Saturday, 18 July 2015
25 October 2021
زیر یه خم

«از گم شدن ۴٠٠ هزار دلار در فدراسیون فوتبال تا انتقادی از فرهاد مجیدی»

2014 October 24

مسیب سروندی / رادیو کوچه

 

با یکی دیگر از برنامه‌های زیر یه خم هم‌راه شما هستیم و در این برنامه به اخبار مختلفی که بیشتر از فوتبال و حواشی آن انتخاب شده است خواهیم پرداخت، چند جمله‌ای را هم برای فرهاد مجیدی داریم که این روزها به نظر می‌رسد انتقاد بر او وارد است و البته در خصوص پول‌های جدید گم شده در فدراسیون فوتبال و کلیات ماجرای پخش نشدن مسابقات لیگ‌برتر فوتبال.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 «تاثیر پخش نشدن بازی‌ها بر عمل‌کرد داوران»

عدم پخش تلویزیونی مسابقات هفته دوازدهم لیگ‌برتر فوتبال ایران بر عوامل مختلفی تاثیرگذار بوده که یکی از آنها عمل‌کرد داوران بوده است.

پس از عدم تفاهم فدراسیون فوتبال با صدا‌و‌سیما هیچ‌یک از دیدارهای هفته دوازدهم لیگ‌برتر پخش تلویزیونی نشد و حتا دوربین‌های برنامه‌های مختلف نیز حق ورود به ورزشگاه‌ها را پیدا نکردند.

درحالی‌که اکثر باشگاه‌ها در دنیا، ۶٠ درصد هزینه‌های یک فصل خود را از طریق حق پخش تامین می‌کنند،این نکته مهم در فوتبال ایران هنوز لاینحل مانده و صداوسیما حاضر به پرداخت حق فوتبال نیست و فدراسیون نیز می‌خواهد برای یک‌بار هم که شده مقابل این مسئله بایستد.

این اقدام علاوه بر این‌که بسیاری از جوانان را از تماشای این مسابقات محروم کرد، مشکل دیگری نیز در این هفته ایجاد کرد که چندان به آن پرداخته نشد و آن موضوع قضاوت داوران بود.

به نظر تماشاگران در ورزشگاه یادگار امام تبریز، نبودن دوربین‌ها و انعکاس نداشتن مسابقات سبب شد تا داوران این هفته لیگ‌برتر مسابقات را به گونه‌ای قضاوت کنند که نشان می‌داد آنان نگران اتفاقات پایان مسابقات نیستند، چرا که هیچ‌کدام از تصمیمات آنان تصویر‌برداری نشد و تصمیمات آنان بازتابی ندارد.

این مشکل و به خصوص در آخرین دیدار هفته دوازدهم بین تیم‌های تراکتورسازی و پیکان تهران بیشتر دیده شد که بارها اعتراض تماشاگران و کادر‌فنی تراکتور را در برداشت.

«هادی دزفولی» از داوران قدیمی و نام‌دار فوتبال ایران که قضاوت‌های ایده‌آل وی در گذشته فراموش نمی‌شود در این خصوص گفت: هر چند داوران کشور ایران تلاش زیادی انجام می‌دهند اما اصولن کار آنان در حد ایده‌آل نبوده است و حالا که عمل‌کرد آنان زیر ذره‌بین نمی‌رود احتمال بالا رفتن اشتباهات تاثیر‌گذار بسیار بیشتر می‌شود.

dawar

وی با اشاره به این‌که تمامی داوران تلاش می‌کنند تا عمل‌کرد خوبی داشته باشند ادامه داد: وقتی مسابقات پخش مستقیم باشد و در برنامه‌های مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد به طور یقین همه عوامل یک مسابقه اعم از بازیکنان، مربیان و داوران تلاش بیشتری انجام می‌دهند، چرا که عمل‌کرد آنان ارزیابی می‌شود.

دزفولی گفت: وظیفه عوامل یک بازی فوتبال این است تا خوب باشند و نباید به این سبب تشویق شوند، اما تدوام در خوب بودن است که تشویق را مهیا می‌سازد.

این کارشناس افزود: اگر یک بازی شرایط فنی خوبی داشته باشد به طور طبیعی عمل‌کرد داور نیز بهتر می‌شود اما در سال‌های اخیر سطح فنی مسابقات و طبیعتن داوری‌ها ایده‌آل نبوده است.

وی ابراز امیدواری کرد تا مشکلات موجود برطرف شده و پخش مستقیم دیدارهای لیگ‌برتر سبب بالاتر رفتن سطح فنی مسابقات و در کنار آن داوری‌ها شود.

فوتبال ایران که سال‌هاست نام حرفه‌ای را یدک می‌کشد و مسوولان آن با افتخار از رضایت مسوولان کنفدراسیون فوتبال آسیا از حرفه‌ای بودن ما صحبت می‌کنند، دوباره با شرایطی روبه‌رو شده که به نظر می‌رسد این‌بار ارگان‌های تاثیر‌گذار کشور چون مجلس شواری اسلامی باید برای حل‌و‌فصل آن پای به میدان بگذارند تا بیش از این آسیب‌های مخرب به سوی فوتبال و در نهایت جامعه جوان کشور حرکت نکند.

«چهارصد هزار دلار در حساب فدراسیون فوتبال گم شد»

داستان‌های پر از ابهام در فدراسیون فوتبال ادامه دارد و این‌بار تعدادی دلار در مثلث برمودای فوتبال گم شده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، چند وقت پیش بود که سایت نود خبر از گم شدن نه‌صد هزار دلار در فدراسیون فوتبال داد و بعد یکی از روزنامه‌های سیاسی (اعتماد) کشور ایران در گفت‌و‌گو با «کریم بهرامی» رییس هیات فوتبال استان قم خبر از نه‌صد هزار دلاری داد که وارد حساب‌های فدراسیون فوتبال نشده‌اند و حالا مثل این‌که این ماجرا وارد فاز تازه‌ای شده است.

