Saturday, 18 July 2015
16 October 2021
کافه کوچه هفتم

«قصه‌های دوگانه»

2014 September 11

آزاد عزیزیان/رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

گزارش هفته:

هفتاد و یکمین دوره‌ی «جشنواره‌ی فیلم  ونیز»  روز شنبه  ششم سپتامبر به پایان رسید. در هفتاد و یکمین دوره‌ی قدیمی‌ترین جشنواره‌ی سینمایی دنیا، فیلم «کبوتری روی شاخه به وجود می‌اندیشد»، ساخته‌ی« روی آندرسون»  از سوید، شیر طلایی بهترین فیلم را از آن خود کرد. سینماگری که بن‌مایه‌ی آثارش سرشار از استعارات و نکات فلسفی، سیاسی و اجتماعی است.  جایزه‌ی شیر نقره‌ای بهترین کارگردان به  «آندری کونچالوفسکی» ٧٧ ساله  برای فیلم «شب‌های سفید مرد پستچی» از روسیه تعلق گرفت. فیلم «قصه‌ها»، ساخته‌ی «رخشان بنی‌ اعتماد» جایزه‌ی بهترین فیلم‌نامه را از هیات داوران دریافت کرد و جایزه‌ی ویژه‌ی هیات داوران به فیلم «سیواس» ساخته‌ی «کان مژده‌چی» محصول مشترک ترکیه و آلمان تعلق گرفت.

1

کبوتری روی شاخه به وجود می اندیشد

در بخش بازیگری، جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد به « آدام درایور» و بهترین بازیگر زن به «آلبا رورواچر» اعطا شد.

حضور فیلم «قصه‌ها»ی بنی اعتماد اما جنجال‌های خاص خود را به دنبال داشته است. خبرگزاری فارس روز پنج‌شنبه، ١٣ شهریور در گزارشی اعلام کرده بود که وزیر فرهنگ و ارشاد از دادن مجوز به ساخت فیلم «قصه‌ها» و حضورش در جشنواره‌ی ونیز انتقاد کرده است. روز شنبه ١۵ شهریور اما رییس سازمان سینمایی اعلام کرد که سخنان وزیر ارشاد به درستی منتقل نشده است و رخشان بنی اعتماد تمام موارد قانونی را تا به امروز به درستی رعایت کرده است.

رخشان بنی اعتماد اعلام کرده بود که شرط حضورش در جشنواره‌ی ونیز، فراهم شدن شرایط نمایش فیلم‌اش در ایران است.

«قصه‌ها» حدود سه سال پیش ساخته شد و پس از آن‌که مدتی از دادن مجوز نمایش به آن امتناع ورزیده شد، در آذر ٩٢ پروانه‌ی  نمایش دریافت کرد و هنوز اکران عمومی نشده است.

2

رخشان بنی اعتماد

 

تاریخ سینما:

نخستین کارگردانی که ارزش صدای فیلم را کاملن دریافت، «رنه کلر» فرانسوی بود. کلر که ابتدا با فیلم ناطق مخالف بود، اصرار می‌ورزید که تفوق عنصر تصویری فیلم باید محفوظ بماند و می‌گفت که فیلم ناطق نباید تیاتری توی قوطی باشد. این عقیده در میان سینماگران آن زمان کمابیش انقلابی بود و رنه کلر به زودی بیش از هر کارگردانی در جهان مورد تحسین و تقلید قرار گرفت. وی در فیلم‌های «زیر بام‌های پاریس»، «میلیون» و «آزادی از آن ماست» حداقل مکالمه را به کار برد و از موسیقی و آواز دسته‌جمعی و سرو‌صدا برای تکمیل و توضیح تصاویر فیلم استفاده کرد. کلر با به کار بردن صدای غیر منطبق با تصویر، یا به عبارت دیگر، صدایی که نه بر طبق بلکه بر ضد تصاویر به فیلم افزوده می‌شد، آزادی و روانی تازه‌ای برای هنر سینما به دست آورد. اگر شنیدن صدای بسته شدن در کافی باشد، نشاند دادن در چه لزومی دارد؟ یا وقتی که ساعتی را می‌بینیم، شنیدن تیک‌تاک آن چه لازم است؟

کاری که کلر انجام داد و کارگردانان هنرمند در همه‌جا می‌کوشیدند که انجام دهند، عبارت بود از کشف راهی برای تسلط یافتن بر همه‌ی عواملی که در ساختن فیلم ناطق به کار می‌فت. هم‌چناکه در دوره‌ی فیلم صامت آنچه در برابر دوربین قرار داشت در اختیار کارگردانان بود. کلر نشان داد که بسیاری از شیوه‌های فیلم صامت هنوز اعتبار خود را حفظ کرده‌اند و آنچه پرده‌ی سینما را زنده نگه می‌دارد کلمات نیست، بلکه تصاویر است و همه از این کشف وی خرسند شدند. آثار کلر برای آن کسانی که در استودیوهای آمریکایی می‌کوشیدند که سینما را از زندان تیاتر توی قوطی آزاد کنند، ارزش خاصی داشت. آن‌ها جسارت ساختن فیلم‌هایی نظیر فیلم‌های کلر را نداشتند، اما استقبال تماشاگران و منتقدان از فیلم‌‌های کلر به آن‌ها دل و جرات داد که پیش بروند.آغاز دوره‌ی ناطق مانند نخستین دهه‌ی فیلم صامت بود. یعنی زمینه‌ی کار هنوز در مرحله‌ی آزمایش بود و کارگردانان برای تشخیص این‌که شیوه‌های جدید، تا چه اندازه توفیق یافته‌اند، میزان فروش بلیط را در نظر می‌گرفتند و برای فراگرفتن نکته‌های مفید، چشم به دست یکدیگر می‌دوختند.

فیلم هفته:

«جولی تیمور» کارگردان فیلم «فریدا» در مورد این نقاش مکزیکی می‌گوید: برایم مهم نیست که شما درباره‌ی فریدا کالو زیاد می‌دانید. در واقع آن‌ها که چیزی نمی‌دانند زمان خوشی را خواهند گذراند، چون فیلمی درباره‌ی زنی عجیب و غریب و غیرعادی است. موضوع بر سر آن نیست که تماشاگر هنگام ورود به سینما چیزی درباره‌ی او می‌دانسته است یا خیر، بلکه بر سر این است که هنگام ترک سینما چه حقایقی را در ذهن به همراه خواهد برد. فیلم تیمور براساس بیوگرافی نوشته‌ی «هایدن هررا» در سال ١٩٨٣ ساخته شده است.  فریدا در خانواده‌ای رشد می‌کند که پدری نقاش و عکاس یهودی-آلمانی و مادری دو رگه‌ی اهل مکزیک دارد. آن‌ها به دلیل نداشتن فرزند پسر، حالتی از پسرانگی را در در فریدا درونی می‌کنند و هم‌زمان رابطه‌ی نزدیک او با پدرش، پسر درون او را هر لحظه فعال می‌کند. دوگانگی روانشناختی فریدا از آن پس باعث می‌شود که احساسات متناقض‌اش را نه تنها در جنس مخالف بلکه در جنس موافق نیز با حالتی از هم‌جنس‌خواهی دنبال کند. درد و رنج‌های جسمانی او به علت بیماری‌های جسمی و تصادف ماشین در ایام جوانی، او را وامی‌دارد که یا پسرانگی درون‌اش را تقویت کند و یا به یک مردانگی خارج از خود تکیه کند. اما ازدواج او با ریورا یعنی نقاش و فعال سیاسی معروف آن دوران که به قول  خودش با فریدا صادق ولی بی‌وفا است، این نیاز روانی او را جبران نکرده و وی باز به سوی بخش پسرانه‌ی درون‌اش رجوع کرده و با ارتباط گرفتن با هم‌جنس‌های خود آن را تقویت می‌کند.

3

 

