Saturday, 18 July 2015
02 April 2020
در رابطه با حمایت یزدی از روحانی

«جناب ابراهیم یزدی حقوق ملت را مطالبه کنید نه منفعت دولت را»

2014 April 26

مازیار شکوری گیل چالان / مقاله وارده / رادیو کوچه

 

جناب دکترابراهیم یزدی، دبیرکل محترم نهضت آزادی ایران

با عرض سلام  واحترام

مدت زمانی است دورادور جویای احوال شریف بوده ومضافن مواضع حضرتعالی را که پس ازمدت زمانی سکوت مجددن اظهار داشته‌اید دنبال می‌کنم. اما آن‌چه موجبات ارسال این مکتوب را فراهم نموده حاوی انتقاد آتی به مواضع روزهای اخیرحضرتعالی پیرامون شرایط کنونی کشور می‌باشد که ضروری یافتم به محضرشریف عرضه دارم. از آن‌جا که شخص شما معلم قرآن ما بودید امیدوارماز ارسال این مکتوب دل آزرده نشوید. پس با احترام معروض می‌دارم:

اخیرن گفت‌وگویی با روزنامه آرمان داشتید که طی این گفت‌وگو شرایط موجود را به نفع دموکراسی دانسته و دراین بیان فرموده‌اید:

 آن‌چه را باید برآن صحه نهاد این‌که، حسن روحانی با پیشینه کاملن امنیتی و دیپلماتیک تنها آلترناتیوولی فقیه رژیم ایران بوده است

«روحانی لنگ‌لنگان به جلو خواهد رفت اما در نقطه‌ای قرار گرفته است که خواه‌ناخواه بقای همه در این است که او بماند. هیچ آلترناتیو دیگری ندارند. آقای روحانی در جایگاه مهم تاریخی قرار گرفته و همه نیرو‌ها هم در این رابطه در وضعیت حساسی هستند برای پیشرفت راهی نداریم که بپذیریم روحانی راهش را ادامه دهد. روحانی هم با درک بالایش و به تناسب هجده میلیون رای حرف بزند و مطالبه کند.»

اولین نکته که باید یاد‌آور شوم این‌که اصلن قرار براین نیست که روحانی درجهت حقوق ملت مطالبه‌ای از حاکمیت جمهوری اسلامی داشته باشد. چرا که اگر اصل بر مطالبه حقوق ملت ازحاکمیت ولایت فقیه باشد رییس جمهور می‌باید در برابرجمهور ملت متعهد بوده و خود را وکیل ملت در جهت اجرایی نمودن مطالبات آنان بداند. حال آن‌که آن‌چه در ساخت حقیقی و حقوقی جمهوری اسلامی به گونه‌ای برجسته مشهود است این‌که رییس جمهور نه د ربرابر ملت، بلکه فقط  و فقط  در برابر قدرت قاهره که راس آن ولایت مطلقه فقیه مستقر گشته و در تمامی اعضا و جوارح و شریان‌های آن جاری و ساری است متعهد است. نگاهی به قانون اساسی و عمل‌کرد رهبرجمهوری اسلامی دقیقن مهرتاییدی برهمین مدعا می‌باشد. مضافن مناظرات کاندیداهای ریاست جمهوری که از سیمای حکومتی جمهوری اسلامی به سمع و نظر رسید بیان‌گر همین واقعیت بود. مگر غیر از این بود که مناظرات فقط امتحان ایدئولوژیکی بود از تمامی کاندیداهای ریاست جمهوری؟

ebrahim-yazdi1

واقعن بر این باورید که شیخ حسن روحانی قصد بر مطالبه حقوق ملت دارد؟ از حضرتعالی با این سوابق بعید به نظر میرسد.

اما نکته‌ای دیگر در این باب این‌که، بر این مهم اشاره کرده‌اید که روحانی لنگ لنگان به جلو خواهد  رفت و در نقطه‌ای قرار گرفته است که بقای همه ما در آن است. همچنین عنوان داشته‌اید که رژیم آلترناتیوی جز روحانی ندارند.