کریم بهرامی رییس هیات فوتبال استان قم اعلام کرده بود که فدراسیون فوتبال نه‌صد هزار دلار قبل از جام‌جهانی در‌آمد داشته که آن را وارد حساب‌های فدراسیون نکرده است و حالا مثل این‌که اتفاق‌های جدیدی در حال افتادن است. به نظر می‌رسد که چهارصد هزار دلار در حساب فدراسیون فوتبال گم شده باشد و البته شاید پانصد هزار تای دیگر هم گم شود! و به این ترتیب فعلن گم شدن چهارصد هزار دلار تایید شده و شایعه گم شدن پانصد هزار دلار دیگر هم در حال تایید شدن است.

با پیگیری‌های که سایت برنامه نود انجام داده، از ماجرای عجیبی پرده برداشته شده که سرنخش به همان حرف‌های کریم بهرامی رییس فوتبال استان قم بازمی‌گردد و البته یکی دو رییس هیات دیگر مثل «سعید آگشته» رییس هیات فوتبال استان قزوین آن را تایید کرده‌اند و حتا برخی از اعضای هیات‌رییسه فدراسیون فوتبال هم از این ماجرا با خبر شده‌اند و به شدت عصبانی هستند.

یکی از این روزنامه‌نگاران ورزشی که پس از انتشار خبر در سایت برنامه نود پیگیر این ماجرا بوده است در صفحه شخصی‌اش نوشته است: «علی کفاشیان»، «مهدی محمدنبی» و «هادی آیت‌اللهی» این شب‌ها خواب ندارند. سرنوشت رییس فدراسیون فوتبال ایران با آن دو عجیب گره خورده و دو نفر دیگر آقای «کفاشیان» را تهدید کرده‌اند اگر کنارشان بگذارد، دست به افشاگری می‌زنند.

90

همان‌طور که می‌دانید علی کفاشیان برای برکناری مهدی محمد‌نبی و سیدهادی آیت‌اللهی تحت فشار است اما این‌کار را هنوز انجام نداده است. اما ماجرای افشاگری چیست. روزنامه‌نگار در ادامه نوشته است: افشاگری؟ علی کفاشیان؟ مگر او به صداقت، مظلومیت و سلامت مالی شهره نیست؟ پس چه اتفاقی افتاده است؟ چرا فدراسیون در سکوت عجیبی فرو رفته است؟ ترس در همه وجود فدراسیون‌نشینان نشسته است. خبرهایی در راه است احتمالن. یکی از پرونده‌های کوچک مربوط به کمک نقدی وزارت امور‌خارجه ایران است.

این کمک‌ها همان کمک‌هایی است که قبل از جام‌جهانی انجام شد و همان‌طور که قبلن هم سایت برنامه نود اشاره کرده بود، چهارصد هزار دلار از طریق وزارت امور خارجه به تیم‌ملی کمک شده‌است که می‌شود بیشتر از یک میلیارد و دویست میلیون تومان.

آن‌طور که خبرها به بیرون درز کرده است، سه نفر از کارمندان فدراسیون فوتبال (که نام دو نفر هم مشخص شده و یکی از آنها یکی از کارمندان زن فدراسیون فوتبال است) مامور وصول پول می‌شوند و به ذی‌حسابی وزارت امور‌خارجه می‌روند و شخصی به نام «محمدی» زیر‌بار پرداخت نقدی نمی‌رود و خواهان ریختن حساب به حساب ارزی فدراسیون فوتبال می‌شود، اما سه کارمند فدراسیون که مامور بوده‌اند، زیر‌بار نمی‌روند و پول را به صورت نقدی می‌خواهند بحث‌ها و جدل‌ها ادامه پیدا می‌کند تا این‌که کارمندان با رییس فدراسیون فوتبال تماس می‌گیرند و گوشی را به محمدی می‌دهند و کفاشیان با لحن تندی به محمدی می‌گوید به شما ربطی ندارد و پول را به همین‌ها بدهید! البته محمدی که این روزها ذی‌حساب وزارت امور‌خارجه در سازمان ملل و نیویورک است، مجبور به پرداخت نقدی می‌شود و البته خلاف دستور وزارت امور‌خارجه برای پرداخت به حساب ارزی عمل می‌کند.

حالا داستان از این قرار است که خبر این پرداخت حالا افشا شده است اما در هیچ حسابی یافت نشده است! آن‌طور که از خبرها و روایت‌ها بر‌می‌آید در واقع هیچ سندی به عنوان در‌آمد در این‌باره اعلام نشده است و همه از آن اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند! اعضای هیات‌رییسه هم در این‌باره به شدت نگران و عصبانی شده‌اند طوری‌که کفاشیان جرات نمی‌کند جلسه هیات‌رییسه را تشکیل دهد و در نهایت اعضای هیات‌رییسه مجبور به واکنش سختی هم شده است.

در هر حال روزنامه‌نگار ورزشی که مشخص است از کلیت ماجرا با خبر است نوشته است نبی، آیت‌اللهی و کفاشیان هم‌چنان سکوت کرده‌اند. بوی تخلف به مشام می‌رسد و به قول همان روزنامه‌نگار ممکن است یک فساد سازمان‌یافته دیگر اتفاق افتاده باشد. آن‌هم برای فدراسیونی که حساب‌رس آن فردی نزدیک به علی کفاشیان است و برادر خانمش هم مسوول مالی فدراسیون منصوب شده است. سایت برنامه نود در گفت‌و‌گو با برخی اعضای هیات‌رییسه تاییدیه این ماجرا را گرفته است و به همین دلیل کلیت این گزارش را منتشر می‌کند. روزنامه‌نگار در پایان صحبت‌هایش می‌نویسد که تازه متوجه شده که کفاشیان در یکی از برنامه‌های تلویزیونی گفته بود «هفت‌صد میلیون اختلاف بودجه در فدراسیون، پول خرد است» و با این تفاسیر حق داشته است.

اگر ریخته شدن پول‌های میلیاردی به حساب‌های شخصی صحت داشته باشد، آن‌وقت یک رسوایی مالی در راه است. در هر حال گفته می‌شود که همین اتفاق درباره پانصد هزار دلار اسپانسرینگ کوکا کولا هم افتاده است. نکته‌ای که کریم بهرامی رییس هیات قم که خودش یک حسابرس است به آن اشاره کرده بود و کسی جدی نگرفته بود.

«مقایسه حق‌پخش فوتبال کشورها با ایران»

در حالی‌که فدراسیون فوتبال برای پخش تلویزیونی یک فصل لیگ‌برتر ایران درخواست صد و شصت میلیارد تومان کرده است، صدا‌و‌سیما تنها حاضر به پرداخت بیست میلیارد تومان است.

درآمد لیگ فوتبال عربستان از حق پخش تلویزیونی مسابقات یک فصل، تقریبن دو برابر درخواست فدراسیون ایران از سازمان صدا‌و‌سیما است.

با بالا گرفتن اختلاف میان فدراسیون فوتبال و صدا‌و‌سیما بر سر میزان حق پخش تلویزیونی مسابقات لیگ‌برتر، «علی کفاشیان» با ارسال نامه‌ای به سازمان لیگ، ورود دوربین‌های تلویزیونی به ورزشگاه‌ها را ممنوع اعلام کرد.

به این ترتیب هیچ‌کدام از مسابقات هفته دوازدهم لیگ‌برتر پخش تلویزیونی نداشت تا این چالش وارد مرحله جدیدی شود.

دبیرخانه شورای راه‌بردی وزارت ورزش و جوانان نیز پس از این اتفاق، میزان درآمد لیگ کشورهای عربستان، ایتالیا، انگلیس، ترکیه، فرانسه و آلمان را منتشر کرد.

22

در حالی‌که فدراسیون فوتبال برای پخش تلویزیونی یک فصل لیگ‌برتر ایران درخواست صد و شصت میلیارد تومان کرده است، صدا‌و‌سیما تنها حاضر به پرداخت بیست میلیارد تومان است.

مقایسه این مبالغ با میزان درآمد لیگ‌های خارجی از حق پخش تلویزیونی بسیاری از حقایق را درباره ضرورت پرداخت حق باشگاه‌ها مشخص می‌کند.

درآمد لیگ‌های شش کشور خارجی از حق پخش تلویزونی به شرح زیر است:

عربستان: ده سال یک میلیارد دلار معادل سه تریلیون و بیست میلیارد تومان.

ایتالیا: یک فصل نه‌صد و پنجاه میلیون یورو معادل سه تریلیون و هشت‌صد و هشتاد و پنج میلیارد و پانصد میلیون تومان.

انگلیس: سه سال پنج میلیارد پوند معادل بیست و چهار تریلیون و صد و پنجاه میلیارد تومان.

ترکیه: یک سال صد و بیست و سه میلیون دلار معادل سی‌صد و هفتاد و یک میلیارد و چهار صد و شصت میلیون تومان.

فرانسه: یک فصل شش‌صد و شصت و هشت میلیون یورو معادل دو تریلیون و هفت‌صد و سی و دو میلیارد و صد و بیست میلیون تومان.

آلمان: یک فصل چهار‌صد و بیست میلیون یورو معادل یک تریلیون و هفت‌صد و هفده میلیارد و هشت صد میلیون تومان.

«دولت و وزارت ورزش علیه تلویزیون»

در حالی‌که اهالی فوتبال با تعجب از حرکت اخیر «علی کفاشیان» حرف می‌زنند، منابع آگاه مدعی هستند اصلن در این ماجرا کفاشیان کاره‌ای نیست و دولت و وزارت ورزش مقابل صدا‌و‌سیما قرار دارند.

به گزارش رادنیوز، وقتی دقایقی از ساعت ١٧:٠٠ روز سه‌شنبه گذشت و تلویزیون بازی سایپا و پرسپولیس را نشان نداد، مشخص شد علی کفاشیان یک‌بار برای همیشه برخلاف گذشته، روی حرف خود ایستاده و قصد عقب نشستن ندارد. قهرمان بلامنازع عقب‌نشینی این‌بار جفت پای خود را داخل یک کفش کرد و دوربین‌های تلویزیونی را به ورزشگاه آزادی راه نداد.

kafashian

خیلی‌ها شروع به تعریف از کفاشیان کردند و اغلب اهالی فوتبال با تعجب از خودشان پرسیدند یعنی چه اتفاقی افتاده که رکورد‌دار سازش و تغییر موضع، این‌بار از مواضع خود عقب‌نشینی نکرده است؟!

هر یک از اهالی فوتبال از زاویه دید خود به این سوال پاسخ می‌دادند که ناگهان برخی منابع آگاه به رسانه‌ها هشدار دادند راه را اشتباه نروند و تصور نکنند کفاشیان پشت ماجرای جلوگیری از ورود دوربین‌های تلویزیونی به ورزشگاه‌هاست.

این منابع آگاه مدعی هستند دولت که با صدا‌و‌سیما مشکل دارد از طریق وزارت ورزش به کفاشیان گفته به هیچ‌وجه عقب‌نشینی نکند و روی مواضع خود بایستد.

«فراموشی بی‌درمان که نیست، آقای اسطوره»

می‌توان برای فرهاد هر روز و همه روز تکرار کرد مردانی را که روزی روزگاری برای او نردبان ترقی بودند و جوان‌هایی که روزی خود او جای آنها بود.

گروه ورزشی مشرق، «من علیرضا جهانبخش را نمی‌شناسم…» این کلیدی‌ترین جمله‌ای بود که از زبان «فرهاد مجیدی» در برنامه نود شنیدیم. منهای آن ادعایش در مورد رسانه‌ها و تیتری که روی جلد روزنامه خبر ورزشی بیش از یک‌و‌نیم دهه پیش نشسته بود و البته اگر بگذریم از ادعاهای عجیبش در مورد نخستین ترک استقلال در زمان مربیگری مظلومی و مدیریت فتح‌اله‌زاده! کلید حرف‌های فرهاد مجیدی همین یک بخش بود. جایی که ادعا کرد بازیکنی که سه بازی برای ایران در جام‌جهانی بازی کرده، همین امروز موفق‌ترین بازیکن ایرانی شاغل در اروپا است و البته در تیم امید ایران بازوبند کاپیتانی را بر دستش می‌بندد را نمی‌شناسد. نمی‌شناسی؟! تو فرهاد مجیدی هستی؟!

فراموشی بی‌درمان که نیست، آقای اسطوره!

majidi

روزی که فرهاد مجیدی بعد از نخستین واکنش «کارلوس کی‌روش» در مورد حضور احتمالی او در کادر‌فنی تیم‌ملی، بلافاصله به فدراسیون فوتبال رفت، همه گمانه‌زنی‌ها به سوی نشستن او روی پست دستیاری تیم‌ملی ایران سوق پیدا کرد. مجیدی خیلی ساده و در واکنشی بسیار قابل پیش‌بینی، در برنامه نود، حضورش در فدراسیون را به پیگیری کلاس‌های مربیگری ربط داد و البته در ذهن اندک تماشاگرانی که پای مناظره‌ دو سر باختش با «عادل فردوسی‌پور» نشسته بودند این سوال را طراحی کرد که چرا مجیدی قبل از حضورش در فدراسیون فوتبال، آدرس اینترنتی سایت فدراسیون را در تبلت خود باز نکرده و نگاهی به آن نینداخته تا به صورت دقیق متوجه شود در چه روزهایی کمیته آموزش فدراسیون فوتبال، کلاس‌های مربیگری در سطوح مختلف را برگزار می‌کند.

فرهاد البته کمی فراموش‌کار است. این را از نشناختن کاپیتان تیم امید ایران هم می‌توان فهمید. شاید برای همین فراموش‌کاری‌اش باشد که یادش رفته در ساختمان فدراسیون به جز با مسوولان کمیته آموزش با چه کسانی دیدار کرده. شاید هنوز هم به یاد نیاورد که دستیاری «وینگادا» را به شکلی تلویحی از فدراسیون فوتبال خواسته و منتظر تماس آنها مانده. فرهاد مجیدی این روزها چه‌قدر به تیمی فکر می‌کند که کاپیتان لژیونرش را هم نمی‌شناسد چه برسد به گمنام‌هایش را؟! فرهاد چه‌طور می‌خواهد کمک مربی کی‌روش یا وینگادا باشد وقتی مهم‌ترین بازیکن تیم‌های امید و ملی ایران را نمی‌شناسد؟ فرهاد چه‌طور بازیکنی که مقابل او در بیستم اردیبهشت‌ماه سال ٩٢هم‌راه با داماش گیلان در تهران استقلال را شکست داد و مقابل چشم‌های او پاس گل پیروزی تیمش را داد و بهترین بازیکن زمین شد را نمی‌شناسد؟! فرهاد تا امروز نه لیست مدعوین تیم‌های ملی را دیده، نه لیگ را دیده، نه نود دیده، نه بازی‌های ایران در جام‌جهانی را؟ ادعای نشناختن یک بازیکن جوان برای یک کهنسال و پیشکسوت، تشخص می‌آورد؟ اگر می‌آورد از امروز هم‌دیگر را نشناسیم …

شاید فرهاد همان روزی که از فدراسیون فوتبال بیرون آمده، این را هم از یاد برده است. مثل وقتی که «ناصر احمدپور» به‌عنوان شفیق‌ترین دوست رسانه‌ای‌اش (تا وقتی قدرت‌های رسانه‌ای مثل خبر ورزشی را در دست داشت) از دنیا رفت و حتا در مراسم خاک‌سپاری‌اش هم حاضر نشد. چه کسی باور می‌کرد فرهاد که زمانی برای جزیی‌ترین تصمیمات زندگی‌اش از ناصر احمدپور مشاوره می‌گرفت، در مراسم تدفین او شرکت نکند؟ چه کسی باور می‌کرد ناصر احمدپور که سال ٨٠در همین برنامه نود در مناظره‌ای با «پژمان راهبر»، مربی شهیری مانند «میروسلاو بلاژویچ» را فقط به ‌خاطر دعوت نکردن از مجیدی به خاک و خون کشید، از یاد مجیدی برود؟ دیگر علیرضا جهانبخش کجای این داستان است؟ یک پسر تازه وارد به فوتبالی که لبریز شده از افتخارات ملی و باشگاهی مجیدی!

فراموشی بی‌درمان که نیست، آقای اسطوره!

فراموشی بی‌درمان که نیست. راه‌حل دارد! می‌توان برای فرهاد هر روز و همه روز تکرار کرد. مردانی که روزی روزگاری برای او نردبان ترقی بودند. از جوان‌هایی که روزی خود او جای آنها بود. فرهاد را «محمد مایلی‌کهن» از بهمن کرج پیدا کرد و به تیم‌ملی آورد. همان تیمی که لبریز بود از ستاره‌ها. از عابدزاده گرفته تا خاکپور و باقری و دایی و استیلی و عزیزی. فرهاد این اسامی را به یاد دارد؟ ! فرهاد را ناصر حجازی به استقلال برد، فتح‌اله‌زاده‌ای که به خاطرش از استقلال یک‌بار خداحافظی کرد و رفت به اتریش برد. یادش هست؟ فرهاد چند نفر از مردانی را که برایش بخشی از عمر خود را گذاشته‌اند به یاد دارد؟ دیروز در مراسم تدفین احمدپور شرکت نکرد، امروز مدعی می‌شود که آن‌چه روی جلد روزنامه آن مرحوم نشسته باد هوا بوده و شاید فردا، وقتی اسم ناصر احمدپور را پیش روی او بگذاریم، بگوید: من او را نمی‌شناسم…

گاهی می‌توان متوجه سکوت بعضی شد. این‌که چرا دهان‌هایی هرگز در مجامع عمومی باز نمی‌شوند، شاید دلایلی دارد که فقط در زمان سخنوری صاحبانشان عیان شوند. گاهی می‌توان فهمید که چرا «علی پروین» هرگز حاضر به حضور در برنامه زنده تلویزیونی نشده است. دست خودش نیست … بعضی شفاهیات رکیک، جزیی از ماهیت گفتاری‌اش شده. تشخصش به همین ادبیات خاصه اوست. گاهی می‌توان فهمید که چرا یکی مثل «مسعود کیمیایی» با آن همه هنر خاصه‌اش، حاضر به نشستن روبه‌روی دوربینی نمی‌شود که او را بدون رتوش پیش چشم مردم می‌گذارد. این را وقتی فهمیدیم که یک ماه قبل او میهمان «هفت» بود. می‌توان امروز درک کرد که دلیل خاموشی مجیدی در تمام این سال‌ها چه بوده. چرا به دعوت دوست قدیمی‌اش و همسفر سابقش (عادل) در تمام این سال‌ها جواب رد می‌داده. گاهی باید دلیل سکوت را پنهان نگه داشت. نهایت این است که تصور می‌کنند خودت را بالاتر از یک مناظره‌گر تلویزیونی می‌بینی. نهایتش این است!

فراموشی بی‌درمان که نیست، آقای اسطوره!

برای برنده بودن جلوی عادل فردوسی‌پور، یک فرمول قدیمی وجود دارد. با او رفاقت کنید. بعد هر آن‌چه که از زندگی خصوصی‌اش می‌دانید را در موردش روی خط زنده تلویزیونی بگویید. مثلن بگویید پدرش در دبی به شما گفته بود که در دوران کودکی‌اش هوادار پرسپولیس بوده! چنان خودش را می‌بازد، چنان دست و پایش را می‌بازد که تا آخر مباحثه شما با سخیف‌ترین کلمات هم برنده باشید. حتا نمی‌تواند به شما بگوید آن زیر پیراهنی که مدعی هستی به دستور ریاست باشگاه زیر پیراهن تمام بازیکنان پوشانده شده بود چرا بر تن هیچ یک از هم‌بازی‌هایی که بر سرت می‌پریدند نیست!

«مجلس اختلاف فدراسیون‌های ورزشی با صدا‌و‌سیما را بررسی می‌کند»

سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی گفت: نمایندگان عضو شورای نظارت بر صدا‌و‌سیما با تشکیل کارگروهی موضوع اختلاف فدراسیون‌های ورزشی با صدا‌و‌سیما را در اسرع وقت بررسی کرده و نتیجه را به کمیسیون گزارش خواهند داد.

majles

«سیدعلی طاهری» در گفت‌و‌گو با ایرنا با تشریح جزییات جلسه عصر روز سه‌شنبه کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به اختلاف فدراسیون فوتبال و برخی دیگر از فدراسیون‌ها با صدا‌و‌سیما برای حق پخش مسابقات ورزشی اظهار داشت: در این جلسه مقرر شد سه نفر از اعضای کمیسیون که در شورای نظارت بر صدا‌و‌سیما فعالیت می‌کنند موضوع را هر چه سریع‌تر با تشکیل جلسه‌ای، به صورت فوری پیگیری کنند و به این کمیسیون، گزارش دهند.

نماینده مردم گرگان در مجلس از آغاز بررسی طرح نظام جامع رسانه در کمیسیون فرهنگی مجلس خبر داد و گفت: با توجه به این‌که دولت اعلام کرده در حال تکمیل لایحه‌ای در این زمینه است، مقرر شد مکاتبه با دولت برای تسریع در ارسال این لایحه صورت گیرد.

وی ادامه داد: کمیسیون فرهنگی مجلس در جلسه امروز خود وظیفه رسیدگی هر‌چه سریع‌تر به طرح مذکور را با دعوت از مسوولان مربوطه، به کار‌گروه ویژه کمیسیون واگذار کرد.

«راه‌کار جدید نود در روز تحریم دوربین‌های سیما»

در روزی که فدراسیون فوتبال مانع ورود دوربین‌های تلویزیونی به ورزشگاه‌ها شد، عوامل یک برنامه تلویزیونی برای پخش تصاویر دیدار پرسپولیس با سایپا در برنامه نود دست به کار جدیدی زد.

به گزارش خبرنگار مهر، فدراسیون فوتبال تهدیدهایش برای راه ندادن دوربین‌های تلویزیونی به ورزشگاه‌ها را بالاخره در هفته دوازدهم لیگ‌برتر عملی کرد تا در روز نخست از این هفته هیچ مسابقه‌ای روی آنتن نرود. در دیدار پرسپولیس با سایپا که روز سه‌شنبه در ورزشگاه آزادی برگزار شد، هیچ دوربینی از صدا‌و‌سیما حضور نداشت تا این سوال ایجاد شود که برنامه هفته آینده نود از این مسابقه چه تصاویری را نشان خواهد داد.

با این حال «عادل فردوسی‌پور» برای حل این مشکل بی‌کار ننشست و گزارشگر برنامه‌اش را بدون تصویربردار به ورزشگاه فرستاد تا وی با دوربین دستی از بازی فیلم بگیرد. گزارشگر ٩٠ اکثر دقایق این بازی را فیلم گرفت و حتا در پایان مسابقه با تعدادی از بازیکنان دو تیم هم با دوربین خود مصاحبه‌هایی انجام داد تا دست عادل فردوسی‌پور برای برنامه هفته آینده خالی نباشد.

هنوز مشخص نیست که تهیه کننده و مجری برنامه نود این وظیفه را به سایر گزارشگران خود در شهرهای دیگر محول کرده است یا خیر.

البته درباره پخش دیدار استقلال با پدیده حرف و حدیث‌های فراوانی ایجاد شده و گفته می‌شود احتمال راه دادن دوربین‌های تلویزیونی به ورزشگاه ثامن برای پخش بازی وجود دارد.

«فوتبال حرفه‌ای نباید شیر بی‌یال و کوپال باشد»

رییس فدراسیون گفت: در مورد حق پخش تلویزیونی روی حرف خود ایستاده‌ایم و اجازه ورود دوربین به ورزشگاه‌ها را نمی‌دهیم.