فریدای تنها و در بستر افتاده با نقاشی‌هایی که از خود می‌کشد فقدان دلسوز و پرستار نابوده‌اش را برای خود جبران می‌کند. در نهایت می‌توان گفت که عمده‌ترین مساله‌ی روانشناختی فریدا رنجی است که او از دوگانگی‌ها می‌برد. دوگانگی فریدای سنتی و مدرن که در نقاشی «دو فریدا» به تصویر کشیده است، دوگانگی بین پدر و مادر درونی شده‌اش، دوگانگی بین پسرانگی و دخترانگی‌اش و…. که سرانجام می‌توان گفت این دوگانگی‌ها زمینه‌ساز دوگانگی‌های سیاسی و اجتماعی وی نیز می‌شوند. او برای سرکوب این دوگانگی ها در نهایت به استالینیسمی روی می‌آورد که کهن الگوی مردانگی را در خود دارد و به عنوان فردی ظالم و جبار و دیکتاتور هیچ نشانی از زنانگی روانی در او نیست و برای بودن وی وجود یک رابطه‌ی شخصی و واقعی مورد نیاز نیست. چنین کلنجار درونی ای را می‌توان در آثار وی نیز دید. ریورا در وصف آثارش می‌گوید فریدا با قلب‌اش نقاشی می‌کشد و این درد و رنج تا جایی ادامه می‌یابد که در آخرین جمله‌ی فیلم با آرزوی برنگشتن فریدا روبه رو می‌شویم.

4

لئون تروتسکی رد کنار ریورا

«ژاله‌ سهند» در مورد حضور تروتسکی در مکزیک و ترک خانه‌ی پدری فریدا که در فیلم رابطه‌‌ی عاشقانه‌ی پنهانی وی با فریدا به عنوان دلیل اصلی مطرح می‌شود برای کافه‌ی کوچه هفتم چنین نوشته است:

ژاله سهند: در سال ١٩٣۶ ریورا به دلیل گرایشات سیاسی‌اش به مواضع سیاسی تروتسکی، انقلاب جهانی او و درضدیت با انقلاب در یک کشور استالین، دولت «لازارو کاردناس» پرزیدنت مکزیک را متقاعد کرد که به تروتسکی و «ناتالیا» یعنی همسر وی که استالین  مانع  کشورهایی  که آن‌ها می‌خواستند درآن‌‌جا اجازه اقامت بگیرند، می‌شد، اجازه اقامت در مکزیک دهد. لازارو کاردناس که بخاطر ملی کردن صنعت نفت از طرف امریکا و چند کشور اروپایی دیگر متهم به دست‌نشاندگی از شوروی شده بود، برای این‌که مستقل بودن خود را از رژیم استالین اثبات کند به تروتسکی وناتالیا در سال ١٩٣٧ اجازه پناهندگی در مکزیک را داد وآن‌ها برای مدت دو سال در خانه فریدا و ریورا اقامت گزیدند. ریورا در سال ١٩٣۶ به گروه تروتسکیست  مکزیک پیوست و این موضوع موجب انتقادات شدید حزب  کمونیست (استالینیست) به او گردید. ریویرا که به خاطر عدم ثبات عملی و فکری‌اش در حال تغییریابی بود در سال ١٩٣٨، اختلافات سیاسی اش با تروتسکی عمیق‌تر شده و بر سر موضوعات بسیاری منجمله حمایت ریورا از  «فرانسیسکو موخیکا» سیاستمدار مکزیکی که تروتسکی او را کاندیدای بور‌ژوازی می‌دانست، راه‌شان از هم شروع به جدایی گردید. بدین ترتیب ریورا از انترناسیونال چهارم استعفا داده و تروتسکی در روز ١١ ماه ژون  ١٩٣٨ به مطبوعات مکزیک اعلام کرد که دیگر ” اتحادی معنوی” مابین خودش و ریورا احساس نمی‌کند. او بدین طریق از مهمان‌داری ریویرا سر باز زد وچند روز بعد ازاین واقعه آن‌ها منزل فریدا وریورا  را ترک کردند. ولی شایعات حاکی از این بوده است که دلیل ترک کردن خانه فریدا، حسادت ریورا به علت توجه زیاد فریدا به تروتسکی بوده است که او را همواره مرد پیر می‌نامید و شایعه این‌که او و فریدا در رابطه‌ای عاطفی  قرار گرفته بودند. «استبان ولکوف» نوه تروتسکی که بعد از به قتل رسیدن پدرش توسط استالین با تروتسکی و ناتالیا زندگی می‌کرد در مقاله‌ای برای گاردین در سال ٢٠٠٣ نوشت؛ شایعات ارتباط تروتسکی با فریدا را قابل تردید می‌داند. چرا که تروتسکی تمامن درحفاظت دایمی محافظان خود به سر می‌برد و این مساله امکان داشتن رابطه‌اش با فریدا را غیرعملی می‌کرد.

مطالب مرتبط

از پازولینی تا اتفاق

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , , , , ,