Saturday, 18 July 2015
25 October 2021
چشم سوم – انقلاب ما انقلاب آن‌ها

«صلاح مازوجی: عامل مصائب نه انقلاب بلکه شکست انقلاب است»

2014 November 07

شادیار عمرانی – بهرنگ زندی / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

قسمت اول مصاحبه با صلاح مازوجی از حزب کمونیست ایران

نود و هفت سال از بزرگ‌ترین انقلاب قرن بیستم گذشته است. انقلابی که تاثیرات وسیعی در جهان امروز گذاشت. این که انقلاب اکتبر روسیه را بزرگ‌ترین انقلاب قرن بیستم نام گذاشتند به سه علت اصلی بوده. اول به دلیل وسعت قیامی که به این انقلاب انجامید، دوم وسعت تغییرات بنیادینی که به تغییر کلی سیستم اقتصادی، سیاسی و اجتماعی منتهی شد و سوم تاثیر این انقلاب در جغرافیای وسیعی خارج از مرزها و تا دهه‌های متمادی که به تغییر تاریخ سیاسی جهان منجر شد.

اما، به طور خاص از پس از انقلاب اکتبر روسیه انقلابات متعددی در جهان رخ داد، از آسیای شرقی گرفته، تا اروپا، خاورمیانه، افریقا و آمریکای لاتین، که هیچ کدام تکرار تجربه‌ی انقلاب کارگری روسیه نبود اما نمی‌شود تاثیرات این تجربه را بر آن‌ها به نحوی از انحا نادیده گرفت.

بهرنگ جان، در ایران هم ما انقلاب کردیم و بزرگ‌ترین انقلابی که تاثیرات غیرقابل انکاری هم در ایران و هم در منطقه گذاشت انقلاب ۵٧ بود. انقلابی که خیلی زود به مسیر انحرافی رفت و به نوعی به سرکوب انقلابیون و تشکیل حکومتی انجامید که خواست و مطلوب بسیاری از همان مردم انقلابی نبود. امروز از خودمان می‌پرسیم اصلن چرا انقلاب کردیم؟ خیلی‌ها این روزها به دلایل شکست انقلاب می‌پردازند و هر کسی نوک پیکان نقد و تقصیر را به سوی یک گروه و جنبش می‌گیرد.

البته در مقابل کسانی که امروز انقلاب گریز شده‌اند، صفوف غیرمتشکل با گرایشات و خواست‌های حتا متضاد هم شکل گرفته‌اند که شعار انقلاب دومی را در ایران سر می‌دهند و تنها راه برون‌رفت از بحران امروز ایران را سرنگونی نظام اسلامی ایران در پرتوی انقلابی دیگر می‌بینند.

poster

بله، در این صف حتا ما نادرترین نوع انقلاب‌طلبی یعنی رجوع به نظام سلطنتی را می‌بینیم که شاید در نوع خودش در جهان نادر باشد.

در این میان سازمان‌ها و گروه‌های چپی که در انقلاب ۵٧ حضور و تاثیر گسترده‌ای داشتند سال‌هاست که برای انقلاب دومی در حال مبارزه به انحای مختلف هستند. اما واقعن باید به مردمی که طی ٣۵سال گذشته، تاریخ بسیار دشواری را در ایران تجربه کردند پاسخ داد. این که چرا انقلاب؟ چه انقلابی؟ و چگونه انقلاب؟ پرسش‌هایی است که امروزه مردم ایران از طبقات و اقشار مختلف با وجود تجربه‌ی انقلاب ۵٧ می‌پرسند و به دنبال پاسخ روشنی به آن‌ها هستند.

از این رو ما به سراغ احزاب، سازمان‌ها و تشکل‌هایی رفتیم که انقلاب دوم هدف مبارزاتی آن‌هاست. از میان احزاب مختلفی که به این برنامه دعوت کردیم رهبران این احزاب دعوت ما را پذیرفتند:

حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری-حکمتیست، سازمان فداییان- اقلیت، حزب حکمتیست- خط رسمی، سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، حزب کمونیست کارگری، سازمان انقلابی کارگران ایران- راه کارگر، و از بین تشکل‌های خارج از تحزب گرایش مارکسیست‌های انقلابی ایران.

امیدواریم این فتح بابی شود تا گروه‌ها، سازمان‌ها، تشکل‌ها و احزاب دیگرنیز قدم پیش گذارند و پاسخ‌گوی پرسش‌های به حق مردم باشند.

ما از این احزاب سه سوال یک‌سان پرسیدیم. نکته‌ی جالب توجه این بود که گرچه در نگاه عموم این احزاب گرایش چپ دارند اما پاسخ هیچ یک از این احزاب به دیگری نه تنها شبیه نبود، هم در تبیین تئوریک از انقلاب و هم در استراتژی آن تفاوت و حتا بعضن تضاد داشتند.

با این مقدمه، و بی‌هیچ قضاوتی قسمت اول از این ویژه برنامه ٢۴ قسمتی را با بخش اول گفت‌وگویمان با آقای صلاح مازوجی از حزب کمونیست ایران آغاز کنیم. و البته فکر می‌کنم پس از پایان این ویژه برنامه شنوندگان عزیز بتوانند به قضاوت برسند.

salahmazoji

صلاح مازوجی

پس قضاوت با شما.

 آقای صلاح مازوجی، آیا انقلاب اکتبر ١٩١٧ روسیه، یک انقلاب سوسیالیستی موفق بود؟

صلاح مازوجی: «در جریان انقلاب اکتبر طبقه‌ی کارگر روسیه تحت رهبری حزب بلشویک در آن مقطع جنگ جهانی امپریالیستی اول و در شرایطی که تعداد زیادی از احزاب سوسیال دموکرات در سطح جهان عملن به حمایت از دولت‌های بورژوایی پرداختند نه تنها آن‌ها موضعی انترناسیونالی پیش گرفتند بلکه در آن دوره موفق شدند عملن علیه بورژوازی خودی که در حکومت قرار داشت به شیوه ی قهرآمیز به مبارزه بیایند و عملن بوژوازی را به زیر بکشند و قدرت سیاسی را به دست بگیرند. یعنی از نظر ما انقلاب اکتبر بی‌تردید حکومت کارگران را در روسیه برقرار کرد و خیلی از این انتقادات را که گاهن مطرح می‌شود که گویا آن جا دیکتاتوری حزبی حاکم بوده و حکومت کارگری نبوده، ما این انتقادات را هیچ وقت نپذیرفتیم. ما تاکید می‌کنیم که آن جا طبقه‌ی کارگر موفق شد که قدرت سیاسی را به دست بگیرد و در عرصه دموکراسی کارگری هم کارگران توانستند با تکیه بر تجربه‌ی کمون پاریس از طریق شوراها، ایده‌ی امکان‌پذیری حکومت شورایی کارگران هم به کارگران روسیه و هم به کارگران جهان نشان دهند.

اما می‌بینیم که همین حکومت کارگری که تازه بر سر کار آمده بود از شش یا هفت ماه پس از انقلاب روسیه یعنی از تابستان ١٩١٨ درگیر یک جنگ داخلی در چندین جبهه شد و پیامد این جنگ بسیاری از مسائل سیاسی این دوره را تحت الشعاع خود قرار داد. از یک طرف نیروهای متخاصم ارتش روس سفید در بخش‌های مختلف روسیه بسیج شده بودند با ارتش سرخ و کارگران متشکل در شوراها درگیر بودند، از طرف دیگر آلمان از طریق توافقی که با یک دولت دست نشانده‌ی ملی در اوکراین انجام داده بود عملن این بخش را اشغال کرده و اوکراین را به یک پایگاه قوی ضد انقلابی ارتش سفید تبدیل کرده بود، متعاقب آن دولت‌های دیگر غربی مانند انگلستان، فرانسه، آمریکا که همه‌ از سیاستی که دولت کارگری در پیش گرفته و از صف متفقین خارج شده بود نگران بودند آن‌ها هم سیاست مداخله‌جویانه‌ای را در پیش گرفتند به طوری که در مارس ١٩١٨ همین نیروهای فرانسوی، انگلیسی و آمریکایی، که تا دیروز در جبهه‌ی متفقین با روسیه هم‌جبهه بودند، این بار بندرهایی را در شمال به این بهانه که می‌خواهند از آن برای مقاصد نظامی علیه آلمان استفاده کنند اشغال کردند. دولت ژاپن از طرفی دیگر نیروهایش را در مناطقی از سیبری مستقر کرد و آن مناطق را تحت اشغال خود درآورد. در این دوره‌ی طوفانی و متحول ارتش سرخ و حکومت شوراهای کارگری می‌بایست بر همه‌ی بحرانی که با آن رو به رو شده بود پیروزی را به دست بیاورند تا بتوانند موقعیت خود را به عنوان یک طبقه‌ای که تازه حکومت را به دست گرفته تثبیت کنند. و تا اندازه‌ی زیادی هم موفق شدند.

01

بعدن آن‌ها با معضلات شدید اقتصادی در سال‌های اول انقلاب روبرو بودند. مثلن در سال ١٩٢١ مساله‌ی قحطی به معضل اصلی آن جامعه تبدیل می‌شود. و سیاست اقتصادی نب که لنین پرچمدارش بود و آن جا آشکارا امتیازاتی به نفع بازار آزاد داده می‌شد که تا اندازه‌ای بتوانند اقتصاد روسیه  را از آن رکود بیرون آورند و به مساله‌ی قحطی پاسخ دهند. در این دوره حدود ۵ میلیون نفر جان خود را بر اثر قحطی از دست دادند. این هم فشار روانی سنگینی بود.

در همین دوره تحول بزرگ جهانی که رخ داد این بود که اگر تا دیروز حزب بلشویک و تحت تاثیر حزب بلشویک خود طبقه‌ی کارگر روسیه با این امید بار آمده بودند که انقلاب در اروپا و به طور مشخص انقلاب کارگری آلمان به کمک انقلاب روسیه می‌آید می بینیم در سال ١٩٢٣ دیگر دورنمای پیروزی انقلاب در آلمان کلن تیره و تار شده بود و دیگر هیچ امیدی به پیروزی انقلاب آلمان نمانده بود و این چشم‌انداز به نظر می‌رسید که طبقه‌ی سرمایه‌دار حاکم در غرب می‌خواهد دوره‌ی ثباتی را تجربه کند. این‌جا بود که انقلاب کارگری روسیه از پس این وظیفه‌ی اصلی که بر دوشش قرار گرفت یعنی سازمان دادن اقتصاد جامعه مبتنی بر یک برنامه‌ریزی سوسیالیستی نتوانست برآید. در این عرصه بود که انقلاب روسیه شکست خورد و نتوانست اهداف اقتصادی خود را محقق کند.»

_ چرا انقلاب اکتبر دوباره تکرار نشد؟

صلاح مازوجی: «ما باید از این تجارب درس بگیریم و همان اشتباه‌ها را تکرار نکنیم. به طور قطع اگر در آن‌جا دولت کارگری که تحت رهبری حزب بلشویک بود در روسیه پس از تثبیت حاکمیت خود اگر به آن نیاز اساسی یعنی آن تحول بنیادی که در عرصه‌ی اقتصاد بود پاسخ می‌دادند، این انقلاب این سرنوشتی را که دیدیم، پیدا نمی‌کرد. روشن است در چنین شرایطی وقتی تمام قدرت‌های امپریالیستی با زرادخانه‌های عظیم تبلیغی که در دست دارند از یک زاویه‌ی کارگری و سوسیالیستی به تجربه انقلاب روسیه نمی‌نگرند. آن‌ها این نارسایی‌ها، ناکامی‌ها و شکست انقلاب روسیه را به خوراک تبلیغاتی خود تبدیل می‌کنند. در این چندین دهه‌ی گذشته این انحطاط سیاسی یا مثلن نظام دیکتاتوری که در دوره‌ی استالین بر روسیه را می‌خواهند به عنوان سوسیالیسم به افکار عمومی القا کنند و به این طریق افکار عمومی را از کمونیسم، از تحول سوسیالیستی، از انقلاب زده می‌کنند.

02

روشن است که از یک طرف باید با روشن‌گری در مقابل این تحریفاتی که بورژوازی از طریق زرادخانه‌ی تبلیغاتی‌اش انجام می‌دهد با آن مقابله کرد از طرف دیگر باید باز هم تلاش کرد که طبقه‌ی کارگر را در ابعاد اجتماعی باز به میدان آورد. اتفاقن اگر کارنامه‌ی بورژوازی را نگاه کنیم غیر از جنگ و جنایت و ویرانی و بدبختی و فقر چیزی ندارد. باید در اعتراضات کارگران حضور داشت و نه تنها این آگاهی را به میان کارگران برد که این نظام ناعادلانه است بلکه آن‌ها را متقاعد کرد که این نظام را باید به زیر کشید. غیر از این راه چاره‌ای نیست. خیلی طبیعی است که وقتی انقلاب بزرگی مانند انقلاب اکتبر  و یا انقلاب چین به این سرنوشت دچار می‌شود یا تحولات انقلابی در مصر و تونس و سوریه و کشورهای دیگر به این سرنوشتی که می‌بینیم دچار می‌شوند بلندگوهای تبلیغاتی سرمایه‌داری از همه‌ی این شکست‌ها استفاده می‌کند تا مردم را در مقابل ایده‌ی انقلاب قرار دهد تا انقلاب را بدنام کند. در صورتی که تمام این تحولات و بدبختی‌هایی که بر سر مردم آمده هیچ کدام در نتیجه‌ی انقلاب نبوده بلکه در نتیجه‌ی شکست انقلاب بوده است. هر قدر که انقلاب پیروز شده است تحولات خیلی عظیمی در زندگی مردم به وجود آمده است. مانند تحول در زمینه‌ی برابری زن و مرد که انقلاب روسیه ایجاد کرد. بعد از آن بود که حق رای زنان به رسمیت شناخته شد. بیمه‌ی بیکاری، بهداشت رایگان، آموزش و پرورش رایگان و خیلی از خدمات اجتماعی دیگر که هنوز هم دولت‌های بورژوازی به آن تعرض می‌کنند، همه‌ نتیجه‌ی تحولات انقلابی در روسیه بود. بنابراین تحولات انقلابی همگی دست‌آورد داشته‌اند و اگر مصائبی به مردم تحمیل شده در اثر شکست این انقلابات بوده است نه در نتیجه تحولات انقلابی.»

شاید جالب باشد که بدانید، حتا در پاسخ به این سوال مشخص تاریخی، پاسخ شرکت‌کنندگان ما کاملن متفاوت بود. میهمان فردای ما در چشم سوم، آقای رحمان حسین‌زاده از حزب کمونیست کارگری-حکمتیست است. از شما دعوت می‌کنیم هم‌چنان با ما همراه باشید.

بیشتر بخوانید

حاتمی‌کیا دروغ گفت یا چمران

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. منصور
    1

    صورتی که تمام این تحولات و بدبختی‌هایی که بر سر مردم آمده هیچ کدام در نتیجه‌ی انقلاب نبوده بلکه در نتیجه‌ی شکست انقلاب بوده است. هر قدر که انقلاب پیروز شده است تحولات خیلی عظیمی در زندگی مردم به وجود آمده است. مانند تحول در زمینه‌ی برابری زن و مرد که انقلاب روسیه ایجاد کرد. بعد از آن بود که حق رای زنان به رسمیت شناخته شد. بیمه‌ی بیکاری، بهداشت رایگان، آموزش و پرورش رایگان و خیلی از خدمات اجتماعی دیگر که هنوز هم دولت‌های بورژوازی به آن تعرض می‌کنند، همه‌ نتیجه‌ی تحولات انقلابی در روسیه بود.