Saturday, 18 July 2015
31 July 2021
یک شغل نه چندان متعارف

«نوازش می‌خواهید، این خانم نیویورکی منتظر شماست»

2014 July 28

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

 

«گدای محبت» این اولین کلمه‌ای بود که بعد از خواندن یک مطلب در مورد شغل یک خانم در نیویورک به ذهنم خطور کرد. اما شاید تعبیر من اشتباه بود، چون قرار نیست کسی از این خانم گدایی کند. کافی است که ساعتی هشتاد دلار پولش را بدهید و این خانم شما را با محبت «نوازش» کند.

[youtube]https://www.youtube.com/watch?v=IXeNstH3Jkg[/youtube]

بله به‌طور دقیق، شغل دوست ما «نوازش» کردن است. «آلی سی» –Ali C– که البته مایل است فامیلش را فقط با حرف اولش معرفی کند و ترجیح می‌دهد کسی فامیل کاملش را نداند، چندی است موسسه ای به نام «نوازش شما در نیویورک» –Cuddle U NYC– به راه انداخته است که سرویس نوازش می‌دهد. توجه کنید جریان به هیچ وجه به سکس و این حرف‌ها ختم نمی‌شود و دقیقن فقط نوازش است. او در ماه نوامبر سال ۲۰۱۳ این شغل را چراغش را روشن کرده است و به قول خودش اولین سرویس دهنده نوازش در شهر پر از شلوغی نیویورک است.

«آلی» در برابر این مبلغ مشتری‌اش را در قلب منهتن که یک آپارتمان کوچک دارد به آرامش و محبت دعوت می‌کند. او نام این روش را «نوازش درمانی» –cuddle therapy– گذاشته است. او به طور معمول کارش را با این سوال از مشتری آغاز می‌کند که: «چرا می‌خواهی نوازش بشوی؟» و پس از آن در کنار مشتری‌اش بر روی یک مبل بلند می‌خوابد و سعی می‌کند در حالی که مشتری‌اش احساس رضایت بکند او را نوازش کند. خانم «سی» می‌گوید که معمول مشتری‌هایش برای دفع اول احساس مبهمی دارند و محیط برایشان شاید غریبه است اما این فقط برای یک بار است و برای نوبت‌های بعدی این احساس را نخواهند کرد.

می‌گوید: «عشق یک «کنش» است و تبلورش در یک تماس واقعی بروز می‌کند و ما می‌دانیم که بسیاری از گیرنده‌های حسی بر روی پوست‌مان قرار دارد و از طریق همین گیرنده‌ها است که خیلی از حس ها ایجاد و به مغز راهی می‌شود. ما این را به طور کامل قبول داریم که یک نوزاد و یا یک بچه دو سه ساله نیاز دارد که بغل و نوازشش کنیم چون نشان می دهد که می‌خواهد. اما یک فرد ۴۷ ساله نمی‌تواندابراز کند که نیاز دارد نوازش بشود» البته این نظر خانم «سی» بود که این جا نوشتم و به الزام نظر من نویسنده نیست. چون تصور می‌کنم آدم‌ها به خصوص در «منهتن نیویورک» و دنیای غرب چندان مشکلی برای ابراز احساس‌شان ندارند چرا که همین الان که در یک «کافه استارباکس» نشسته‌ام و این مطلب را ترجمه و می‌نویسم دست کم سه زوج را می‌بینم که مشغول نوازش درمانی‌اند.  اما در سرزمین‌هایی مانند ایران و افغانستان راستش خیلی مطمئن نیستم که به طور مثال مرد یا زن بیاید به دوست و یا همسرش بگوید که «مرا بنواز».

