Saturday, 18 July 2015
13 June 2021
کافه کوچه هفتم

«از ماندن مجیدی تا رفتن لانگ»

2014 November 22

آزاد عزیزیان/رادیو کوچه

با همکاری: کژال امینی

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

گزارش هفته:

«مجید مجیدی» رییس هیات داوران سی و سومین دوره‌ی جشنواره‌ی بین‌المللی  فیلم فجر شد و فیلم وی یعنی «محمد» در بخش غیررقابتی این جشنواره به نمایش درمی‌آید. این اولین بار است که سه ماه قبل از شروع جشنواره رییس هیات دوران از طرف «علی‌رضا رضاداد» دبیر جشنواره فیلم فجر انتخاب می‌شود. «علی‌رضا رضا داد» طی حکمی ارسالی برای مجید مجیدی وی را به عنوان رییس هیات داوران این دوره از جشنواره انتخاب کرده و سپس از وی به خاطر قبول این مسوولیت سپاس‌گذاری کرد. فیلم «محمد» ساخته‌ی مجید مجیدی پس از ٧ سال از آغاز ساختش در این جشنواره به نمایش درمی‌آید و با توجه به بودجه‌ی هنگفتی که صرف ساخت این فیلم شده است، بحث تامین بودجه‌ی آن یکی از بحث‌‌های داغ در فضای مجازی و رسانه‌ها در این مدت بوده است. میزان آن بودجه بدان حد است که از آن به عنوان بزرگترین پروژه‌ی سینمایی ایران نام می‌برند. مجید مجیدی کار خود را با بازی در فیلم‌های اولیه‌ی «محسن مخملباف» آغاز کرد و سپس در دروان اصلاحات فیلم‌هایش به عنوان نماینده‌ی ایران به جشنواره‌های خارجی فرستاده شدند.

majidmajidi

نزدیکی وی به رژیم جمهوری اسلامی و حمایت قدرت سیاسی حاکم از وی همواره موضوعی بوده است که چه در رسانه‌های دولتی و چه رسانه‌های اپوزیسیون مورد بحث قرار گرفته است. سی و سومین دوره‌ی جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم فجر در بهمن ماه جاری برگزار خواهد شد و در این برنامه به صورت روزانه پوشش داده می‌شود.

تاریخ سینما:

«فریدریش کریستیان آنتون لانگ» زاده‌ی ١٨٩٠ کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده‌ی آلمانی_اتریشی و یکی از معروف‌ترین سینماگران اکسپرسیونیسم آلمانی (برای شناخت بیشتر این مکتب به برنامه ششم کافه‌ کوچه هفتم رجوع کنید) است. وی با سینمای صامت شروع به فیلم‌سازی کرد و نخستین فیلمش با نام «نیمه قصر» را در سال ١٩١٩ ساخت اما به قطع بهترین فیلم صامت وی که سبب شهرت او شد «متروپلیس» بود. قدرت بصری فیلم‌های صامتش مهمترین ویژگی سینمای وی در دوران صامت بود.

سینمای صامت وی کتابی مصور و سرشار از تصاویر و نماهای زیبا و هنری است. «لانگ» یکی از سینماگران مهم مکتب اکسپرسیونیسم آلمانی است و در سال ١٩٢١ با فیلم «سرنوشت» تعلق خود را به این مکتب اعلام کرد. در سینمای وی صحنه آرایی و میزانس جایگاهی ویژه دارند. فضاهایی که کاراکترهای وی در آن قرار می‌گیرند، بیان کننده‌ی ویژگی‌های شخصیتی آن‌ها یا احساساتی است که آن‌ها تجربه می‌کنند. وی توانایی زیادی در بیان احساسات و مفاهیم با زبان تصویر دارد. در فیلم‌های لانگ اعتقاد به سرنوشت و تقدیر به شدت وجود دارد و انسان در مقابل تقدیر یا یک نیرویی دیگر ناتوان است و در چنین شرایطی تنها عشق است که رهایی بخش است و نقطه امیدی است که کاراکتر در دام افتاده باید آن را دنبال کند. علاوه بر سرنوشت، افراد سلطه‌گری وجود دارند که دیگران را کنترل می‌کنند و بر زندگی آن‌ها تسلط دارند. سال ١٩٣٣ سالی بود که «لانگ» آلمان و همسرش «تیا فون هاربو» را ترک کرد. همسر وی که فیلم‌نامه‌های بیشتر فیلم‌های آلمانی «لانگ» را می‌نوشت، در سال ١٩٣٢ عضو رسمی حزب نازی شده بود و ترک آلمان زیر سلطه‌ی نازی‌ها با ترک همسرش همزمان با هم اتفاق افتاد. «وصیت‌نامه‌ی دکتر مابوزه» آخرین فیلمی بود که «لانگ» قبل از ترک آلمان ساخت. فیلمی که «گوبلز»، وزیر رایش برای تبلیغات و روشنگری و به وی یادآوری می‌کند که اکرانش ممکن نیست و به وی پیشنهاد ریاست صنعت فیلم‌سازی کشور را می‌دهد. «لانگ» از یهودی بودنش می‌گوید و «گوبلز» در جوابش می‌گوید که این ماییم که تعیین می‌کنیم چه کسی یهودی است و چه کسی یهودی نیست. وی همان شب سوار بر قطاری آلمان را ترک می‌کند و ابتدا به فرانسه و سپس به آمریکا می‌رود.

