Saturday, 18 July 2015
02 December 2020
نقض حقوق بهاییان در ایران

«حقوق برابر بهاییان و مسلمانان از منظر قرآن و قانون»

2014 February 19

مازیارشکوری گیل چالان / مقاله وارده / رادیو کوچه

نقض حقوق بهاییان در ایران به معضلی عریض و طویل بدل شده است. این معضل از ابتدای ظهور فرقه بهاییت که مدعی وجهه دینی می‌باشد ظهور و بروز یافته است. شاید در ابتدای پیدایش بهاییت برخورد جزمی با برخی از پیروان بهاییت که دست به خشونت می‌زدند باعنوان دفاع مشروع مقبول می‌نمود. اما متاسفانه برخورد جزمی با پیروان بهاییت برخلاف سنت الله و سیره نبوی سبقه دینی به خود گرفته و با فتاوی مغایر با دیانت نبوی آغشته شد. فتاوی پیاپی مغایر با دیدگاه توحیدی دیانت نبوی نقض سیستماتیک شهروندان بهایی را منجر گشته. آمار قتل و کشتار بهاییان بالاخص در پس از پیروزی انقلاب ایران که جامه قانون به تن نمود. مع‌الوصف این قلم بر آن است با استناد به کتاب الله و قانون مجازات جدید به بررسی حقوق از کف رفته هم نوعان بهایی همت گمارد.

اما اخبار جدید از نقض حقوق هم نوعان بهایی براین است که:

«شامگاه دوشنبه چهاردهم بهمن ماه، فرد نا‌شناسی که ماسک زده بود، بعد از ورود به خانه یک خانواده بهایی در بیرجند، با ضربات چاقو قدرت‌اله مودی، طوبی سبزه‌جو و دختر آنان به نام اعظم مودی را به شدت زخمی کرده است».

متعاقب این سوء قصد جامعه جهانی بهاغیت ازحسن روحانی خواسته است به ماجرای سوء قصد به این خانواده بهایی در بیرجند رسیدگی کند. سخن‌گوی جامعه بهاییان در سازمان ملل متحد، در مورد این پرونده به خبرنگاران گفته است:

bahai

خانواده قدرت‌اله مودی که در بیرجند مورد حمله قرار گرفتند

 «جامعه بهاییان بیرجند برای پی‌گیری موضوع وکیل گرفته‌اند، اما در موارد مشابه، مانند ماجرای قتل عطااله رضوانی در بندرعباس، دستگاه قضایی و پلیس هیچ پی‌گیری انجام نداد.»

آن‌گونه که عنوان شد این قلم را نیت براین نهاده شده است که به حقوق هم‌نوعان بهاغی ازمنظر توحیدی و قانونی بپردازد.

اول. منظرتوحیدی:

 قرآن ازمنظر توحیدی به عنوان اصیل‌ترین منبع اسلامی حقوق ذاتی و پایه همه انسان‌ها اعم از موحد و مشرک را یکسان می‌داند.

 «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا». «اسراء/ هفتاد»

 «و به تحقیق ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنان را درخشکى و دریا برنشاندیم و ازرزق پاکیزه به ایشان روزى دادیم و آن‌ها را بر بسیارى از آفریده‏هاى خود برترى آشکاردادیم.»

در آیه شریفه مذکور کرامت بخشیدن با عنوان «لقد کرمنا» ازسوی الله باریتعالی محقق شده است. تحقق این کرامت بر نوع بشرنه با عنوان ناس و انس بلکه با عنوان بنی آدم. در این فراز تاکید بر لفظ بنی‌آدم از اعتبار بسیار برخوردار می‌باشد. چراکه بنی‌آدم هر موجودی را که از ناس یا أنس تولد می‌یابد را در برمی‌گیرد. اما واژه‌های ناس یا أنس به عنوان بشرمی‌تواند در تعاریف مورد نزاع واقع شده و درنتیجه تمامی انسان‌ها را درخود نگنجاند. اما لفظ بنی آدم همواره تمامی ولادت یافتگان از بشر را دربرگرفته و محلی برای توجیه و خروج از تعریف نوع‌بشر نمی‌گذارد.

براین مبنا هرمخلوقی که حتا به گونه ناقص و یا با هرشکل و شمایلی از انسان متولد شود مشمول کرامت ذاتی می‌باشد که در کلام الله از آن با عنوان «کرمنا» مورد تایید واقع شده است. براساس «لقد کرمنا بنی آدم» هم‌نوعان بهایی هم در دایره مصداقی بنی آدم قرار گرفته و بهره‌مند از کرامت و حقوق ذاتی برابر با هم‌نوعان مسلمان می‌باشند. اما این آیه شریفه از قوه حقوق برابر آن‌ها مبنی بر تسلط بر برّ و بحر را به رسمیت شناخته و رسمیت می‌بخشد. اما متاسفانه آن‌چه که تا کنون بالاخص در جمهوری اسلامی در مورد رفتار با بهاییان دیده شده است نقض حقوق بهاییان درباب «وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ» می‌باشد که با مصادره‌های غیرقانونی و بی‌جهت این عزیزان، عدم امکان تحصیل بهاییان در دانشگاه، عدم استخدام بهاییان در مراکز دولتی و حتا خصوصی و… ازمصادیق نقض حقوق این عزیزان در بهره‌وری از خشکی و دریا می‌باشد.

