Saturday, 18 July 2015
23 September 2020
سرخی تو از من

«سنجد، سمبل خردمندی»

2010 March 13

محمدعلی دادخواه / رادیو کوچه

همه ایرانیان نوروز را از یاد بود کی

به پا سازند از مازندران تا شوش و ملک ری

بساط هفت سین چینند و بنشینند دور وی

ظاهر سفره آب و گل است و باطن آن جان و دل. اگر ما از جان و دل دور‌نشین سفره هفت‌سین باشیم، با ما سخنی می‌گوید که ما را یک سال راهنما و هم‌گام و  هم‌راه باشد.

نخستین سینی که به سفره هفت‌سین راه پیدا می‌کند «سنجد» است. سنجد سمبل عقل و ندای خرد‌گرایی و دعوت به فرزانگی است. در طب کهن سنجد را به عنوان درمان دماغی و کسانی که دارای ضعف عقل بودند تجویز کردند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«هنگامی که خداوند در پی آن بود که انسان را خلق کند، با فرشتگان به گفت‌و‌گو نشست و از آن‌ها نظر خواست که آیا نخست چه چیز انسان را خلق کند؟ فرشتگان هم یک‌صدا بانگ بر‌آوردند که پاهای انسان را بیافریند و راه برود اما خداوند نپذیرفت. گفتند دست او را ، تا با دست خود بتواند میوه بچیند و ابزار بسازد اما باز هم خداوند نپذیرفت. آن‌ها اعلام کردند پس قلب او را بیافرین تا عاشق شود و مونس بگیرد و با انیس خود در یک جا نشیند. باز هم خداوند نپذرفت. آن‌ها متحیر شدند و گفتند پس چه چیز را نخست می‌آفرینی؟ خداوند اعلام کرد «عقل» او را .»

بنابراین نخستین سینی که به سفره راه پیدا می‌کند سنجد است. سنجد را باید یک دختر باکره به سفره بنهد.  سنجد سمبل سنجیده اقدام کردن است و دختر نماد آغاز زمان است که هیچ اقدامی در او نکرده‌اید تا سالی بکر و دفتری نانوشته در پیش روی شما است. یعنی سال را معقول در نوردید. پس اکنون ما با انسانی روبرو می‌شویم که خردمندی را بزرگ می‌دارد و عقلانیت خود را اعتبار می‌دهد. این تفکر خردور می‌تواند در بحرانی‌ترین  مواقع کشتی نجات انسان باشد و او را به میدان ایمنی و اعتماد راهنمایی کند. ضرب‌المثل کوبایی می‌گوید: «فکر مانند چتر نجات است و وقتی عمل می‌کند که باز شده باشد.»

فردوسی در شاهنامه می‌گوید:

خرد چشم جان است چون بنگری     تو بی‌ چشم شادان جهان ننگری

همیشه خرد را تو دستور دار             بدو حاجت از نیک و بد دور دار

اولین پندی که سفره هفت سین به دور نشینان خود دارد این است که مبادا فرزانگی  و خرد را از دست دهید. همه کسانی که فرزانگی را از دست می‌دهند بعد از کار می‌گویند: «به یزدان اگر ما خرد داشتیم، کجا این سر‌انجام بد داشتیم.» حتا اگر انسان عاقل باشد بعد از کارهای اشتباهی که کرده است ناچار می‌شود که کاری را بکند که عقلا کردند:

آن‌چه دانا کند، کند نادان           لیک بعد از رنج بسیار

شادی رازبزرگ زندگی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,