«علی کفاشیان» در گفت‌و‌گو با فارس در مورد عدم پخش دیدارهای لیگ‌برتر گفت: روی حرف خود هستیم و به خواسته‌مان در مورد حق پخش از صدا‌و‌سیما هم‌چنان اصرار داریم.

وی ادامه داد: یک‌بار دیگر تاکید می‌کنم که صداو‌سیما باید برای حرفه‌ای شدن حق واقعی باشگاه‌ها را بدهد اما با این وضعیت گویا آنها اعتقادی به حق پخش ندارند. مردم هم فعلن برای تماشا بازی‌ها به ورزشگاه بروند و بقیه هم برای هم تعریف کنند!

کفاشیان با ذکر مثالی تصریح کرد: اگر می‌خواهیم فوتبال‌مان کامل شود باید همه فاکتورهای حرفه‌ای‌گری را در کنار هم داشته باشیم. این درست مثل آن فردی است که برای خال‌کوبی یک شیر رفت و زمانی که درد این کار او را آزار می‌داد به آن کسی که روی بدنش خال‌کوبی می‌کرد، می‌گفت یال شیر را خال‌کوبی نکن و سپس خواسته‌اش را در مورد دم شیر و بعد هم سر شیر تکرار کرد که در نهایت فرد خال‌کوبی کننده به وی پاسخ داد که مگر شیر بی‌یال و دم و سر هم شیر می‌شود؟

رییس فدراسیون فوتبال در مورد این‌که چرا داوران خارجی قرار است دیدار دوستانه تیم‌های ایران و کره‌جنوبی را قضاوت کنند، گفت: در این مورد خیلی مطلع نیستم چون در ایران نبودم اما داوران ما هم بین‌المللی هستند و هیچ فرقی نمی‌کند. ما مشکلی از لحاظ داوری نداریم و داوران ما هم می‌توانند این‌طور دیدارها را قضاوت کنند.

وی در مورد این‌که آیا ویروس آبولا اردوی آفریقای جنوبی تیم‌ملی را تهدید می‌کند، گفت: در حال بررسی این موضوع هستیم و قبل از اعزام تیم‌ملی به این کشور تمام جوانب امر را بررسی خواهیم کرد.

«انتظار از نسل پلی‌استیشنی برای پیشرفت فوتبال»

این روزها همه تیشه برداشته‌اند و دنبال قربانی جدیدی می‌گردند که معمولن رییس فدراسیون یا مربی تیم‌ملی اولین گزینه‌ها هستند اما وزارت ورزش در گذشته برای جایگزینی از بین رفتن فوتبال خیابانی چه کرده؟ آیا آموزش و پرورش از این همه امکانات در کشور به درستی استفاده کرده؟ آیا شهرداری زمین فوتبال برای جوانان ساخته که از درون این‌ها فوتبالیست بیرون بیاید؟

به گزارش مهر، از آن روزگار که فوتبال توسط انگلیسی‌ها به مسجدسلیمان آمد و رشد کرد تا به امروز شاید هرگز در رده‌های پایه به چنین خفت‌هایی گرفتار نشده بودیم. شاید حذف شده بودیم، شاید که نه در بسیاری موارد حذف شده بودیم اما نه با این خفت که به یمن ببازیم و ویتنام. چرا؟

می‌توان مثل همیشه بدون مطالعه و بدون انصاف و فقط از روی ویترین بودن فدراسیون با لودر رسانه رد شد و خود را محق نشان داد و مدعی شد که همین تیم را اگر فلانی بود با ده امتیاز اختلاف قهرمان می‌کردیم و غیره و غیره و غیره!

می‌توان کفاشیان را شست و پهن کرد روی طناب تا خشک شود. بعد هم او را بیرون کرد و مثل خرید نان سنگگ نوبت را به کس دیگری داد. بله می‌توان همه این کارها را انجام داد، مثلن می‌توان به تنور وزارت ورزش هیزم ریخت، می‌توان کفاشیان را قطعه قطعه کرد و رفت سروقت کسی دیگر.

مگر با صفایی فراهانی چنین نکردیم؟ مگر با دادکان نکردیم؟ مگر با دیگران نکردیم؟ مگر منتقدان رییس نشدند؟ نتیجه چه شد؟ پاسخ‌ها را همه فوت آبیم، کمیته شکستی تشکیل می‌شود و ریشه‌یابی می‌کنند و آخرش یا یک مربی و یا یک رییس فدراسیون را مقصر می‌کنند و با قربانی کردن او افکار عمومی را آرام می‌کنند بدون آن‌که اشکال واقعی برطرف شده باشد!

اشکال اما کجاست؟ اجازه بدهید یک‌بار برای همیشه ریشه خشکیده را نشانشان بدهیم. اشکال نه در فدراسیون فوتبال که در وزارت‌خانه‌هاست و شهرداری‌ها.

مدارس فوتبال به امان خدا رها شده‌اند، هر کسی می‌آید همیانش را پر از پول می‌کند و می‌رود بدون آن‌که ذره‌ای به فکر بچه‌های مردم باشد و به آنها نظم و تکنیک و تاکتیک یاد بدهد. با پایان فوتبال خیابانی کلن فوتبال مرد این‌ها که امروز فوتبال بازی می‌کنند بیشتر از فوتبال داخل چمن سبز، پلی‌استیشن بازی کرده‌اند! شما می‌خواهید این نسل به یمن نبازد؟

نسل امثال باقری‌ها، جباری‌ها، مهدوی‌کیا‌ها، دایی‌ها، منصوریان‌ها، کریمی‌ها و مجیدی‌ها نسلی هستند که در خیابان و روی آسفالت وسط تابستان بیش از ۶ ساعت در روز فوتبال بازی می‌کردند و نهایتن به زمین خاکی رسیدند!