b

عطااله رضوانی شهروند بهایی که در بندرعباس به قتل رسید

هم‌چنین «وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ» که ازحقوق بایسته بنی‌آدم می‌باشد در مورد هم‌نوعان بهایی نقض گردیده است. چرا که ارتزاق از طیبات را خداوند برای نوع بشر به رسمیت شناخته است اما امروزه هم‌کیشان مسلمان ما با توجیهات نا‌موجه بهاییان را ازحدود بنی‌آدم خارج نموده و با ایجاد موانع بسیاری که بر سر راه این عزیزان قرار داده‌اند ارتزاق از طیبات را در مورد این عزیزان بی‌محل و معنا نموده‌اند.

این آیه شریفه در دیدی توحیدی تمامی نوع بشر را در تعریفی تحت عنوان بنی‌آدم از جهت کرامت و برخورداری ازحقوق ذاتی و پایه واحد دانسته. اما فتاوی برخی ازفقهای مسلمان در نقض حقوق بهاییان این دید توحیدی قرآن را به کناری نهاده و دیدگاه تضاد را برجای توحید نشانده تا ابزاری باشد جهت از میان بردن بهاییان.

«إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا».  «انسان / سوم»

«ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکر باشد و شکرگزار یا انکارگر».

اصولن نقض حقوق بهاییان با استناد به کفر این هم‌نوعان انجام می‌گیرد. بگذریم ازاین‌که معنای کفر در قرآن به معنای عدم ایمان و اعتقاد به حق نمی‌باشد بلکه به معنای انکارحق در صورتی است که حق عرضه گشته و کتمان کننده یعنی کافر با اینکه حق را صادق یافته، به جهت منفعت‌مداری حق را کتمان می‌نماید. حال با این توصیف بسیاری ازهم‌نوعان بهایی در درون تعریف کفر و کافر قرار نخواهند گرفت. اما حتی اگر برخی از هم‌نوعان بهایی را کافر هم بدانیم، برابر آیه شریفه سوم سوره مبارکه انسان کفر مجوزی برای مجازات نمی‌شود. چرا که در این آیه شریفه انسان در قبال پذیرش و یا ردپذیرش هدایت مختار است که شاکر باشد یا کافر و کفران این هدایت موجبات مجازات دنیوی قرار نخواهد گرفت. این بیان، بیان کتاب توحید است. حال باید ازفقهای محترم و قوه قضاییه جمهوری اسلامی جویا شد بر کدامین ادله هم‌نوعان بهایی به بهانه کفر مورد ضرب و شتم و کشتار قرار می‌گیرند. مگر بهاییان مختار به پذیرش «اما شاکرا و اما کفورا» نیستند؟

اگرمسلمین برآنند که ازجای‌گاه دین با هم‌نوعان بهایی مواجهه نمایند باید علم به این نکته داشته باشند که اگر منطق توحید ابزار شناخت قرآن به گونه اخص و اسلام به گونه اعم قرار گیرد نقض حقوق بهاییان هیچ‌گونه مجوزی را با خود به همراه ندارد.

دوم. منظرقانونی:

تا کنون هم‌نوعان بهایی بسیاری در ایران مورد ضرب و جرح قرار گرفته و بسیاری دیگر به گونه‌های فجیع به قتل رسیده‌اند. آنچه درتمامی این تجاوزبه حقوق بهائیان نقطه اشتراک است این‌که، شماری از فقهای دستگاه حکومتی هم‌واره حقوق مسلمان و غیرمسلمان را در دیه و قصاص نا‌برابر قلمداد کرده‌اند و حق قصاص و دیه غیرمسلمان را در مقایسه با حقوق مسلمان در این امور نابرابر می‌شمارند.

و متعاقب این عناد فقهای سنتی وابسته به حکومت با بهاییان بدانجا انجامیده است که حقوق بهاییان را در تمامی زوایا به گونه مطلق هیچ شمرده است. اما اکنون «قانون مجازات اسلامی جدید مصوب هزار و سیصد و نود و دو» حقوق بسیاری از غیرمسلمانان و هم‌چنین هم‌وطنان بهایی در قصاص و دیات برابر با مسلمین قرار گرفته است.

ghanon

ماده سیصد و ده قانون مجازات اسلامی جدید:

«هرگاه غیرمسلمان، مرتکب جنایت عمدی بر مسلمان، ذمی، مستامن یا معاهد شود، حق قصاص ثابت است. در این امر، تفاوتی میان ادیان، فرقه‌ها وگرایش‌های فکری نیست. اگرمسلمان، ذمی، مستامن یا معاهد، بر غیرمسلمانی که ذمی، مستامن و معاهد نیست جنایتی وارد کند، قصاص نمی‌شود. در این صورت مرتکب به مجازات تعزیری مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» محکوم می‌شود».

