Saturday, 18 July 2015
07 July 2020

«افراد فاسد در نروژ و کردستان هم‌دیگر را پیدا کرده‌اند»

2014 January 31

برای ارتباط بیشتر با سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که نوشته‌ای مورد توجه دارند. تارنمای کوچه اقدام به باز نشر نوشته‌های وبلاگی در این بخش می‌کند. این نوشته پیشتر در وبلاگ مربوطه نشر یافته است.  برای مطالعه بیشتر می‌توانید از طریق لینک مطلب به خود وبلاگ مراجعه کنید.

وبلاگستان / رادیو کوچه

منبع: سایت خبری تحلیلی روز

 

گفت‌وگو از شوان حه‌مه / سایت هفته نامه کردی آوینه

ترجمه از کردی: عارف سلیمی

«آرلینگ فولکفورد» نویسنده، سیاست‌مدار، عضو پیشین مجلس و موسس گروه دوستی کرد در پارلمان این کشور که کتابی هم درباره کردستان به زبان نروژی چاپ کرده است، در گفت‌وگویی با هفته نامه کردی «آوینه» چاپ سلیمانیه، درباره وضعیت کرد‌ها در بخش‌های مختلف کردستان و دیدار‌هایش با عبداله اوجالان، مسعود بارزانی و جلال طالبانی صحبت کرده است.

آوینه: بگذارید از این پرسش آغاز کنم که چطور شد با مساله کرد‌ها آشنا شدید؟

به واسطه یک روزنامه نگار کرد اهل شمال کردستان. سال ۱۹۹۲ هنگامی که نماینده پارلمان نروژ بودم با «رونی کاراسو» آشنا شدم. (با خنده) تقصیر او بود! سال بعد هم به شمال کردستان رفتم. یک‌بار موقع برگزاری انتخابات و یک بار هم زمانی که لیلا زانا و دوستانش محاکمه می‌شدند.

اگر امکان دارد به طور خلاصه درباره سفرهایی که به بخش‌های مختلف کردستان انجام داده‌اید بگویید.

erling-folkvord

تا جایی که به یاد دارم بیش از بیست سفر به کردستان داشته‌ام. سال ۱۹۹۵ در سوریه با عبداله اوجالان دیدار کردم. در خلال سال‌های ۱۹۹۷ و ۲۰۰۲ نیز در سفرهای متعددی به کردستان با روزنامه‌نگاران و عکاسان نروژی همراه بوده‌ام. هم‌چنین طالبانی و بارزانی را از نزدیک دیده‌ام و با آن‌ها نیز دیدار کرده‌ام. در سال ۱۹۹۸ یک‌بار دیگر با اوجالان دیدار کردم. چون در آن زمان گریلا‌ها مانع سفر من به کوهستان «قندیل» بودند؛ من هم رفتم برای این منظور از اوجالان کمک خواستم. بعدن به قندیل رفتیم و گریلا‌ها را از نزدیک دیدیم. هم‌چنین از شهرهای سنندج، ارومیه و مهاباد نیز دیدن کرده‌ام. سفر مهاباد برای من از اهمیت بسزایی برخوردار بود. در آن‌جا از نزدیک بر سر مزار قاضی محمد و هم‌راهانش حضور یافتم.

دوبار از اوجالان نام بردید. در آن دیدار‌ها چه برداشتی از او داشتی؟ پیام او برای شما به عنوان یک اروپایی چه بود؟

موضوع جالبی را مطرح کرد. گفت که ما تا کنون تنها از پنج درصد توان خودمان استفاده کرده‌ایم اما ترکیه از نود و پنج درصد توانش برای مقابله با ما استفاده می‌کند. در آن دیدار از مسایل زیادی اطلاع پیدا کردم. او درباره نقش منفی «ناتو» در مورد مساله کرد در ترکیه صحبت کرد. گفت که اگر ناتو از ترکیه حمایت نکند، کرد‌ها به استقلال دست می‌یابند. من کتابی درباره نقش زنان در جامعه به او هدیه دادم. او هم به وجود نظرات مختلف در میان «پ‌ک‌ک» درباره نقش زنان اشاره کرد. در پایان نظر خود را بیان داشت و گفت که بدون حضور زنان، «پ‌ک‌ک» قادر نخواهد بود وارد قرن ۲۱ شود. هنوز از آن‌جا نرفته بودیم که شروع به ورق زدن کتاب کرد.

ochalan1032013-b

چندی پیش از سفر به سه بخش کردستان بازگشتید. ارزیابی شما درباره تغییر و تحولات به وقوع پیوسته در مقایسه با سال‌های گذشته چیست؟

