در این دستگاه عریض و طویل با بیش از بیست هزار کارمند و کارگزار، هر روزه در حال اجرا و برنامه‌ریزی است.

1

در یک ماهه اخیر شاهد پخش مجموعه‌ای از شبکه سوم سیما بودیم تحت عنوان «پژمان» در یک نگاه کلی به خط قصه در این سریال تلویزیونی، می‌بینیم که فوتبالیستی پس از گذراندن سال‌های ورزش حرفه و در اوجش، حال در روزهای پایانی عمر ورزش حرفه‌ای‌اش قرار گرفته و تقابل این روز‌ها با زمانی که در اوج بود او را تحت فشار‌های مختلف روحی و روانی قرار داده است. تم و موضوع به این دلیل که برای اولین بار در تلویزیون ایران به آن پرداخته می‌شود تازگی خود را دارد و شاید همین علت تنها دلیلی باشد که این مجموعه توانست مخاطب نسبتن زیادی را به خود جذب کند. مردم تا بحال تا این حد دقیق و ریز با جرییات زندگی یک فوتبالیست در حد حرفه‌ای آشنایی نداشتند و اساسن همین موضوع فوتبال خود بقدر کفایت جذاب هست تا جلب نظر کند.

شخصیت «پریسا» با بازی بهاره رهنما، زنی است که فعالیت‌های عام‌المنفعه در قالب «سازمان‌های مردم‌نهاد» دارد و تا نویسندگان محترم توانسته‌اند شخصیت این زن را تخریب کرده‌اند

مجموعه اما از نظر کارگردانی یک‌دستی نداشت اگر سکانس‌های اولیه حضور پژمان در مطب روان‌پزشک را بیاد آوریم تقطیع نما‌ها به هم‌راه تدوین از ریتم متفاوتی با سایر قسمت‌های مجموعه برخوردار بود، استفاده از «جامپ کات‌«ها و «فرش کات»‌ها به هم‌راه ریتم تند تدوین در سکانس‌های ابتدایی لوکیشن مطب روان‌پزشک که به ما امید تماشای کاری متفاوت همراه با نوع آوری در تقطیع نما را می‌دهد اما در ادامه سریال فراموش می‌شود. به غیر از بازی شخص «پژمان جمشیدی» در نقش پژمان که برای اولین بار است در این سطح و اندازه به ایفای نقش در تلویزیون می‌پردازد، بقیه بازیگران و هنرپیشه‌ها،‌‌ همان کلیشه همیشگی خود در اجرا و تکنیک ارایه بازی و نقش را به نمایش می‌گذارند، «بهاره رهنما»، «بیژن بنفشه‌خواه»، «شقایق دهقان» و «سام درخشانی» را در این پروژه در‌‌ همان اندازه‌های قبلی خود دیدیم و کارگردان تلاش خاصی در ارایه‌ای متفاوت از توانایی‌های این افراد انجام نداده بود. عدم توجه کارگردان به بازی گرفتن صحیح از افراد و سیاهی‌لشگر‌ها در بک گراند، در مجموع به کار لطمه زده است. به عنوان مثال در سکانسی که در رستوران برای پژمان غذای دریایی آورده می‌شود و او با دیدن خرچنگ در بشقاب از ترس باصطلاح غش می‌کند، پیرمردی در بک‌گراند بشدت ناشیانه به این اتفاق ری‌اکشن نشان داده و می‌خندد، عدم توجه کارگردان به این گونه جزییات حال یا از روی بی‌تجربه گی اوست و یا تعجیل و عجله برای اتمام زود‌تر پروژه.

2

اما نکته اصلی که در آن بشدت منویات رهبری نظام در سازمان صدا و سیما را پیروی می‌نماید، خط‌های موازی داستان اصلی است که در کلیت قصه اینسرت شده است،

در ‌‌نهایت هم می‌بینم که فعالیت‌های عام‌المنفعه پریسا ختم به چهاردیواری منزلش می‌شود جایی که بنابر منویات رهبری ایران، جای‌گاه اصلی زن ایرانی است

شخصیت «پریسا» با بازی بهاره رهنما، زنی است که فعالیت‌های عام‌المنفعه در قالب «سازمان‌های مردم‌نهاد» دارد و تا نویسندگان محترم توانسته‌اند شخصیت این زن را تخریب کرده‌اند،

 زنی که توجهی به خانواده و فرزندان خود ندارد و بعنوان یک مادر بشدت به وظایفش بی‌توجه است تا حدی که در بخش‌هایی از داستان در جای‌گاه «ضد قهرمان» قرار می‌گیرد، در ادامه حتا می‌بینیم که پدر پریسا او را مذمت می‌کند که می‌بایست رفتارش را تغییر دهد و در ‌‌نهایت داستان هم، پریسا وقتی که یاد می‌گیرد خوب آشپزی کند تبدیل به زنی می‌شود که محبوب خانواده است و منطبق بر منویات دیکته شده از مقامات بالا!

3

ایجاد موقعیت‌های کمدی بسیار پیش پاافتاده و نخ نما شده که مشخصن هم وام گرفته شده از محصول ارزش‌مند «کیومرث پوراحمد» برای همین سازمان یعنی «قصه‌های مجید» است، بر لب مخاطب بجای لبخند نوعی پوزخند را می‌نشاند، بیاد بیاوریم که چقدر با طنازی و بازی خوب مجید و هنر کارگردانی کیومرث پوراحمد، در قسمتی که او برای «ترقی» کردن بدنبال خوردن میگو برای افزایش سریع فسفر مغزش بود، خندیدیم و شد بخشی از خاطرات کودکی و نوجوانی‌مان و حال مقایسه‌اش کنیم با تقلید صرف و پیش پا افتاده در مجموعه پژمان آن‌جا که او مدام آب هویج می‌خورد و چشم‌هایش را می‌مالد که مثلن بهتر ببیند و از اتفاق هم گوشی‌اش از دستش می‌افتد چهار متر آن‌طرف‌تر در تنگ آب!!!

 4

و یا در سکانسی که بحثی ما بین خواهر بهرام با بازی شقایق دهقان و دکتر جوان باستان‌شناس و جغرافی‌دان در می‌گیرد و شخصیت اجتماعی این دکتر را که اتفاقن بسیار دانا و اهل پژوهش و مطالعه، به عمد تا به این‌جای داستان نشان داده شده و متخصص در تحقیق و ارایه مقاله در باره تخت جمشید نیز هست را، به یکباره منهدم ساخته و نابود و تحقیر می‌کند و در ‌‌نهایت هم می‌بینم که فعالیت‌های عام‌المنفعه پریسا ختم به چهاردیواری منزلش می‌شود جایی که بنابر منویات رهبری ایران، جای‌گاه اصلی زن ایرانی است.

برنامه‌های قبلی قاعده هرم را از اینجا دنبال کنید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۲ Comments


  1. علی
    1

    تحلیل از این آبکی تر نمی شد. مثل تحلیلهای مریم رجوی و دار و دسته ش بود.


  2. Marco
    2

    به نظر من تحلیل نویسنده در خصوص این مجموعه تلویزیونی بی انصافی محض است.
    شما نمی توانید نمونه های بهتری را بیابید تا با مقایسه کنید . حتی یک نویسنده قلم مخصوص به خودش دارد و این داستان است که مطلب را برای خوانده جذاب می کند همینطور برای بازی بازیگران این مجموعه که در همان نقش های مشابه ایفا نقش نموده و این داستان قصه است که باید پر کشش باشد. بر خلاف نظر نویسنده این مقاله من به شخصه در دوران نوجوانی قصه های مجید را نه تنها طنز نمی دیدم بلکه بیشتر مواقع از دیدن آن فرار میکردم که جز فقر و بدبختی در قالب طنز تلخ چیز دیگری نداشت.