33

اما با پایان گل‌کوچک خیابانی و گیم‌نت شدن زمین‌های خاکی آن‌جا که وزیر ورزش‌ها و رییس تربیت بدنی‌ها و شهرداری‌ها باید به خودشان می‌آمدند درگیر دعوا با هم بودند و جابه‌جایی‌های غیرمتعارف و تند و تند وزرا و روسای تربیت‌بدنی به گونه‌ای که طی شش سال شش نفر بر آن کرسی تکیه زده‌اند که عبارتند از: علی‌آبادی، سعیدلو، عباسی، صالحی‌امیری، شریعتمداری و محمود گودرزی که البته صالحی امیری و شریعتمداری سرپرست بوده‌اند. بنابراین کسی نبوده که پلی‌استیشن را از دست بچه‌ها بگیرد و آنها را به زمین فوتبال هدایت کند.

شهرداری چند تا زمین فوتبال ساخته در این مدت و آن را در اختیار نوجوانان و جوانان قرارداده که بروند و بدوند و تکل بزنند و مردانه فوتبال بازی کنند؟ وزارت‌خانه کی و کجا طرح همگانی توسعه فوتبال را با مدارس سالم و ارزان‌قیمت فوتبال تشکیل داده و پیشکسوتان فوتبال را استخدام کرده که این‌ها را تربیت کنند که امروز داعیه دارد و نقد هم می‌کند و به فدراسیون فوتبال ایراد می‌گیرد؟ آیا غیر از این بوده که همه هنر وزارت‌خانه‌ها تعیین هیات مدیره‌های سرخابی، تعیین مربیانشان و تعیین مربی تیم‌ملی بوده است؟ کسی ردی از کار صحیح در توسعه محبوب‌ترین ورزش ایران از وزارت دیده که ما ندیده‌ایم؟

این همه پیشکسوت فوتبال داریم که همه بی‌کارند و به شغل شریف مصاحبه کردن علیه هم در رسانه‌ها مشغولند اما دریغ از یک ساماندهی صحیح و استفاده از امکانات وزارت‌خانه برای رشد دادن فوتبال!

حالا هم لابد می‌آیند و قیافه حق به جانب می‌گیرند و می‌گویند دیدید گفته بودیم که فدراسیون کار کارشناسی نکرده است؟ این‌که کار فدراسیون کارشناسی هست یا نه شاید در این مقاله نگنجد اما اصالتن دخالت تا این حد در کار فدراسیونی که مجمع تخصصی دارد و اگر لازم باشد خود مجمع برایش تصمیم می‌گیرد آن‌هم در حالی‌که هزاران متر‌مربع فضای ورزشی روی هوا مانده و هیچ توسعه‌ای برای فوتبال وجود ندارد و توسط وزارت ورزش انجام نشده کاری بی‌مزه و غلط است.

فوتبال از حلقه‌های زنجیر زیادی درست شده که آخرین آن فدراسیون فوتبال است و نکته این‌جاست که ما هم هر روز فقط فدراسیون و سرمربیان را نشانه می‌گیریم غافل از این‌که در آموزش و پرورش کوچک‌ترین کار مثبتی انجام نمی‌شود و ورزش بی‌برنامه‌ترین، ضعیف‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین کار این وزارت‌خانه است.

«ادبیات نامناسب برخی فوتبالی‌ها و قهرمانانی که به زندان می‌روند»

برخی ادبیات و حرف‌هایی که قهرمان‌های فوتبال ایران برای یک‌دیگر به کار می‌برند، می‌رود تا درب‌های زندان را به روی آنها باز کند و به نظر می‌رسد خود این عزیزان حواسشان نیست که به کجا می‌رسند و چه می‌کنند.

اتفاق خوبی نیست این‌که «محمد مایلی‌کهن» را در آستانه درب  زندان ببینیم، اتفاق خوبی نیست که «علی دایی» هر دو پا را در یک کفش کند و بگوید باید فلانی به زندان برود! فلانی کیست؟ مربی سابق خود دایی! شاید دایی حق داشته باشد. شاید هم نه.

به هرحال این بخش ماجرا را قاضی تعیین می‌کند اما واقعیت این است که در ورزش و در دنیای پهلوانی رسم بر این رفتار نبوده و همیشه حرمت بزرگ‌تر حفظ می‌شده و به درست یا غلط از قدیم می‌گفتند چوب معلم گل است.

این درست که ماجراها دیگر مثل سابق نیست. این درست که جامعه نوین ظرفیت و تحمل کمتری نسبت به گذشته دارد اما واقعیت این است که حتا همین جامعه با ظرفیت کم هم چنین اتفاقاتی را دوست ندارد.

mailikohandai

این اما همه داستان نیست و تک موردی نیست که وجود دارد، همین «فرهاد مجیدی» در برنامه نود همین هفته هم حرمت مربی خود را نگه نداشت و اگر چه اسم نبرد اما واقعیت این است که برداشت‌ها به سمت قلعه‌نویی بود و اگر هم فرهاد نظرش این نبوده باشد (که بعید می دانیم) باید به گونه‌ای حرف می‌زد که چنین برداشت‌هایی نشود. البته در موارد دیگر فرهاد مجیدی در بیانیه قدیمی‌اش کاملن در رابطه با امیر اسم او را برده بود.

«حسن روشن» گزینه بعدی است. او در اکثر روزها علیه مدیران استقلال حرف می‌زد، هنوز هم چنین می‌کند و هیچ‌کس نمی‌داند به کدامین دلیل چنین می‌کند و چرا؟

پیش از این هم بین دایی و پروین، بین قلعه‌نویی و حجازی، بین مایلی‌کهن و قلعه‌نویی و … بارها و بارها چنین دعواهایی دیده بودیم، هنوز هم می‌بینیم و نمی‌فهمیم که چنین فضایی با ادبیاتی این‌چنینی: آقا قلدره، گروهبان قندلی و مواردی چون این که اصلن کم نیستند چگونه بر زبان برخی از این دوستان جاری می‌شود و از آن بدتر این‌که بعضن برخی از این اعضای فوتبال یک‌دیگر را به اختلاس کردن و جادو کردن و دزدی و رانت خواری و …متهم می‌کنند آن‌هم در رسانه‌های عمومی!