در این سفر‌ها خیلی چیز‌ها آموختم. اما با این حال هنوز هم نکات بسیاری است که نمی‌دانم. پس از پانزده سال مجددن به شهرهای «قامیشلو» و «دیرک» رفتم. اکنون کرد‌ها آزادند. به وضوح می‌توانی تغییرات بنیادی صورت گرفته در شخصیت کردهای سوریه را مشاهده کنی. کرد اکنون در آن بخش از کردستان از شخصیتی قوی برخوردار است. در رابطه با جنوب کردستان هم می‌بینم که از ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۳ توسعه زیادی پیدا کرده است. به ویژه در زمینه احداث ساختمان‌های بلند مرتبه، هتل، رستوران و جاده‌ها پیشرفت‌های زیادی به خود دیده است. اما ازدیاد فراوان اتومبیل‌ها وضعیت ناخوشایندی به وجود آورده است. در شمال کردستان پیشرفت در بسیاری از زمینه‌ها به چشم می‌خورد. در روزنامه «حریت دیلی نیوز» [چاپ ترکیه] مطلبی از یک روزنامه‌نگار زن را خواندم که در آن به نقش زنان کرد در ترکیه پرداخته بود و تیتر مقاله‌اش هم این بود که «کاش یک زن کرد بودم.» در بازگشت، کتاب راهنمای گردشگری شهر آمد/دیاربکر را، که عثمان بایدمیر مقدمه‌ای بر آن نوشته است، با خودم آوردم. در آن کتاب مطالبی درباره پیشینه هم‌زیستی ملت‌های مختلف در این شهر نوشته شده است. خلاصه باید بگویم که علی‌رغم جنگ و برخورد‌ها، در شمال کردستان انسجام و تشکل بیش‌تری مشاهده می‌کنی.

شما کتابی هم درباره کردستان نوشته‌اید و قبل از انتشار آن از هر چهار بخش کردستان دیدن کرده‌اید. آیا فکر نمی‌کنید که با گذشته یازده سال از انتشار این کتاب کرد‌ها نسبت به ترجمه آن کوتاهی کرده‌اند؟

افراد زیادی برای ترجمه آن به زبان کردی اعلام آمادگی کرده‌اند. اما هنوز چیزی مشخص نیست. جهت اطلاع باید بگویم که در این کتاب مصاحبه‌هایی هم با عبداله اوجالان، جلال طالبانی و مسعود بارزانی انجام داده‌ام. به یاد دارم که یکی از مقامات جنوب کردستان قول داد این کتاب به زبان‌های کردی و عربی ترجمه شود.

Talabani_Barzan__2012_05_23_h12m2s37__MB

در دیداری هم که با خانم «هیرو ابراهیم احمد» همسر طالبانی داشتم چنین برداشت کردم که ایشان مشتاق است کتاب به کردی ترجمه شود. اما تاکنون هیچ کسی به منظور ترجمه آن با من تماس نگرفته است.

سال گذشته کتابی تحت عنوان «پایتخت فاسد ما اسلو» منتشر کردید. این در حالی است که طبق یک گزارش سازمان ملل متحد نروژ در رتبه نخست کشورهای آزاد و دموکرات قرار دارد. اگر قرار باشد فساد در شهر اسلو به حدی برسد که شما را بر آن دارد درباره‌اش کتاب بنویسید، پس درباره فساد در اقلیم کردستان چه می‌گویید؟ به ویژه آن‌که دست‌های یک کمپانی نفتی نروژی هم به فساد موجود در کردستان آلوده شده است.

در سال ۲۰۰۸ با کمال کرکوکی رییس پارلمان اقلیم کردستان دیدار کردم. خود او می‌گفت که فساد یکی از معضلات اصلی اقلیم کردستان است. تفاوت کردستان با نروژ در این است که این‌جا هیچ مسوولی درباره فساد حرف نمی‌زند اما در کردستان مسوولان هم درباره وجود فساد صحبت می‌کنند.

Kurdistan621

سوال این‌جاست که حال که خود مسوولان اقلیم کردستان درباره وجود فساد در چنین مقیاس وحشتناکی حرف می‌زنند، پس چرا با آن مقابله نمی‌کنند؟ بیشتر دوستان کرد من از این وضعیت گله‌مند هستند. از قدرت گروه‌های مختلف حرف می‌زنند. این‌که مثلن به چه شکلی زمین‌های مردم را تصاحب و به پروژه‌های تجاری تبدیل می‌کنند. در رابطه با کمپانی نروژی «دی‌ان‌او» نیز که در کردستان مشغول فعالیت است، معلوم شد که هر دو طرف در فساد دست دارند. می‌توانیم به طور خلاصه بگوییم که افراد فاسد نروژ در کردستان هم‌راهان خود را پیدا کرده‌اند. نقطه اشتراک هردو طرف هم فساد است.

شما از وضعیت مطبوعات و رسانه‌های کردی مطلعید. به عنوان یک دوست کرد‌ها، چه توصیه برای مقامات اقلیم کردستان دارید؟

در سال ۱۹۹۷ اطلاع یافتم که در اربیل به دفتر یک نشریه کردی حمله شد و همه اعضای تحریریه آن کشته شدند. متاسفانه پس از شانزده سال می‌بینیم که هنوز هم روزنامه‌نگار کرد کشته می‌شود. این وضعیت بسیار وحشتناک است. من می‌خواهم یادآور شود که نوزده سال پیش در شهر آمد/دیاربکر چندین روزنامه‌نگار کرد توسط ترک‌ها کشته شدند. چنین حوادثی نباید در کردستان و به دست خود کرد‌ها تکرار شود. کشتن روزنامه‌نگاران کشتن دموکراسی است. هیچ حکومتی نباید مردم خود را بکشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,