Saturday, 18 July 2015
18 January 2021

«سمندری‌زاده، روزنامه‌نگاری ایران‌دوست»

2010 March 03

بیژن اسدی پور

عبداله سمندری‌زاده را به‌طور تصادفی در ده‌ی هشتاد ملاقات کردم. آمده بودم در شهر هوستون که با دوستان دست‌اندر‌کار نشریه‌ی «عاشقانه» دیداری داشته باشم. محل ملاقات در یک رستوران ایرانی بود. در آن‌جا در میان میزبان‌ها آقای سمندری‌زاده هم حضور داشت. گویا تازه از ایران آمده بود و به‌خاطر شوق و ذوقش به کارهای مطبوعاتی با نشریه‌ی «عاشقانه» هم‌کاری می‌کرد.

پس از صرف ناهار به اتفاق میزبان‌ها به دفتر نشریه رفتیم که با هم‌کاران دیگر مجله آشنا شویم. «آزیتا افهمی»، «بیژن فرد»، خانم «مریخی» و خانم «عدل‌پرور» و «بهروز بنفشه» را هم در آن‌جا دیدیم. در همین  فرصتی که آن‌جا بودیم آقای سمندری‌زاده رفتند و ضبط صوتی آوردند و خواستند که گپی بزنیم. همین کار را کردیم و چندی بعد آن را با عنوان «گپ دوستانه» در نشریه چاپ کردند.

سمندری‌زاده  چندین و چند سال در نشریه‌ی «عاشقانه» بود و با آن نشریه هم‌کاری می‌کرد. از اواسط سال 1369 خورشیدی بود که دیدم صحبت نشریه‌ی خودش را می‌کند. همین صحبت‌ها ادامه داشت تا  این‌که در فروردین ماه 1370 نشریه‌ی خودش را با عنوان «گلچین» در هوستون انتشار داد. برای شماره‌ی نخست هم بر روی جلد یکی از کارهای مرا چاپ کرد. بعد خواست که با او هم‌کاری هم بکنم که من هم برای چند شماره صفحات «پیوست» را برای نشریه‌اش تدارک دیدم. بعد صحبت‌های حاشیه‌ای تولید کرد که آن را متوقف کردم.

سمندری‌زاده عاشق کار مطبوعاتی خودش بود. بارها به هنگام انتشار نشریه مریض و در بیمارستان بستری بود. با همین احوال نا‌خوش مطالب را در بیمارستان جمع‌و‌جور می‌کرد و تا آن جایی که می‌توانست نشریه‌اش را با کمی تاخیر منتشر می‌کرد. چون نشریه را با همت خودش منتشر می‌کرد، بنابراین به خواسته‌ی کسی اهمیت نمی‌داد و آن‌چه را که خودش باور داشت و فکر می‌کرد به نفع مردم ایران است در نشریه‌‌‌اش انعکاس می‌داد. به وضوح می‌شد در نشریه‌اش علاقه‌ی او را به مرحوم دکتر «محمد مصدق» دید. با این‌که آدم‌هایی با باورهای متفاوت و متضاد دوروبرش بودند ولی او در ارایه‌ی نظرات خودش ثابت قدم بود و به مصلحت روزگار صحبت نمی‌کرد. هر آن‌چه را که باور داشت بیان می‌کرد و در نشریه‌اش منعکس می‌نمود. انتشار گلچین را تا آخر عمر ادامه داد و آخرین شماره‌ی آن چند ماه پیش از مریضی و فوت او انتشار یافت. یادش گرامی باد.

منبع

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,