Saturday, 18 July 2015
28 September 2020
بهترین فرصت برای هم‌کاری ایران و آمریکا

 «چرا داعش از سوریه راهی عراق شده»

2014 July 09

گزارش / رادیو کوچه

 

نویسنده: شاهین دادخواه

موضوع داعش در حال تبدیل شدن به یک تهدید برای کشورهای منطقه‌ای و حتا قدرت‌های جهانی است. تصادفی نیست که عده‌ای معتقد هستند ظهور تهدید داعش بهترین فرصت برای هم‌کاری ایران و آمریکا در منطقه است. ظهور ناگهانی دولت اسلامی عراق  و شام  تحلیل انگیزه،اهداف  این گروه وشیوه عمل‌کرد آن را دشوار کرده است.

اولین پرسش این است که چرا داعش از سوریه راهی عراق شده؟ در جواب می‌توان به چند دلیل اشاراه کرد.

– نخست آن‌که با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سوریه موازنه قوا به نفع دولت بشار اسد تغییر کرد و امیدواری نسبت به موفقیت داعش و سایر گروه‌های اپوزسیون کمتر شد. در چنین شرایطی داعش  در معرض فشار بود و برای رهایی از این فشار  و نشان دادن این و هم‌چنان یک آلترناتیو جدی برای آینده سوریه است ناگزیر از قدرت نمایی بود و برای این کار عراق بهترین مکان بود. آن هم در شرایطی که اختلافات سیاسی و فرقه‌ای در این کشور دوباره اوج گرفته بود.

– دوم این‌که عمل‌کرد ضعیف و البته افراطی داعش در سوریه باعث کاهش محبوبیت آن در بین مردم و نیروهای اپوزسیون شده بود و این کار باعث شده بود حمایت پیدا و پنهان غرب از این گروه کمتر شود. در چنین شرایطی داعش با حمله به عراق درصدد ارسال این پیام بود که اگر غرب و سایر کشورهای منطقه‌ای فشار جدی برای تغییر رژیم بشار اسد اعمال نکنند بحران سوریه می‌تواند به سایر کشورهای منطقه سرایت کرده و کل منطقه حساس خاورمیانه را ناآرام کند. پیام داعش این بود که اگر غرب تصمیم خود برای تغییر رژیم بشار اسد را عملی نکند بحران سوریه می‌تواند کل منطقه را ناامن کند.

– سومین نکته این است که داعش می‌خواهد بگوید در هر سناریویی در مورد آینده سوریه  نمی‌توان آن را حذف کرد.

اما اگر بخواهیم عمل‌کرد داعش را در ارتباط با نیروهای منطقه‌ای  وفرا منطقه‌ای بررسی کنیم می‌توانیم این پرسش را مطرح کنیم که آمریکا و یا عربستان چه منافعی در حمایت از داعش  می‌تواندند داشته باشد؟ یک فرضیه می‌گوید عربستان نگران تقویت هلال شیعی و قدرتمندتر شدن شیعیان در عراق است و حمایت ایران از شیعیان عراق نیز این نگرانی را دو چندان کرده است. البته واقعیت امر این ست که نباید نقش سیاست‌های دولت احمدی نژاد را در بروز و ظهور وضعیت فعلی دست‌کم گرفت.

daeesh

روحانی در این زمینه هم از میراث قبلی ضرر کرده است. اقدامات نسنجیده برخی نهادهای موازی با وزارت خارجه در عراق زمینه‌ساز و تقویت کننده ایران هراسی در بین اهل سنت در خاورمیانه بوده است. این در حالی است که اصول‌گرایان تندرو می‌خواهند به زور هم که شده سیاست ایران در عراق را نمونه موفقی از مدیریت اصول‌گرایان جلوه دهند. واقعیت امر گسترش ایران هراسی نه تنها در عراق بلکه در کل منطقه خاورمیانه است و داعش هم از این شرایط بهره‌برداری می‌کند. اقدامات تندروها در سوریه و برخی کشورهای دیگر هم مزید بر علت بوده است. ایران هراسی به قدری بوده است که حتا نوری مالکی در انتخابات پارلمانی هم کوشش کرد فاصله خود را با ایران حفظ کند. اکنون باید اصول‌گرایان پاسخ دهند در عراق چه سیاستی را تخاذ کرده‌اند که امروزه ماحصل آن شکل‌گیری یک ائتلاف ضدایرانی در عراق بوده است؟ این در حالی است که آن‌ها هم‌چنان اصرار دارند که دولت روحانی در عراق دست آن‌ها را باز بگذارد تا سیاست گذشته خود را ادامه دهند. روابط ایران با عربستان در دوران  احمدی نژاد به قدری متشنج شد که هنوز درست نشده است. فراموش نکنیم برخی نزدیکان محمود احمدی نژاد دیدگاهی آخر الزمانی نسبت به مسایل داخلی عربستان داشتند که مانعی در راه بهبود روابط به شمار می‌رفت. نسبت دادن داعش به عربستان فارغ از صحت و سقم آن سرپوش گذاشتن بر اشتباهات اصول‌گرایان در سیاست خود در قبال عراق است. تبلیغات اصول‌گرایان در مورد حمایت آمریکا از داعش را نیز باید در همین راستا دید. آن‌ها می‌خواهند با این کار زمینه هم‌کاری احتمالی میان دو طرف در مورد داعش را به حداقل برسانند چون می‌دانند این هم‌کاری به حل و فصل سریع‌تر مساله هسته‌ای ایران کمک کرده و موقعیت دولت روحانی را در داخل کشور تقویت خواهد نمود.

افراط‌گری داعش روی دیگر سکه افراط‌گرایی در کل منطقه و از جمله در داخل ایران است. امری که به ضرر نیروهای میانه‌رو طرف‌دار تغییر در منطقه است. هر چه داعش قوی‌تر شود جریان افراط‌گرا در منطقه گسترش بیش‌تری پیدا خواهد کرد و لذا در داخل ایران تندروها خیلی نگران قدرت‌مندتر شدن داعش نیستند. زیرا این اقدامات افراطی می‌توانند  توجیه کننده برخی سیاست‌های گذشته آن‌ها در منطقه و ار جمله عراق باشد. بی‌دلیل نیست که آن‌ها می‌کوشند داعش را مخالف شیعیان و نه برخی سیاست‌های اصول‌گرایان تندرو تصویر کنند. در چنین شرایطی است که همه نیروهای میانه‌رو در منطقه احساس خطر کرده‌اند و به این باور رسیده‌اند که بدون هم‌کاری یک‌دیگر نمی‌توانند با این معضل کنار بیایند. امروز منطقه بیش‌تر از هر موقع دیگری از افراط‌گرایی ضرر کرده است.

اما پرسش این است که ایران و آمریکا  می‌توانند درعراق علیه داعش هم‌کاری کنند؟ به نظر می‌رسد هر دو طرف تردیدهای جدی در این زمینه دارند. نخست این‌که این هم‌کاری می‌تواند با مخالفت بخش قابل توجهی از عراقی‌ها مواجه شود که خواهان داشتن استقلال سیاسی‌اند. ایران و آمریکا هیچ کدام حاضر نیستند تصویر خود را در بین مردم عراق منفی‌تر کنند. مانع دوم این است که این همکاری احتمالی می‌تواند به حمایت شیعیان و مخالفت با سنی‌ها تعبیر شود و این یعنی بدتر کردن شرایط موجود و تعمیق شکاف شیعه و شنی در عراق. چیزی که آمریکا و ایران تمایلی به تحقق آن ندارند. سوم آن‌که حداقل طرف ایرانی خاطره خوشی از هم‌کاری با آمریکا در مبارزه با تروریسم ندارد و لذا نسبت به عواقب این هم‌کاری احتمالی بدبین است.

iran-amrica

چهارم این‌که هم‌کاری آمریکا با ایران در عراق می‌تواند باعث تیرگی در روابط آمریکا با اعراب محافظه‌کار در مقطع فعلی شده به روی گرداندن آمریکا از اعراب تعبیر شود و این مطلوب واشنگتن نیست. به نظر می‌رسد که شرایط برای هم‌کاری ایران و آمریکا علیه داعش در مقطع فعلی فراهم نیست. هرچند این امر نافی برخی همکاری‌های غیرنظامی نیست. ایران  و آمریکا می‌توانند تجارب خود را مشترکن در اختیار دولت عراق قرار دهند یا در راستای تشکیل یک دولت ملی فراگیر هم‌کاری لازم را داشته باشند. آمریکا و ایران از تجزیه عراق سودی نمی‌برند. ضمن این که شروع جنگ داخلی در عراق به نفع هیچ کدام نیست. بنابراین حتا اگر ایران و آمریکا بخواهند در موضوع داعش هم‌کاری کنند این هم‌کاری نه استراتژیک و بلند مدت بلکه تاکتیکی و کوتاه مدت  خواهد بود. البته برخی‌ها در داخل ایران نگران آن هستند که ورود ایران به این هم‌کاری منجر به گرفتار شدن ایران در دامی می‌شود که ممکن است آمریکایی‌ها پهن کرده باشند. کما این که ورود ایران به موضوع سوریه تا کنون به یک نتیجه روشن و قطعی در حمایت از اسد منجر نشده است.

ظهور داعش این واقعیت را بیش از پیش آشکار کرده است که غرب نباید نیروهای معتدل و طرف‌دار تغییرات دموکراتیک در منطقه خاورمیانه را تضعیف کند. اختلاف و کشمکش میان نیروهای میانه‌رو و تندرو در منطقه بسیار عمیق و جدی است و غرب نمی‌تواند در این کشمکش بی‌تفاوت باشد و یا با اتخاذ برخی سیاست‌ها نیروهای میانه‌رو را تضعیف کند. سیاستی که در دوران جورج بوش پسر اتخاذ شد و باعث تضعیف اصلاح‌طلبان و تقویت تندروها در داخل  ایران شد. از این نظر غرب اکنون در یک موقعیت حساس قرار گرفته است و نمی‌تواند همه نیروهای اسلام‌گرا را مخالف دموکراسی تلقی کند. کم هزینه‌ترین شیوه برای ایجاد تغییرات این است که نیروهای میانه‌رو بتوانند خود را تقویت کنند و این مستلزم آن است که غرب از دولت‌هایی که مخالف نیروهای میانه‌رو هستند حمایت نکند و اجازه دهد این نیروها فاغ از فشار غرب استراتژی خود را پیش ببرند. البته غرب باید تاحد امکان از اتخاذ معیارهای دوگانه خودداری کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,