این خانم روش کارش را این طوری توضیح می‌دهد:

«من یک دستم را برای بغل کردن استفاده می‌کنم که در واقع مانند یک غم‌خوار و شفیق حس عشق و انرژی را ایجاد کند و با دست دیگرم سعی می‌کنم او را نوازش کنم تا از طریق عصب‌های حسی پوستش انرژی خوب را به او منتقل کنم.» البته خانم «سی» تعریفی از دارد و از نظر او انرژی خوب معنایش این است که، این دست کشیدن و نوازش کردن باعث افزایش «اکسی توسین» و آزاد شدن هورمون «دوپامین» در بدن می‌شود که خودش فرایند خوش‌آیند و درمان‌گری را به دنبال خواهد داشت. البته با شرط که نوازش توسط فرد دیگری انجام شود.

او از زمانی که از ماه  نوامبر سال گذشته کارش را شروع کرده نزدیک به سی مشتری زن و مرد بین سن‌های ۲۵ تا ۴۵ ساله داشته است. مشتری‌های او اگرچه برای دلیل‌های مختلفی به سراغش آمده‌اند تا نوازش بشوند اما همه به اتفاق احساس مشترکی داشتند: «آن‌ها همه احساس خوبی‌داشتند. این می‌تواند به داد کسانی برسد که به طور مثال دچار استرس شدید هستند. مشکلاتی در محل کار و مدرسه دارند. به یاد دارم یکی از اولین مشتری‌های من دیگر آخرهای راه بود، دوست دخترش ترکش کرده بود، در حالی که او نیاز داشت آرامش داشته باشد. آدم‌ها نیاز دارند از هر راهی که می‌شود با تجربه‌های قبلی که دارند به یک حس خوب و آرامش برسند و این نوازش است که به دادشان می‌رسد.»

پاراگراف بالا هم اشاره‌ای دیگر در راستای علت به راه انداختن کلینیک «نوازش درمانی» از طرف خانم آل سی بود. البته خانم سی فقط یک نوع سرویس ندارد. او بسته‌های پیشنهادی دیگری نیز برای مشتری‌هایش دارد و در واقع «ساعتی ۸۰ دلار بده و نوازش بگیر» بسته پایه و پایین ترین سرویس است. سرویس دیگر «فیلم و نوازش با هم» برای یک ساعت ۲۰۰ دلار از دیگر خدمات اوست و البته خانم «سی» می‌گوید: «در تمام سرویس‌ها فقط کار من نوازش‌ است و بس!» او می‌گوید که در همان ابتدا بررسی می‌کند که آیا مشتری‌اش به طور کامل متوجه شده که مرز‌های کار کجاست و درک کرده که باید چه سرویسی را از او بگیرد بعد کارش را آغاز می‌کند: «من در همان ابتدا به مردم می‌گویم که این کار به طور قطع یک عمل جنسی نیست. خیلی مهم است که بتوان این دو موضوع را از هم تفکیک و البته برای مشتری روشن کرد. هم چنین برایشان روشن می‌کنم که من کجاها را نوازش می‌کنم و کجا‌ها را نه. دوباره می‌گویم، این یک رابطه احساسی و تماس و نوازش مانند رابطه مادر فرزندی است. یک مادر به طور دقیق همان منطقه‌هایی را نوازش می‌کند که می‌داند کودک نیاز دارد.»

شرکت «نوازش شما در نیویورک» هم چنین یک بسته پیشنهادی اختصاصی هم دارد که متشری می‌تواند یک شب را در کنار نوازش‌گر بخوابد و البته برای استفاده از این سرویس باید وقت قبلی گرفته شود و مبلغ ۵۰۰ دلار ناقابل هم هزینه کند. الان که دارم نگاه می‌کنم می‌بینم برای بسته پیشنهادی یک شب میهمان نوازش‌گر بودن یک تخفیف پنجاه درصدی هم ایشان گذاشته اشت که اگر می‌خواهید این بسته را داشته باشید غفلت موجب پشیمانی است. این طور که روشن است شغل و کار و کسب خانم «سی» به طور مشخص مشمول قانون‌های صنفی ایالت و شهر نیویورک نیست و تاکنون برایش قانون مشخصی در مورد نحوه اداره این شغل و حقوق طرفین مشتری، سرویس دهند نوشته نشده است. اما «آل سی» امیدوار است که مشکل این شغل غیر متعارف رفع شود و منفعت آن برای همه روشن شده و در نهایت روزی مردم با درک خوبی‌های آن «نوازش درمان» را به چشم یک درمان‌گر و روان‌شناس نگاه خواهند کرد. او ادامه می‌دهد: «روان‌شناس‌ها، قانون‌ها و استاندارد‌های حرفه‌ای خودشان را دارند و به طور کلی آن‌ها تماس فیزیکی با فرد را تایید نمی کنند. این فرصت خوبی است که به عنوان یک بخش اضافه و کمکی تماس فیزیکی به قصد درمان یا همان نوازش درمانی به کمک روان‌شناسی که فقط از طریق صحبت کردن است، بیاید.»