آن‌چه از سیاق ماده فوق حاصل می‌آید این‌که اگر «اگر مسلمان، ذمی، مستامن یا معاهد، بر غیرمسلمانی که ذمی، مستامن و معاهد نیست جنایتی وارد کند، قصاص نمی‌شود» بر این اساس آن‌چه از مفهوم حکم استخراج می‌شود این‌که:

«اگر مسلمانی بر غیرمسلمانی که ذمی، مستامن و معاهد است جنایتی وارد کند، قصاص می‌شود».

اما آن‌چه موجب می‌شود تا هم‌وطنان بهایی نیز در دایره برابری حقوقی با مسلمین در دیه و قصاص قرار گیرند، تبصره یکم ماده مذکور می‌باشد. تبصره ماده مذکور اذعان می‌دارد:

«غیرمسلمانانی که ذمی، مستامن و معاهد نیستند و تابعیت ایران را دارند یا تابعیت کشورهای خارجی را دارند و با رعایت قوانین و مقررات وارد کشور شده‌اند، درحکم مستامن می‌باشند»

بنابراین هم‌نوعان بهایی که تابعیت ایران را دارا می‌باشند در حکم مستامن بوده و در قصاص و دیه از حقوق برابر با هم‌کیشان مسلمان ما برخوردار می‌باشند.

اما تابعیت برابر قوانین ایران چگونه اثبات و اعطا می‌شود؟

اصل چهل و یکم قانون اساسی:

«تابعیت کشور ایران حق مسلم هر فرد ایرانی است و دولت نمی‌‌تواند از هیچ ایرانی سلب تابعیت کند، مگر به درخواست خود او یا در صورتی‌که به تابعیت کشور دیگری درآید».

lwa

این اصل تابعیت کشور ایران را ازحقوق مسلم هر فرد ایرانی اعم از مسلمان و غیرمسلمان، از جمله بهاییان می‌داند. برابر این اصل حاکمیت نمی‌تواند از به رسمیت شناختن حق تابعیت هم‌وطنان بهایی سر باز زند.

ماده نهصد و هفتاد و شش قانون مدنی ایران:

 «اشخاص زیر تابعه ایران محسوب می‌شوند:

 کلیه ساکنین ایران به استثنای اشخاصی که تبعیت خارجی آن‌ها مسلم باشد. تبعیت خارجی کسانی مسلم است که مدارک تابعیت آن‌ها مورد اعتراض دولت ایران نباشد.

کسانی که پدر آن‌ها ایرانی است اعم از این‌که در ایران یا در خارجه متولد شده باشند.

کسانی که در ایران متولد شده و پدر و مادر آن‌ها غیر معلوم باشند.

کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکی از آن‌ها در ایران متولد شده به‌وجود آمده‌اند.

کسانی که در ایران از پدری که تبعه خارجی به‌وجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به سن هجده سال تمام لااقل یک سال دیگر در ایران اقامت کرده باشند والا قبول شدن آن‌ها به تابعیت ایران بر طبق مقرراتی خواهد بود که مطابق قانون برای تحصیل تابعیت ایران مقرر است.

هر زن تبعه خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند.

هر تبعه خارجی که تابعیت ایران را تحصیل کرده باشد»

برابرماده قانونی فوق بهاییان هم‌وطن بر اساس قاعده خاک و خون تابعیت ایران را دارا می‌باشند و بدین سبب مطابق تبصره یکم ماده سیصد و دهم قانون مدنی در حکم مستامن بوده و از حقوق برابر در دیه و قصاص با هم‌وطنان مسلمان برخوردار می‌باشند.

حال دستگاه قضایی جمهوری اسلامی می‌باید با توجه به شکواییه‌های تقدیمی از سوی خانواده مجنی علیهم بیرجندی و ولی دم عطااله رضوانی، ضارب خانواده بهایی بیرجندی و قاتل عطااله رضوانی را یافته و مطابق قانون با جانیان برخورد نماید. مضافن جنایات مذکور در حق بهاییان ازحوزه خصوصی تجاوز و وارد حوزه عمومی شده که در این باب مدعی‌العموم می‌باید دخول کرده و با تنظیم کیفرخواست مباشرین و مسببین اقوا از مباشرین را به محکمه عدالت بکشاند.

در صورت شناسایی نشدن جانی دیه مجنی علیهم بهایی برابر قانون می‌باید از بیت‌المال تادیه شود.

مطالب مرتبط

ضرب و جرح سه شهروند بهایی در بیرجند با چاقو

یک شهروند بهایی در بندرعباس به قتل رسید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,