اگر در خانه دعوایشان شود، اگر در حریمی معلوم دعوا کنند بحث فرق می‌کند اما در رسانه‌ها؟ این درست که رسانه‌ای‌ها باید آیینه باشند و هر چه که هست را عینن بازتاب دهند اما این رسمش نیست که دعواهایشان را در رسانه‌ها انجام دهند همه مردم را خبر کنند.

امروز هم که پای دادگاه و زندان وسط آمده و ما واقعن هنوز در شوک به سر می‌بریم و از این عزیزان می‌پرسیم چرا برای دعوا کردن با یک‌دیگر ادبیات فاخرتری را در نظر نمی‌گیرند و مراقب تهمت‌ها نیستند؟

«در برای کی‌روش هم‌چنان بر همان پاشنه می‌چرخد»

هم‌چنان بر این باوریم ‌در اوضاع کنونی و با توجه به همه گزینه‌ها، «کارلوس کی‌روش» از نظر فنی، بهترین گزینه برای سرمربیگری تیم‌ملی بوده و هست؛ اما این‌که دست کارلوس کی‌روش در مسایلی غیر از مسایل فنی تیم‌ملی چنان ‌باز باشد که به جای رییس برای این تصمیم بگیرد، شاید روی همه ویژگی‌های مثبت فنی‌اش اثر بگذارد.

در برای کی‌روش هم‌چنان بر همان پاشنه می‌چرخد انجام کارهای بیرون از حدود اختیارات، بزرگ‌ترین ایرادی بود که منتقدان در چند ماه پیش به کارلوس کی‌روش می‌گرفتند و در مقطعی حتا این شدت هجمه‌ها به سرمربی تیم‌ملی در این زمینه، موجب شده بود که عمل‌کرد فنی او هم تحت تاثیر قرار بگیرد و خیلی‌ها سرمربی تیم‌ملی را به دلالی و مسایلی دیگر متهم کنند.

kirosh

ساختار مشوش و غیرشفاف فدراسیون فوتبال ایران در کنار بی‌تدبیری‌های مسوولان ارشد این فدراسیون در سه سال اخیر، این موقعیت را ایجاد کرده بود که سرمربی پرتغالی و نام‌دار تیم‌‌ملی ایران، این فرصت را پیدا کند تا علاوه بر مسایل فنی تیم‌ملی به مسایل حاشیه‌ای دیگری نظیر هماهنگی هتل محل اقامت تیم‌ملی و کمپ‌ها و مسایل دیگر ورود کند. همین مساله هم پس از جام‌جهانی، موجب شده ‌تا مخالفان کارلوس کی‌روش بی‌توجه به کیفیت فنی وی از او انتقادات تند و تیزی کرده ‌و سرمربی تیم‌ملی را به داشتن حاشیه‌های غیر‌شفاف مالی متهم کنند.

در جریان ماراتن‌گون و کشدار تمدید قرارداد با کارلوس کی‌روش هم بسیاری حتا شخص وزیر ورزش و جوانان از «علی کفاشیان» خواستند تا در تنظیم قرارداد با کارلوس کی‌روش، زمینه را به گونه‌ای فراهم کند که مرد پرتغالی تیم‌ملی در حد سرمربی تیم ‌بماند و به رییس در سایه فدراسیون تبدیل نشود؛ مساله‌ای که علی کفاشیان هم روی آن صحه گذاشت و در شویی که با کارلوس کی‌روش در هنگام تمدید قرارداد بازی کرد، روی آن تاکید نمود؛ جایی که پس از پایان جلسه مذاکره کی‌روش و کفاشیان، سرمربی تیم‌ملی رو به خبرنگاران گفت «برنده امروزی کفاشیان بود»؛ نمایشی که مثلن خیال ما را راحت کند که آقای رییس قرار است از موضع قدرت از حدود اختیارات خود دفاع ‌و سرمربی پرتغالی را هم محدود کند.

اما اکنون با گذشت نزدیک به دو ماه از تمدید قرارداد کی‌روش و فدراسیون و برگزاری اردو‌ پرتغال و برخی رخ‌دادهای این اردو مشخص شده که گویا ‌قرار است، برای سرمربی تیم‌ملی هم‌چنان در بر‌‌ همان پاشنه بچرخد و تغییری در حدود اختیارات او ایجاد نشده است.

در‌‌ همان روزهای اردو‌ پرتغال، خبر کوتاه و جذابی روی خروجی خبرگزاری هم رفت: ایرلاین پرتغالی که مالکش دوست سرمربی تیم‌ملی هم هست، بنر تبلیغاتی خود را کنار زمین مسابقه تیم‌ملی ایران گذاشت و هزینه سفر تیم‌ملی به پرتغال را هم داد!.

اما ماجرای اسپانسر شصت هزار دلاری این ایرلاین پرتغالی، تنها حاشیه این اردو نبود و حضور «هوشنگ مقدس» به ‌سرپرستی تیم‌ملی در این اردو نیز اعتراضات بسیاری به هم‌راه داشت؛ سرپرستی که آن هم گویا با نظر کارلوس کی‌روش تعیین شده بود و رسانه‌ها به آن اعتراض فراوانی کرده بودند.

در پایان باید گفت، مسایلی از این دست، نشان می‌دهد که گویا در شرح وظایف و مفاد قرارداد کی‌روش هیچ تفاوتی پدید نیامده‌ و برنده جلسه مذاکرات، نه علی کفاشیان که سرمربی پرتغالی تیم‌ملی است. هم‌چنان بر این باوریم که در اوضاع کنونی و با توجه به همه گزینه‌ها، کارلوس کی‌روش از نظر فنی بهترین گزینه برای سرمربی‌گری تیم‌ملی بوده و هست؛ اما این‌که دست کارلوس کی‌روش در مسایلی غیر از مسایل فنی تیم‌ملی چنان ‌باز باشد که به جای رییس برای این تصمیم بگیرد، ممکن است روی همه ویژگی‌های مثبت فنی‌اش اثر بگذارد.

مطالب مرتبط

از گرگ‌کشی جاسم کرار در ایران تا گریه مهدوی‌کیا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , ,