Saturday, 18 July 2015
22 October 2020
دو قول متفاوت و متناقض

«هم ولایت و هم ریاست، هر دو از دروغ‌گویان‌ هستند»

2014 August 18

فیروز نجومی / مقاله وارده / رادیو کوچه

 

حضرت ولی فقیه، جلوه الله، خداوندگار خامنه ای، در دوشنبه بیستم مرداد، در دیدار با وزیر، سفیران و مدیران ارشد وزارت امور خارجه یکبار دیگر از بدبینی و بی حاصل بودن مذاکره با آمریکا سخن راند و گفت : رابطه با آمریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بی منفعت برود.

معلوم است که حضرت ولایت خود را آن عاقل نمیداند “که دنبال کار بی منفعت” میرود. مگر نه اینکه از آغاز به پایان مذاکره خوشبین نبوده و از بی حاصل بودن آن آگاه بوده است، با این وجود به مذاکرات تن داده است و هنوزهم  ادامه آنرا تشویق میکند و تیم مذاکره کننده  رانیز مورد تایید و تصدیق قرار میدهد. معلوم نیست که فرمانروای بزرگ، حضرت ولایت بر اساس چه محاسباتی مذاکراتی را ادامه میدهد که که نه تنها مفید نبوده است زیانبار هم بوده است.  اهانت بیشتر و تحریمات هم بیشتر شده است، همچنانکه خود بدان اشاره میکند. آیا حضرت ولایت انتظار داشت که از این معرکه سربلند بیرون بیاید و مدال پیروزی بگردن بیاندازد که هم سانتر فیوژها را نگاه داشته است و هم راکتور آب سنگین اراک و هم تحریمات اقتصادی برچیده شده است. توجیه، تایید و تصدیق مذاکرات از یک طرف و از دیگر طرف هرگونه تعامل و مذاکره با شیطان را محکوم به شکست نمودن، پیوسته دلالت بر سقوط مذاکرات در آینده میکرد، آینده ای که حضرت ولایت از ابتدای مذکرات از آن با خبر بود.

khamnei

این اتقاقی نیست که مذاکرات هسته ای بهمان نقطه ای میرسد که از پیش ولی فقیه نشانی آنرا داده بوده است. چون پیوسته “تقابل ” بوده است نه “تعامل ” با قدرتها جهانی برهبری آمریکا. زیرا که تقابل  رمز بقا و دوام نظام، رمز گسترش سلطه وپیروزی بر مخالفین داخلی و بر پاداری نظام اسلامی، نظام فرمانروایی و فرمانبری، نظام سلطه و سکوت  بوده است و باید همچنان ادامه یابد . رهبر حکومت اسلامی همچون رهبران حماس فکر میکنند از موضع ضعف میتوانند اراده و خواست خود را بر دشمن تحمیل کنند. حضرت ولایت، مذاکره کننده گان را گیسل داشته است که پوزه دشمن را بخاک بمالد. چیزی کمتر از این برای ولایت، برای “دلواپسان  ” سرشکستگی است و خواری. اینان بر آنند که با دشمن نباید، لب بخنده گشود و در سرور و شادی به گفتگو پرداخت. گویا خنده های جواد ظریف، وزیر امورخارجه، با قدرتهای جهانی بویژه با خاتم اشتون، همچون نشتری قلب رئوف حاج سعید قاسمی، یکی از فرماندهان جنگ حق علیه کفر، را شکافته است و حیثیت او را بر باد داده است.

در نتیجه، حضرت ولایت هرگز دست از تقابل با امریکا بر نداشته است حتی در زمانیکه در حال تعامل با دشمن بود. وی با یک دست تقابل میکرد و با دست دیگر تعامل. با این وجود  این سبب نمیشد که حاج سردار قاسمی  نگران نتایج مثبت مذاکرات نباشد. چرا که تعامل با شیطان را اولین گام بسوی خواندن فاتحه برای ولایت فقیه بر میشمرد. در اینجا البته که حق با حاج اقا قاسمی است، صلح و دوستی، پایان خشونت است و انتقام ستانی.

حضرت ولایت، اما، ممکن است که با ارائه چهره ای تازه از حکومت اسلامی به جهان، موافقت کرده باشد، چهره ای نرم و آرام،  شاد و خندان. به معرض نمایش گذاردن نمایندگانی آراسته، بسی بسیار حرفه ای و جدی، زبده و متخصص و کارشناس و دانا برمز و رموز دیپلماسی، نه آماده جنگ به تن، سرشار از اعتبار برای ولایت بوده است بویژه در زمانیکه داعشی ها چهره اصیلی را از اسلام  به جهان عرضه میکنند، که نظام ولایت در نزدیک به ٣۶ سال و طالیان در افغانسان در نزدیک به بیست سال پیش از این، ارائه داده بودند: اسلام، دین جهاد و شهادت، دین خشونت و بیرحمی و انتقام ستانی، دین فرمانروایی و فرمانبری. هنوز هم همین اسلام اصیل است که خداوندگار خامنه ای را به تقابل با قدرتهای جهانی وا میدارد.