ابتدا در این خصوص که فرموده‌اید آلترناتیوی جز روحانی ندارند باید متذکر شوم که کاملن صحیح به تحلیل نشسته‌اید. چرا که دقیقن اشاره داشته‌اید که شیخ حسن روحانی در شرایط کنونی آلترناتیو حاکمیت بوده نه برآمده ازحق حاکمیت ملت و البته این بخش ازفرمایش حضرتعالی درتناقض با بخش‌های دیگرفرمایشات حضرتعالی قرارمی‌گیرد که معتقد بوده‌اید شرایط کنونی به سرمنزل دموکراسی خواهد رسید. این درشرایطی است که جامعه کنونی ایران برسردست یابی به دموکراسی همواره با قدرت قاهره رژیم ولایت فقیه دست به گریبان است.

اکنون خامنه‌ای و روحانی با اعتماد به نفسی که شما برایش به ارمغان آورده‌اید اعدام‌ها را چند برابر کرده‌اند، بودجه سالیانه نهاد‌های امنیتی و حوزه‌های علمیه را به گونه نجومی افزایش داده‌اند

آری کاملن صحیح خبر داده‌اید چرا که هشت ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم دستگاه دیپلماسی ولی فقیه رژیم برای مذاکرات پنهانی با دول غربی به تکاپو افتاده بود و حضرتعالی که تخصصتان درحوزه سیاست، روابط خارجی می‌باشد علم به این مذاکرات دارید. بی‌شک حضرتعالی از افشاگری روزنامه لیبراسیون در مورد افشای مذاکرات محرمانه عمان مطلعید. به نقل از لیبراسیون مذاکرات مذکور مابین جمهوری اسلامی و آمریکا به وقوع پیوسته که علی‌اکبر ولایتی ریاست هیات ایرانی مذاکره کننده را برعهده داشته و علی‌اکبر صالحی وزیرخارجه وقت هم درمذاکرات حضور داشته، همچنین سرپرستی تیم مذاکره کننده آمریکایی با ویلیام برنز بوده، مضافن جک سالیوان مشاورجوبایدن، پونیت تالوارمشاور ارشد اوباما در خاورمیانه هم در تیم مذاکره کننده امریکایی حضور داشته‌اند. پونیت تاولر در مورد مذاکرات عمان مدعی شده است در تابستان دو هزار و دوازده و مجدد در مارس دو هزار و سیزده در عمان با هیات ایرانی ملاقات کرده و مذاکرات پس از انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری گرم شده است. البته نا‌گفته نماند که روزنامه لوموند هم در چندین مورد اخباری از این دست پیرامون مذاکرات پشت پرده هیات ایرانی/ امریکایی منتشر نموده بود.

بر این اساس آن‌چه را باید برآن صحه نهاد این‌که، حسن روحانی با پیشینه کاملن امنیتی و دیپلماتیک تنها آلترناتیوولی فقیه رژیم ایران بوده است. این‌‌ همان جام زهری بود که این بارخامنه‌ای می‌باید به سرکشیدن آن در برابر طرف غربی تن می‌داد. این‌که روحانی میوه نامشروع مذاکرات پشت پرده عمان است به تیغ انکار منکر نشود باید به اظهارات اخیرامیر محبیان سردبیرخبرگزاری آریا با ویژه‌نامه نوروزی هفته نامه مثلث و محرم سالیان دراز بیت ولی‌فقیه را به عنوان شاهد خدمتتان تقدیم دارم. محبیان این‌گونه پرده از رمز و راز انتخاب روحانی برداشته است، او اذعان داشته که:

«پروژه سیستم، انجام حرکتی حساب شده درحوزه تعامل بین‌الملل بود که تنها حسن روحانی با سوابق و نگاه امنیتی خاص تبحر لازم را در این مورد داشت. و حضور سعید جلیلی در انتخابات خرداد نود و دو رای به روحانی را برای مردم معنی‌دار کرد. سیستم قصد داشت حرکتی حساب شده در حوزه تعامل بین‌المللی انجام دهد که نه احمدی‌نژاد می‌توانست این نقش را بازی کند و نه مصلحت بود کار به دست اصلاح‌طلبان بیفتد. طبعن روحانی با سوابق خود و نگاه امنیتی خاص تبحر لازم را دراین مورد داشت»