البته خانم «سی» بیکار هم ننشسته است. او در حال حاضر با سه نفر دیگر که در «نوازش درمانی» تبحر دارند مشغول تهیه یک آیین نامه حرفه‌ای است تا بتواند یک استاندارد مشخص را برای «نوازش» تدوین کند و در آینده با آموزش افراد علاقه‌مند «نوازش‌گران» حرفه‌ای تربیت کند و راهی جامعه علاقه‌مند به نوازش کند.

شاید شما با خواندن این نوشته به نظرتان بسیاری از جمله‌هایی تکرار شود که سال‌ها شنیده‌اید. شاید برخی هم این را از نشانه‌های «انحطاط» غرب بدانند. شاید هم به نظر دردناک بیاید. اما به نظر من اگرچه به هیچ وجه مایل به قضاوت نیستم اما این بخشی از نیاز گم شده دوره‌ای باشد که ما درش زندگی می‌کنیم. راستی چقدر زن و شوهر در جامعه ایرانی و شرقی زندگی می‌کنند که سال‌ها است، اگرچه در شناسنامه زن و شوهرند اما از یک دیگر «طلاق عاطفی» گرفته‌اند؟ چقدر رابطه‌هایی در جامه به غلط بنا می‌شود و دو آدم از غرب و شرق برای هم می‌گویند و با وحشت حتا تن به رابطه جنسی ناخواسته می‌دهند در حالی که فقط و فقط به دنبال ارضا یک نیاز عاطفی هستند.

به نظر می‌رسد «آل سی» دست بر روی نقطه حساسی گذاشته است. او می‌داند آدم امروز در میان دود و جنگ و خون و فریاد، نیازمند کمی نوازش است. چیزی که به نظر می‌رسد با افزایش روند دنیای تکنولوژی هر روز با تنها تر شدن آدم‌ها حس‌ می‌شود و البته ربطی هم دیگر به غرب و شرق ندارد فقط این جا می‌شود یکی بساط نوازش درمانی به راه بیاندازد و در خاورمیانه هنوز باید همه چیز زیر چادر باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , , , , , , 

۲ Comments


  1. فاطمه
    1

    درسته که این خانم فکر می کنه داره با نوازش به دیگران آرامش میده.اما به نظر من نوازش یه غریبه با نوازش کسی که از ته دل و با عشق تو رو لمس مس کنه خیلی فرق داره.این خانم هر کی رو که بخواد نوازش می کنه اما این نوازش آرامش جعلی به آدم میده.آرامش واقعی وقتیه که کسی هم تو اونو دوست داری و هم اون تو رو دوست داره تو رو نوازش میکنه و آرامشی که به این طریق به دست میاد خیلی عمیق و واقعیه.درسته به قول شما سکس نیست اما بازم تاثیری رو که باید داشته باشه نداره


    1. ardavan
      2

      خوب حالا اگر در جامعه‌ای آدم ها با هدف نه چندان روشن دیگر ادم ها را نوازش کنند واگر این نوازش کردن منتهی به یک باخت باشد. باز هم می شود گفت که تاثیر نداره؟ جایی که دیگر حتا یک نوازش هم ممکن است حکم یافتن طلا در ته معدن را داشته باشد، این خانم نمی تواند دست کم بخشی از ان ارامش را برای دیگران فراهم کند؟