daesh

آیا میتوان سخنان ولی فقیه را با سخنرانی جنجال بر انگیز رئیس جمهوری در دو روز زود تر که  در جمع سفرا و دیپلماتها ی ارشد ایراد کرد، مرتبط دانست؟ بدون تردید. آنها دو روی یک سکه هستند. یکی از موضع تقابل دفاع میکند و دیگری از موضع تعامل، یکی از طرح ادامه دشمنی سخن میگوید دیگری از طرح همزیستی و همکاری. اما دیر زمانی ست که موضع تمایل تحت هجوم پاکدینان قرار گرفته و همایش ها برپا کرده بسی ناله “نگرانی” و “دلواپسی ” بر آرند، از آن ناله های دل آزار. که گویا سبب بغض در گلوی رئیش جمهور شده بوده است. در سخنرانی دو روز پیش، بغض او ناگهان میترکد و بسیاری را سخت متعجب و شگفت زده میکند. چرا که وی  بجای تعامل به تقابل پرداخته بود و از ادبیاتی استفاده کرده بود که دون شان رئیس اعتدال است. وی  رقبای سیاسی خود را به سبک و شیوه رئیس جمهور سابق، مورد هجوم و حمله قرار میدهد و آنها را “بزدل سیاسی،” تعامل هراس ” و “مذاکره هراس” مینامد. با این حال بر عکس حضرت ولایت به آینده مذاکرات اظهار امیدواری میکند و خاطر نشان میسازد که:

دولت بر تعامل سازنده با دنیاست و شما “باید کمربند دیپلماتیک خود را محکم کنید و به میدان بیائید.

چهره جمهوری اسلامی ایران در سالیان گذشته به ناروا و غلط، مشوش جلوه” داده شده و نمایندگی های ایران در خارج باید “این چهره را برگردانند و چهره واقعی را به دنیا معرفی کنند.

دو قول متفاوت و متناقض، بدون آنکه نافی یکدیگر باشند، مثل همزیستی ولایت و ریاست. یکی حرف دین را میزند، دیگری حرف سیاست. یکی مطلق اندیش است و چیزی جز سفید و سیاه در جهان هستی نمیبیند. او شیفته پیشرفت است و گامهای بلند بسوی آینده تا بتواند بگذشته باز گردد. آینده حضرت ولایت، گذشته است. او از صحرای کربلا ست که الهام میگیرد. گرفتی بر او نیست اگر در برابر آمریکا خود را همچون حسین مظلوم ببیند.

مسلم است که در نظام ولایت، این دین است حاکم بر سیاست. حرف ولایت، حرف آخر است. روحانی نمیتواند خود را به آینده متعهد سازد، به آینده ای که از آن بشر آزاد است، یک پا را در گذشته نگاه داشته است. این است که دریافته است  با هر پیشروی، به گذشته باز کشیده میشود، مبادا که فراموش کند خدمت به ولایت ارجح است بر خدمت به ملت. روجانی نه از گذشته بریده است و نه آماده است قدمهای بلند بسوی آینده بردارد.

rohani

با هم، اما،  در یک جنبه در وحدت اند و آن اینست که هم دین و هم سیاست، هر دو دشمن آشتی ناپذیر حقیقت اند. یعنی هر دو هم ولایت و هم ریاست از دروغگویانند. هر دو، دشمنان و منتقدان خود را خوار و حقیر میکنند و مورد تهمت قرار میدهند تا زمینه را برای فرا افکنی، برای گریز از سوال و بدوش گرفتن مسئوولیت، فراهم آورند.

همچنانکه حضرت ولایت از زبان دین دروغ میگوید وقتی اظهار میدارد که آمدند گفتند که اگر ما با آمریکا مذاکره کنیم، همه چیز درست میشود و مذاکره را ادامه میدهیم بصرف بی ضرربودن آن. ریاست جمهوری نیز دروغ میگوید وقتی اعلام مینماید که ؛ خط قرمز ما هیچ چیز جز منافع ملی ما نیست. این در حالی ست که ریاست جمهوری هرگز روشن نکرده است که غنی سازی هسته ای به هر قیمتی جز منافع ملی محسوب میشود یانه ؟ اگر منافع ملی در تعلیق غنی سازی هسته ای در تمام فاز ها ی مختلف آن است چرا آقای رئیس جمهور از راندن حقیقت بزبان خود داری میکند، همچنانکه در موارد دیگری نیز چشمان خود را بر روی حقیقت بسته است از جمله سکوت در باره خبرنگاران زندانی در روز “خبرنگار.”

این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است.

بیشتر بخوانید

اسلحه‌ات را بر زمین بگذار ای مومن

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,