حال با این توصیفات که مسلم حضرتعالی هم از آن‌ها مطلعید چگونه مدعی می‌باشید که وضعیت کنونی به دموکراسی می‌آنجامد؟ چگونه توصیه می‌کنید که روحانی با توجه به هجده میلیون رای صحبت و مطالبه کند؟

rohani

بی‌شک از اسرار نظام پیرامون مذاکرات پنهانی عمان و تصمیم‌سازی برای تحمیل شیخ حسن روحانی به ملت اطلاع کافی داشتید. چگونه و به کدامین سبب ملت را به شرکت در انتخابات کذایی فرا خواندید؟

در این باب لازم می‌آید نظرحضرتعالی را به نامه مورخه دوازدهم مهرماه سال شصت و هفت بنیانگذار فقید نهضت آزادی، مرحوم مهندس بازرگان به رهبر وقت جمهوری اسلامی جلب کنم. بازرگان در این نامه با برخواندن فشارهای تحمیل شده بر نهضت آزادی و جامعه سیاسی ایران پیرامون شرکت و یا عدم شرکت نهضت آزادی در انتخابات خمینی را مخاطب قرارداده و مکتوب داشته بود:

« … ما حصل کلام و خلاصه آن‌چه مدعیان خواسته و پرداخته‌‌اند این است که اولن نهضت آزادی ایران، با فلج شدن از داخل و لکه‌‌دار شدن درخارج، اسمن در صحنه سیاست و خدمت باقی بماند ولی عملن منشاء اثر مثبتی نبوده حیات و حرکت چندان، جز در زیر ذره‌بین اطلاعاتی آن‌ها و خنثا شدن قبلی کار‌ها نداشته باشد. ثانین با تظاهر به این‌که در جمهوری اسلامی ایران حزب قانونی مخالف (و شاید چند حزب دیگر و گروه‌های فرمایشی) حضور و فعالیت و امنیت دارند، بتوانند به تبلیغات نا‌درست سیاسی و انتخاباتی و خلافکاری اقتصادی و اداری و سیاسی خود جامه حق به جانب بپوشانند و نهضت آزادی وسیله برای فریب‌های سیاسی و خیانت بشود.

در هرحال دو انتخاب پیش روی ما گذارده‌اند: حیات خفیف خائنانه یا توقف داوطلبانه و تعطیل شرافتمندانه.

طبیعی است که نهضت آزادی ایران، به رهبری و یاری خداوند و به تایید ملت ایران، تن به ذلت و خیانت ندهد و اگر چاره نباشد راه دوم را برگزیند. ولی لازم بود قبلن به شخص جنابعالی و به هم‌وطنان شرافتمند اعلام نماییم که گردانندگان پس پرده حاکمیت هستند که ما را وادار به تعطیل و توقف می‌نمایند. تعطیل و توقفی که مسلمن بی‌صدا در دنیا و بدون تاثیر سوء بر مردم ایران نخواهد ماند و سکوتی که بیش از هر فریاد یا طومار و کتاب آبروی انقلاب و نظام و متولیان را برده، آینده شومی را ارمغان خواهد آورد…»

نه فقط گمان، بلکه یقین می‌رود که بیان مرحوم بازرگان در این نامه خطاب به خمینی کاملن واضح و فاقد هرگونه ابهام می‌باشد. مرحوم بازرگان به راستی و درستی هشدار داد که اجازه نخواهد داد حاکمیت ظلم و جور از بودن اسم نهضت آزادی در صحنه سیاسی و نبود رسمش در داخل خفقان و در خارج مشروعیت و تبلیغات حاصل نماید. حال شخص جنابعالی و نهضتی که از آن مرد شریف به امانت نزد شماست چه کردید؟

bazargan

در این‌که از میان دو گزینه حیات خفیف خائنانه و توقف داوطلبانه و تعطیل شرافتمندانه که مرحوم بازرگان به خمینی گفته کدام را برگزیدید، همین کافی که به سخنان رهبر جمهوری اسلامی پس از اعلام نتایج انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری رجوع نمایید. ولی فقیه ایران حضور گسترده مردم در پای صندوق‌های رای را دلیل برصحت و سلامت انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و هشت دانست و این حضور را نشانه اعتماد ملت به نظام خواند. این حماسه را شما برای این آقا به ارمغان آوردید که به راحتی آن همه خون‌های ریخته شده جوانان وطن در کوی و برزن، در زندان کهریزک و هرجای و مکان دیگری را با این حیات خائفانه‌ای که برای خود و حماسه‌ای که برای او آفرید پایمال کند. اکنون خامنه‌ای و روحانی با اعتماد به نفسی که شما برایش به ارمغان آورده‌اید اعدام‌ها را چند برابر کرده‌اند، بودجه سالیانه نهاد‌های امنیتی و حوزه‌های علمیه را به گونه نجومی افزایش داده‌اند.

با چنین وزیر دادگستری‌ای که خود یدی طولانی در جنایت علیه بشریت دارد هرگز نمی‌توان انتظار دادستانی داشت. واقعن با این وزیر می‌خواهید به دموکراسی برسید؟ واقعن نفع و بقای همه ما بودن همین دولت است؟

حضرتعالی عنوان کرده‌اید درشرایط کنونی با روحانی درحالت تعادل ناپایدار هستیم، واقعن اکنون تعادلی میان جولان دادن قوه قاهره بیت رهبری و مطالبات ملت می‌بینید؟ حداقل یک نگاهی به افزایش سرسام‌آور آمار و ارقام اعدام‌ها در مدت زمانی که آن را تعادل پایدار می‌نامید بیاندازید. این آمار‌ها را اینجانب و احمدی‌نژاد ارایه نداده است که قابل انکار باشند. این آمار‌ها آمارهای رسمی نهادهای حقوق بشری و شخص احمد شهید است. رییس جمهوری را که شما با آن خواب رسیدن به دموکراسی را دیده‌اید حتا یک اعتراض کوچک هم به این وضعیت اسفناک نکرده است. با این وضعیت سودای نیل به دموکراسی در سرپرورانده‌اید؟

تاکنون کدامین اعلام موضع ازسوی رییس جمهور محبوب حضرتعالی در راستای احقاق حقوق از کف رفته شهروندان بوده؟ مگر همین حضرت ایشان به مناسبت نهم دی ماه اخیر بیان نکردند:

«مردم  زمانی‌که احساس کردند به باور‌ها و ارزش‌های دینی و اعتقادی آن‌ها توهین شده و بیگانگان خیال دخالت در حوزه‌های اخلاقی و اعتقادی آنان را دارند به حرکت درآمده، با حضور و اجتماع‌شان به بیگانگان پاسخ درخوری دادند. مردم برای حمایت از جناحی خاص به میدان نیامدند، آن‌چه مردم را به حرکت درآورد دلدادگی مردم ایران به عاشورا و ارزش‌های انسانی برآمده از آن بود. مردم با هدف دفاع از اسلام، اهل‌بیت (ع) و انقلاب اسلامی به حرکت درآمدند، چون احساس کرده بودند به فرهنگ عاشورا اهانت شده و بیگانگان زمینه را برای مداخله مناسب یافته‌اند»

از این اعلام مواضع چه بر ذهن حضرتعالی متبادر می‌شود؟ آیا این‌چنین مواضعی دال برمحکوم نمودن اعتراضات مردمی در عاشورای سال هشتاد و هشت نمی‌باشد؟ با حضرت ایشان قرار است به دموکراسی برسید؟

dai

از این نکته درگذریم. حضرتعالی با سابقه بیش از پنج دهه مبارزات در عرصه سیاسی، چه در داخل و چه در خارج، بر این مهم واقفید که یک رییس جمهور در گام نخست می‌باید تیم اجراییش را مطابق با برنامه‌ها و اهدافش شکل دهد. البته تیم اجرایی یک رییس دولت علاوه براین می‌تواند نشان‌گر نیت باطنی وی در قبال برنامه‌ها و اهدافش باشد.

اکنون حضرتعالی بفرمایید با این سوابقی که در عرصه سیاسی دارید تیم اجرایی شیخ حسن روحانی حتا کمترین روح و رنگی حتا از نام دموکراسی و حقوق شهروندی را دارا می‌باشد؟ مگر وزرای پیشنهادی همین آقا نبودند که در صحن مجلس در دفاع از خود و برنامه‌های خود اعتراضات حقه ملت به نتیجه اعلام شده انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را فتنه خواندند؟ مگر وزیردادگستری ایشان، جناب حجت‌الاسلام مصطفا پورمحمدی عضو کمیته سه نفره قتل عام زندانیان سیاسی و عقیدتی سال شصت و هفت نبوده؟ حالا چگونه باید به خود بقبولانیم که با چنین وزیری می‌توان درجهت حقوق ملت ودموکراسی گام برداشت؟

اکنون حضرتعالی بفرمایید با این سوابقی که در عرصه سیاسی دارید تیم اجرایی شیخ حسن روحانی حتا کمترین روح و رنگی حتا از نام دموکراسی و حقوق شهروندی را دارا می‌باشد

اگربه یاد داشته باشید که مسلم به یاد دارید وقتی وزیر دادگستری حسن روحانی در سال هشتاد و چهار به عنوان وزیر پیشنهادی محمود احمدی‌نژاد برای تصدی پست وزارت کشور از مجلس رای اعتماد گرفت به سبب جنایت علیه بشریت با اعتراض سازمان دیده‌بان حقوق بشر مواجه شد. حتی جواستورک، معاون بخش خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشراعلام کرد:

«وجود اشخاصی با چنین سوء سابقه‌ای در سطح وزارت در دولت ایران کاملن غیرقابل قبول است. آن‌ها باید بلافاصله از پست وزارت کنار گذاشته شوند و تحقیقات قانونی در زمینه‌ی این جنایات هولناک انجام شود»

مسلم علم به این نکته دارید که با چنین وزیر دادگستری‌ای که خود یدی طولانی در جنایت علیه بشریت دارد هرگز نمی‌توان انتظار دادستانی داشت. واقعن با این وزیر می‌خواهید به دموکراسی برسید؟ واقعن نفع و بقای همه ما بودن همین دولت است؟

حال آن‌چه همچون رازی در میان است این‌که، حضرتعالی تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری اخیر به مدت دو سال به تلفن‌های منزل و همراه پاسخ نمی‌گفتید. اما واقعن چگونه در هنگام انتخابات سکوت را شکسته و باری دیگر دفعتن به تکاپو افتادید؟ واقعن بروز و ظهور دولت سازش و سرکوب علت قرار گرفت تا سکوت دوساله را بشکنید و مردم را به پای صندوق‌های رای ندا دهید؟

 

pormohamadi

اما این‌که حضرتعالی در فرمایشات اخیرتان اشاره به این مهم داشتید که جامعه ایران رفته رفته راه دموکراسی را می‌پیماید و دموکراسی را به درستی آموختنی معرفی نمودید. اما در ارکان دموکراسی به سه رکن اشاره فرمودید و آن این‌که:

«یادگیری سه رکن دارد که اول این است که گوناگونی جامعه بشری را بپذیریم. خیلی‌ها هستند که تکثر را برنمی‌تابند و بسیاری مونولوگ بودن وتک‌ گفتاری را طالب هستند…»

باید به حضرتعالی متذکر شوم سانسورچی محترم حذف نام بنی‌صدر تحت عنوان این واقعه تاریخی را سرسپردگی به نهضت آزادی و مرزبندی با اولین رییس جمهور عنوان می‌داشت

باید به اطلاع حضرتعالی برسانم که هنوزکه هنوز است این مونولوگ راست و استوار برجای خود مستقراست. به این نکته کاملن علم دارید که برای پذیرفتن تکثر و چند گفتاری آن‌چه واجب می‌آید برکندن و پرهیز از سانسور می‌باشد، بالاخص پرهیز از سانسور وقایع مسلم تاریخی. از این رهگذر یک نمونه از سانسور را که سایت ندای آزادی، وابسته به نهضت آزادی ایران به‌کار بسته است به خدمت شریف می‌رسانم.

بیش ازیک سال قبل مقاله‌ای با عنوان «کدام یک، روزنامه‌نگاران یا حاکمیت؟» برای یکی از دست اندرکاران سایت ندای آزادی ارسال کردم. مقاله مذکور فقط به یک علت در سایت منتشرنشد. علت این بود که فقط با اشاره‌ای کوتاه از نقش اولین رییس جمهور در افشای سازش پنهانی اکتبر سورپرایز یاد کرده بودم. آن‌چه را در این مورد مکتوب کرده بودم دقیقن این‌گونه بود:

«سفیر سفارت آمریکا و گروگان‌گیری در ابتدای انقلاب ایران اشاره کرد که در تاریخ سیاسی با نام **اکتبرسورپرایز** خوانده می‌شود. اکتبرسورپرایز در آمریکا طراحی و با همکاری جناح کنونی حاکم بر ایران به مرحله اجرا درآمد و بعد‌ها توسط دکتر سید ابوالحسن بنی صدر از آن پرده برداشته شد»

آنچه را دست اندرکار سایت وابسته به نهضت آزادی جهت انتشارمقاله شرط کرده بود چیزی نبود جز محذوف داشتن نام بنی‌صدر. باید به حضرتعالی متذکر شوم سانسورچی محترم حذف نام بنی‌صدر تحت عنوان این واقعه تاریخی را سرسپردگی به نهضت آزادی و مرزبندی با اولین رییس جمهور عنوان می‌داشت.

Banisadr3

تا بدینجا باید خدمتتان متذکر شوم آن‌چه را حضرتعالی تکثر و چند صدایی می‌نامید هنوز در سایت‌های متعلق به نهضت آزادی ایران ظهور نیافته تا چه رسد در عرصه سیاسی ایران. البته آن‌چه نیک است این‌که حضرتعالی در مقام دبیرکلی نهضت آزادی هرچه سریع‌ترجلوی این مشی سانسور را بگیرید تا تحمل دیدگاه‌های غیر و چندصدایی ابتدا از سایت‌های نهضت آزادی به مخاطبان جلوه نماید. البته ناگفته نماند که در این‌گونه موارد چند صورت متصور است:

گمانه اول این‌که: این سانسور‌ها با تصمیم مستقیم شورای مرکزی نهضت آزادی اعمال می‌گردد.

گمانه دوم این‌که: سایت مذکور متعلق به نهضت آزادی نبوده و فقط از نام نهضت بهره‌برداری می‌نماید که دراین حالت برعهده شماست که به عنوان دبیرکل نهضت به همگان اعلام دارید که سایت مذکور ارتباطی به نهضت ندارد.

گمانه سوم این‌که: سانسور‌ها خودسرانه و در فقدان اطلاع شما و شورای مرکزی نهضت اعمال می‌گردد که در این صورت هم شما در مقام دبیرکل نهضت مسوول بوده و اکنون که از این‌گونه اعمال خلاف تکثرگرایی اطلاع حاصل کرده‌اید می‌باید دامان نهضت آزادی را از این پدیده شوم پاک نمایید.

ازهر روی حضرتعالی مسوول بوده و نه تنها انتظار می‌رود بلکه مکلف هستید تا در برابرچنین معضلاتی نقش سازنده ایفا نمایید.

اما در این خصوص مورد دیگری را هم خدمت حضرتعالی معروض می‌دارم و آن این‌که: شخص شما نیک به یاد دارید که در زمان تصدی پست ریاست جمهوری توسط سید ابوالحسن بنی صدر حزب چماق به دستان چه جوی علیه آزادی‌های سیاسی و اجتماعی از جمله آزادی مطبوعات به راه انداخته بود. هم‌چنین به یاد دارید که تعطیلی غیرقانونی روزنامه میزان ارگان نهضت آزادی ایران به مدیر مسوولی مرحوم مهندس بازرگان در همین جو ضدآزادی رخداد. ایضن به یاد دارید که رییس جمهور وقت، سید ابوالحسن بنی صدر چگونه یک تنه در دفاع از انتشار روزنامه میزان برخواست و در فضای سیاسی جامعه بارها و بارها به تعطیل کنندگان و چماق به دستان مهاجم به دفتر روزنامه تاخت.

sansor

در این‌جا لازم می‌دانم چند نمونه از مواضع رییس جمهور وقت در محکوم نمودن تعطیلی روزنامه میزان را خدمت‌تان یاد آورشوم.

«دفاع از روزنامه میزان دفاع از یک گروه سیاسی نیست. گرچه این دفاع نیز مقدس است و وظیفه رییس جمهور. بلکه دفاع از خود انقلاب است . . . کسی که امروز به روزنامه او می‌ریزید اولین نخست‌وزیر جمهوری اسلامی است. وقتی یک انقلابی به آن‌جا رسید و کوشید که تسویه حساب‌های سیاسی و رقابت‌ها را برسرقدرت پیش برد، این انقلاب به جاهلیت بازگشته، به طرف خلافت اموی می‌رود . . . چگونه ناسزا گفتن به رییس جمهور و حمله نقابداران به روزنامه میزان تشویق دارد؟»

روزنامه انقلاب اسلامی/ بیست وهشتم آبان پنجاه و نه

هم‌چنین رییس جمهور وقت، ابوالحسن بنی صدر در مورخه بیست و دوم فروردین سال شصت درنامه‌ای سید عبدالکریم موسوی اردبیلی را به عنوان دادستان کل کشور مخاطب قرارداده و در اعتراض به توقیف روزنامه میزان نهضت آزادی و محدود نمودن آزادی بیان می‌نویسد:

«روزنامه میزان توقیف و مدیر آن زندانی می‌شود و پرونده آن را به هیات نمی‌فرستید . . . با کمال تاسف بسیار اعتماد مردم به دستگاه قضایی به حداقل رسیده است . . . دستگاه قضایی که به حکم قانون اساسی باید دامنه آزادی‌ها را توسعه بدهد، برخلاف قانون دستور توقیف مدیر روزنامه و خود روزنامه را می‌دهد . . .»

به نظر نمی‌رسد این مواضع رییس جمهور وقت را در اعتراض به توقیف روزنامه میزان از یاد برده باشید. در هرحال شما مکلف هستید تا در جهت استقرار تکثرگرایی و برکندن پدیده سانسور وقایع تاریخی را آن‌گونه که رخداد نموده به جوانان و دست اندرکاران سایت‌های نهضت آزادی منتقل و تفهیم نمایید.

هم‌چنین پیرامون بیانیه اخیر نهضت آزادی ایران در مورد درخواست داوطلبانه انصراف شهروندان از دریافت یارانه‌ها باید متذکر شوم که، در بیانیه صادره انصراف داوطلبانه شهروندان از دریافت یارانه‌ها که ازحقوق شهروندان می‌باشد کاملد مورد خدشه است.

yaraneh1

چرا که قرار بر این نبود که نهضت آزادی درجهت منافع حاکمیت از شهروندان مطالبه نماید، بلکه از ابتدای تاسیس نهضت آزادی قرار براین استوار شد که تشکیلات نهضت آزادی تشکیلاتی باشد که آزادی و حقوق ازکف رفته ملت را در برابرمنافع حاکمیت مطالبه نماید. مشی و منش نهضت آزادی در گذشته مطالبه حقوق ملت بوده نه این‌که هم‌چون بیانیه اخیر انصراف ازحقوق را از ملت مطالبه نماید. البته بیانیه صادره این درخواست را در راستای کمک به رفع مشکلات اقتصادی دولت تعریف نموده. اما گویا شما و هم‌سنگران گرامتان از یاد برده‌اید که در شرایط کنونی که حقوق شهروندی ازسوی قدرت حاکمه به هیچ انگاشته شده، آمار اعدام های فله‌ای، بازداشت‌های غیرقانونی، حمله به زندانیان بند سیصد و پنجاه اوین و موارد متعدد دیگر در نقض حقوق شهروندان به گونه‌ای تصاعدی سیرسعودی را می‌پیماید خیر در این است که نهضت آزادی به فلسه وجودی خود رجعت نموده و حقوق ملت را از قدرت قاهره مطالبه نماید. هم‌چنین نهضت آزادی می‌باید با نامه‌های سرگشاده تمامی موارد نقض حقوق ملت را یک به یک خطاب به رییس جمهور متذکر و از ایشان بخواهد تا علنن و بی‌پرده در برابر ناقضان حقوق ملت اعلام موضع نمایند. حضرتعالی نباید از یاد ببرید که نهضت آزادی و بنیان‌گذار فقید آن همیشه با نامه‌های سرگشاده و بیانیه‌های رسمی رهبر انقلاب را مخاطب قرار داده و حقوق ملت را از ایشان مطالبه می‌نمودند.

امیدوارم آن‌چه را که در این مکتوب به شما بزرگوار مرقوم داشته‌ام موجبات دل‌خوری را فراهم ننموده و جسارت اینجانب را حمل بر بی‌احترامی ننمایید.

ایام عزت برقرار

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,