22

فریتس لانگ

فیلم «وصیت‌نامه‌ی دکتر مابوزه» تا سال ١٩۶١ در آلمان به نمایش درنیامد. وی قبل از خروجش از آلمان به سینمای ناطق پیوسته بود و اولین فیلم ناطق خود یعنی «ام» را در سال  ١٩٣١ در آلمان ساخت. فیلمی که به عنوان یکی از اولین فیلم‌های «نوآر» شناخته می‌شود. در فیلم‌های ناطق وی علاوه بر تصویر که همچنان با مخاطبش حرف می‌زند، صدا هم به شکلی مبتکرانه به کار برده می‌شود. مهاجرت لانگ به آمریکا سبب نشد که وی به طور کلی عناصر اکسپرسیونیستی موجود در سینمایش را فراموش کند و این مکتب بر همه‌ی کارهای بعدی وی نیز تاثیر گذاشت. وی نخستین فیلم آمریکایی‌اش یعنی «خشم» را در سال ١٩٣۶ ساخت.  وی در طول حضورش در هالیوود بالغ بر بیست فیلم ساخت. جنایی بودن فیلم‌هایش همراه با عناصر اکسپرسیونیستی‌ای که با خود به همراه آورده بود، فضایی تاریک را در فیلم‌هایش به وجود آورده‌اند. «لانگ» از اولین کسانی بود که به ساخت فیلم در ژانر «نوآر» پرداخت. وی اواخر دهه‌ی ۵٠ به آلمان بازگشت و بالاخره در سال ١٩٧۶ چشم از جهان بست.

فیلم هفته:

«ام» فیلمی محصول ١٩٣١ به کارگردانی «فریتس لانگ»  و یکی از اولین فیلم‌های ناطق سینمای آلمان است. از همان آغاز فیلم ماجرا شروع می‌شود و این از اولین عواملی است که سبب تفکیک این فیلم از دیگر فیلم‌های کلاسیک می‌شود. کودکان آلمانی در حال بازی‌ای هستند که در آن افراد نفر به نفر حذف می‌شوند. بازی‌ای که شاید نمونه‌ی کوچک شده از آلمان آن دوران است و این مفهومی است که تا آخر فیلم هم‌چنان بیننده با آن درگیر است.

22

قاتلی که به قتل کودکان دست می‌زند و این سبب ناآرامی در جامعه‌ی آلمان آن روزها شده است. خانواده‌ها نگران بچه‌هایشان هستند و در این میان پلیس (نماینده‌ی نهاد قدرت) بی‌خاصیت و خنثی حضور دارد. وجود باند‌های مافیایی شهر در کنار پلیسی که به اصطلاح سعی در دستگیری قاتلی دارد که با شروع فیلم هشتمین دختربچه را می‌دزد و هم‌چنین رسانه به عنوان وسیله‌ای که قاتل از آن طریق می‌تواند به طور مستقیم با مردم ارتباط برقرار کند، سه‌گانه‌ای می‌سازد که به روشن‌ شدن مفهوم جرم در آثار لانگ به شدت کمک کرده و به ما می‌گوید که جامعه‌‌ای این‌چنین تا چه اندازه در برابر حضور یک جنایت دارای پایه‌های لرزانی است. در واقع انگار این جامعه منتظر وقوع چنین ماجرایی است که همچون نورافکنی تمامی معضلات موجود را رو کند. وجود چنین فاجعه‌ای اما هم در شهر سبب نا امنی شده و هم به علت حضور همیشگی پلیس، فضایی پلیسی بر شهر حاکم شده و گروه‌های مافیایی را دچار نگرانی از ادامه‌ی فعالیت‌هایشان می‌کند. اما فریتس لانگ برای نشان دادن تشابه نگرانی‌ این دو گروه  (پلیس و گروه‌های خلافکار شهر) دست به دکوپاژی خلاقانه زده و در یک سکانس فوق‌العاده با برش‌های پشت سر هم از محل نشست پلیس‌ها به محل نشست گروه سردسته‌ی مافیا و بلعکس استفاده می‌کند. در نهایت باند مافیایی در دستگیر کردن قاتل موفق‌تر عمل کرده و در مکانی که همه‌ی افراد بزهکار شهر جمع شده‌اند، برای وی دادگاهی تشکیل داده و به محکوم کردنش می‌پردازند. این‌ سکانسی است که فریتس لانگ بیانیه‌ای در باب جرم و قانون صادر می‌کند. آیا در نهایت قاتل باید اعدام شود؟ چه کس مسوول جنایات موجود در جامعه است؟ آیا کشتن قاتل خود قتلی دیگر نیست؟ جمله‌ی نهایی فیلم از زبان مادر یکی از قربانیان بیان می‌شود: «در نهایت کشتن او هیچ چیزی برای ما نخواهد داشت. پدر و مادرها باید بیشتر مراقب بچه‌هایشان باشند.»

 مطالب مرتبط

ارتش سایه‌ها

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , , , , ,